وجود خداوند و واجب الوجود

دانلود پایان نامه

نظر شیخ مفید در باب لطف

  • خداوند متعال بندگانش را فقط به انجام بهترین امور در دنیا و دین مکلف می کند، زیرا در دین و دنیایشان صلاح و نفع خود را تشخیص نمی دهد پس باید یک اصلح در امور دین و یک غنی در امور دنیا و تدبیر بندگان را به دست بگیرد واین همان لطف است. پس خداوند لطف را طبق بخشش وکرم خود واجب کرده نه به خاطر وجوب عدالت، واگر این گونه نباشد ظلم پیش می آید. خداوند وقتی آدم را خلق کرد او را مکلف کرد و احدی از خلق برآفرینش یا بقاء او یا تکلیف او یا فعلی از افعال او ایمان نیاورند. در حالی که خداوند به این علم بندگان علم داشت پس جایز نیست که وقتی خداوند به این عمل بندگان علم داشته بگذارد آنها در معصیت باقی بمانند در حالی که وجود خداوند عدل است وکرمش ایجاب می کند به مکلفین لطف کند .
    طبق نظر شیخ مفید برای امام واجب است که بر مبنای لطف عمل کند در واقع وجود امام برای وجود تکلیف ضروروی است؛ امام ریاست مطلق امور دین و دنیای مکلفین را برعهده دارد. شیخ با بیان این مطلب و تعریفی که از بدست داده مبنی بر اینکه «امامیه کسانی هستند که به وجوب امامت وعصمت و وجوب نص برای تعیین شخص امام قائلند. » نصب امام را برای مکلفین از طرف خداوند واجب دانسته و شرط عصمت را برای امام بیان کرده و معتقد است که چون خداوند از عصمت امام آگاهی دارد پس باید او امام را نصب کند، پس طبق قائده لطف نصب امام معصوم برای خداوند واجب است شیخ با اثبات قاعده لطف هم وجوب امام وهم عصمت امام هم نصب امام از جانب خداوند را اثبات می کند.
    نظر علامه طباطبایی در باب لطف
    علامه طباطبایی در طریق عقلی نصب امام همان برهان لطف که در اثبات نبوت مطرح کرده را بیان نموده است. «بنا بر مقتضای لطف وتوجهی که پروردگار به بندگانش دارد باید در اوصاف وصفات کمالی (به غیر نبوت)کسی را مانند او به جای گمارد که معارف وشرایع دین را دست نخورده نگهبانی کند، مردم را رهبری نماید واگرنه برنامه هدایت عمومی به هم می خورد.»
    طبق نظر علامه طباطبایی وجود امام برای حفظ معارف الهی لازم وضروری است چنانچه وجود پیامبر ونبی برای نزول شریعت لازم بود واین دو معنی امامت ونبوت باهم متحدند.
    نظر شهید مطهری در باب لطف
    دین اسلام دین خاتم است و بناست که بعد از آن دیگر شریعتی نیاید و دینی است کلی و جامع همه شئون زندگی بشر، وضع این دین هم از چنین مطلبی حکایت می کند زیرا به همه مسائل توجه دارد. علمای شیعه براین باورند که چه شیعه و چه سنی به این معترفند که پیغمبر اسلام در آن بیست وسه سال نتوانست تمام احکام اسلام را ولو به صورت کلی برای مردم بیان کند. اهل سنت می گویند: پیامبر دین را بدون سرپرست رها کرده و رحلت نمودند. اما شیعه اذعان دارد که پیامبر به همان دلیل که مبعوث شد از جانب پیغمبر افرادی معین شدند که جنبه قدسی داشتند و پیغمبر اکرم(ص)تمام حقایق اسلام را برای اولین آنها یعنی علی(ع) بیان کرد. پس برای اینکه مردم با اسلام و احکام وشرایع آن آشنا شوند نیاز به یک کارشناس دارند. امام یعنی کارشناس امر دین،کارشناسی حقیقی که به گمان و اشتباه نیفتد و خطا برایش رخ ندهد، پیغمبر اکرم(ص) اسلام را برای مردم آورده است. باید لااقل برای مدتی کارشناسانی الهی در میان مردم باشند که اسلام را به خوبی به مردم بشناسانند چنین شخصی را پیغمبراکرم (ص) برای مردم تعیین کرده است. علمای شیعه این مطلب را با تعبیر لطف بیان کرده اند یعنی لطف الهی و مقصود این است که مسئله برای هدایت بشری مفید است و لطف الهی ایجاب می کند که از آن سو عنایتی بشود همانطور که در مورد نبوت می گویند لطف. پس لطف یک اصل اساسی از اصول شیعه است.
    2-6-2- ارتباط بین امامت و قاعده امکان اشرف
    قاعده امکان اشرف عبارت است از اینکه در تمام مراحل وجود لازم است ممکن اشرف، بر ممکن اخس مقدم باشد به عبارتی دیگر هر گاه ممکن اخس موجود شود ناچار باید پیش از آن ممکن اشرفی موجود شده باشد. مثلاً هنگامی که نفس وعقل را در نظر بگیریم و با یکدیگر مقایسه کنیم مطمئن خواهیم شد که عقل برتر از نفس است در این صورت اگر به صدور وجود نفس آگاه باشیم به صدور وجود عقل پیش از آن نیز آگاه خواهیم بود.
    تقریری بر برهان قاعده امکان اشرف
    «هرگاه ممکن اخس از باری تعالی صادر شده باشد حتماً پیش از آن باید موجود اشرف صادر شده باشد زیرا در غیر این صورت، یکی از اشکالات زیر لازم می آید :
    صدور کثیر از واحد
    اشرف بودن معلول از علت خویش
    مطلب مشابه :  مجازات قتل عمد و طبقه اجتماعی

