پایان نامه با واژه های کلیدی عدل و داد، حقوق بشر

دانلود پایان نامه

نبودند که با نیروی نومیدی می‏جنگد و می‏داند چاره‏ای نیست جز این که بکشد یا خود کشته شود. بنا به روایت هرودوت کوروش، کرزوس را از سوختن در میان هیزم‏های افروخته رهانید و بزرگش داشت و او را از رایزنان خود ساخت؛ از بخشندگی و نیکی رفتار او با یهودیان نیز سخن گفتیم. در واقع یکی از ارکان سیاست و حکومت وی آن بود که، برای ملل و اقوام مختلفی که اجزای امپراطوری او را تشکیل می‏دادند، به آزادی عقیده‏ی دینی و عبادت معتقد بود؛ این خود می‏رساند که بر اصل اوّل حکومت کردن بر مردم آگاهی داشت و می‏دانست که دین از دولت نیرومندتر است. به همین جهت است که وی هرگز شهرها را غارت نمی‏کرد و معابد را ویران نمی‏ساخت، بلکه نسبت به خدایان ملل مغلوب به چشم احترام می‏نگریست و برای نگاهداری پرستشگاه‏ها و آرامگاه‏های خدایان، از خود، کمک مالی نیز می‏کرد. حتّی مردم بابل، که در برابر او سخت ایستادگی کرده بودند، در آن هنگام که احترام وی را نسبت به معابد و خدایان خویش دیدند، به گرمی بر گرد او جمع شدند و مقدم او را پذیرفتند. هر وقت سرزمینی را می‏گشود که جهانگشای دیگری پیش از وی به آن جا نرفته بود، با کمال تقوا و ورع، قربانی‏هایی به خدایان محل تقدیم می‏کرد؛ همه‏ی ادیان را قبول داشت و میان آن ها فرقی نمی‏گذاشت؛ و با مرحمتی فراوان به تکریم همه‏ی خدایان می‏پرداخت.148 کوروش در نزد بابلیان، برگزیده‏ی مردوک، در نزد یهودیان، مسح‌شده‏ی خداوند بود و به‌نظر نمی‌رسد که مادها او را سروری بیگانه فرض کرده ‌باشند. هرودوت می‌گوید که پارسیان از او چونان یک پدر سخن می‌گفتند، زیرا وی مهربان بود و از آن‏چه برای ایرانیان نیکو بود، کوتاهی نمی‌کرد؛ در عین حال هرودوت وی را مردی زودخشم می‌داند.149 داندامایف می‌گوید: “کوروش محبوب‏ترین شاه پارس و بنیان‏گذار یک امپراتوری جهانی بود.”150 کوروش به سنّت و ادیان سرزمین‌های فتح شده احترام می‌گذاشت. پارسی‌ها او را پدر، روحانیان بابل او را برگزیده‏ی مردوک، یهودی‌ها او را مسیح فرستاده شده از جانب یهوه و یونانیان او را فاتحی بزرگ و سیاستمداری باهوش می‌دانستند. از آن‏جا که کوروش جهان‏گیر و جهان‏دار بزرگی بود و شیوه‏ی برخوردش با مردم ممالک مغلوبه با مهربانی و رأفت و تساهل مذهبی همراه بود از این جهت بعضی از دانشمندان را بر آن داشته تا ذوالقرنین که در سوره‏ی کهف نام برده شده است را کوروش بدانند.151
3-1-1-2 رعایت عدالت و اصول کشورداری توسّط کوروش
مطالعه‏ی تاریخ کهن ایران و کند و کاو در احوال حکومت‏های باستانی این سرزمین، برای یافتن نقاط ضعف و قدرت آنان، رهنمودهای ارزنده‏ای را برای حکومت‏های عصر حاضر در برخواهد داشت؛ رهنمودهایی که می‏توانند به نحو عبرت‏انگیزی موجب اصلاح وضعیّت حکومت‏های موجود شوند و به پیش‏گیری از پیامدهای نامطلوب وقایع اجتماعی کمک کنند؛ بر این اساس، تعهّد به استقرار عدالت، اجتناب از استبداد، پرهیز از خودشیفتگی، اهتمام به پاسخگویی در برابر عامّه و حساب‏پس‏دهی به آحاد جامعه از جمله مهم‏ترین عواملی محسوب می‏شوند که به حکومتی مردمی، اعتبار و مشروعیّت می‏بخشند. قابل تأمّل است که حکومت هخامنشی اوّلین نمونه‏ی یک امپراتوری متمرکز بود که قبل از آن و حتّی 200 سال پس از تأسیس نیز هماوردی در جهان نداشت. اصول مهم کشورداری توسّط نخستین شاهان هخامنشی و به ویژه توسّط کوروش و داریوش اوّل به خوبی رعایت می‏شده است و از این لحاظ این دو پادشاه بر سایر حکمرانان پارسی ارجحیّت دارند. این مطلب با نشانه‏ها و آثاری از عدالت و احترام به حقوق و آزادی انسان‏ها که در عصر این دو پادشاه وجود دارد به اثبات می‏رسد.
