است. محققانی مانند اشتراوس، گلز، مارتین، آر، ائی داباش و دهها نفر دیگر طی سالیان طولانی در این حوزه فعالیت کردند و در نتیجه سازمان های دولتی،رسانه ها، سازمان های غیردولتی و افکار عمومی را متوجه این پدیده کردند و بر ضرورت مقابله با خشونت تاکید ورزیدند، هر یک از این محققان با توجه به دیدگاه های نظری خود، بر جنبه های خاصی از خشونت تاکید کردند ومسایل مختلفی را پیش کشیدند.
آن چه جملگی این پژوهش گران بر آن اتفاق نظر دارند این است که بررسی خشونت یکی از دشوارترین نوع تحقیقات است که در علوم اجتماعی وجود دارد. از مهمترین دشواریهای آن یکی مشکل ،ارائه تعریف دقیق از خشونت در بررسی ها است؛ همچنین موضوع امکان پاسخ دهی غلط به پاسخ های پرسش گر به علل مختلفی مانند ترس، خجالت، فراموشی و نظایر آن. جامعه آماری نیز در اکثر اوقات باعث می شود که بررسی ها تنها به اماکنی که زنان کتک خورده به آنان مراجعه می کنند محدود شود که هر چند به کسب اطلاعات عمیق از روند خشونت می انجامد اما اطلاعاتی در خصوص گستردگی آن در جامعه نمی دهد. از طرف دیگر انجام پیمایش خشونت نیز مشکلاتی دارد که هر چند در برگیرنده ی افراد قربانی و افراد معمولی است و امکان مقایسه می دهد، اما تنها به طرح سوالات سطحی می پردازد و پویایی خشونت در خانواده مد نظر قرار نمی گیرد.۱۲۵
بر مشکلات موجود در بررسی خشونت، باید مشکل دیدگاه های نظری را نیز اضافه کرد، که در اینجا برای روشنتر شدن موضوع به تشریح و توصیف برخی از نظریات در باب خشونت می پردازیم.
گفتار اول: نظریه ها بارویکرد فمنیستی
فمنیست ها به جای آن که در پی پیدا کردن توجیهی برای خشونت مردانه باشند، بیش از پیش به پژوهشهایی علاقه نشان می دهند که به دنبال کشف احساس زنان نسبت به خشونت قدرت مردانه و قید و بندهایی است که به خاطر وحشت از تجاوز و تهاجم مردان در رفتار زنان به وجود می آید.۱۲۶
بنداول: نظریه فمنیستی
صاحب نظران این نظریه که در سالهای اخیر در حکم یکی از دیدگاههای معتبر جامعه شناسی به اثبات رسیده است بر خلاف کلیه دیدگاههای دیگر از به کارگیری مفاهیم گسترده ای مانند خشونت خانوادگی یا خشونت در ازدواج ومانند آن خودداری میکنند و معتقدند که خشونت در درون خانواده اکثر اوقات از جانب مردان نسبت به زنان و کودکان صورت می گیرد. صاحب نظران این دو دیدگاه معتقدند که دلایل اصلی خشونت وجود ساختارهای اقتداری پدرسالارانه در جامعه است. این ساختار اقتداری در سلسله مراتب سازمانی نهادهای اجتماعی و روابط اجتماعی قابل مقایسه است. آنچه که محققان دیدگاه فمنیستی در خشونت نسبت به زنان و کودکان مشاهده می کنند رفتار یک مرد نسبت به یک زن نیست بلکه از دید آنها خشونت مردان انعکاس و آشکارسازی نظامی از حاکمیت کلیه مردان جامعه بر کلیه زنان است که در شکل تاریخی و مقایسه های تطبیقی دیده شده است.۱۲۷
در تحقیقات اجتماعی چهار امکان وجود دارد. امکان اول این است که نتیجه تحقیقات اجتماعی نمایش نتایجی باشد که نظم اجتماعی را با تردید مواجه نمی سازد. امکان دومی که وجود دارد این است که نتیجه بررسی تضادهای میان سازمانهای اجتماعی را نمایش دهد اما تنها راه کار فورمیستی یا بی اثر را برای مقابله ارائه دهد. امکان سوم این است که نتایج بررسی ها بی رحمانه، بی نظمی های یک نظام را نشان دهد.
