ویژگی‌های جمعیت شناختی و ساختار سازمانی

دانلود پایان نامه
  • سطح منابع: منابع شامل منابع فیزیکی، انسانی و سازمانی؛
    سطح سازمانی و فعالیت: حوزه‌ی مدیریت، سازمان و فعالیت‌ها؛
    سطح عرضه: عرضه شامل جزء فیزیکی (ملموس)، قیمت، خدمات؛
    سطح بازار محصول: مشتریان و رقبا.
    این اجزا همگی مقطعی بوده و می‌توانند در یک مقطع زمانی مورد مطالعه قرار بگیرند. اما به منظور کامل کردن مدل، هدمن و کالینگ جزء هفتمی به‌نام فرایند زمانی را بدان افزوده‌اند تا پویایی‌های مدل کسب‌وکار در طی زمان و محدودیت‌های شناختی و فرهنگی‌ای که مدیران می‌بایست بر آن‌ها فایق آیند را پوشش دهند. شکل 4 این اجزا و سطوح آن‌ها را نمایش می‌دهد.
    شکل 4. مدل کسب‌وکار عمومی هدمن و کالینگ
    منبع: هدمن و کالینگ (2003)
    این مدل به یکپارچه‌سازی وجوه درون‌سازمانی‌ای که عوامل تولید را به منابع و سپس این منابع را از طریق فعالیت‌ها و در یک ساختار، به محصولات تبدیل می‌کند، می‌پردازد. مدل مذکور بر این منطق استوار است که به‌منظور مدیریت نیرو‌های صنعت و ارائه‌ی خدمت به بازار محصول، کسب‌وکارها نیازمند فعالیت‌ها، منابع، عوامل تولید (سرمایه و نیروی کار) و ورودی‌های تولید هستند. مجموعه‌ی استراتژی‌هایی که برای تأمین یا انجام هریک از اجزا توسط یک کسب‌وکار اتخاذ می‌گردند، یک مدل کسب‌وکار را تشکیل می‌دهند. با این توضیح و با توجه به وجود رابطه‌ی علّی بین اجزای مذکور، یک شرکت می‌تواند مدل‌های کسب‌وکار گوناگونی داشته باشد. به‌عنوان مثال، برای ارائه‌ی محصول به یک بخش خاص از مشتریان و رقابت با نیرو‌های رقابتی موجود در آن بخش، محصول ارائه‌شده می‌بایست از کیفیت و قیمت مناسب برخوردار باشد. آنچه دستیابی به چنین هدفی را امکان‌پذیر می‌نماید، ارائه‌ی محصول و خدمات برمبنای کیفیت مدنظر مشتری است که ارائه‌ی چنین کیفیتی مستلزم شناخت و اجرای فعالیت‌های زنجیره‌ی ارزش و ساختار سازمانی (ارتباطات موثر و تقسیم نیروی کار و قدرت) می‌باشد. تحقق چنین امری، منابع انسانی، فیزیکی و سازمانی‌ را طلب می‌کند که باید بر اساس عوامل تولید و از تأمین‌کنندگان ورودی‌های تولید بدست آیند. هم‌چنین بازیگران خارجی، شرکا و یارقبای بالقوه، در تمامی وجوه کسب‌وکار اعم از مجموعه کردن‌ محصولات، فعالیت‌ها و شناخت منابع هستند (هدمن و کالینگ، 2003).
    هستی‌شناسی مدل کسب‌وکار به توصیف یک مدل متا یا مدل مرجع برای یک صنعت خاص می‌پردازد (استروالدر وپیگنر، 2004). همان‌گونه که استروالدر و همکاران در شناسایی اجزای مدل کسب‌وکار بیان کرده‌اند، این شناسایی اجزا درتمامی صنایع ضروری است. اما، ضرورت آن، در صنعت گردشگری به دلیل وابستگی تجربه گردشگر به هماهنگی عملکرد بازیگران این صنعت، دو چندان است.
