منبع تحقیق با موضوع سرمایه گذاری در آموزش و کیفیت زندگی کاری

دانلود پایان نامه
  • تأمین امکانات (دسترسی به اینترنت)
    افزایش سرمایه گذاری در آموزش های حین کاری
    بهبود اثربخشی
    ارزشیابی اثربخش
    بهبود توانمندیهای مدیریت تغییر و تحول.
    مرکز کیفیت زندگی کاری در آمریکا برای بهبود کیفیت زندگی کاری به همکاری و مشارکت بین مدیریت و کارکنان معتقد است (احمدی و همکاران، بی تا، 28-25).
    2-1-12 انواع برنامه های بهبود کیفیت کاری:

  • دادن پاداشهای معقول و مناسب – ایجاد محیط امن و سالم – ایجاد مشاغلی که توانائیها یا ظرفیت های انسانی را بالا ببرند – ایجاد امنیت و فرصت های کافی برای رشد شخص – بوجود آوردن یک محیط اجتماعی که عاری از تعصب باشد- حفظ حریم شخصی افراد – منافات نداشتن نقش فرد در محیط کار و نیازهای خانوادگی و آزارهای فردی – اقدامات و فعالیتهایی که در سازمان انجام می شود دارای مسئولیتهای اجتماعی باشد(رابینز،1384،175).
    2-1-13 رویکرد و استراتژیهای بهبود کیفیت زندگی کاری
    اگر چه رویکردها و استراتژی های مختلفی برای بهبود کیفیت زندگی کاری وجود دارد، ولی همگی آنها در یک هدف مشترک اند و آن انسانی کردن محیط کار از طریق بسط دموکراسی و مشارکت کارکنان در تصمیم گیری های مربوط به کار خویش از یک طرف، و تجدید ساختار کار یا باز طراحی کار و تغییر روش به نحوی است که برای متصدی کار جالب و ارضاء کننده باشد. نمونه ای از رویکردها و استراتژی های مطرح شده در ارتباط با کیفیت زندگی کاری به شرح زیر است (عباسی،1390،25)
    2-1-13-1 رویکردهای متداول در بهبود کیفیت زندگی کاری عبارتند از:
    دوایر یا حلقه های کیفیت:
    کارکنان داوطلبانه در گروه های کوچک 4-12 متشکل می شوند و به طور مرتب با یکدیگر ملاقات می کنند و مشکلات کار و کیفیت محصول را در واحد خود شناسایی می کنند و برای آن راه حل ارائه می دهند.
    سیستم اجتماعی فنی:
    عبارت است از مداخله در شرایط کار از طریق تجدید ساختار کار، تشکیل گروهای کاری و تنظیم رابطه بین کارکنان و فناوری هایی که برای انجام کار مورد استفاده آنها قرار می گیرد. تجدید ساختار کار و تنظیم مجدد ارتباط های اجتماعی و فنی در شغل کارکنان فرصتی بزرگتر جهت زندگی کاری با کیفیت فراهم می کند. این کوشش ها برای انسانی کردن محیط است.
    دموکراسی صنعتی:
    یعنی توجه به رأی و خواست کارکنان تحت عنوان تصمیم گیری که طبق آن نمایندگان کارکنان در نشست های رسمی مشترک با مدیریت بحث و گفتگو می کنند و رأی خود را در مورد تصمیمات مرتبط به کار و شرایط کار خویش اعلام می دارند. جزنی، دموکراسی صنعتی را تحت عنوان (عزم همگانی) بکار برده است. در اثر نشست های رسمی با مدیریت شرکت عزم همگانی نمایندگان کارکنان را مجاز می سازد تا در مورد تصمیم های کلیدی که وضعیت آنان را متأثر می سازد به بحث نشسته و به آنها رأی دهند.
    گروهای کاری مستقل یا خودگردان:
    رویکردی متداول در درگیر ساختن کارکنان و مشارکت آنها در کارها و تصمیمات سازمانی است. گروه های کاری مستقل متشکل از تیمی از کارکنان است بدون آن که رئیس از طرف سازمان به طور رسمی بر آنها گمارده شده باشد. این گروه تصمیماتی را که به طور سنتی مدیران و سرپرستان اتخاذ می کردند عهده دار هستند.
    رابینز مسئولیت این گروه را به قرار زیر می داند:
    نظارت
    تعیین وظایف
    تعیین زمان صرف صبحانه و نهار
    نظارت و کنترل بر شیوه عملیات
    این نوشته در آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.