به طور کلّی شاخصه‏های کشورداری کوروش را می‏توان در این موارد خلاصه کرد: توجّه به دین و مذهب ملل مختلف، رعایت عدالت اجتماعی، پرهیز از استبداد و خودشیفتگی، اجتناب از خونریزی و غارت، آزادی و ساده‏زیستی. وی سیاست رأفت و مدارا را جانشین سیاست ظالمانه و نابودکننده‏ی پادشاهان پیشین کرد و در عصر حکمرانی او ظلم و جور و استبداد به عدالت و مدارا بدل شد.152 البتّه نقص بزرگی هم بر خلق و خوی کوروش لکّه‏ای باقی گذاشته بود و آن قساوت و بی‏رحمی گاهاً بی‏حساب او بود153 که در سایه‏ی سایر محسّناتش تقریباً گم شده بود و کمتر بحثی از آن به میان می‏آمد.
برای درک تأثیر عدالت در موفّقیّت کوروش همین بس که برخی دلیل تصرّف بابل را به دست کوروش ضعیف‏النّفسی نبونید و ظلم و استبداد او دانسته و برتری کوروش را به عدل او و آرامش و امنیّتی نسبت می‏دهند که بر شهر حاکم کرد.154 بنابراین می‏توان این موفّقیّت کوروش (فتح بابل) را نمادی از پیروزی عدالت بر ظلم و جور به خواسته‏ی توده‏ی مردم دانست. دو محصول عمده‏ی عدالت یعنی امنیّت کامل و رفاه نسبی در زمان کوروش محقّق شده بود. وی پس از فتح هر ایالت آرامش و امنیّت کامل را در آن‏جا مستقر ساخته، اسرا را در صورت تبعیّت آزاد می‏کرد. از هر گونه خونریزی و غارت اجتناب می‏ورزید و ساکنان ممالک مفتوحه را در رفاه نسبی باقی می‏گذاشت.155 البتّه کوروش افرادی را که به هنگامه‏ی نبرد نافرمانی می‏کردند سخت مجازات می‏کرد و افرادی را که تابع فرمان و مطیع بوده و در پیروزی‏ها نقش شایانی داشتند، مورد لطف قرار می‏داد.156
3-1-1-3 سیاست لشکری و نظامی کوروش در خدمت کشورداری
خدمات و تحوّلاتی که به دست کوروش انجام گرفت، موجب قدرت و ثبات در پایه‏های حکومت
هخامنشی گردید به نحوی که بیش از دو قرن بر قسمت بزرگی از جهان حکومت راندند. برخی از این خدمات و تحوّلات به شرح ذیل است: وحدت و تشکّل پارس‏ها، ایجاد سپاهی منظّم و کارآزموده از پارس‏ها، تصاحب مرکز مهم قدرت آریایی یعنی هگمتانه، توسعه‏ی قلمرو حکومتی و تسخیر لیدی و فتح بابل، بنیاد سیاست دینی خاص (تساهل مذهبی)، انتشار منشور حقوق بشر، برقراری پیوند بین اقوام و قبایل و ملّت‏های مختلف با حکومت هخامنشی، ایجاد ارتش، استقرار حکومت بزرگ پارسی، ایجاد و توسعه‏ی نهادهای سیاسی و اداری، اتّصال کانون‏های پراکنده‏ی اقتصادی-اجتماعیِ شرق و غرب عالم و در نهایت ایجاد یک امپراتوری جهانی.
