وجوه اعجاز قرآن و زمان پیامبر

دانلود پایان نامه

نمونه های دیگری از آرای علامه شعرانی در این بحث علوم قرآنی وجود دارد.16

  • 3-9-4 – اعجاز قرآن
    بحث اعجاز نیز مانند سایر علوم قرآنی ریشه در خود قرآن دارد. آیات تحدی مبنای تکوین این بحث و منشأ اولیه و الهام بخش در خلق تئوری های گوناگون پیرامون اعجاز میباشد .
    آثاری چون «نظم القران» از جاحظ عمروبن بحر(255ق)، «المغنی فی ابواب التوحید و العدل» از قاضی عبدالجباربن احمدهمدانی(415ق)،«دلایل الاعجاز»ازعبدالقاهرجرجانی(471ق)به جنبه اعجاز پرداختهاند.کتاب «اعجاز القرآن» از ابوبکر محمد بن الطیب الباقلانی(403ق)از کتابهای مطرح در این زمینه است که به وجوه کلی مباحث اعجاز پرداخته است.
    ابن فارس از دو معنا برای «عجز» یاد میکند، یکی معنای ضعف ودیگری عقب چیزی.(ابن فارس،1404ق،4/232) در این تعریف معنای ضعف با کاربرد اعجاز(به عجز واداشتن) مناسبت دارد.
    راغب معنای رایج این کلمه راکوتاهی کردن و نقطه مقابل آن را قدرت میداند.
    (راغب اصفهانی،1412ق، ص547)
    شارح«تجرید الاعتقاد» به نقل از خواجه نصیرالدین طوسی معجزه را اینگونه تعریف میکند : «معجزه تحقق آن چیزی است که امری عادی نیست. و یا سلب چیزی است که عادی است. ضمن اینکه(ثبوت معجزه) همراه با خرق عادت و مطابق با ادعای آورند آن میباشد.»
    (علامه حلی،بیتا،ص275)
    شرایط سهگانه سیوطی در تعریف معجزه بیان شده است:«بدان که معجزه امری خارقالعاده، همراه با مبارزه طلبی و مصون از معارضه است.»(سیوطی1421ق/2001م،2/238)
    اعجاز قرآن از وجوه متعددی مورد اهتمام بوده است. گروهی از جنبه بیانی و بلاغی به قرآن جنبه معجزه میدهند، گروهی اعجاز را از باب اخبار غیبی آن درنظر میگیرند، گروهی محتوای قرآن را و گروهی جاذبه وتوازن قرآن را مبنای اعجاز قرآن میدانند، گروهی از جنبه اعجاز عددی به آن توجه میکنند و گروهی از شگفتیهای علمی آن اطلاق معجزه دارند.گروهی نیز به جنبه های هنری آن روی می آورند.به هر حال هرکس به فراخور توان خود در اثبات اعجاز قرآن گام برمیدارد . این نگرش به جنبه اعجاز قرآن در قرون اخیر رشد بیشتری داشته است و محققان قرآنی به فراخور تخصص و علاقه خود به تدوین آثاری در این زمینه همت گماشته اند. 17
    قرآن را هر چه بنامیم آیه، بینه، سلطان، برهان و یا معجزه فرق نمیکند. بسیاری از معجزات گذشته حسی و طبیعی بودند اما قرآن آیهای از جنس کلام، بینهای آشکار، برهانی مستدل و حجتی واضح است. این معجزه خاتم از هنگام نزول تا کنون و از اکنون تا قیامت با فراخوان تحدی به اثبات حقانیت خود پرداخته است. تبیین این معجزه جاوید از زبان مفسرراستین قرآن، امیرمؤمنان حلاوتی دیگر دارد:«همانا ظاهر قرآن شگفت و باطنش ژرف است. عجائبش به پایان نمیرسد و شگفتیهایش تمام نمیشود و تاریکی جز به واسطه قرآن آشکار نمیگردد.»18(سید رضی،1379ش،خطبه18،1/76)
