نظریه واقعیت درمانی و از دیدگاه نظری

دانلود پایان نامه

واقعیت درمانی از عدم رضایت  گلاسر که در خلال آموزش روان پزشکی تحلیلی دیده بود،نشات می گیرد.او معتقد است روان تحلیلی  تاکید زیادی بر روی احساس  مراجع وتاریخچه ی او وجود دارد(نلسون،2001).
رای[17](2006)زندگی گلاسر را به سه قسمت اصلی تقسیم می کند که اولین قسمت با تولد او شروع شده و تا زمان انتشار سومین کتابش در سال 1969 به نام”مدارس بدون شکست”به طول انجامیده است(به نقل از جعفری هرندی،1387).
گلاسر در اولین کتاب خود: “سلامت روانی یا بیماری روانی[18]”  به معرفی نظریه ها ،عقاید اصلی  و کاربرد واقعیت درمانی پرداخت.در واقع گلاسر براساس تجربیاتی که در طی سالهای 1956 تا 1961 در مدرسه دخترانه ونتورا [19]  به دست آورده بود این کتاب را نوشت که پایه و اساس نظریه واقعیت درمانی قرار گرفت(شفیع آبادی،1383).
دومین بخش از زندگی گلاسر با انتشار چهارمین کتابش”جامعه در حال تکوین هویت [20] ”  آغاز شد و تا سال 1988 و با خلق اثر جامع نظریه انتخاب ادامه یافت.این دوره 26 ساله تحت عنوان  پالایش و روشن سازی مطرح شده است(ابراهیمی،1387).

  • اساس واقعیت درمانی که اکنون درسرتاسر دنیا آموزش داده می شود  این است که ما در قبال آنچه  که تصمیم  می گیریم انجام دهیم مسئولیم.فرض بنیادی این است که تنها چیزی که می توانیم کنترل کنیم زندگی جاری خودمان است.گلاسر به دنبال نظریه ای بود که بتواند تمام کار او را توضیح  دهد(کوری ،ترجمه سید محمدی 1387).
    در اوایل دهه 1980 گلاسر تئوری کنترل را به عنوان اساس نظری برای اجرای عملی واقعیت درمانی اضافه کرد و در مورد آن می گوید:نظریه کنترل جهان و خودمان به عنوان قسمتی از دنیای اطراف  است برای  آنکه ما بهتر بتوانیم نیازهایمان را ارضاء کنیم(نلسون،2001).
    گلاسر از طریق  کتاب”رفتار؛کنترل ادراک” ویلیام پاورز[21]  با نظریه کنترل آگاه شد وگلاسر معتقد بود که این نظریه پتانسیل زیادی دارد. پاورز(1973) پیشنهاد کرد که تنها واقعیت برای شخص ادراکهای ذهنی وی است و کل رفتار به وسیله نیاز به کنترل ادراک شخص و واقعیت وی برانگیخته می شود. گلاسر اصل ایده پاورز در زمینه کنترل ادراک را به عنوان چهارچوب تئوریکی خود برای واقعیت درمانی پذیرفت.  تحت تاثیر پاورز در سال 1981 کتاب خود را با عنوان “ایستگاه های ذهن” که به عملی کردن نظریه کنترل در واقعیت درمانی  می پرداخت را نوشت(نلسون،2001).
    او با عقاید پاورز به انسانها کمک کرد ضمن کنترل خویش دست به انتخاب بزنند.گلاسر در اواخر دهه 1979 به دنبال نظریه ای بود که تمام کارهای او را توضیح بدهد. او 20 سال بعدی را صرف گسترش دادن،اصلاح کردن و توضیح دادن مطالبی کرد  که در آغاز آموخته بود. در سال 1996  گلاسر معتقد شد که اصلاحات دیگری انجام دهد و عنوان نظریه کنترل را گمراه کننده  دانست.از این رو نام آن را به نظریه انتخاب [22]  تغییر داد. (کوری ،ترجمه سید محمدی 1387).
    آخرین دوره شغلی گلاسر در سال 1998 با مطرح کردن کتاب نظریه انتخاب آغاز شد و تاکنون ادامه دارد. او در این کتاب نظریه انتخاب چهارچوب اساسی و پایه درمانی واقعیت درمانی معرفی می کند(گلاسر،فیروز بخت،1384).

    • نظریه انتخاب
    مطلب مشابه :  تحقیق با موضوع اصل قانونی بودن جرایم و مجازات ها و اصل قانونی بودن جرایم

