منبع مقاله درباره محرومیت از ارث و نظام اجتماعی

دانلود پایان نامه
  • 1- اشخاص و خانواده، 2- مالکیت 3- قراردادها و مسئولیت‌های مدنی 4- ارث.
    2-2- تاریخچه حقوق زن در تمدن های باستان

  • در سیر تاریخی از آغاز آفرینش تا به امروز، در تمام سرزمینها، اقوام، آیینها فرهنگها، اجتماعات و فلسفههای گوناگون، از یک زاویه به زن نگریسته نشده است. به عبارت دیگر، زن در هر سرزمین، فرهنگ و فلسفهای با شخصیتی متفاوت وگاه متضاد شناخته شده و میشود. نگرش به زن در برخی فرهنگها چنان منفی و دور از واقعیت بوده که وی را عاری از روح انسانی دانسته و او را از قلمرو انسانیت و برخورداری از شخصیت انسانی خارج کردهاند. همین بینش و تفکر سبب شده است گروهی از انسانها در گذشته و حال، با زن به مثابه ابزار مادی صرف برخورد کنند.
    . «در کل زن در دیدگاه غیر اسلامی، حتی در تفکر معاصر غرب، به مراتب محرومتر و مظلومتر از مرد-بوده وهست تا جایی که در برخی از قبایل، پس از مرگ شوهر، زن را میکشتند و در کنار قبر شوهر دفن میکردند و برخی دیگر را زنده در گور شوهر دفن میکردند».
    به طور اجمال میدانیم که وضعیت زن از بدو پیدایش اجتماعات بشری تا کنون، رو به بهبود رفته و چنین وضعیتی با گذشتن از سه دوره تاریخی حاصل شده است:
    «دوره اول،دوره وحشیگری و بتپرستی:زن در این دوره، موجودی در ردیف اشیای قابل تملک، مانند غلامان بود؛ در نتیجه، هیچ گونه حیثیت واختیاری نداشت. مرد میتوانست او را قرض دهد یا بکشد و با کوچکترین بهانه، شدیدترین مجازاتها را در مورد او بکار گیرد. آثار و بقایای این دوره، هنوز در آفریقا و منطقه سرخپوستان آمریکا باقی است.
    دوره دوم، دوره تمدنهای یونان، مصر، روم و ایران است که ادیان توحیدی باعث شد علاوه بر ظهور تمدن، احساسات بشری نیز با علم و منطق تلفیق شود؛ بنابراین زن در این دوره عنوان انسان اطلاق میشد؛ اما از هر حیث تابع اراده مرد بود.
    دوره سوم که با ظهور اسلام آغاز و زن به حقوق انسانی خویش نایل شد».
    2-2-1- زندگی زن در امتهاى پیشرفته قبل از اسلام
    منظور از ملتهای متمدن و پیشرفته آن روز، ملتهایی هستند که با رسوم ملی و به یادگار مانده از طریق عادت، زندگی میکردند؛ بدون اینکه رسوم و عاداتشان مستند به کتابی یا مجلس قانونی باشد؛ مانند مردم چین و هند و مصر و ایران.
    در این امتها نیز زن استقلال، حریت و اراده در عمل نداشته و در همه شئون زندگی، تحت ولایت مرد بوده است؛ گرچه زنان در میان این گروها، مرفهتر از اقوام گذشته بوده و فیالجمله میتوانستهاند مالک باشند و مثلا ارث ببرند و اختیار ازدواج داشتهاند.
    در این جوامع نیز مرد حق ازدواج با زنان متعدد داشت و زن بعد از مرگ شوهرش نمیتوانست شوهر کند و از معاشرت با دیگران در خارج از منزل غالبا ممنوع بود.
    هر یک از این امتها بر حسب وضع خاص خود، احکام و رسوم خاصی داشتند. مثلا زن میتوانست در حکومت دخالت و یا با محرم خود ازدواج کند؛ ولی در چین، ازدواج، نوعی خود فروشی و مملوکیت زن محسوب میشد و از ارث محروم بود و با شوهر و فرزندان خود نمیتوانست بر سر سفره طعام بنشیند و چند مرد میتوانستند یک زن بگیرد؛ مثلا در هند از آنجا که معتقد بودند، زن یکی از اعضای مرد است، اگر مردی میمرد، او را نیز میسوزاندند. در هند، زنان را خصوصا در ایام حیض پلید و نجس میدانستند و زن برزخی میان انسانیت و حیوانیت بود.
    2-2-2- حقوق زن در جاهلیت پیش از اسلام
    با مطالعه و بررسی آثار باقیمانده در تاریخ جاهلیت درباره اوضاع زن و خانواده به دو رویکرد میرسیم. گروهی معتقدند که زن در عصر جاهلی جایگاه ممتازی داشت، با آزادی و شرافت زندگی میکرد و بااستقلال رای و اراده نقش فعال و تاثیرگذاری در خانواده و جامعه ایفا میکرد. اگرچه درطلیعه اسلام وجه مرد سالار و عصبیت جاهلی بر نظام اجتماعی عرب غالب بود اما گاه و بیگاه تاریخ نویسان از شرافت و آزادی واختیار و عفّت زنان سخن به میان آورده و اوضاع آن زمان را روشن و مناسب توصیف کرداند. واز زنانی مانند «خدیجه بنت خویلد»نام بردهاند که به لحاظ هوش و ذکاوت درامر تجارت همتای مردان بوده و بسیاری از مردان قریش آرزوی همسری او را داشتهاند.