    علامه شعرانی درمبحث اعجاز با علمای سلف همراه است و اعتقادات آنها را در اینباره پذیرفته است. ایشان در بحث اعجاز، آرای «سر سید احمد خان هندی»را نقد می کند. این مفسر مسلمان هندی با تأویلات نادرستی که از وجوه مختلف دین داشت و با اصالت بخشیدن به عقل و علم در برداشتهای تفسیری خود به بیراهه کشیده شد. نویسنده تفسیر و مفسران به نقل از مقاله «تفسیر و مفسر» سید جمال الدین اسدآبادی درباره تأویلات سر سید احمد خان هندی می نویسد:«هر آیهای را که در آن ذکری از مَلَک و یا جن و یا روح الامین و یا وحی و یا جنت و نار و یا معجزهای از معجزات انبیاء میرود، آن آیه را از ظاهرخود درآورده به تأویلات با رده زندیقهای قرون گذشته تأویل نماید…عجیب ترآن است که این مفسر، رتبه مقدسه الهیّه نبوت را تنزل داده به پایه «رفارمر»[مصلح ]فرودآورده و انبیاء را چون (واشنگتن) و ناپلئون گمان کرده است…» (معرفت،1388ش،ج2/515-516)
    علامه شعرانی، با انتقاد به نظر سر سید احمد خان که وجه معجزه بودن قرآن را به هدایت خود قرآن دانسته است، مینویسد:«در تفسیر سرسید احمد خان هندی گوید: که قرآن به هدایت خود معجزه است. چنانکه در سوره قصص میفرمایدقُلْ فَأْتُوا بِکِتابٍ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ هُوَ أَهْدى‏ مِنْهُما أَتَّبِعْهُ إِنْ کُنْتُمْ صادِقینَ فَإِنْ لَمْ یَسْتَجیبُوا لَکَ فَاعْلَمْ أَنَّما یَتَّبِعُونَ أَهْواءَهُمْ؛ «بگو: اگر راست مى‏گویید، کتابى از نزد خداوند بیارید که رهنمون‏تر از آن دو باشد تا آن را پیروى کنم. پس اگرتورا پاسخ ندادند، بدان که ازهوسها وکامهاى خویش پیروى مى‏کنند»(القصص/49-50)
    مطلب مشابه :  اعلامیه جهانی حقوق بشر و حقوق بشر اسلامی

  • اگر مقصود سید احمد خان این باشد که، پیغمبر مانند آن حکما]افلاطون، کنفوسیوس و فلاسفه جدید اروپا[ و قرآن مانند عقاید آنان است. و مردم باید هدایت قرآن را بپسندند. یعنی مطالب آن را مطابق خیر و سعادت خود ببینند و ایمان آرند در جواب گوییم البته هدایت قرآن و نیکی اصول آن قابل انکار نیست، اما غرض ما مسلمانان را ثابت نمیکند.»(کاشانی،1347ش،مقدمه،1/29)
    از بیانات مرحوم شعرانی برمی آید که در نظر گرفتن اعجاز فقط از بعد هدایت، کافی به مقصود نیست.ایشان در ادامه اعترافات مستشرقان مسیحی و عیسویان متعصب را درباره سرّ پیشرفت اسلام که مبتنی بر بزرگی روح و نیکی تعلیمات و داشتن ماده و اساس و افضلیت قوانین و اصول قرآن بر عقاید و رسوم جامعه مشرق در آن عهد است، را ذکر میکند. اما این اعترافات را برای نبوت و اعجاز کافی نمیداند. چنانکه اعترافات فرد ملحدی چون «شبلی شمیّل» را نیز در باب تعلیمات عالیه قرآن و طهارت و نزاهت و اخلاص پیغمبر خاتم را نیز درباره اعجاز کافی نمیداند، بلکه اعجاز را فراتر از باورهای عیسویان و ملحدان برمیشمرد: «قرآن از عالمی ماوراء این عالم و به وحی قدسی الهی است نه به عقل و قریحه، و سرچشمه آن عالم غیب است و برای این مقصود همان ادله که علمای سلف آوردهاند، باید آورد. مثل اینکه قرآن حاوی خبر از غائبات است که عقل بشری هر چند افلاطون و سقراط باشد راه بدان ندارد. و جز آنکه از طرف خداوند تعالی و مدد غیبی باشد راهی برای آن نیست مانندإِنَّ الَّذی فَرَضَ عَلَیْکَ الْقُرْآنَ لَرادُّکَ إِلى‏ مَعادٍوالم غُلِبَتِ الرُّومُ فی‏ أَدْنَى الْأَرْضِ وَ هُمْ مِنْ بَعْدِ غَلَبِهِمْ سَیَغْلِبُون….