پایان نامه با موضوع شرکت کنندگان و خانواده ها

دانلود پایان نامه

شبهای ماه مبارک رمضان بعد از افطار دختران دم بخت وزنانی که گرفتاری ومشکل داشتند با چادر چهره ی خود را می پوشاندند و زیر چادرشان (کمویی) غربال را پنهان کرده درب منازل می رفتند وبا کلیدی به کناره غربال ضربه می زدند وبدین طریق صاحب خانه را متوجه می نمودند اگر صاحب خانه از درون منزل با صدای بلند می گفت (چراغ بیار ) یا می گفت (شیرینی و قند بیار تابه بنده خدا شیرینی بدم)دختر وزنی که کلید زنی می کرد خوشحال می شد واین جملات را به فال نیک می گرفت امااگر صاحب خانه جواب نمی داد ویا حرف نا خوشایندی می زد کلید زن ناراحت می شد وتفال بد می زد .(کلید زنی)به غیر از ماه مبارک رمضان هم انجام می شد .بدین طریق که شبهای سه شنبه زنان ودختران جوان با کلید به کناره غربال می زدند ومنتظر عکس العمل صاحبخانه می شدند وحرفها را به خیر وشر تعبیر می نمودند.

  • افطاری دادن
    سنت افطاری دادن از قدیم در بین خانواده ها رایج بوده و هنوز هم هست وخانواده ها به نسبت وضع مالی دئر طول ماه مبارک رمضان افرادی را جهت صرف افطاری دعوت می کردند.
    که روزهای متعددی سفره ی افطاری می گستراندند وهر روز را به طبقه خاصی اختصاص می دادندجهت افطاری دادن روز خاصی رادر نظر نمی گرفتند وطبعأ از نیمه دوم ماه مبارک رمضان به علت تقارن با شبهای قدر مجالس بیشتری بر پا می شد.
    شب های قدر

  • در این شب های شور وحال مومنین بیشتر بوده وخانواده ها پس از خوردن افطاری وتهیه سحری وانجام کارهای مختص شبهای قدر به مساجد ومنازلی که بر پایی احیا بود می رفتند .در بعضی از این منازل پس از پایان مراسم احیا از شرکت کنندگان جهت صرف سحری دعوت بعمل می آمد وشب زنده داران پس از پذیرایی و اقامه ی نماز صبح به منازل خود مراجعت می نمودند در شبهای قدر هنگام خواندن دعای جوشن کبیر مردم بندی را دست می گرفتند وبا خواندن هربند از دعا گره ای به آن می زدند .
    علاوه بر بند به نقل ونبات هم دعا می خواندند وفوت می کردند وقند را شربت کرده وبه نیت شفا به همه اعضای خانواده می خوراندند.
    پختن غذایی با عدس وآرد روغن وتخم مرغ (قاتق عدس)در شبهای قدر سنت بوده وخوردن آن را صواب می دانستند وهنوز این کار انجام می شود.
    روزه کله گنجشکی
    بچه ای که به سن تکلیف نرسیده بود در سحر بیدار کرده وبه او سحری می دادند وظهر پس از حرف کمی غذا تا هنگام افطار از خوردن وآشامیدن ومنعش می کردند وبه او وعده می دادند که در قسمت روزه به وسیله برگ انگور به هم وصل می کنند ویک روزه به حساب می آید هنوز هم بچه ها وخردسال را اینگونه به روزه گرفتن تشویق می کنند.
    عید فطر
    شرکت در نماز عید فطر در میان مردم گنجان خیلی مهم است پس از اتمام نماز وخواندن فاتحه برای اهل قبور با دانه های خرما ویا نخود نقل افطار می کردند وعید رابه یکدیگر تبریک می گفتند وجملاتی که روز عید فطر رد وبدل می کردند اینگونه بود(نماز روزاتون قبول باشه قبول درگاه حق ،عید شما مبارک )
    روز هفتم محرم شهادت ابوالفضل (ع)می باشد ووعاظ پیرامون شخصیت وشهادت وی می کردند وپس از اتمام روزه دسته جات عزاداری وارد می شدند وهمراه هیئت شخصی در نقش ابوالفضل سوار اسب در حالیکه شمشیری به سر وتیری به چشم ومشک آبی به دندان داشت ودردستش طمع از شانه بود به مجلس وارد می شد.
    روز هشتم محترم قتل علی اکبر وروز نهم محرم محرم روز تاسوعا را شهادت قاسم بن حسن می دانستند که روز تاسوعا شب عاشورا را نزدیک غروب آفتاب در مجالس روضه خوانی وامامزاده وسقاخانه مکان های را برای روشن کردن شمع در نظر می گرفتند ودر سینی ها بزرگ گل درست می کردند تا مردم شمعهای افروخته را در گل ها فرو نماید مومنین در این شب خواب واستراحت را حرام می دانستند دسته جات سینه زنی پاهایشان را برهنه کردند تا عصر عاشورا بدون کفش از اینجا به آنجا می رفتند وسینه زدند که رفته رفته این سنت هم منسوخ شده بجز تعداد انگشت شماری دیده نمی شوند.
    روز دهم محرم
    عاشورا را شهادت امام حسین و علی اصغر می دانستند که ذکر مصیبت اختصاص به این دو نفر داشت درانی روز همراه با دسته جات گهواره ای می آوردند که درون آن مجسمه کودکی را خوابانده بودند وشخصی هم از نفس رباب ما در علی اصغر گهواره را تکان می داد ومی خواد
    مراسم عید نوروز
    بعد از سده سوز خانواده ها در صدد تهیه چادر جهت دوختن لباس عید ودرست کردن نشاسته وریختن سحین و فراهم کردن وسایل شیرینی بر می آمدند ومی گفتند سده سوز پنجاه به نوروز یعنی بیش از پنجاه روز به عید نوروز باقی مانده است و در این فرصت کم باید کارها هر چه سریعتر انجام شود.
    همان کارهای مربوط به عید را ضروری می دانستند و زمان انجام هر کدام مشخص ومعلوم بود بنابراین خرید پارچه و دوخت لباس را در اولویت قرار می دادند و زیرا هر خیاطی چند خانواده را بعنوان مشتری سالانه داشت و به دلیل نبودن امکانات خیاطی دوختن یک دست لباس وقت زیادی می گرفت لذا از آغاز فصل زمستان خیاط به مشتریان اخطار می داد که اگر لباسی را برای نوروز می خواهند هر چه زود تر در تهیه پارچه اقدام نمایند.
    چهار شنبه سوری
    در چهار شنبه سوری گنجانی ها دو روز مانده به چهارشنبه آخر سال هیزم جمع می کنند وعصر چهار شنبه در سر چهار کوچه آتش روشن می کنند همسایه دور هم جمع می شدند وبه دو گروه تقسیم می شود ویک گروه از سمت راست و گروهی دیگر از سمت چپ می پرند هر کدام لنگ به دست گرفته ودر آتش می اندازند بدین منظور که سال دیگر در این مراسم شرکت کنند اگر بچه ای مریض شد( او را از روی آتش عبور میدهند تا بهبودی پیدا کند ومی خوانند زردی او از تو سرخی تو از او ) آنگاه با پاآتش را لگد می کنند تا خوب شود.
    این نوشته در آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.