  • وجود موجودی اعلی واشرف از باریتعالی
    و چون این اشکالات سه گانه ممتنع و بر خلاف عقل است نتیجه می گیریم که موجود اشرف باید پیش از موجود اخس صادر شده باشد. اماوجه لزوم یکی از سه اشکال مزبور، در صورت عدم صدور موجود اشرف پیش از موجود اخس، آن است که در این فرض یا باید موجود اشرف با موجود اخس، توام با یکدیگر، از حق تعالی صادر شده باشد که در این صورت اشکال اول، یعنی صدور کثیر از واحد، لازم می آید یا باید موجود اشرف بعد از موجود اخس صادر شده باشد که اشکال دوم، یعنی اشرف بودن معلول از علت خویش لازم می آید و یا باید موجود اشرف ،با این که ممکن است، اصلاً صادر نشده باشد نه قبل از موجود اخس و نه توام با آن و نه بعد از آن، در این صورت چنین موجودی که صدور آن ممکن است واز واجب الوجود صادر شده است، باید عدم صدور آن مستند باشد به علتی که آن علت اشرف واعلی از واجب الوجود باشد و این امر خود، محال است زیرا واجب الوجود، فوق مالایتناهی است و چیزی نمی تواند اشرف از او باشد.»
    قاعده امکان اشرف یک دلیل عقلی دیگر بر ضرورت نصب امام است، طبق این قاعده بدون شک کسی که همه کمالات انسانی را دارد یعنی امام، وجودش اشرف از انسانهای دیگر است که تنها برخی از کمالات انسانی را دارد یعنی امام، وجودش اشرف از انسانهای دیگر است که تنها برخی از کمالات را دارند و در فلسفه به اثبات رسیده که هر گاه شی ممکنی تحقق یابد که کمالات وجودی اش کمتر از شی ممکن دیگری است آن ممکن شریف تر باید پیش از او موجود باشد. با مشاهده انسانهایی که فقط برخی از کمالات را به صورت ناقص دارند به این نتیجه می رسیم که وجود یک انسان (امام)کامل لازم است که با هدایت خود انسانهای ناقص را به سوی کمال هدایت کند. این انسان کامل طبق نظر سهروردی اشرف موجودات است و قلب و قطب عالم امکان به شمار می رود.
    ضرورت وجود انسان کامل از نظر سهروردی
    شیخ شهاب الدین سهروردی در کتاب حکمه الاشراق ذیل تقسیم بندی حکما در مورد واژه «قطب» توضیحاتی را بیان می دارد. وی حکما را به قرار زیر طبقه بندی می کند:
    حکیم الهی که متوغل وفرورفته در تاله می باشد و گرداگرد بحث وحکمت بحثی نمی رود.
    حکیم بحاث که گرد تأله حمکت الهی نگردد.
    حکیم متوغل در تاله و بحث هردو.
    حکیم متوغل در تاله و متوسط در بحث ویا ناتوان در آن.
    حکیم متوغل در بحث و حکمت بحثی و متوسط در تاله و یا ناتوان در آن .
    دانشجو و طالب تاله وبحث.
    این نوشته در آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.