    بر این اساس، در این فصل برآنیم اجزای مدل کسب‌وکار هدمن و کالینگ را در صنعت گردشگری شناسایی کرده و سپس مدل‌های کسب‌وکار الکترونیکی گردشگری را معرفی کنیم تا بر مبنای این دو بتوانیم هستی‌شناسی مدل کسب‌وکار الکترونیکی صنعت گردشگری را ارائه دهیم (هستی‌شناسی به دست آمده در فصل چهارم توضیح داده می‌شود).
    5-2- اجزای مدل مفهومی هدمن و کالینگ در صنعت گردشگری
    1-5-2- سطح بازار محصول
    1-1-5-2- مشتریان
    مدل کسب‌وکار می‌بایست مشتریان یا بخش‌‌هایی از بازار را که شرکت تولیدات خود را برای آن‌‌ها عرضه می‌دارد و چگونگی تاثیر ترجیحات و مطالبات مشتریان بر روی عرضه و سایر مولفه‌های مدل کسب‌وکار را توصیف کند. مشتریان را می‌توان به طرق مختلفی توصیف و درک کرد (هدمن و کالینگ، 1390).
    گردشگران که مشتریان بنگاه‌های گردشگری محسوب می‌شوند را می‌توان بر مبنای جغرافیا ( مرزهای سیاسی، آب و هوا، مرزهای جمعیتی)، ویژگی‌های جمعیت شناختی و یا ویژگی‌های روان‌شناختی (ارزش‌ها، انگیزه‌ها، علایق، نگرش‌ها، مطالبات) تقسیم‌بندی کرد (گلدنر، 2009).
    1-1-1-5-2- بخش‌بندی جغرافیایی
    بخش‌بندی جغرافیایی، مطابق با نواحی جغرافیایی مورد سکونت گردشگران انجام می‌شود. بخش‌بندی جغرافیایی گردشگران می‌تواند بر مبنای قاره، منطقه، کشور و یا نواحی درون یک کشور باشد. این گونه بخش‌بندی تنها در صورتی مناسب است که گردشگران هر ناحیه جغرافیایی رفتاری متفاوت از سایر نواحی از خود نشان دهند. مهم‌ترین نکته در رابطه با این نوع بخش‌بندی این است که انتخاب مقصد توسط مشتریان، خروجی عواملی چون فاصله، راحتی و هزینه سفر به آن مقصد است (هالووِی و تیلور، 2006).
    فاصله جغرافیایی مهم‌ترین ملاحظه در بازاریابی مقاصد گردشگری است. چراکه هرچه فاصله بین محل سکونت گردشگر و مقصد بیشتر باشد، جذب کردن او به آن مقصد دشوارتر خواهد بود. تراکم جغرافیایی (تعداد افراد ساکن در منطقه تقسیم بر مساحت منطقه) نیز فاکتوری مهم و مورد توجه بازاریابان گردشگری است. انتقال پیام تبلیغاتی به جمعیتی که در منطقه‌ای با مساحت کوچک زندگی می‌کنند بسیار آسان‌تر از انتقال آن به همان جمعیت در مساحت بزرگ‌تر است (گلدنر، 2009؛ سو، کیلیون، برَون، گراس و هوانگ، 2008).
    2-1-1-5-2- بخش‌بندی جمعیت شناختی
    بخش‌بندی جمعیت‌شناختی بر مبنای ویژگی‌هایی چون سن، جنسیت، درآمد، تحصیلات، نژاد، ملیت، اندازه خانواده، مرحله زندگی، مذهب، شغل انجام می‌شود (کاتلر و همکاران، 1999؛ گلدنر، 2009). مولفه‌های جمعیت‌شناختی متداول‌ترین معیارها برای دسته‌بندی مشتریان هستند. یکی از دلایل این امر آن است که نیازها، خواسته‌ها و نرخ استفاده مشتریان ارتباط نزدیک با ویژگی‌‌های جمعیت‌‌شناختی آن‌ها دارد. دیل دیگر آن است که اندازه‌گیری ویژگی‌های جمعیت شناختی بسیار آسان‌تر از سایر خصیصه‌ها است. حتی زمانی که گردشگران بر اساس سایر عوامل مانند شخصیت یا رفتار تقسیم‌بندی می‌شوند، ویژگی‌های جمعیت شناختی هر بخش برای ارزیابی بازار هدف و دست‌یابی موثر به آن باید شناخته شوند (کاتلر و همکاران، 1999).
