به ظاهر، نظم اجتماعی تا پس از انقلاب صنعتی در اروپا، بهره‏کشی از نیروی کار ارزان را، چندان بد نمی‏شناخته است. در آن دوران کارگران از شرایط دشوار کاری و وضع نامناسب بهداشتی رنج می‏بردند. مبارزات اجتماعی کارگران، برای تنظیم قرارداد عادلانه‏ی کار و توزیع عادلانه‏ی کالاهای اقتصادی میان کارگران، رفته رفته از اوایل سده‏ی نوزدهم آغاز شد و پس از پیروزی‏هایی چند، در آوریل 1919 به برپایی سازمان بین‏المللی کار انجامید.362
امّا، اهمّیّت این حقوق آن‏جا جلوه می‏کند که نزدیک به سه دهه پیش از تصویب منشور ملل متّحد و اعلامیه‏ی جهانی حقوق بشر و کمابیش پنج دهه پیش از تصویب میثاق بین‏المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی بشر، طیفی گسترده از استانداردهای مرتبط با حقوق کار از سوی سازمان بین‏المللی کار، پدید آمد و الزام‏آور شد، به گونه‏ای که امروز دست کم در سنجش با دیگر حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی بشر، پیشرفت بیش‏تری داشته است. امّا در روزگاران باستان، آن‏چه امروز برجسته‏ترین نمادهای تأثیر چشم‏گیر فعّالیّت نیروی کار را نشان می‏دهد، بناهای باشکوهی است که بیشترین شکوهش را مدیون کار طاقت‏فرسای کارگران سازنده‏ی آن‏ها است. بیگاری، پدیده‏ی رایج در آن دوران بوده است. اهرام سه گانه‏ی مصر، با کار بی‏مزد بردگان ساخته شده است. تازه این در صورتی بود که بخت با کارگران یار بود و مانند آن‏چه در چین می‏گذشت، پیکرشان در میان دیوارهای آن بنا نمی‏ماند. در دوران هخامنشی، برای نخستین بار در یک امپراتوری باستانی، کاخ‏ها و ساختمان‏های باشکوهی برپا شد که کارگزان سازنده‏ی آن‏ها، زن و مرد، از حقوق و مزایای معیّن برخوردار بودند. شمار کارگرانی که به گونه‏ی پیوسته به مدّت 50 سال سرگرم ساختن مجموعه‏ی تخت جمشید بودند، به 25 هزار تن می‏رسیده که 1000 تن از آنان کارگر متخصّص بوده‏اند. خبر خوب آن‏که نزدیک به سی هزار لوح گلی از خزانه‏ی تخت جمشید یافت شده، که در برگیرنده‏ی مجموعه‏ای ارزش‏مند از اسناد اداری و دولتی است که نوع تخصّص کارگر، جنسیّت او، مدّت فعّالیّت، میزان دست‏مزدش و بسیاری اطّلاعات دیگر را در اختیار ما می‏گذارد. خبر دیگر این که در پرتو کاوش‏های تازه در تنگ بلاغی (درست در کنارِ سد سیوند)، اطّلاعات چشم‏گیری درباره‏ی زندگی مردمان عادی در آن دوران، از جمله فعّالیّت‏های کشاورزی و صنعتی کارگران به دست آمده است که البتّه هنوز همه‏ی آن‏ها به درستی به آگاهی همگان نرسیده است.
3-4-1-6-4-1 حقّ کار کردن
مدارکی در دست نیست که نشان دهد دولت هخامنشی تا چه اندازه کار کردن را “حقّ” افراد می‏دانسته و حتّی اگر می‏دانسته، تا چه اندازه حقّ گزینش یا پذیرش آزادانه‏ی کاری را که پاسخ‏گوی زندگی فرد باشدبه رسمیّت می‏شناخته و اقدامات مقتضی برای پاسداری از این حق معمول می‏داشته است. آن‏چه از بررسی‏های تاریخی برمی‏آید، این است که نوع کار افراد تا اندازه‏ی زیادی به طبقه‏ی آن‏ها بستگی داشته است.363 امّا باید دانست که وجود مسکوکات در فعّالیّت‏های اقتصادی، پیدایش بانک، وجود راه‏های امن و آرام و تشویق دولت، به پیشرفت صنعتی و در نتیجه افزایش فرصت‏های شغلی کمک شایان کرده است.364
بر پایه‏ی لوح‏های ترجمه شده، شمار زنانی که در دستگاه اقتصادی سلطنتی خدمت می‏کرده‏اند40 تا 60 درصد کارگران بوده و با دختران بر سر هم به 60 تا 70 درصد می‏رسیده است.365 از این آمارها می‏توان دریافت که از حیث حقّ کار کردن، زنان فرصت‏های برابر با مردان بی‏هرگونه تبعیض داشته‏اند. چنین می‏نماید که مران بیشتر در ارتش خدمت می‏کرده‏اند و بخش بزرگی از کارهای صنعتی و ساختمانی دولتی، به دست زنان بوده است. در زمینه‏ی راهنمایی و آموزش فنّی و حرفه‏ای کارگران این قاعده وجود داشت که هر استادکار موظّف بود در دوران زندگی‏اش چندین استادکار ماهر مانند خود تربیت کند.
3-4-1-6-4-2 حق تمتّع عادلانه و مساعد کار
کارگران از طبقات گوناگون بودند. از سوی دیگر، بر حسب جنسیّت و سن هم به کارگر زن، کارگر مرد، کارگر کودکِ دختر و کارگر کودکِ پسر تقسیم می‏شدند. تقسیمات دیگری نیز بر حسب نوع تخصّص کارگران وجود داشت. از آن‏جا که در کتیبه‏های تخت‏جمشید نوشته شده که کارگران از نقاط گوناگون شاهنشاهی ایران به آن‏جا می‏آمده‏اند، (که این نکته در معماری تخت جمشید نیز به چشم می‏خورد)، بی‏گمان تشکیلات منظّمی برای گردآوری کارگران و گزینش کارگران با تخصّص‏های گوناگون همچون منجّمان، ریاضی‏دانان، فیزیک‏دانان، هنرمندان، مهندسان، محاسبان، آزمایش‏گران چوب، بنّایان، کارگران ساده، بافندگان، دوزندگان، متخصّصان حمل و نقل و… وجود داشته است.
3-4-1-6-4-3 حقّ دریافت مزد و مزایای منصفانه
بر سر هم میزان مزد پرداختی به کارگران به طبقه، جنسیّت، سنّ و تخصّص آن‏ها بستگی داشته است. برای نمونه، مزد کارگر مرد بیش‏تر از کارگر زن، و مزد کارگر پسر، بیش از مزد کارگر دختر بوده است. البتّه این قانونی کلّی نبوده است، زیرا در برخی موارد، دست‏مزد پاره‏ای از کارگران زن، بیش از کارگران مرد بوده است؛ و این نشان می‏دهد که گاهی تخصّص بر جنسیّت برتری داشته است. تقسیم‏بندی مزدها بر پایه‏ی تخصّص نیز بدین گونه بوده است که دارندگان تخصّص زره‏سازی، زرگری و مس‏کاری بیش‏ترین دست‏مزد را می‏گرفته‏اند و دست‏مزد کارگران ساختمانی کم‏تر از دیگران بوده است. از سوی دی
گر، دست‏مزد شراب‏سازان و آب‏جوسازان نیز چشم‏گیر بوده است. البتّه کاوش‏گران علّت بالا بودن دست‏مزد چوپانان و خرکچیان را به درستی درنیافته‏اند. برخی علّت آن را بالا بودن ساعات کار آنان و برخی پارسی بودنشان دانسته‏اند. بیش‏ترین مزد کارگران تولیدی، کمابیش برابر با 5/7 دلار و کم‏ترین آن برابر با 25 سنت بوده است؛ یعنی بالاترین مزد 30 برابر پایین‏ترین مزد بوده است. حقوق سربازان از کارگران تولیدی بیش‏تر بوده است. آنان کمابیش 20 دلار دریافت می‏کرده‏اند.366 کارگران افزون بر مزد، همه هفته مقداری گوشت و شراب نیز می‏گرفته‏اند. بر سر هم باید گفت که مزد کارگران تا آن جا که نظم اجتماعی آن دوران اجازه می‏داده منصفانه بوده است، به ویژه هنگامی که شیوه‏ی نگرش دولت هخامنشی به کار انسانی را با نگرش یونانیان بسنجیم: ارسطو، کارگر را ابزاری جان‏دار می‏خواند، چنان‏که ابزار، کارگری است بی‏جان.367
