منبع مقاله با موضوع باستان گرایی و زبان عمومی

دانلود پایان نامه
  • سازی ها، افراد غیر خودی را مجموعه ای از استاندارد های پایین تر تعریف می کنند )تنسی و جکسون،

  • .)168-163 ،1332
    به همین خاطر همانطور که گفته شد هویت می تواند به مثابه یک عامل وحدت بخش در میان یک
    جامعه عمل کند. این عملکرد بسیار مورد پسند و استفاده حکومت ها می باشد زیرا با هزینه کم می توانند بر
    نقاط اشتراک اکثریت جامعه و یا حتی گروه های قومی تاکید کرده و باعث وحدت آنها گردند. این کارکرد
    هویت، از پیدایش حکومت ها تا امروز که دولت های مدرن بر سر کارند بسیار قدرتمند عمل کرده است.
    هویت هرچند در دو بعد فردی و اجتماعی کارکرد دارد، اما هویت بخشی در ابعاد اجتماعی بیشتر در
    راستای اهداف حکومت ها است. بدین ترتیب حکومت ها از طرق مختلف و معمولا با در نظر گرفتن
    مشترکات بین اکثریت جامعه به ساخت هویت اقدام می کنند و از این طریق می توانند هویت یک جامعه را
    بر مبنای فرهنگ، زبان، دین، ملیت، سرزمین و… تعریف کنند. از این نظر هویت بخشی با رویکرد های ملی
    گرایی، نژاد پرستی، میهن پرستی و باستان گرایی در یک راستا قرار گرفته و در جهت نیل به اهداف آنها می
    توانند با هم همکاری کنند. با نگاهی به تجربه تاریخی کشور های درحال توسعه و تازه استقلال یافته ای
    -16 کتیبه ی شاپور اول در نقش رجب: این تصویر خداوندگار شاپور مزداپرست است، شاهنشاه ایران و غیر ایران، که زاده خدایان است، فرزند خداوندگار
    .)227 ، اردشیر مزداپرست، شاهنشاه ایران که زاده خدایان است، نوه خداوندگار پاپک شاه )ویسهوفر، 1377
    14
    چون ایران اواخر قاجار و پهلوی، مصر دوران جمال عبدالناصر به وضوح این تلاش ها قابل مشاهده است.
    حاکمیت در این کشور ها تلاش داشت گذشته ای مشخص را به عنوان یک نقطه مشترک میان تمام افراد
    جامعه تبلیغ کند. جمال عبدالناصر در سال 1352 افسری جوان بود توانست شاه فاروق را مجبور به استعفا
    نماید. بدگمانی های وی نسبت به فعالیت های احزاب سیاسی باعث شد وی دستور به انحلال همگی آن
    احزاب صادر کند و مصر را به سمت حکومتی استبدادی پیش برد. سیاست جمال عبدالناصر بر اساس ساخت
    یک جبهه دفاع ملی برای خنثی سازی سیاست های استعماری -تفرقه بیانداز و حکومت کن- بود. او مصر را
    قلب تپنده جهان عرب می دانست که یک زبان عمومی )عربی(، مذهب )اسلام(، فرهنگ و پیوند های تاریخی
    به دیگر کشور های عربی پیوسته بود. وی با اشتیاق شدیدی که برای حفظ پیوند های سیاسی داشت عمدا
    میراث مصر باستان را نادیده گرفت و سیاستی واحد با سوریه در پیش گرفت که خیلی زود منحل شد. مصر
    به طور رسمی خودش را از نام تاریخی خود، مصر محروم کرد و به ایالت جنوبی جمهوری متحده عرب تغییر
    داد. ناصر، دوران پیش از انقلاب مصر را دوران تاریک فساد در مصر معرفی می کرد. او امیدوار بود که با
    انحلال احزاب سیاسی از نو ملت های اطراف مصر را با رژیم انقلابی خود متحد کند. او تمام پیوند های خود
    این نوشته در آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.