وظیفه های مدیران و استراتژی سازمانی

دانلود پایان نامه
  • سازماندهی فرآیندی است که طی آن تقسیم کار میان افراد و گروه‌های کاری وهماهنگی میان آنان، به منظور کسب اهداف صورت می‌گیرد.
    انگیزش
    رهبری یا هدایت یعنی تلاش مدیر برای ایجاد انگیزه ورغبت درزیردستان جهت دست یافتن به اهداف سازمان.
    ارزیابی
    کنترل،تلاش منظمی است در جهت رسیدن به اهداف استاندارد، طراحی سیستم بازخورداطلاعات، مقایسه اجزای واقعی با استانداردهای از پیش تعیین شده وسرانجام تعیین انحرافات احتمالی وسنجش ارزش آن ها بر روند اجرایی که در برگیرنده حداکثر کارایی است .
    6-1-2- مدیران چه می کنند؟
    اگر از مدیری سوال شود که او در طول زما ن کاری خود چه کارهایی را انجام می دهد، به احتمال زیاد خواهد گفت برنامه ریزی، هماهنگی، کنترل و سایر وظایفی که عمدتا مورد نظر نظریه پردازان کلاسیک بوده است. چنین پاسخی از سوی مدیران ریشه در ادبیات سنتی مدیریت دارد و بر گرفته از نظرات پیشگامان مدیریت مانند تیلور، فایول، و وبر می باشد.اما آیا واقعا شناخت درستی از نوع وظایف و کارهایی که مدیران انجام میدهند وجود دارد؟ مدیران چه فعالیت هایی را انجام می دهند؟ مشخصه یا مشخصات بارز کار مدیران چیست؟ از چه وسایل ارتباطی بهره می گیرند؟ چه نوع اطلاعاتی را پردازش می کنند؟ تا چه میزان کار مدیران برنامه ریزی شده است وتا چه حد قابل پیش بینی است؟ برای پاسخ به سوالاتی از این قبیل راهکارهای متفاوتی از سوی پژوهشگران ارائه شده است. از آن میان پژوهش هنری مینتزبرگ تلاشی مهم برای پاسخ به این سوالات است. روش پژوهشی وی، شیوه ای مناسب برای پی بردن به ناشناخته های رفتاری مدیران بود و پژوهشگران متعددی از شیوه وی برای پاسخ به این سوال که مدیران چه می کنند استفاده کردند.
    از نظر نگرش سیستمی ، سازمان سیستمی است باز که بطور دائم در حال تبادل انرژی و اطلاعات با محیط خود است. از جمله وظایف مدیران خصوصا مدیران عالی سازمان، سازگار کردن شرایط سازمان با امکانات و محدودیت های محیطی است(مدیریت صنعتی،10).
    رفتار سازمانی مدیر یا نحوه عملکردی تا حدی متاثر از قالب ادراکی، نگرش و شخصیت اوست. حدود وثغور هر شغل تا حدی تابع توانایی های شاغل آن است. چنانچه شاغل در موردی خاص معلومات یا توانایی های وسیعی داشته باشد، وظایف و مسوولیت های شغلی خود را در همان جهت توسعه خواهد داد.بر عکس نداشتن توانایی و معلومات کافی در زمینه ای خاص، سبب می شود که وظایف شغل ازآن جهت محدود شود. مدیران ارشد شرکت ها و سازمان ها در واقع در کیف میدان نیرو قرار دارند و وظایفی که به عهده می گیرند تحت تاثیر کنش و واکنش های نیروهای موجود در این زمینه(میدان) تعیین می شود.
    7-1-2- خصوصیات کاری مدیران:
    در پژوهش های انجام شده خصوصیات کاری نسبتا مشابهی در فعالیت های مدیران مشاهده شده است. این خصوصیات بطور کلی حول محورهای زیر مورد بحث قرار می گیرند:
    الف) فعالیت های مدیریت شامل ملاقات ها، مکالمات تلفنی، کارهای دفتری، سرکشی ها و غیره…
    ب) اهداف تعاملات و مراسلات مدیران
    مطلب مشابه :  کیفیت آموزش و تربیت نیروی انسانی و توجه به نیاز مشتری

  • ج) درخواست کننده های تعاملات
    د) بهره گیری از ابزارهای ارتباطی
    ه) طرفین تعاملات مدیریت
    و) مکان های کاری مدیریت.