3-4-1-7 سیاست چندپایتختی
داریوش نیز مانند کوروش به یک پایتخت قناعت نمی‏کرد. وی پس از مدّتی کوتاه که در بابل اقامت کرد، شوش را (حدود 521 ق.م) پایتخت خود قرار داد. داریوش اوّل پس از پایان یافتن بنای کاخ شوش، تصمیم گرفت مقرّ دیگری در سرزمین پارس ایجاد کند. از این زمان به بعد، از پاسارگاد تنها برای مراسم تاج‏گذاری پادشاهان هخامنشی استفاده می‏شد. داریوش ساخت این مرکز را حدود سال 515 ق.م آغاز کرد. از تخت جمشید برای برگزاری جشن‏های بزرگ و نیز به عنوان مرکز اداری استفاده می‏شد. آن را با مصالح و نیروی انسانی سراسر امپراتوری ساختند که نشان‏دهنده‏ی پشتیبانی همگانی رعایای شاه از اوست.368
داریوش برای بزرگداشت عظمت شاهنشاهی خود به ایجاد این پایتخت پرداخته است. داریوش قصد نداشت که دژ نظامی مستحکمی بسازد، بلکه تخت جمشید را به عنوان محلّ اجتماع و تماس ملّت‏های تابع خود بنا کرد. بر خلاف عقیده‏ی کسانی که آن‏جا را یک پادگان می‏دانند، گیرشمن معتقد است که به جز دیوار خشتی (خشت خام) تخت جمشید که برج‏هایی نیز دارد و محل استراحت سربازان (نگهبانان کاخ) بود، هیچ برج و بارو و ساختمان نظامی در آن جا دیده نمی‏شد.369 تخت‏جمشید به روشنی نماینده‏ی هر دولتی بود و به نژادها و ملّت‏های بسیار این حس را بخشیده بود که همگی اعضای یک جامعه‏ی بزرگ هستند. تخت جمشید را می‏توان تجسّم یک آگاهی ملّی (امید به آینده) دانست.370
3-4-2 سیاست خارجی داریوش
3-4-2-1 مقابله با شورش‏ها و قیام‏ ولایات استقلال‏طلب
در خلال آرزوهای توسعه‏طلبانه‏ی کمبوجیه در مصر، خبری از کودتای سرزمین پارس به او رسید که سبب شد پادشاه بزرگ قصد بازگشت به وطن را کند- هر چند در صحّت و سقم این قضیّه که در کتیبه‏ی داریوش بیان شده، تردید وجود دارد و برخی از دانشمندان بر این عقیده هستند که داریوش داستان گئومات مغ را خود ساخته تا سلطنتش را قانونی جلوه دهد، با وجود این، نظر غالب مورّخین بر صحّت قضیّه‏ی گئومات مغ است و ما هم ناچاریم که نظر غالب را بپذیریم، هر چند ادلّه‏ی گروه مخالف را نمی‏توان نادیده گرفت و جای تأمّل دارد- که در بین راه جان باخت. داریوش پس از آن که گئومات را کشت و حکومت را در پارس و ماد به دست گرفت خبر یافت که عیلام (در آن جا شخصی به نام آشین قیام کرده بود) و بابل (در آن جا نی‏دین‏توبل عاصی شده خود را پسر نبونید آخرین پادشاه بابل خوانده بود) از قلمرو او جدا شده علم استقلال افراشته‏اند. این هنوز آغاز قیام عمومی نبود. بلکه ایالات و نواحی بسیار با رونقی که از لحاظ اقتصادی هیچ‏گونه علاقه و ارتباطی با پارس نداشته از آن جدا گشته بودد و این خود برای امپراطوری هخامنشی موردی عادی شمرده می‏شده. قیام عمومی اندکی دیرتر در پایان ماه نوامبر -و آغاز دسامبر سال 522 ق.م.- هنگامی که داریوش سرگرم جنگ در بابل بود شروع شد و در واقع یک قیام نبوده. بلکه در آن واحد چهار قیام در نقاط مختلف صورت گرفت. شخصی مادی به نام فرورتیش (فرائورت) (تصویر 3-24) در رأس یکی از شورش‏ها قرار داشت. ساکنان ماد و پارت و هیرکانیه نیز به او پیوستند. ظاهراً مردم ارمنستان -که شاید پیش‏تر دست به شورش زده بودند نیز وی را یاری می‏کردند.