    مشاوره با زنان در امور جنگی و پذیرش امان دادن زنان به جنگ جویان دشمن از دلائل عمده این رویکرد است.
    گروه دیگر که شمارشان بیشتر است با استفاده از اخبار تاریخی متعدد و گزارش تاریک واسف باری از اوضاع زن در عصر جاهلی ارائه میدهند. به نظر میرسد آیات قرآن کریم، رویکرد دوم را تایید میکند.در دوران جاهلیت، زنان گرفتار ننگآورترین شرایط و سختترین مصیبتها بودند. در سرزمینی که برای زنان حقوق طبیعی و شئون انسانی قائل نبودند. و زن را موجود بسیار حقیر و وسیلهای برای ازدیاد نسل میدانست به دختر دار شدن علاقهمند نبودند و این عدم علاقمندی بین مردها زیادتر وجود داشت. آنها به حدى جاهل بودند که وقتی به آنها اطلاع میدادند که صاحب دختر شده از شدت خشم رنگ چهرهشان بر میگشت.
    «چنانکه در تاریخ آمده است، مهمترین دلیل پست شمردن و ننگ شمردن دختر درمیان جاهلیت آن بود که قبایل بیابان نشین عموما درمعرض جنگ و درگیری بودند و در صحنه جنگ،دختر توان جنگیدن و مبارزه ندارد. علاوه برآنکه در صورت شکست قبیله،دختران به اسارت دشمن در میآمدند و به عنوان کنیز مورد تجاوز دشمن قرار میگرفتند. اعراب در این دوران دختران خود را زنده به گور کرده و به این کار افتخار میکردند در میان بعضى قبایل، رسم چنین بود که زنان باردار به هنگام وضع حمل به نقطهاى دور از خانوادههاى خود در صحرا میرفتند و با کمک زنان دیگر به حفر گودال میپرداختند تا اگر نوزاد دختر باشد، کودک بیگناه را در میان گودال دفن نماین و زحمت پدر در به خاک سپردن فرزند، کم شود. در نتیجه، با کشتن دختران بیگناه از تعداد زنان کاسته میشد و بالاجبار، هر سه یا چهار مرد با یک زن ازدواج میکردند. چنین ازدواجى را «ضمد» مینامیدند».
    زن، پس از وضع حمل، به ناچار، به شوهران خود مراجعه میکرد و از میانشان پدرى براى فرزند خویش پیدا مینمود و نوزاد به هر کدامشان که بیشتر شباهت داشت، تعلق مییافت و او پدرش محسوب میشد. در دوران جاهلی نسبت به زن دیدگاهی منفی وجود داشت.
    محرومیت از ارث و مهریه بارزترین محرومیت اقتصادی زنان در آن عصر بوده است. قاعده کلی بر آن بود تا فقط مردان که در دفاع از قبیله نقش اصلی دارند از این سهام برخوردار شوند. مهریه نیز به پدر یا ولی زن بخشیده میشد. در جزیره العرب قبل از بعثت نبی مکرم اسلام زن پس از مرگ شوهر در شمار دیگر اموال و ثروت به پسرشوهر منتقل میشد.
    در صورت طلاق یا مرگ پدر، اولاد میتوانستند با همسر پدر ازدواج کنند و هنگامی که زنی از شوهر طلاق میگرفت، برای ازدواج مجدد میبایست از شوهر اول خود اجازه میگرفت و اذن شوهر، غالبا با دریافت مهر انجام میشد. رفتاری که عرب با زنان داشت، ترکیبی از رفتار اقوام متمدن و اقوام متوحش بود.
    یکی از رسومات غلط عصر جاهلی این بود که پسر متوفا میتوانست همسر او را- اگر مادرش نبود- مانند اموالش به ارث ببرد. اگر این زن زیبا بود،خود با او ازدواج میکرد و اگر تمایل به او نداشت،میتوانست او را به ترویج دیگران درآورد و مهریه را برای خود دریافت کند یا او را زندانی میکرد تا پس از مرگ، اموالش را به ارث برد. از دیگر سنتهای ناپسند آن عصر، این بود که هر گاه مردی از زن مرد دیگر خوشش میآمد، همسر او را با همسر خود معاوضه میکرد.
    علامه طباطبایی در تفسیر المیزان اشاره میکند که: «هنوز رسوم جاهلیت در جامعه رواج دارد»؛ مثلا در جامعه کنونی، وقتی مردی آلوده شود، بستگان مرد احساس ننگ نمیکنند؛ ولی اگر زنی آلوده شود، چه بسا اقدام به قتل او کنند؛ البته احساس ننگ باید باشد؛ اما مشترک و نه متفاوت.
    این نوشته در آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.