منابع پایان نامه ارشد با موضوع وظایف قانونی و ریاست جمهوری

دانلود پایان نامه
  • ماده 152 قانون آئین دادرسی کیفری آلمان درباره تکلیف دادستانها مقرر نموده است: «اقامه دعوا بر عهده دادستان است و تا هنگامی که تکلیف قانونی دیگری برای او منظور نشده باشد، دادستان مکلف به تعقیب کلیه جرائم و طرح آنها در دادگاهها ست.» تعقیب جرائم اصولاً بر عهده دادستان عمومی است که با توجه به صلاحیت محلی، از سوی مقنن عهدهدار امر تعقیب شناخته شده است، این اختیارات قابل اعمال توسط رؤسای مافوق آنان نیست.
    2) معاون دادستان:
    معاون دادستان عبارت از صاحب منصبی است که تحت نظارت دادستان قسمتی از وظایف دادسرا را انجام میدهد و در غیاب دادستان جانشین اوست.
    3) دادیار:
    دادیار نیز صاحب منصبی است که به نمایندگی از طرف دادستان انجام وظیفه میکند و به نام دادستان عهدهدار تمام یا برخی از وظایف دادستان میباشند.
    4) بازپرس یا مستنطق:
    بازپرس که در قانون آئین دادرسی کیفری 1290 مستنطق نامیده شده است یکی از مقامات دادسرا است که تحقیق مقدماتی جرایم و جمعآوری دلایل له و یا علیه متهم برعهده او میباشد و تحت نظارت دادستان و وظایف قانونی خود را انجام میدهد. از اواخر سال 1317 که واژههای فارسی برای سازمانها و مشاغل دادگستری تعیین میشده به جای واژههای پارکه، مدعی العموم، وکیل عمومی و مستنطق به ترتیب واژه های دادسرا، دادیار، بازپرس انتخاب گردید.
    بطوریکه بیان شد بازپرس وظایف قضائی مهم و خطیری بر عهده دارد و به همین جهت باید از مصونیت شغلی بیشتری بهرهمند باشد. کما اینکه در بسیاری از کشورهای جهان بازپرس قاضی نشسته بشمار میآید و از مصونیت شغلی بیشتری برخوردار است .
    برای مثال: در کشور فرانسه بازپرس از مقامات دادسرا محسوب نمیگردند و دراین کشور بازپرس از بین رؤسای دادگاههای جنحه پس از رعایت تشریفات قانونی و پیشنهاد لازم با فرمان ریاست جمهوری برای مدت 3 سال انتخاب میشود، و پس از خاتمه مدت مأموریت میتواند به شغل سابق خود بازگردد و یا برای دورههای دیگر در سمت بازپرس باقی بماند.
    بند دوم- خصایص دادسرا
    خصوصیات دادسرا عبارتند از:
    1- بین قضات دادسرا سلسله مراتب وجود دارد.
    2- قضات دادسرا هیئت قضائی واحدی را تشکیل میدهند.
    3- قضات دادسرا استقلال دارند.
    4- قضات دادسرا غیرقابل رد هستند.
    1) سلسله مراتب در دادسرا:
    دادرسان دادگاهها در تصمیمگیریهای قضائی خود فقط قوانین و مقررات و وجدان بیدار خویش را حاکم قرار میدهند و با استقلال و آزادی هرچه کاملتر تصمیم میگیرند، قرار صادر میکنند و یا حکم میدهند و در این رهگذر تابع نظر هیچ مقام و مرجعی نیستند، لیکن قضات دادسرا از این آزادی و استقلال عقیده بهرهمند نمیباشند ناچار هستند مقامات بالا را نیز مدنظر داشته باشند و به اوامر و نواحی آنان عمل کنند هرچند که با آن موافق نباشند و قضاتیکه در طبقه پایین قرار گرفتهاند مکلفند در تصمیمگیریهای قضایی خود از نظریات مقامات بالاتر پیروی نمایند. این سلسله مراتب فقط به روابط بین دادستانها، معاونان آنها و دادیاران مربوط است. به دیگر سخن، بازپرس مشمول سلسله مراتب نبوده و جزء، در موراد خاص و مخصوص اجبار به اطاعت و پیروی از نظر قضائی دادستان ندارد.
    2) قضات دادسرا هیئت قضائی واحدی را تشکیل میدهند:
    «این هیئت قضائی واحد غیر قابل تجزیه است و کلیه قضات دادسرا از لحاظ انجام وظایف قضائی، به منزله شخص واحد بشمار میروندو هریک به تنهایی نماینده تمام دادسرا محسوب میشوند وبه جای دیگری انجام وظیفه میکنند. بقول مرحوم دکتر متین دفتری، قضات دادسرا شبیه اموال مثلی هستند که هریک جای دیگری را میتواند بگیرد1» و ممکن است درجریان دادرسی و محاکمه نمایندگان دادسرا حتی به کررات عوض شوند.
    3) استقلال قضات دادسرا:
    از آنچه در سلسله مراتب قضات دادسرا بیان نمودیم نباید این پندار بهوجود آید که قضات دادسرا هیچ نوع استقلال رأی و آزادی عقیده ندارند. بلکه قضات دادسرا در برابر دادرسان دادگاهها و بازپرسان استقلال رأی و آزادی عقیده دارند.
    4) رد قضات دادسرا:
    این نوشته در آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.