    بررسی‌هایی که بر روی جنسیت مسافران انجام شده نشان می‌دهد که ظرف 20 سال گذشته، مسافران از این بابت تغییرات زیادی کرده‌اند. زنان با انگیزه فرار از محیط یکنواخت محل زندگی خود، تغییر در شرایط شخصی مانند مرگ یک عضو خانواده، شکست در عشق، طلاق یا جدایی، تمایل به تجربه‌ کردن کارهای مخاطره آمیز، تمایل به نشان دادن توانایی‌های شخصی، یافتن استقلال و اثبات شایستگی‌های خود به مسافرت می‌روند. هم‌چنین زنان در مسافرت‌های تفریحی، مسئله رسیدگی به شوهر، بچه‌ها، پدر و مادر و یا همکاری با سایر دوستان را در اولویت قرار داده و تفریح و گردش را در درجه دوم اهمیت جای می‌دهند (گی، 1382).
    در بخش بازرگانی و تجارت نیز زنان نقش بسیار مهمی ایفا می‌‌کنند. در سال 1970 زنان کمتر از یک درصد مسافران تجاری را تشکیل می‌دادند. اما امروزه این درصد به حدود 40 درصد رسیده است (کاتلر و همکاران، 1999). بیش از یک سوم سفرهای بازرگانی که در آمریکا انجام می‌شود توسط زنان صورت می‌گیرد و درصد زنان مسافر رو به افزیش است. زنانی که به صورت نماینده شرکت‌ها یا با هدف بازرگانی به مسافرت می‌روند به مسدله ایمن بودن سفر بسیار اهمیت می‌‌دهند و برای مسائلی چون رسیدگی به وضعیت شخصی، تمیز بودن لباس، داشتن آینده قدی و وسایل اتو کردن لباس‌ها اهمیت قائلند (گی، 1382).
    علاوه بر درآمد، تحصیلات هم عاملی بسیار مهم به‌حساب می‌آید که با مسافرت رابطه بسیار قوی دارد. تحقیقات انجام شده در این زمینه نشان می‌‌دهند که با بالا رفتن میزان تحصیلات فرد، تمایل او به سفر بیشتر می شود (گی، 1382).
    افرادی که دارای ملیت یکسان هستند، مشخصات رفتاری و ویژگی‌های مشابهی دارند. هر ملیتی به زبان خاص خود ارتباط برقرار کرده و از ترجیحات خاصی برخوردار است. اقامتگاه‌ها می‌بایست حد کنار هم قرار دادن ملیت‌های مختلف را مورد بررسی قرار دهند. صاحبان اقامت‌گاه‌ها اغلب به تجربه آموخته‌اند که اگر بیش از 50 درصد ظرفیت هتل یا استراحت‌گاه را تنها به یک ملیت (به‌عنوان مثال ژاپنی‌ها) اختصاص دهند، جای دادن دیگر ملیت‌ها در آن مجموعه دشوار خواهد بود. همین‌طور کنار هم جای دادن پاره فرهنگ‌های یک کشور در یک مکان نیز مشکل آفرین است. باید به خوبی از تفاوت‌های موجود بین آن‌ها آگاه بود. مردم ساکن در مناطق مختلف، با تفاوت‌هایی در سطح آموزش، فرهنگ و درآمد، ممکن است با هم در نیامیزند و به این دلیل تعیین دقیق نسبت اختلاط پاره فرهنگ‌های مختلف ضروری است (داسویل، 1378).
  • این نوشته در آموزشی ارسال و , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.