پایان نامه با موضوع مبارزه با مواد مخدر و خسارت مادی و معنوی

دانلود پایان نامه
  • در مقابل عده ای از حقوقدانان مانند مازوها معتقدند : « عدم امکان طرح دعوی از ناحیه مجنی علیه نباید علت رد دعوای ورثه بشمار آید . زیرا وراث به منزله ادمه دهندگان شخصیت مورث خویش محسوب شده و حق دارند که دعوای مورث خویش را اقامه کنند اگرچه او به دلیل مرگ قادر به اقامه دعوا نباشد.»[121]
    برخی بین حق مطالبه جبران خسارت با اعمال حق فرق نهاده اند . آنها معتقدند مرگ مانع اعمال حق است ولی مرگ نه تنها مانع بوجود آمدن آن نیست بلکه علت پدید آمدن حق مطالبه خسارت نیز هست .[122] به گمان می رسد ، مرگ نیز مانند صدمات و جراحات دارای آلام روحی است و در حقیقت متوفی در ظرف حیات خویش مرگ را پذیرا می شود . و معمولاً خروج روح از جسم با تحمل درد و رنج همراه است . لذا ورثه متوفی به عنوان امتداد شخصیت او می توانند ما به ازای این درد و رنج را مطالبه کنند و دعوای آنها نیز مسموع خواهد بود .
     
     
     
     
     
    1 3  : ایراد خسارت معنوی به جمع نامحصور و روش مطالبه آن
    چنانچه متعلق ایراد خسارت معنوی ، جمعی نامحصور بوده که محدود به اشخاص معین در زمان مشخص نباشد ضرر جمعی خوانده می شود . دموگ در این زمینه می نویسد : « خسارت زمانی جمعی است که نه تنها به هر یک از افرادی که حرفه یا فعلاً وضع معینی دارند یا به اکثر آنان زیانی برساند بلکه این زیان ناظر به همه کسانی باشد که در آینده همین وضع معین را دارا خواهند شد . مطابق این تعریف ، تعداد زیاندیده نامحدود است و تنها خسارت فعلی مورد نظر نیست بلکه خسارت آینده افرادی نیز منظور است که صاحب این حرفه یا این وضع می شوند . »[123]
    با این تعریف تحقق خسارت جمعی منوط به فعلیت ضرر برای تمام یا اکثر صاحبان یک حرفه که بالفعل به آن اشتغال دارند یا بعداً به آن اشتغال خواهند یافت است . بنابراین ، چنانچه روزنامه ای خبر ابتلای به بیماری ایدز پنج درصد پزشکان جراح را درج کند به تمام جراحان شاغل خسارت معنوی وارد کرده است . یا اگر کارگردانی در یک فیلم سینمایی پرستاران را انسانهای غیرمتعهد به بیماران معرفی کند به شاغلین در حرفه پرستاری لطمه وارد کرده است . یا وکیلی با رفتار ناپسند خود جامعه وکلا را بدنام می کند . یا قاضی فاسدی با دریافت رشوه جامعه قضات را به بدنامی می کشاند و دهها مثال دیگر که هریک مبین نوعی زیان معنوی است که نمی توان زیاندیده از آن را محدود به اشخاص معین کرد .
    سؤال اساسی در زمینه ایراد خسارت معنوی بر جمع نامحصور این است که آیا چنین زیانی قابل مطالبه است ؟ در فرض پذیرش امکان مطالبه زیان ایراد شده چه مقامی حق اقامه دعوی و مطالبه خسارت را خواهد داشت ؟ ممکن است تنها ، اهداف و منافع جمع از آن لطمه دیده باشد و اعضای آن جمع بالفعل زیانی ندیده باشند . آیا این نوع زیان از آن جهت که جمعی است قابل مطالبه است ؟ بدون تردید قواعد عمومی مسئولیت مدنی به ما می آموزد که نباید ضرری بدون جبران باقی بماند ، در نتیجه نامحصور بودن زیاندیده ها موجب از بین رفتن حق مطالبه خسارت نخواهد بود . ولی پاسخ مثبت به امکان اقامه دعوی در تمامی فرضها نیز امری دشوار است . زیرا ممکن است ضررهای جمعی به جمعی وارد شود که دارای شخصیت حقوقی مستقل از افراد خویش هستند و همچنین ممکن است به جمعی وارد شود که شخصیت حقوقی مستقل از از افراد خویش ندارند . در فرض عدم وجود شخصیت حقوقی مستقل از جمع در صورتی که به فرد یا افرادی از جمعی که دارای هدف منافع مشترکند خسارت قاطعی وارد شود او می تواند به عنوان خواهان جبران خسارت خویش را مطالبه کند . با وجود این او نمی تواند برای جبران خسارت وارد به جمع به عنوان جمع اقامه دعوی کند زیرا هیچگونه نمایندگی از ناحیه جمع برای اقامه دعوی ندارد . ولی اگر جمع نامحصور دارای شخصیت حقوقی باشد ، به نظر می رسد باید بین شخصیت حقوقی جمع های نامحصور تفاوت قائل شد . یعنی چنانچه شخصیت حقوقی از نوع شرکتهای تجاری باشد مدیرعامل می تواند برابر ماده 25 اصلاحی قانون تجارت به نام شخصیت حقوقی جبران ضررهای معنوی به شرکا را مطالبه کند و برای شخصیتهای حقوقی دیگر نظیر انجمن ها و سندیکاها ، امکان اقامه دعوای جبران ضرر معنوی به شرکا محل تأمل است .
    سندیکاها نیز دارای شخصیت حقوقی هستند . منافع مشترک حرفه ای مهمترین انگیزه شکل گیری سندیکاها است و همین منافع مشترک ممکن است دچار آسیب و لطمه شود که با لطمه به منافع مشترک خسارت مادی و معنوی تحقق پیدا می کند . آیا جبران چنین خسارتی قابل جبران است ؟ بدون تردید اگر عضوی از اعضای سندیکا به دلیل اعمال حرفه و شغل خویش متحمل زیانی شخصی و مستقیم شده باشد خود باید به عنوان خواهان علیه فاعل فعل زیانبار اقامه دعوی کند . شخصیت حقوقی سندیکا نمی تواند به جانشینی از عضوی از اعضاء اقامه دعوی کند زیرا چنین دعوایی ناظر به زیان منافع مشترک نیست ولی اگر به منافع مشترک جمع که شکل دهنده سندیکا هستند خسارت وارد شود سندیکا می تواند جهت حمایت از حقوق و منافع حرفه ای در نزد دادگاه صالح اقامه دعوی کند .
    در حقوق ایران ماده 25 قانون کار و بند اول از ماده 25 آئین نامه سازمان کارگری و کارفرمایی چنین حقی را برای سندیکاهای کارگری به رسمیت شناخته است . در حقوق فرانسه محاکم کیفری و شعبه جزایی دیوان این کشور و بیشتر حقوقدانان دعوای سندیکا را مسموع می دانستند ، زیرا به گمان آنان اصولاً سندیکا نمی تواند منفعت مستقیم و شخصی در اقامه دعوای خصوصی داشته باشد . ولی هیأت عمومی دیوان این کشور در رأی مورخ 5 آوریل 1913 دعوای خصوصی سندیکا را در دادگاه جزا قابل قبول دانست . هیأت عمومی مذکور منفعت مشترک شغلی و حرفه ای را به منزله منفعت شخصی سندیکا دانست و در نتیجه زیان و لطمه به این منافع مشترک را زیان شخصی و مستقیم سندیکا تلقی کرد و اقامه دعوای سندیکا را به رسمیت شناخت .[124]
     