    واقعیت درمانی به صورتی که گلاسر در جدیدترین کتاب های خود شرح داده،مبتنی برچهارچوب نظریه انتخاب است.او معتقد است نظریه انتخاب در مورد بهتر انتخاب کردن است اما قبل از آن باید دلیل انتخاب  بد را بفهمیم(نلسون[23]،2001).
    واقعیت درمانگران معتقدند که مشکل اساسی اغلب درمانجویان یکی است:آنها یا درگیر  رابطه ای ناخوشایند یا فاقد چیزی هستند که بتوان آن را رابطه نامید .بیشتر مشکلات درمانجویان از ناتوانی آنها در برقراری رابطه،صمیمی شدن با دیگران ،یا برقرار کردن رابطه ای رضایت بخش یا موفق  با حداقل یک نفر درزندگی آنها ناشی می شود(کوری ،ترجمه سید محمدی 1387).
    نظریه انتخاب به ما می گوید این خود ما هستیم که تمام اعما لمان را از جمله احساس بدبختی مان را انتخاب می کنیم.دیگران نه می توانند ما را بدبخت کنند و نه خوشبخت،تمام چیزی را که از دیگران می توانیم بگیریم و تمام آنچه  که می توانیم به دیگران بدهیم،اطلاعات است اما اطلاعات فی نفسه و به خودی خود نمی تواند ما را وادار به انجام کاری یا داشتن احساسی کند.اطلاعات وارد مغز می شود و مغز پردازش می کند بعد تصمیم می گیریم چه کار کنیم.تمام اعمال و افکارمان رابه شکل  غیرمستقیم  و تقریبا تمام احساسات و بخش عمده ای از فیزیولوژی خود را انتخاب می کنیم .هر چه قدر هم که احساس بدی داشته باشید،بخش اعظم وقایعی که در هنگام  درد و بیماری درون بدنتان می گذرد ونتیجه غیرمستقیم اعمال و افکاری است که انتخاب می کنید یا کرده اید(گلاسر،فیروز بخت،1384).
    گلاسر معتقد است که درمانجویان رفتارهای خود را به عنوان راهی برای حل کردن ناکامی ناشی از رابطه ی ناخوشایند انتخاب کرده اند(کوری ،ترجمه سید محمدی 1387).
     
    بر اساس تئوری انتخاب تنها کسی که می تواند بر ما کنترل داشته باشد خودمان هستیم.اگر ارتباط نامناسبی داریم،باید دقت کنیم و ببینیم چه می توانیم انجام دهیم که روابط ما را بهبود بخشد و نه اینکه سعی کنیم دیگران را تغییر دهیم(گلاسرو گلاسر،ترجمه نیکو و برازنده،1384).
    اگر ما تمام کارهایی را که انجام می دهیم انتخاب می کنیم ،پس باید مسئول آنچه  که انتخاب می کنیم باشیم(کوری،ترجمه سید محمدی1387).
    نظریه انتخاب ،روان شناسی کنترل درونی است. این نظریه توضیح می دهد که ما چطور و چرا  انتخاب هایی که مسیر زندگی را تعیین می کنند،می کنیم(گلاسر،ترجمه فیروزبخت1384).
    در این نظریه افراد به صورتی در نظر گرفته می شوند که نهایت تلاش خود را به خرج می دهند یا انتخاب هایی کنند که امیدوارند به ارضای نیازهای آنها منجر می شود.نظریه انتخاب روی مسؤولیت انتخاب کردن تمرکز می کند(کوری،ترجمه سید محمدی 1384).
    به طور کلی از دیدگاه نظریه انتخاب،تمامی رفتارهای انسان،تلاشی برای ارضاء نیازهای اساسی اوست.این رفتارها از بیرون کنترل نمی شوند بلکه کاملا از درون بر انگیخته شده،تحت کنترل خود فرد  می باشند.به عنوان مثال،ماشین را پشت چراغ قرمز نگه می داریم،چون می خواهیم جریمه نشویم و یا تصادف نکنیم  وگرنه می توانیم رفتار نقص قانون را انتخاب کرده چراغ قرمز را رد نماییم(به نقل از احتشامی،1386).
    بخش مهمی از نظریه انتخاب مبتنی بر این پیش فرض است که افراد در نهایت خود تصمیم گیرنده و مسئول زندگی خویش هستند.این رویکرد مثبت و اختیاری است و توصیف  می کند که چگونه افراد،دنیای اطرافشان را کنترل می کنند و به آنان یاد می دهند که با روش کارآمدتری نیازهای خود را برآورده سازند. در این نظریه روش هایی به کار گرفته می شود که خواسته ها،نیازها و ادراکات مراجع را تعیین کند و کل رفتار مراجع با تمرکز بر اعمال برحسب نیازها و ارزش هایش مورد بررسی قرار می گیرد(نوابی نژاد،1383).
    درمان عمدتا به این صورت اجرا می شود که به درمانجویان یاد می دهند هنگام تعامل کردن با افرادی  در زندگی لازم دارند،انتخاب های موثرتری کنند.چون نظریه انتخاب توضیح می دهند که چگونه رفتار کنیم که روابط بهتر شوند،آموزش دادن نظریه انتخاب به درمانجویان بخشی از واقعیت درمانی است(کوری ،ترجمه سید محمدی 1387).

    مطلب مشابه :  پایان نامه رایگان درباره کشورهای توسعه یافته و مولتیپل اسکلروزیس

  • موفقیت در ازدواج  با یادگیری شیوه گفتگو با هم نسبت مستقیم دارد و موفقیت گفتگوهای زناشویی بدین بستگی دارد که طرفین در گفتگوهایشان پایه ای ترین اصل تئوری انتخاب را درک کرده باشند، این اصل که ما  تنها می توانیم رفتارهای خودمان را کنترل کنیم(گلاسر، گلاسر، ترجمه نیکو و برازنده،1384).

      این نوشته در آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.