اما اینکه قرآن اصول نیکو دارد و موجب خیر و صلاح است کافی برای غرض ما نیست.» (همان،صص29-30)
    مرحوم شعرانی در شرحی که بر«کشف المراد شرح تجرید الاعتقاد»علامه حلی (726ق)نوشته اند، نظرات خواجه نصرالدین محمد طوسی (672ق) را درباره وجوه اعجاز قرآن بررسی می کند. برطبق نظر خواجه نصرالدین طوسی مواردی چون فصاحت و اسلوب قرآن به تنهایی و یا با هم و نیز صرفه از جنبه های اعجاز قرآنند و احتمال همه آنها نیز وجود دارد.(علامه حلی ،1398ق،ص500)
    در شرح شعرانی بر آرای خواجه نصیر الدین به نظر می رسدکه ازبین موارد مذکور، ایشان جنبه فصاحت قرآن را با بار معنایی خاصی در اولویت وجوه اعجاز قرار می دهد. ازدیدگاه شعرانی فصاحت اصطلاحی ملاک اعجاز نیست، بلکه مقصود از فصاحت، بلاغت است. تعبیر ایشان از عبارت:«إعْجازُالقُرْآنْ، قیلَ لفَصاحَتِه»(همان جا)، بلاغت است:«مقصود خواجه(علیه الرحمه) بلاغت است،که درآن خرق عادت و اعجاز تصور می شود. چون بسیار فصاحت گویند و از آن بلاغت خواهند. و بلاغت به معنی رسانیدن معنی مقصود است به قلب سامع. چنان که نیک در او جا بگیرد.»(همان،ص501) ازآنچه گذشت وجه مخالفت مرحوم شعرانی درباره اعجاز قرآن با سرسید احمد خان هندی معلوم می گردد. زیرا میرزا ابوالحسن شعرانی در وجوه اعجاز قرآن بلاغت، را در اولویت قرار داده بر خلاف سرسید احمد خان هندی که هدایت قرآن را اعجاز می داند.
    علامه شعرانی از قرآن به عنوان افضل معجزات یاد میکند و وجوه این افضلیت را بیان میکند :
    1.حجت بودن قرآن برای غایب و حاضر
    2.جاودانگی قرآن به عنوان معجزه برای همیشه و همه کس
    3.عدم احتمال مکر جادو و شعبده در قرآن برخلاف سایر معجزات
    4.عدم نیاز به مقدمات در ارتباط وحی و معجزه با یکدیگر به علت یکی بودن وحی و معجزه
    5.سبب ایمان در قرآن عقل تدبر است و در سایر معجزات با وعده وعید یا تشویق (شعرانی،1382،فصل مطالب پراکنده از شعرانی(یادنامه فرزانه ناشناخته)صص798-800)
    3-9-4-1- نمونههایی از استنادات قرآنی علامه پیرامون اعجاز
    بیشترین استنادات قرآنی علامه شعرانی درباره وجوه اعجاز قرآن، در حواشی منهج الصادقین به وجه اخبار غیبی قرآن پرداخته است. این جنبه از اعجاز قرآن تمام آیات را شامل نمیشود و محدود به آیاتی است که خبر غیبی را بیان میکند.این اخبار غیبی یا درباره وقایعی در گذشته رخ داده یا اتفاقات زمان پیامبر و یا از آینده خبر میدهد:
    این نوشته در آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.