    با چنین تحلیلی باید ماهیت دعوای سندیکاها را خصوصی دانست ولی بسیاری از حقوقدانان به دلیل شباهت آن با دعوای عمومی آن را دعوای « شبه عمومی » دانسته اند . زیرا ضرر و زیانی که به سندیکا وارد می شود نه جنبه خشنودسازی دارد و نه جنبه کیفر خصوصی بلکه حداقل دارای ویژگی کیفری است .[125] به گمان می رسد صاحبان حرفه ها و شغلها معمولاً دارای منافع و حقوق مشترک هستند که ماهیت آن خصوصی است و نباید آن را با منافع و حقوق عمومی خلط کرد . آثار و نتایج مشترک بین دعوای عمومی و دعوای سندیکا موجب عمومی شدن این دسته از دعاوی نخواهد بود . اگر چه ویژگیهایی از آن به دعوای عمومی شباهت دارد ولی زیربنای اقامه چنین دعوایی جبران خسارت است لذا باید آن را حداقل در حکم دعاوی خصوصی دانست .
    انجمن جمعیتی است که به طور مستمر و با شخصیت حقوقی برای وصول به غرض معین گرد آمده باشند و مقاصد غیر بازرگانی ( از قبیل علمی ، ادبی ، امور خیریه ، . . . ) داشته باشند . خواه مؤسسین آن قصد انتفاع هم داشته باشند ( مانند کانونهای فنی و حقوقی ) یا نه ( ماده یک آئین نامه اصلاحی ثبت تشکیلات و مؤسسات غیرتجاری قابل اجرا از 15/9/1337 ) .[126] بدون تردید انجمن هایی که بر اساس قانون بوجود آمده و از شخصیت حقوقی برخوردار باشند حق مراجعه به دادگاه و اهلیت طرح دعوی را خواهند داشت . ولی سؤال اساسی این است که آیا انجمن علاوه بر جبران خسارت وارد به اموال ، لطمه به شهرت و حیثیت خود و جبران زیانهایی را که به هدفهای آن وارد می شود می تواند مطالبه کند ؟ چنانچه سرمایه یا منافع معنوی انجمن از ناحیه شخصی زیان ببیند مانند اینکه افتراء یا اهانت نسبت به انجمن صورت پذیرد بر اساس قواعد مسئولیت مدنی اقامه دعوی با مشکلی روبرو نیست . بدیهی است بعد از اثبات ورود زیان مادی و معنوی شخصی و مستقیم به انجمن ، دادگاه می تواند به جبران آن حکم دهد . ولی اشکال عمده وقتی مطرح می شود که انجمن به منظور دفاع از منافع و اهداف اعضای خود یا منافع و اهداف جمعی آنها اقامه دعوی کند . مانند موردی که انجمن مبارزه با مواد مخدر علیه کسی که به اتهام تهیه و پخش مواد مخدر تحت تعقیب کیفری است به ادعای لطمه به منافع و اهداف مورد حمایت انجمن مطالبه خسارت کند .
     
     
    عده ای از حقوقدانان معتقدند وقتی که اعضای انجمنی به طور منفرد نفع کافی در اقامه دعوی ندارند ، اجتماع اعضاء نیز چنین حقی را پدید نمی آورد . به تعبیر دیگر ، انجمن ها صلاحیت و اهلیتی بیش از اعضای خود ندارند . و نمی توانند به نام حفظ مصالح عمومی صنف یا طبقه معینی دعوای جبران خسارت کنند . مگر اینکه قانون این سمت را به آنها داده باشد .[127] به عبارت دیگر ، این دسته از خسارتها که به اهداف انجمن ها وارد می شود در حقیقت خسارتهای اجتماعی است که به جامعه وارد می گردد . جبران زیانهای اجتماعی معمولاً از طریق اقامه دعوای کیفری از ناحیه مدعی العموم صورت می پذیرد . بنابراین ، انجمن ها در تعقیب جرایم از صلاحیت و اهلیت برخوردار نیستند . شعبه کیفری دیوان کشور فرانسه در رأی 24 ژوئیه 1956 مندرج در بولتن جزایی شماره 570 خود در مقام رد دعوای خصوصی انجمن ها چنین استدلال می کند : « چون مدعی خصوصی در واقع نمی تواند مطالبه خسارت کند مگر اینکه خسارت ادعایی او از خسارت اجتماعی حاصل از اختلال نظم عمومی ناشی از جرم جدا باشد . از این رو ، انجمن نمی تواند خسارت دسته جمعی که مستقیماً از جرم ناشی شده و مانند خسارت قابل ترمیم باشد را مطالبه کند . »
    در مقابل این نظریه عده ای از حقوقدانان معتقدند که هدف از تشکیل انجمن ها ، حمایت از منافع اخلاقی و معنوی آن است و همین منافع مشترک است که هدف انجمن و دارایی معنوی آن را تشکیل می دهد . به عنوان آورده هر عضو در جمع تلقی می شود و دفاع از آن به عهده انجمن است پس اگر تهمت ناروایی به این جمع زده شود یا ناسزایی به آن طبقه گفته شود در واقع تهمت و ناسزا به هر یک از اعضای انجمن به مناسبت شرکت در آن جمع یا گروه است . پس صدمه ای است به سرمایه و دارایی معنوی انجمن که باید جبران شود و شخصیت حقوقی می تواند به این عنوان خسارت معنوی بخواهد .[128]
    به گمان می رسد استدلال فوق ناظر به ایراد لطمه شخصی  و مستقیم به اعضای انجمن است که بدون تردید با اثبات آن انجمن می تواند اقامه دعوی کند در حالی که نظریه نخست ناظر به زیان به منافع و اهداف انجمن است . بنابراین ، هیچ گونه تقابلی بین این دو نظریه وجود ندارد . چون موضوع و قلمرو هر یک با دیگری فرق دارد . با این وجود ، اگر بپذیریم بین این دو نظریه تقابلی وجود دارد باید با تفکیک بین ماهیت انجمن ها با توجه به اهداف آنها این دو نظریه را جمع کرد . انجمنی که برای مبارزه با مفاسد اخلاقی تأسیس شده است با انجمن حقوقدانان ایران تفاوت دارد . چون هدف انجمن نخست ، حراست از سرمایه معنوی و اخلاقی اجتماعی است که حمایت از آن به عهده دولت است . در حالی که هدف از تأسیس انجمن حقوقدانان ایران ، دفاع و حمایت از منافع صنفی است . حال اگر به اهداف منافع انجمن هایی که دارای اهداف اجتماعی بسیار گسترده و عمومی هستند خسارت وارد شود آنها نمی توانند از زیانکاران مطالبه خسارت کنند . زیرا به این دسته از انجمن ها هیچ گونه خسارت شخصی و مستقیم وارد نشده است . ولی اگر به منافع اعضاء یا جمعی انجمن های نوع دوم خسارت مادی یا معنوی وارد شود ، می توانند با اقامه دعوای خصوصی جبران خسارت را مطالبه کنند .
                                 
     
     
     

  •  
     
    این نوشته در آموزشی ارسال و , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.