پایان نامه اضافه اقترانی و در جهان

دانلود پایان نامه
  • امروز در اصطلاح ما فارسی‌زبانان، “چرب زبانی” هم کاربرد مثبت دارد و هم گاه کمی منفی. اما کاربرد این ترکیب در شاهنامه، در آن روزگار یعنی بیش از هزار سال پیش، کاربردی با معنای شایسته بوده است و به‌معنای “زبان خوش” امروزی ست. فردوسی در مقاطع دیگر گوید:
    چنین داد پاسخ به آواز نرم
    سخن‌های دانش به گفتار گرم
    (شاهنامه،1368: 518/8)
    اگر بدگمانی گشاید زبان
    تو تندی مکن هیچ با بدگمان
    (همان: 809/8)
    پاسخ سخن باید پاسخی شایسته باشد. “پاسخ “یعنی جواب سخن. چه “پا” و مخفّف”پاد” pad است به معنای “در مقابلِ”، “در برابرِ” و “سُخ” مخفّف سخن است و در اصل پاد سخن “pad-soxn” بوده است یعنی “در برابر سخن” یا “جواب سخن” . فردوسی می‌گوید: گویند به آواز نرم پاسخ داد. همین جا یک نکته اخلاقی را در ذهن خواننده می‌نشاند. چرا که معلوم نیست گوینده با چه لحنی سخن گفته است اما هرچه بوده، او با نرمی به وی پاسخ داده است “از آواز نرم” منظور لحن گرم و گیراست، سپس لطف آن را با “گفتار گرم” دو چندان می‌کند. سخنان گوینده با دانایی توأم بوده است چه می‌گوید: سخن‌های دانش “سخن‌های دانش” اضافه اقترانیست. یعنی سخنانی که با دانش و آگاهی همراه است.
    در بیت دوم این نکته را خاطر نشان می‌کند که در برابر سخن ناملایم هم، نباید از طبیعت و سرشت انسانی دور شد، بلکه باید نرمی و ملاطفت را در سخن از دست نداد. اما اگر گوینده ی بدگمان نرمی و ملاطفت تو را نشانه ترس و سستی تو، بینگارد، آن گاه:
    از آن پس چو مستی گمانی برد
    مطلب مشابه :  حقوق و تکالیف و ایجاب و قبول

  • تو پاسخ مر او را به اندازه گوی
    وز اندازه گفتار او بگذرد
    سخنهای چرب آور و تازه گوی
    (شاهنامه،1368: 614/8)
    اگر گوینده بی‌شرمی از حد برد و در تو احساس ضعف و سستی “گمانی ‌برد”، تو به آن اندازه که تو را ضعیف و سست و ترسو نینگارد به او پاسخ ده، آن هم نه با پرخاش و تندی، با پاسخ‌های نو توأم با زیرکی و چرب زبانی. چه در هر حال باید کلام تو ،در شنونده تأثیر بگذارد و سخن تو وقتی در او تأثیر می‌کند که به حریم شخصیّت و عزّت او خدشه‌ای وارد نکنی.
    “گمانی بردن” در بیت بالا به معنای “پنداشتن” امروزیست و در شاهنامه مکرّر به کار رفته است. “یاء” گمانی مصدری است و نباید وحدت و نکره خواند.
    سپس در جای دیگر، شاعر حماسه سرا، مبنای کار را در سخن گفتن همان تربیت فردی و آزادگی می‌داند:
    تو با دشمن ار خوب گویی رواست
    از آزادگان خوب گفتن سزاست
    (همان:368-5)
    در شاهنامه، به هیچ چیز به اندازه “سخن” ارزش داده نشده است. شاید، از آنجا که شاهنامه کتاب حماسه و دلیری و مردانگی ست، شجاعت و جنگاوری را بهترین صفت و ویژگی انسان در شاهنامه بدانیم به خطا رفته‌ایم، فردوسی چنین نمی‌اندیشد. او به خوبی به ارج و پایه ی سخن شایسته، آگاه است و همطراز خرد، سخن را چون گوهر عزیز می‌دارد:
    ز نیکو سخن به چه اندر جهان
    به نزد سخن سنج فرّخ مهان
    (شاهنامه،1368: 132/1)
    سخن را سخن دان ز گوهر گزید
    ز گوهر ورا پایه برتر سزید
    این نوشته در آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.