مطلب مشابه :  پایان نامه با واژه های کلیدیتصویر، ...............................................................................................................................................، ..........................................................................................................................................

تصویر (3-24). فرورتیش؛ گرته از روی نقش برجسته‏ی بیستون (دیاکونوف، 1345: 535)
در رأس قیام دوّم یکی از پارسیان به نام وهیزداته قرار داشت که خود را -مانند گئومات- بردیا پسر کوروش می‏خواند. در کتیبه‏ی بیستون داریوش اوّل گفته شده است که “مردم – سلحشور ماد که در جماعت‏ها بودند” پیرو فرورتیش گشتند. قیام سوّم که در مرغیانا (بخشی از ایالات باکتریا) به رهبری شخصی به نام فرادا صورت گرفت نیز همگانی بود. شاید قیام دوّم عیلام و پارس غربی به رهبری مرتیا که خود را پادشاه عیلام می‏خواند جنبه‏ی دیگری داشته است امّا این قیام نیز به سرعت به وسیله‏ی قوای محلّی سرکوب شد. ظاهراً ارمنستان قبل از جلوس داریوش اوّل به تخت سلطنت در حال شورش بوده است. کتیبه‏ی بیستون سوریه – آشور و مصر و سکایان را هم جزو ممالک و اقوامی برمی‏شمارد که در پایان سال 522 ق.م. علم عصیان برافراشته بودند. داریوش که در ماه آوریل 521 ق.م. از کار اطفای شورش بابل فارغ شده بود، رو به سوی ماد آورد و فرورتیش را شکست داد. داریوش در کتیبه‏ی بیستون درباره‏ی سرنوشت فرورتیش چنین می‏گوید: “فرورتیش را دستگیر کردند و نزد من آوردند. من بینی و گوش‏ها و زبان او را بریدم و چشمانش را درآوردم. او را به زنجیر در دربار من نگاه داشتند و همه مردم-سلحشور او
را دیدند. آن‏گاه فرمان دادم او را در اکباتانا بر نیزه نشانند و مردانی را که نخستین هواخواهان او بودند در اکباتانا درون دژ به دار آویختم.” رفتار هخامنشیان با کسانی که خود را فرمانروای مستقل اعلام کنند چنین بود.” معهذا شورش ماد پایان نیافت. قبیله‏ی ساگارتیان مطیع نشد و در آن‏جا شخصی به نام چیتران تخمه (تصویر 3-25) خویشتن را پادشاه اعلام کرد و ادّعا می‏کرد از خاندان کیاکسار پادشاه مادی است.

مطلب مشابه :  پایان نامه با واژه های کلیدیآداب و رسوم، حقوق بشر

تصویر (3-25). چیتران تخمه؛ گرته از روی نقش برجسته‏ی بیستون (دیاکونوف، 1345: 539)
داریوش برای اطفای این شورش از بزرگان مادی که وفادار او بودند یاری گرفت و لشکریان پارسی و مادی وی به فرماندهی تهماسپادای مادی به سرعت آخرین جرقه‏ی نهضت فرورتیش را خاموش کردند و چیتران تخمه را در آربل (سرزمین پیشین آشور) بر نیزه نشانده سیاست کردند. البتّه آشفتگی‏ها و اغتشاشات با این هم پایان نیافت. شورش‏هایی در نقاط مختلف بروز کرد ولی پس از قلع و قمع عاصیان عمده و در درجه‏ی اوّل بعد از اطفای شورش فرورتیش و هیزداته، داریوش اوّل می‏توانست امپراتوری هخامنشی

دیدگاهتان را بنویسید