نهفته را دریافت و برای آن ارزش و اعتبار لحاظ کنند.۲۸
مدیریت دانش به معنی بهبود فرایندهای کار دانش است. بهبود کار دانشی مستلزم این است که دخالت‌های از بالا به پایین کمتر شود. کارکنان باید آزادی عمل و استقلال لازم را در کار خود داشته باشند، تا بتوانند دانش‌های خود را در راستای حل مسائل و تصمیم‌گیری به‌کارگیرند.۲۹
دستیابی به دانش، تنها شروع کار است. دستیابی به دانش مهم است اما موفقیت مدیریت دانش با آن، تضمین نمی‌شود. دانش را باید بکار گرفت و در فرایندهای سازمانی وارد کرد به گونه ای که منجر به بهبود عملکرد سازمانی شود. برای موفقیت این امر نیز باید انگیزه‌های لازم را در افراد ایجاد نمود. (فاتحی، زمانعلی. ۱۳۹۰)
رهبری ضروری است، فردی از میان مدیران ارشد باید مسئول فعالیت در زمینه مدیریت دانش باشد. این مدیر اغلب “کارشناس ارشد دانش ” نامیده می‌شود به شرطی که وظیفه‌اش دربرگیرنده همه افراد باشد، درغیراین صورت “کارشناس ارشد اطلاعات ” یا دیگر مدیران ارشد ممکن است این مسئولیت را به‌عنوان مسئولیت اضافی قبول کنند. صرف‌نظر از اینکه چه کسی این نقش را می‌پذیرد، مدیریت دانش موجب استفاده از تمام قابلیت‌های کارکنان در همه سطوح سازمان می‌شود.۳۰
مدیریت دانش ثمربخش است. فواید بالقوه مدیریت دانش بسیار گسترده است و به‌طور بالقوه می‌تواند برای هر نوع کسب‌وکاری مفید باشد، به‌ویژه برای آن دسته از کسب‌وکارها که در حوزه فناوری اطلاعات و منابع خدماتی هستند. یک مدیر ارشد، از اجرای مدیریت دانش در یک سازمان چه توقعی می‌تواند داشته باشد؟ در شرایط مطلوب، مدیریت دانش کاهش هزینه‌ها، بهبود خدمات، افزایش کارایی و حفظ سرمایه‌های فکری را تضمین می‌کند.۳۱
مدیریت دانش نیازمند آموزش است. آموزش مدیران و کارکنان برای اجرای مناسب در هر مرحله از فرایند مدیریت دانش حیاتی است. کارکنان و مدیران مجبور هستند برای تمرکز بر فرایندهای عمومی مربوط به مدیریت دانش، آموزش ببینند حتی زمانی که آن‌ها در حال مشارکت برای حل مشکلات ویژه‌ای هستند به منظور موفقیت برنامه مدیریت دانش سرمایه‌گذاری اساسی در آموزش مدیریت و کارکنان مورد نیاز می‌باشد.۳۲
انتظارات باید مدیریت و کنترل شوند. اجرای برنامه مدیریت دانش مستلزم تغییرات اساسی در چگونگی تعاملات ارتباطات و دستورات بین کارکنان و مدیران و چگونگی انجام آن می‌باشد. مسئولیت‌ها و جهت‌گیری‌های مدیریت تغییر پیدا می‌کند تا نیازهای مدیریت دانش سازمان را برآورده کند و کارکنان و مدیریت باید برای این تغییر آماده باشند. زمانی که غالب افراد از تغییر بترسند، بهره‌وری آسیب می‌بینند. مگر اینکه انتظارات کارکنان به شکلی پیشگیرانه مدیریت و کنترل شود. یک رویکرد اثربخش در این خصوص به تعیین اهداف آشکار و تفضیلی در حوزه مدیریت دانش است. فقط بعد از تعیین دقیق این اهداف است که می‌توان کارکنان و مدیریت را به دنبال کردن فعالیت‌های عمومی مدیریت دانش ترغیب کرد. (فاتحی، ز. ۱۳۹۰)
مدیریت دانش یک فرایند است نه یک محصول. مدیریت دانش فرایندی پویا و پیوسته در حال تکوین و تکامل است. معمولاً فعالیت‌های مدیریت دانش در یک سازمان پیشرفته شامل به دست آوردن دانش از مشتریان، کسب درآمدهای جدید از دانش موجود، اخذ دانش از کارکنان برای استفاده دوباره در فرایند و الگوبرداری از برنامه‌های موفق مدیریت دانش می‌باشد.۳۳
مدیریت دانش زمان‌بر است. زمان اجرای واقعی برای ایجاد سیستم عملی مدیریت دانش ممکن است از چند ماه تا چند سال طول بکشد که به تحلیل و پیچیدگی فرایندها، اندازه شرکت و تعداد مدیران و کارکنان درگیر در فرآیند بستگی دارد. حتی غالب چالش‌های مربوط به سیستم فن‌آوری در اجرای مدیریت دانش، سرعت تغییر فرهنگ سازمان‌ها، و عدم دسترسی به منابع، عوامل بسیار محدودکننده‌ای در این رابطه محسوب می‌شوند.۳۴