کوروش تقریباً از تمامی سجایای اخلاقی که یک رهبر حکومت و یک کشوردار نمونه باید داشته باشد، برخوردار بود. حسن سلوک و رفتار کوروش کامل و از تکبّر و نخوت دور بوده و مردم را به خوبى پذیرفته و حال آن که سلاطین سلف مخصوصاً از ملاقات مردم احتراز داشتند و کسى را به خود راه نمی‏دادند.157 ساده زیستی، قناعت و عدم وجود غرور و نخوت در وجود کوروش، موجب شده بود که وی به شخصیّتی متعادل، دارای عزّت نفس و قابل احترام در میان دوستان و اطرافیان خود تبدیل شود.158 کوروش یکی از کسانی بود که گویا برای فرمانروایی آفریده شده‏اند و، به گفته‏ی امرسون، همه‏ی مردم از تاج‏گذاری ایشان شاد می‏شوند. روح شاهانه داشت و شاهانه به کار برمی‏خاست؛ در اداره‏ی امور به همان‏گونه شایستگی داشت که در کشورگشایی‏های حیرت‏انگیز خود؛ با شکست‏خوردگان به بزرگواری رفتار می‏کرد و نسبت به دشمنان سابق خود مهربانی می‏کرد. پس، مایه‏ی شگفتی نیست که یونانیان درباره‏ی وی داستان‏های بی‏شمار نوشته و او را بزرگ‏ترین پهلوان جهان، پیش از اسکندر، دانسته باشند. مایه‏ی تأسّف آن است که از نوشته‏های هرودوت و گزنفون نمی‏توانیم اوصاف و شمایل وی را طوری ترسیم کنیم که قابل اعتماد و اعتقاد باشد. مورّخ اوّل، تاریخ وی را با بسیاری داستان‏های خرافی درهم آمیخته، و دوّمی کتاب خود کوروپایدیا (تربیت کوروش) را همچون رساله‏ای در فنون جنگ نوشته، و در ضمن آن خطابه‏ای در تربیت و فلسفه آورده است؛ گزنفون چندین بار در نوشته‏ی خود کوروش را با سقراط اشتباه کرده و احوال آن دو را با هم آمیخته است. چون این داستان‏ها را کنار بگذاریم، از کوروش جز شبح فریبنده‏ای باقی نمی‏ماند. آن‏چه به یقین می‏توان گفت این است که کوروش زیبا و خوش اندام بوده، چه پارسیان تا آخرین روزهای دوره‏ی هنر باستانی خویش به وی همچون نمونه‏ی زیبایی اندام می‏نگریسته‏اند (تصویر 3-2)؛ دیگر این که وی مؤسّس سلسله‏ی هخامنشی یا سلسله‏ی پارسی است، که در نامدارترین دوره‏ی تاریخ ایران بر آن سرزمین سلطنت می‏کرده‏اند؛ دیگر آن که کوروش سربازان مادی و پارسی را چنان منظّم ساخت که به صورت قشون شکست ناپذیری درآمد؛ بر سارد و بابل مسلّط شد؛ و فرمانروایی اقوام سامی را بر باختر آسیا چنان پایان داد که، تا هزار سال پس از آن، دیگر نتوانستند دولت و حکومتی بسازند؛ تمام کشورهایی را که قبل از وی در تحت تسلّط آشور و بابل و لیدیا و آسیای صغیر بود ضمیمه‏ی پارس ساخت، و از مجموع آن‏ها یک دولت شاهنشانی و امپراطوری ایجاد کرد که بزرگ‏ترین سازمان سیاسی قبل از دولت روم قدیم، و یکی از خوش‏اداره‏ترین دولت‏های همه‏ی دوره‏های تاریخی به شمار می‏رود.159

مطلب مشابه :  منابع پایان نامه ارشد درمورد تجارت الکترونیکی و فروش الکترونیکی

تصویر (3-2). نقشی از چهره‏ی کوروش هخامنشی (توانگر زمین، 1385: 13)