    8-1-2- چرا سازمان ها به مدیران نیازمندند؟
    مدیران با توجه به ساختار سازمانی، وظایف و نقش های متفاوتی را به عهده می گیرند. در ضرورت وجود مدیران بحث های بسیاری مطرح است. چستر بارنارد معتقد است که کارمدیریک ضرورت سازمانی نیست بلکه کار تخصصی وی عملیاتی نگه داشتن سازمان است. بارنارد سازمان را یک نظام همکاری می داند و در جهت هماهنگی آن یک نظام سازمانی ارتباطی را ضروری می داند. چنین نظارتی از ارتباطات، کانون ها یا نقطه های بهم پیوسته را دربردارد و این نظام تنها زمانی به کار می پردازد که این کانون ها از سوی اشخاصی که مدیران خوانده می شوند،در اختیار گرفته شوند. از این رو می توان گفت که وظیفه های مدیران خدمت کردن به عنوان کانال های ارتباطی تا جایی است که ارتباط ها باید از پایگاه های مرکزی عبور کنند(بارنارد ترجمه،1368: 336).
    دیوید بری بروک گامی فراتر می نهد و اظهار می دارد که دلیل وجودی مدیران تنها نقض در نظام سازمانی است (Mentezberg,1973:94). کتز وکان، چهار دلیل برای رهبری که مرتبط با نقض و عدم پیش بینی ها در داخل و خارج از سازمان است ارائه می دهند:1- نقض طراحی سازمان 2- تغییر شرایط محیطی 3- پویایی داخل سازمان 4- ماهیت عضویت فرد در سازمان ها.
    اما هریک از نظرات ارائه شده تنها بخشی از داستان است، اگر چه مدیران باید کارهای غیر برنامه ای انجام دهند و بایستی در زمینه های تکامل و رشد سازمان گام بردارند، ولی آنها باید در برخی از فعالیت های عملیاتی نیز شرکت کنند، مانند مذاکره. آن ها سهم خود را ازکارهای روزمره با آنهایی که به تغییر و تکامل نظام سازمان مربوط می شوند تقسیم می کند. پنج دلیل اصلی اینکه چرا سازمان ها به مدیر نیازمندند عبارتند از:
    1- اولین دلیل وجود مدیران اطمینان از انجام رسالت اولیه سازمان است. ارائه موثر تولید یا خدمات خاص سازمان ،که این خود منجر به دو دلیل بعدی می شود.
    2- مدیر بایستی تداوم و ثبات عملیات سازمان خود را طراحی و حفظ کند. مدیر باید عملیات سازمان خود را برنامه ریزی نماید و بر این برنامه نظارت کند تا از گردش صحیح امور اطمینان حاصل نماید. او باید انحرافات را تصحیح و منابع نو را اختصاص دهد. به عنوان یک رهبر باید شرایط مورد نیاز اجرای کارها را به وجود آورد. او باید اطمینان نماید که کلیه اجزا سازمان به عنوان یک کل هماهنگ حرکت نماید.
    3- مدیر بایستی مسوولیت نظام برقراری استراتژی سازمانی را پذیرفته و سازمان خود را در یک مسیر کنترل شده با تغییرات محیطی هماهنگ سازد. او باید با روند حرکت محیط آشنایی داشته باشد و در مقام رهبر، مسیر صحیح را برای سازمان مشخص نماید. برقراری تعادل ثبات و تغییر یکی از وظایف حیاتی مدیر است.
    4- مدیر باید دستیابی افرادی که به گونه ای بر آن نظارت دارند را بر نتایج مورد انتظارشان تضمین نماید. مدیر باید به عنوان محوری جهت ارزش های سازمانی عملی نماید.
    5- مدیر باید به عنوان رابط اصلی اطلاعاتی بین سازمان خود و محیط عمل نماید. تنها مدیر به دلیل قدرت رسمی خود قادر به وجود آوردن پیوند حیاتی بین منابع خاص اطلاعات و سازمان است.او باید به عنوان مرکز اعصاب سازمان عمل نماید. او اطلاعات را دریافت و به زیر دستان انتقال می دهد. مدیر کسی است که مسوولیت یک سازمان رسمی و یا یک واحد فرعی از آن را به عهده دارد. مدیر با اختیارات رسمی که دارد با دو هدف اساسی زیر روبرو می باشد:
    این نوشته در آموزشی ارسال و , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.