رویدادهای عملیاتی موجود سازمان باید تأیید شود. به‌طور کلی در طراحی سیستم مدیریت دانش، راه آسان‌تر این است که از ابتدا شروع کنیم. تعجب‌آور نخواهد بود که رویای غالب متصدیان دانش، داشتن یک کسب‌وکار جدید، در یک زمینه بکر و بدون هیچ‌گونه اطلاعات اولیه باشد. هرچند واقعیت این است که غالب برنامه‌های مدیریت دانش در سازمان‌های فعلی با فرآیندهای تدوین‌شده به منظور اجرای دستورات، اخذ تصمیم‌های مطلوب برای فعالیت‌ها و برای رسیدگی به موضوعات حمایت از مشتری اجرا می‌شوند. علاوه براین این فرآیندها و نگرش‌ها باید در یک فرایند جدید از مدیریت دانش مجتمع شوند. به عبارت دیگر، برنامه مدیریت دانش، باید کسب‌وکارهای موجود را تکمیل کرده، فرآیندهای فعلی را تقویت کند و بدون آنکه کل سازمان را دگرگون و یا متحول کند، به توسعه فرایندهای نوینی در اجرای مدیریت دانش بیانجامد. اینکه مدیریت دانش بتواند برای کسب‌وکار خاصی مفید باشد به خود کسب‌وکار، فرهنگ سازمان و محدودیت‌های بودجه بستگی دارد.۳۵
۲-۱۱- عوامل موفقیت مدیریت دانش زنجیره تأمین خدمات در حوزه تجارت الکترونیکی G2C
امروزه در عصر جهانی‌شدن سازمان‌هایی موفق خواهند بود که بتوانند در سطح گسترده از اندوخته‌های دانشی کلیه کارکنان خود در تمامی سطوح استفاده مؤثر کنند، به منظور موفقیت فرایند مدیریت دانش بایستی به مواردی مثل قابلیت اتصال، محتوا، اجتماع، فرهنگ، تعاون و سرمایه‌گذاری توجه داشت. در ذیل به برخی از عواملی که در موفقیت مدیریت دانش در سازمان‌ها نقش دارد اشاره می‌شود. (اخوان و همکاران۳۶، ۲۰۰۶)
پشتیبانی و تعهد مدیران ارشد
فرهنگ‌سازمانی
ساختار سازمانی
برنامه‌های آموزشی
راهبرد دانش
اشتراک دانش
معماری دانش
شناسایی دانش
ممیزی دانش
شفافیت و اعتماد
۲-۱۲- موانع مدیریت دانش زنجیره تأمین خدمات در حوزه تجارت الکترونیکی G2C
موفقیت مدیریت دانش نیازمند عزم جدی سازمان‌ها برای برطرف کردن موانع موجود بر سر راه آن است. موانع عمده بر سر راه مدیریت دانش را می‌توان به پنج دسته اصلی تحت عنوان عوامل انسانی، عوامل سازمانی، عوامل فرهنگی، عوامل سیاسی و عوامل فنی و تکنولوژیکی تقسیم نمود. (فاتحی، ز. ۱۳۹۰)
عوامل انسانی
یکی از موانع عمده مدیریت دانش این است که انسان‌ها به هر دلیلی نخواهند دانش خود را تسهیم کنند و از آن منحصراً برای پیشرفت شخصی خود استفاده کنند. زیرا ممکن است این تصور اشتباه وجود داشته باشد که چون دانش، قدرت است پس نباید آن را از دست داد. شاید بتوان گفت که موانع انسانی مدیریت دانش بیش از سایر موانع دیگر حائز اهمیت است، زیرا دانش، ماهیتی انسانی واجتماعی دارد و فقط درگرو تعامل و ارتباطات است که می‌تواند رشد کند. رویکرد کلاسیک و سنتی براین اعتقاد بود که فقط نویسندگان با نوشتن کتاب‌ها، مقالات و نظایر این‌ها می‌توانند باعث افزایش دانش شوند. این رویکرد را می‌توان رویکردی ایستا نامید. در مقابل، رویکرد پویا بر این باور است که تعالی دانش در اثر تعامل و ارتباطات انسانی، مقدور می‌باشد.۳۷
عوامل سازمانی
عمده عوامل سازمانی عبارتنداز:
عوامل ساختاری
عوامل مدیریتی
عوامل شغلی
سیستم‌های حقوق و دستمزد و جبران خدمات
سیستم‌های آموزشی
عوامل فرهنگی
مدیریت دانش، بدون وجود یک فرهنگ مشارکتی مناسب و مبتنی بر اعتماد، نمی‌تواند به‌گونه‌ای موفق به کار گرفته شود. اگر فرهنگی، توزیع و ت سهیم دانش را تشویق نکند، مدیریت دانش با چالش روبرو خواهد شد.