پایه‏گذاری یک حکومت متحّد و یکپارچه الزاماتی دارد که یکی از مهم‏ترین آن‏ها سیاست‏های نظامی و جنگ می‏باشد. به جرأت می‏توان گفت که حکومتی وجود ندارد که جنگ را تجربه نکرده باشد. جنگ می‏تواند دو جنبه داشته باشد: یکی توسعه‏ی قلمرو حکومت و دیگری حفظ تمامیّت ارضی. کوروش نیز برای پیاده ساختن سیاست‏های دوراندیشانه‏ی خود نیازمند سپاهی منظّم بود. لذا ارتشی کارآزموده از پارسی‏ها گرد کرد و ماد را به تصرّف خود درآورد. از آن پس، سپاه کوروش متشکّل از پارس‏ها و مادها بود. افرادی با ارزش‏ها و اهداف مشترک، امّا پس از کوروش به هنگامه‏ی جنگ، نسبت به سربازگیری از ایالات اقدام می‏شد که نتیجه‏ی آن شکل‏گیری سپاهی فاقد تمرین با زبان، عادات و اخلاق مختلف و تحت ریاست رؤسای محلّی بود. این ضعف و ناهمگونی سربازان اعزامی ساتراپ‏ها در میادین نبرد، موجب ضعف سپاه نیز می‏گشت.160 در زمان کوروش بخش بزرگی از مردم آزاد نیروی نظامی پارس را تشکیل می‏دادند و وضع مردم آزاد که در ارتش بودند، نسبتاً رضایت‏بخش بود.161
علاوه بر آن کوروش سیاستمدار و استراتژیستی فوق‏العاده و از شعور نظامی بالایی برخوردار بود. استراتژی‏های فوق‏العاده‏ی او را در مصاف با پادشاه لیدی و نیز فتح بابل می‏توان مشاهده نمود. بر طبق روایات کوروش یک شاهین به همراه خود داشت که به هنگام جنگ در آسمان می‏چرخید و کوروش بسیار از آن بهره می‏برد و هم‏چنان که می‏دانیم درفش کوروش و جانشینانش نیز شاهین هخامنشی بود (تصویر 3-3).

تصویر (3-3). درفش هخامنشیان در دوره‏ی کوروش معروف به درفش شهباز طلایی یا Golden Falcon (توانگر زمین، 1385: 6)
کوروش مناطق متصرّفه را به رونقی بیش از پیش می‏رساند و عقب‏ماندگی‏های آن‏ها را جبران می‏کرد. وی همواره به سربازان خود پافشاری می‏ورزید که در جنگ یا سرباز دشمن را بکشند و یا طوری او را خلع سلاح کنند که از کار نیفتد و زخمش درمان‏پذیر باشد. چرا که آن سرباز د
ر آینده می‏تواند در سپاه خودی بجنگد. هرودوت می‏نویسد: “کوروش فرمان داد تا سپاهیانش جز به روى جنگجویان شمشیر نکشند [ممنوعیّت حمله به غیرنظامیان]، و هر سرباز دشمن که نیزه‏ی خود را خم کند او را نکشند، و لشگر کوروش فرمان او را پذیرفتند.” بدین ترتیب توده‏ی مردم، مصائب جنگ را احساس نمی‏کردند. هرودوت در ادامه می‏نویسد: “کوروش پادشاهى کریم و سخاوتمند و بسیار ملایم و مهربان بود، و مانند دیگر پادشاهان به اندوختن مال حرص نداشت بلکه تشنه‏ی نیکی و در بخشش حریص بود. ستمدیدگان را از عدل و داد برخوردار مى‏ساخت و هر چیزی که دارای نیکی افزون‏تر بود، آن را دوست می‏داشت.”162
3-1-1-4 سیاست چندپایتختی
سرزمین پهناور پارس، علاوه بر این که زادگاه نخستین شاهنشاهی بزرگ ایران (هخامنشی) در اواسط قرن ششم قبل از میلاد بود، از قدیمی‏ترین مراکز تمدّن‏های باستانی ایران به شمار می‏رفت و مقرّ سلطنتی کوروش بود. وی آن را طبق روایات در محل غلبه‏ی قطعی بر آستیاگس، آخرین پادشاه مادی بنا کرد. پس از مرگ کوروش، آرامگاه او نیز در این محوّطه ساخته شد که بقایای آن تاکنون برجاست. پادشاهان

این نوشته در آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید