پایان نامه با موضوع فعالیت های اجتماعی و شرکت در انتخابات

دانلود پایان نامه

همچنین آیت الله عبدالکریم حایری موسس حوزه علمیه قم در تاریخ 11 تیرماه 1314 ضمن ارسال تلگرافی به شاه و اظهار نگرانی از رواج بی حجابی در مدارس، به صراحت چنین اعلام نمود: «اوضاع حاضره که خلاف قوانین شرع مقدس و مذهب جعفری است موجب نگرانی داعی و عموم مسلمین است. البته بر ذات ملوکانه که امروزه حامی و عهده دار نوامیس اسلامی هستید حتم و لازم است که جلوگیری فرمایید.»[255] در جهت مخالفت با کشف حجاب برخی مدارس و معلمان نیز با آن به مقابله پرداختند و مخالفت خود را اعلام نمودند. به طوری که مدارس قم و معلمان و دانش آموزان آن هم نسبت به این موضوع مقاومت داشته و از ورود دختران بی حجاب به مدارس جلوگیری کردند و معلمان هم درخواست استعفا داشتند.[256] یا در گلپایگان نیز عده ای از دختران دانش آموز و معلمان باحجاب با این اقدام مخالفت نموده و از رفتن به مدرسه ممانعت کردند.[257]
البته برخی از اسناد موجود از این دوره، نشان دهنده آن است که با وجود اعلام وزارت معارف جهت رفع حجاب در مدارس مختلف، در برخی موارد خصوصاً در صورت مقاومت معلمان و دانش آموزان شهرستانها، از توهین و آزار آنان جهت کشف حجاب ممانعت شده است. این امر نشان دهنده رفتار ملایم حکومت در ابتدای راه برای عملی شدن این قانون بود. (البته شواهد سالهای بعد نشانگر سخت گیری های متعدد در این زمینه است.) چنانچه در خصوص مخالفت معلمان و دانش آموزان کرمانشاه آمده است که: «ریاست وزراء داخله قریب یک ماه است بر حسب دستور مرکز و اقدامات ایالت، معلمین و محصلین دبیرستان زنانه کشف حجاب نموده بودند. این روزها غیر از مدیر و سه چهار محصل،عموم معلمین و محصلین چادر سر کرده اند.کفیل معارف به عنوان اینکه مرکز دستور داده بود کسی را مجبور به کشف حجاب نکنند، می گوید کلیه معلمات و محصلات بدون چادر به مدرسه بروند. ولی اگر کسی به محصلات و معلمات بی احترامی کند فورا جلب و تنبیه می شود.»[258] این عکس العمل از دو جهت قابل مطالعه است: یکی توجه دولت به احترام زنان تا با جریحه دار کردن آنان، مخالفت های بیشتر را موجب نشوند، دیگری تاثیر مخالفتهای علما و روحانیون و مردم جامعه است.
دست اندرکاران پهلوی کشف حجاب را عامل بیرون آوردن زنان از کنج خانه ها می دانستند و همچنین با اجرای این کار آنان راحت تر وارد جامعه شده و به حق و حقوق خود دست می یافتند. آنان اعتقاد داشتند «که زنان ایرانی مقید هستند همیشه در خانه بمانند و فقط ساعات معینی را می توانستند با این چادر و چاقچور از خانه بیرون بیایند و اصولا آنها جزءاعضای جامعه محسوب نبودند.»[259] بنابراین بر اساس آنچه از سوی طرفداران این طرح اعلام شده بود با این افکار و با پیاده کردن این طرح زنان نیز جزئی از اعضای جامعه مطرح شده و از حقوق مساوی با مردان برخوردار و به آزادی دست می یافتند.
آنچه مسلم است نگاه به زن و وضعیت زنان در جامعه، پس از این اقدام به شکل قابل توجهی تغییر کرده و حضور و فعالیت اجتماعی آنان گسترش یافته است و امروزه به طور کامل تغییرات حاصل شده را در جامعه می توان مشاهده کرد. موضوعی که در عصر حاضر غیر قابل اجتناب بوده و باید از یک نقطه عطف شروع می شد اما آنچه که این مسئله را با چالش و انتقادات زیادی مواجه می سازد این است که لازمه حضور زن در اجتماع، کشف حجاب نیست بلکه اصلاح دیدگاه مردان و تصویب قوانینی در حمایت از زنان و اعطای حقوق برای فعالیت اجتماعی آنان می توانست همین اثر و نتیجه را داشته باشد. هرچند با وجود دیدگاههای متعصبانه آن روزگار نسبت به زن این مسئله نیز با مقاومتهایی روبرو می شد اما مسلما میزان مخالفتها محدودتر بود و پذیرش حقوق زنان و حضور آنان در اجتماع با سرعت بیشتری در بین اقشار مذهبی جامعه نیز اتفاق می افتاد.
2-4-6. سیاستهای دولت در خصوص زنان
همانطور که می دانیم روح حاکم بر زندگی مردم عصر قاجار روح مذهبی بود و اساس خانواده و تعلیم و تربیت کودکان بر این اساس قرار داشت، در چنین فضایی تعصبات ملی که به دلیل پایین بودن سطح علمی و فرهنگی جامعه با اعتقادات مذهبی آمیخته بود، زن را به دور از جامعه و در محیطی محصور قرار داده بود. فضایی که محل زندگی آنان بود بکلی محصور و جدا از سایر قسمتهای خانه بود و زن جز در موارد بسیار ضروری حق خروج از خانه را نداشت.[260] بنابراین قبل از مشروطه جامعه ایران جامعه ای سنتی و بسته بود و در چنین جامعه ای زنان که بیشتر در اندرون به سر می بردند به دلیل عدم آگاهی نسبت به حقوقشان، مطالبه ای نداشتند. اما مشروطیت ایران که حاصل برخورد فرهنگ غرب با سنت های جامعه بود سبب ایجاد نوعی آگاهی در جامعه و نیز بین زنان شد و کسب آگاهی نیز سبب شکل گیری خواسته ها شد در نتیجه زنان به حقوق تضییع شده خود در جامعه پی بردند.[261]
در زمان مشروطه زنان تحت تاثیر تحولات فرهنگی و اجتماعی قرار گرفتند. گرچه در آغاز به صورت همراه و همگام با سایر مبارزین در انقلاب شرکت و به طور وسیعتری به فعالیتهای سیاسی پرداختند ولی پس از پیروزی انقلاب مشروطه، زنان که برای به بارنشستن انقلاب تلاش بسیار کرده بودند، خواهان ارتقای جایگاه خود و به دست آوردن حقوق سیاسی و اجتماعی شدند. اگر چه این خواسته زنان در قانون اساسی مشروطه نادیده گرفته شد، اما آنان برای رسیدن به آرمان ها و در جهت احقاق حقوق خود، به حرکت های خودجوشی از جمله انتشار مجله و روزنامه، تشکیل انجمن، تأسیس مدارس دخترانه و مانند آن روی آوردند. پس از تشکیل مجلس، بانوان مبارز که به ابتدایی ترین حقوق نیز دست نیافته بودند شور و هیجان خود را از دست نداده از هر فرصتی برای بیان مشکلات خود استفاده کردند، به ویژه از بی سوادی قشر خود گله بسیار داشتند. بنابراین سعی در بهبود وضع خویش داشتند، چه حتی اجازه شرکت در انتخابات و اجازه داشتن حتی یک نماینده را نیافته بودند. مشارکت آنان در فعالیت های سیاسی مطلبی نبود که از نظر مورخین این دوران پنهان بماند. چه فعالیت سیاسی برای اولین بار در بین زنان ایران نضج گرفته بود. اما جامعه هنوز آمادگی پذیرش خواسته های برحق آنان را نداشت. اولین قدم و خواسته آنان در تشکیل انجمن های سیاسی متبلور گشت. زنان چندین نامه به مجلس شورای ملی نوشتند و تقاضای تشکیل مدرسه و انجمن کردند. خواسته اصلی زنان ، لزوم آموزش و پرورش و گسترش سطح سواد بین بانوان ایرانی و کسب حقوق حقه زنان بود.[262]
بی تردید دوره رضاشاه پهلوی یکی از مهم ترین و تأثیرگذار ترین مقاطع بر حیات زنان ایران است. در این دوره دگرگونی عمیقی در وضعیت زنان ایجاد شد که زمینه ساز تحول تدریجی و آرام نقش و جایگاه زنان در جامعه ایرانی شد. هرچند این اقدامات با مخالفت شدید بخش سنتی جامعه روبرو بود که روند کار زنان آزادی خواه را با کندی مواجه می کرد، اما این امر نتوانست زنان را که اینک به خودآگاهی رسیده بودند، به طور کامل از صحنه بیرون کند و نگاه گذشته را به آنان داشته باشد. به این ترتیب زنان آرام آرام به فعالیت های اجتماعی روی آوردند. با روی کار آمدن رضاشاه در اسفند 1299، فعالیت های زنان شتاب بیشتری گرفت. نگرش رضاخان نسبت به زنان در چارچوب کلی نگرش وی و همسو با مدرنیته غربی و تجدد بود. از این رو با نگرش روحانیت و بخش سنتی جامعه مغایرت داشت.
اقدامات مهمی که رضاخان برای ورود زنان به اجتماع و فعالیتهای اجتماعی صورت گرفت بدین قرار بودند: استخدام زنان معلم اروپایی برای مدرسه دارالمعلمات (1304ش)، قانون ازدواج (1310ش)[263]، مدرسه متوسطه نسوان (1307)، استخدام خانم ها برای آموزش محصلین دبستانها (1314ش) دستورالعمل کشف حجاب زنان عشایر (1315ش)، تاسیس دانشسراهای دختران(1315ش)، آیین نامه شهادت زنان در امور رسمی(1316ش).[264] رضاشاه در سفرش به ترکیه گفته بود من هرگز تصور نمی کردم ترک ها این اندازه ترقی کرده و در گرفتن تمدن اروپا جلو رفته باشند، حالا می بینیم که ما خیلی عقب هستیم و باید با تمام قوا به پیشرفت مملکت به خصوص آزادی زنان اقدام کنیم. همراهان گفته بودند در سایه اعلیحضرت ترقیات عظیمی نصیب ایران شده است. اما رضاشاه گفته بود معهذا ما عقب هستیم و باید با تمام قوا به پیشرفت سریع مردم به خصوص زنان بپردازیم.[265]
این روند مشارکت زنان در اجتماع رو به گسترش گذاشت و روز به روز بر تعداد زنانی که بر قلمرو آموزشی و نیروی کار وارد می شدند، افزوده می شد.[266] بنابراین فرصتهای شغلی بسیار زیادی از جمله معلمی و پرستاری و نویسندگی و …برای زنان ایجاد شد.[267] با گسترش مدارس دخترانه و مسافرت بانوان متجدد و آزادیخواه به اروپا و معاشرت برخی از خانواده های ایرانی با خانواده های اروپایی، زمینه یک تحول بزرگ اجتماعی فراهم شد. آنها اکنون این فرصتها را در اختیار داشتند، که در مشاغل جدیدی مشغول شوند. سیاست رسمی این بود که زنان خود را برای برآوردن انتظارات رژیم جدید پهلوی آماده سازند. اصرار براین بود که زنان به لحاظ آموزش، پوشش و فعالیتهای اجتماعی از زنان غربی تقلید کنند.[268] لذا به اجرا درآوردن نظام آموزشی اروپایی به معنی رواج آموزش در میان زنان نیز بود، به طوریکه دانشگاه تهران از آغاز کار خود، زنان را با شرایطی برابر با مردان می پذیرفت.[269]
بر این اساس رضاشاه فرمان برداشتن حجاب زنان را داد و زنان را به آموزش عالی و مقامات اداری راه داد که از دشوارترین اقدامات او در کنار اصلاحات مربوط به آموزش همگانی در انقلاب اجتماعی بزرگ تاریخ ایران به شمار می آید. قبل از آن زنان فقط می توانستند با سمت معلمی وارد خدمت شوند و معادل نصف حقوق مردان را بعنوان حقوق دریافت کنند اما به تدریج این وضع تغییر کرد و زنها توانستند طبیب و پرستار شوند و پس از آن هم برای تحصیل به دانشگاه رفتند، روزنامه نگار و قانون دان شدند و عده ای هم برای تکمیل تحصیلات خود به خارج از ایران عزیمت کردند.[270] به این ترتیب نسل جدیدی از زنان تحصیل کرده وارد میدان می شدند که در حیات اقتصادی و فرهنگی کشور نقشهای مهمتری را به عهده گرفتند.[271]
بنابراین می توان نتیجه گرفت که از مهمترین اصلاحات رضاشاه در ارتباط با موقعیت زنان، تاسیس نظام آموزش مدرن و گسترده ای بود که در نهایت منجر به برخورداری زنان از فرصتهای آموزشی همسان با مردان گردید. رضاشاه موقعیت زنان ایرانی را نیز ترقی داده و بر پذیرش زنان توسط دانشگاه تهران اصرار داشت و با فراهم ساختن امکان یکسان برای ادامه تحصیل در مدارس عمومی به جامعه زنان امیدواری و اطمینان داد که از حق یکسان با مردان برخوردارند. علاوه بر آن زنان توانستند از موقعیتهای شغلی مناسبی برخوردار شده و تحول عظیمی در اجتماع زنان به وجود آمد.
2-4-7. وضعیت روحانیون
تا پیش از به قدرت رسیدن رضاشاه، نظام آموزشی ایران در تسلط کامل علما بود و قبل از انقلاب مشروطه مدارس مدرن زیاد نبود و همه وسایل آموزشی، از انتخاب موضوع تا مدرس، در اختیار روحانیون بود. نظام آموزشی به سبک جدید و به طور رسمی وجود نداشت. مدارس ابتدایی همان مکتب خانه ها بودند که شامل یک کلاس و فردی روحانی به منزله معلم بود. مکتب خانه ها هیچگونه نظام سلسله مراتب آموزشی و کنترل حکومتی نداشتند. موضوعات درسی معمولا قرآن، زبان فارسی، عربی وگاهی ریاضیات می شد. بنابراین ایران آن زمان، نظام جدید آموزشی وابسته به دولت نداشت و در عمل نظام آموزشی سنتی بود.[272] قدرت روحانیون به بحث آموزش یا قضاوت محدود نمی شد و با توجه به نفوذ آنها در بین اقشار جامعه، توان مخالفت با دستورات حکومت و مقابله با فرامین دولتی را با استفاده از فتواهایی که اعلام می کردند داشتند. بدین ترتیب در برخی موارد اختیار حکومت را برای انجام بعضی اقدامات محدود می کردند.
یکی از فعالیتهای حکومت پهلوی اول در رابطه با روحانیون محدود نمودن حوزه های فعالیت آنان بود. رضاشاه احساس کرده بود که روحانیتی که در سیاست و فرهنگ حضور جدی داشته باشد، محدود کننده قدرت او خواهد بود، علاوه بر این او نمی توانست روحانیتی را تحمل کند که او را غاصب حکومت امام زمان (عج) می دانست. بنابراین دین سنتی را با تمام آداب و رسوم کهن نمی توانست بپذیرد. پس چاره در رفرمیسم و تجدد و مدرنیسم دینی بود.[273]
رابطه میان رضاخان و روحانیت به سه دوره‌ی متفاوت تقسیم می‌شود. رابطه‌ای که از همراهی آغاز و به سرکوب و مقابله پایان می‌یابد. دوره‌ی همراهی از سال ۱۲۹۹ تا ۱۳۰۶ است. دوره دوم که از سال ۱۳۰۶ تا ۱۳۱۳ بود دوران محدود سازی بود و پس از آن تا سال ۱۳۲۰ دوران سرکوب و مقابله با روحانیت بود.[274]
رضاخان برای روی کارآمدن و انحلال سلطنت قاجار نیاز به همکاری روحانیت داشت. وی در قزاق‌خانه، مجالس مذهبی تشکیل می‌داد و در روز تاسوعا و عاشورا همراه با افسران پای پیاده در جلو دسته حرکت می‌کرد و در شام غریبان شمع به دست می‌گرفت. دوره رئیس الوزرائی وی با تبعید گروهی از علمای نجف به قم هم‌زمان بود. دیدار با علما در قم و جلب نظر آنان به پایان مسالمت‌آمیز طرح شکست خورده‌ی جمهوری خواهی رضاخان کمک کرد. آغاز سلطنت رضاخان اگرچه با مخالفت سید حسن مدرس همراه بود، اما روحانیونی مانند سید ابوالقاسم کاشانی در مراسم تاج‌گذاری شرکت داشتند و علمای دیگری مانند آقاضیاء عراقی نیز جهت تبریک به رضا خان تلگراف دادند.[275]
بنابراین در زمان رضاشاه علمایی نیز بودند که معتقد بودند که می باید معرفت دینی را بر اساس علم جدید تبیین کنند. علم جدید و روشهای پژوهش نو مسلط بر این دوره نیز همان پوزیتیویسم اوگوست کنت و پیروانش بود.[276] از دیگر رویدادهایی که موجب همدلی روحانیت و حکومت شد، کمیسیون حرمین شریفین است. این کمیته پس از استیلای وهابیت بر حجاز و تخریب قبور ائمه بقیع تشکیل شد، اگرچه نتیجه‌ای عملی‌ای دربرنداشت، اما آن را اقدامی دینی از سوی دولت می‌دانستند. به همین دلیل برخی از علما به او نزدیک شدند و برای پیشبرد اسلام به وی امیدوار بودند.[277]
بنابراین رضاشاه که به قدرت مذهب، دینداری جامعه ایرانی و نقش علما واقف بود، در سخنرانی مراسم تاجگذاری اش در سال 1305 بر اصل دیانت تاکید کرد. در واقع مشروعیت استقرار حکومت رضاشاه با اتکا به حمایت و پشتیبانی نیروهای مذهبی، حاصل شده بود. چنین حمایتی، حضور و ظهور رضاشاه را در اذهان مردم مثبت و موجه جلوه می داد. در ابتدای سلطنت، با عده ای از علما رابطه حسنه برقرار نمود. از جمله آنها می توان به آیت الله حائری، آیت الله نورالله اصفهانی، آیت الله نائینی، آیت الله سید ابوالحسن اصفهانی، آیت الله خالصی زاده و بهبهانی و امام جمعه خویی و …اشاره نمود.[278] اما کم کم این رابطه بنا به عللی تغییر کرد. در واقع می توان چنین برداشت کرد که حمایت و همراهی با روحانیون جهت سوء استفاده از نفوذ قدرتمند آنان در بین آحاد جامعه بود و به محض اینکه تمام قدرت در اختیار او قرار گرفت و دیگر احساس نیازی به حمایت همه جانبه روحانیت نداشت، برای کنترل قدرت آنها و تضعیف جایگاه روحانیت در بین مردم دست به کار شد.
بدین ترتیب با پشت سرگذاشتن سال‌های آغازین حکومت، تعامل او با روحانیت تغییر کرد. این نگرش، از تلاش رضاخان برای نوسازی برمی‌خاست. رضاخان تحت تأثیر آتاتورک، دین و روحانیت را مانع تجدد و نوسازی می‌دید. رضاخان با نوسازی در ارتش و نظام اداری، نظام حقوقی و ساختار آموزشی و حتی در سازمان اوقاف و نیز نوسازی در ساختار قدرت و دربار به دنبال ساختن ایرانی نو بود که در آن دین و روحانیت جا نداشت. در نوسازی نظام حقوقی، دولت ابتدا با استخدام روحانیون برای امور قضاوت و حقوقی و نیز تصدی دفاتر اسناد رسمی و ازدواج، بسیاری از روحانیون را جذب کرد و مفهومی با عنوان «روحانی دولتی» در سطوح گوناگون قضائی رایج شد. اما پس از یک‌سال با تصویب قانون لباس متحدالشکل(1307)، مستخدمین روحانی دولت بالاجبار لباس روحانیت را از تن درآوردند و از سلک روحانی خارج شدند. در این قانون دسته‌ای از روحانیون مانند مجتهدین و محدثان دارای اجازه روایت و مدرسان فقه و اصول و حکمت، روحانیون اقلیت‌های مذهبی، روحانیون صاحب محراب و مراجع امور شرعیه دهات از این قانون مستثنا بودند. البته در این میان شماری خدمت قضائی را کنار گذاشتند و همچنان ملبس باقی ماندند.[279] در ادامه تغییر ساختار قضائی، در سال ۱۳۰۷ رضاخان مخالفت خود را با حضور روحانیت در امور قضائی اعلام کرد.[280] اقدامات نوسازی رضاخان موجب محدودشدن قدرت روحانیت شد و بسیاری از مراکزی که روحانیت در آن دخالت داشت را تحت امر دولت درآورد.
رضاشاه به خوبی آگاه بود که بخش عمده نفوذ و جاذبه روحانیت در میان مردم به خاطر آن است که بسیاری از نمادها و مظاهر سنتی مردم مثل ایام تعطیل مهم مذهبی و مراسم مربوطه زیر نظارت روحانیت اند. از همین رو کوشید نقش روحانیت را در این تشریفات و مراسم کاهش دهد. با این تمهید بسیاری از ملایان تحصیل نکرده و ناآگاه به مسائل دینی از پوشیدن لباس روحانی محروم شدند و کنترل دولت بر باقیمانده روحانیت هم تشدید گردید. معدودی از ملایان که جرأت اعتراض داشتند تبعید شدند. روزهای تعطیل مذهبی کاهش یافتند و رضاشاه روزهای غیرمذهبی ای نظیر سالروز تولد خویش را تعطیل اعلام کرد و در این روز انبوه مردم در رژه و جشن شرکت می کردند.[281]
این نوشته در علمی ارسال و , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.