عوامل سیاسی
موانع سیاسی در سازمان‌های دولتی چشم‌گیرتر هستند. اگر باور داشته باشیم که دانش یک منبع قدرت است و شخص دارای قدرت می‌تواند اعمال‌نفوذ کند، طبیعی است که عده‌ای برای دستیابی انحصاری به دانش تلاش کنند. نقش گروه‌های فشار می‌تواند قابل‌ملاحظه باشد. هرکدام از این عوامل می‌توانند مانع توزیع مناسب دانش در سازمان باشند که در اینجا نیز مدیریت دانش که به توزیع گسترده دانش در سازمان نیازمند است با چالش‌های جدی روبرو خواهد شد.
عوامل فنی و تکنولوژیکی
دانش ایجاد شده باید به طریقی مناسب حفظ و نگهداری شوند و این در حالی است که بسیاری از سازمان‌ها فاقد مراکز و مآخذ مناسب برای نگهداری دانش هستند مراکز دانش در سازمان‌ها در حقیقت، کانون جمع‌آوری، سازمان‌دهی و انتشار دانش هستند. ممکن است این مراکز فیزیکی یا مجازی باشند. هدف از ایجاد این مراکز هدایت افراد به سوی منابع دانش در داخل یا خارج سازمان می‌باشد. در این مراکز نقشه‌های دانش تهیه، نگهداری و بهنگام سازی می‌شوند. این مراکز در اصل به عنوان نقاط انشعاب تلقی می‌شوند که دسترسی به هر منبع دانش از طریق آن‌ها صورت می‌گیرد. به عبارت دقیق‌تر این مراکز، درگاه‌های دانش می‌باشند و کلیه جریانات دانش از آن‌ها عبور می‌کند.
۲-۱۳- اهداف مدیریت دانش زنجیره تأمین خدمات در حوزه خدمات تجارت الکترونیکی G2C
هدف مدیریت دانش، مدیریت سرمایه‌های دانشی است که بخش عمده آن در ذهن مدیران و کارشناسان مستتر است. به طور اجمالی بر اساس مطالعات انجام‌شده اهداف و برنامه‌های زیر برای مدیریت دانش متصور است:۳۸
تبدیل‌شدن به یک سازمان هوشمند و دانش‌محور در تراز جهانی، متعالی و سرآمد.
تولید و نگهداشت دارائی‌های دانشی سازمان و توسعه و غنی‌سازی آن‌ها.
کسب رهبری بازار کشور برای عرضه فناوری و پژوهش از طریق مدیریت دانش.
ارتقای انعطاف‌پذیری فرایندهای کسب‌وکار سازمان برای کنش پذیری سریع و پاسخگویی به ملزومات محیطی (کارکنان، رقبا، مشتریان، مراجع قانون‌گذار ذی‌ربط و …)
شناسایی منابع و راهکارهای تولید دانش سازمان.
غنی‌سازی دانش آشکار و تبدیل دانش‌های ضمنی به دانش آشکار.
دستیابی به مزیت‌های رقابتی در پژوهش و فناوری در چارچوب سازمان دانش‌محور.
زمینه‌سازی برای تسهیم دانش و تبدیل آن به توانمندی‌های محوری شرکت.
ایجاد نظام پویا و گسترده در سطح سازمان برای شناسایی و مستندسازی دانش‌های موجود.
تشویق و ترغیب نیروی انسانی شاغل در سطح سازمان برای مشارکت در امر مدیریت دانش.
بهبود قابلیت‌ها و توانمندی‌های کارکنان از طریق تشویق به یادگیری فردی و سازمانی.
توسعه مستندسازی و ثبت دانش سازمان در قالب خلاقیت و تولید فن‌آوری.
توسعه فرهنگ تعاون در امر مدیریت دانش به منظور استقرار نظام مدیریت دانش.
تهیه وتوزیع منابع علمی – کاربردی مرتبط با مدیریت دانش
برگزاری دوره‌های آموزشی برای ارتقای مهارت‌های یادگیری مسئولان و کارشناسان آشنایی با فرایندهای مدیریت دانش
تهیه و به‌کارگیری بسته نرم‌افزاری مدیریت دانش
۲-۱۴- انواع دسته‌بندی مدل‌های مدیریت دانش
ازآنجاکه تاکنون مدل مدیریت دانش که موردقبول همه صاحب‌نظران باشد ارائه نشده، لذا لازم است مدل‌های ارائه‌شده در این زمینه مورد بررسی قرار گیرند و متناسب با موضوع مورد نظر از آن‌ها

مطلب مشابه :  منابع و ماخذ مقالهخشونت خانگی، کودکان و نوجوان، دوران کودکی، کودکان و نوجوانان

دیدگاهتان را بنویسید