اما از آنجا که امکانات اجرایی سیاسی، برای دگرگونی ندارد نتایج بررسی ناشنیده باقی می ماند. حالت چهارم این است که نتیجه بررسی ها شرایط نامناسب موجود در یک جامعه را تجزیه وتحلیل کند و همزمان دلیل هایی برای از میان بردن این شرایط ارائه دهد. با آنکه فمنیست ها علاقه دارند از امکان چهارم استفاده کنند در جوامع محافظه کار و پدرسالار از نتایج بررسی های آنها استقبال نمی شود و در نتیجه تحقیق در حالت سوم برای آنها امکان پذیر میگردد و تنها امکان انتقاد و نمایش راه چاره بوجود می آید.۱۲۸
بند دوم: نظریه فمنیستی روانکاوانه
فمنیست های روانکاو معاصر می کوشند با کاربرد نظریه های فروید وارثان فکری اش پدر سالاری را تبیین کنند فمنیست های روانکاو با الگوی خاصی از پدرسالاری کار می کنند. آنها نیز مانند نظریه پردازان دیگر، ستمگری جنسی پدرسالاری را نظامی می انگارند که در آن مردان، زنان را تحت انقیاد خود در می آورند و به عنوان یک نظام جهانی و یک سازمان اجتماعی فراگیر در همه زمان ها و مکان ها ماندگار بوده و با وجود مخالفت های گهگاهی پیروزمندانه ابقا شده است.۱۲۹
بند سوم : فمنیست رادیکال
اساسی ترین موضوع فمنیست رادیکال، قایل شدن ارزش بسیار مثبت برای زنان و ابراز گلایه و خشم عمیق بابت ستمگری در مورد آنان است. فمنیست های رادیکال ارزش ویژه زن را درمقابله با نظام جهانی که به او کم بها می دهد، تایید می کنند. آنها با ارائه فهرست مفصل و تکان دهنده ای از بدرفتاریهایی که در سراسر جهان با زنها می شود خشم شان را از ستم به زنان ابراز می دارند. فمنیست های رادیکال با چنین آمیزه پرشوری از عشق و خشم انسان را به یاد شیوه های مبارزه جویانه تر گروههای نژادی و قومی مانند داعیه (سیاه زیبا است) سیاهپوستان آمریکا می اندازند، فمنیست های رادیکال شاخص سراسری جامعه را ستمگری می دانند. هر نهادی از جامعه نظامی است که با آن برخی از انسانها انسانهای دیگر را تحت سلطه در می آورند. در بنیادی ترین ساختارهای جامعه و در الگوهای هم گروهی، گروهها یا رده های گسترده مردم الگوی پیوسته ای از تسلط و انقیاد را می توان تشخیص داد. در میان همه این نظام های تسلط و انقیاد بنیادی ترین ساختار ستمگری به جنسیت تعلق دارد که همان نظام پدر سالاری است.۱۳۰
بندچهارم: نظریه فمنیسم سوسیالیستی
فمنیسم سوسیالیستی این هدف رسمی را برای خود تعیین کرده است که همه نظریه های فمنیستی موجود را در هم ادغام کند و هم گامی جلوتر از آنها بردارد. آنها بیشتر از همه در صدد آنند تا آنچه که خود گسترده ترین و باارزش ترین سنت فمنیستی می خوانند، یعنی اندیشه فمنیستی مارکسیستی و تفکر فمنیسم رادیکال را در یکدیگر ادغام کند.۱۳۱
گفتار دوم: سایر نظریه ها
پس از تشریح نظریه های فمنیستی اکنون به توصیف برخی نظریه های دیگر می پردازیم.
بند اول: نظریه خشونت ذاتی
یکی از قدیمی ترین تبیین های نظری در باب خشونت نظریه خشونت ذاتی است که رویکرد غریزی به خشونت دارد و تاکید می کند موجودات انسانی برای بروز رفتارهای خشن از پیش بطور ذاتی برنامه ریزی شده اند. از جمله حامیان این نظریه زیگموند فروید است، مطابق این تئوری نحوه ی انگیزش نیروهای درونی توسط «خود» شکل می گیرد. تاکید بر« خود » از آن جهت می باشد که « خود »اولین سازو کار کنترل در مقابل ظهور انگیزه ها و رفتارهای خشونت آمیز است.۱۳۲
گونداو لورنس دیدگاهی شبیه خشونت ذاتی دارد که منشاء بروز خشونت انسانی را غریزه جنگ طلبی انسان می داند. به اعتقاد او این غریزه در طی دوره تکامل انسانی توسعه می یابد و علت این امر سودمندی خشونت برای بقای انسان می باشد. در نظریه هایی که خشونت را ناشی از تمایلات و خواسته های درونی می دانند امکان پیشگیری خشونت انسانی وجود ندارد لذا نفی و نابودی چنین خشونتی امکانپذیر نیست و صرفاً این خشونت را می توان کانالیزه نمود تا آسیب کمتری به دیگران وارد شود.۱۳۳
بند دوم: نظریه محرومیت – تهاجم
مطابق این نظریه خشونت از انگیزه های بیرونی مانند ناکامی و محرومیت برای آسیب رسانی به دیگران نشات می گیرد. طبق این دیدگاه ناکامی منجر به برانگیختگی یک سائقه در فرد می شود که هدف اصلی آن صدمه به شخص یا اشیاء است. این نظریه بیان می دارد که اعمال منتهی به ایجاد محرومیت همچون محرکی برای ایجاد خشونت عمل میکند و انگیزه فرد را برای خشونت بالا می برد. همچنین در این نظریه بیان می شود که چنانچه در پی جلوگیری از خشونت ناشی از محرومیت باشید فقط محل بروز آن تغییر میکند مثلاًمتوجه زن یا فرزند می شود و مجال ظهور می یابد مگر آنکه محرومیت رفع شود.۱۳۴
دالارد نیز که از حامیان این نظریه می باشد بیان می کند ناکامی همواره به نوعی خشونت منجر می شود. اما برخی معتقدند اگر ناکامی قوی باشد و فرد ناکام محرومیت خود را نامشروع تلقی کند احتمالا ناکامی منجر به خشونت می شود و اگر چنین نباشد و فرد ناکام تا حدی ناکامی خود را مشروع بداند ناکامی تاثیر اندکی بر خشونت دارد. دالارد بیان می کند فرد ناکام به هر شیء یا انسانی که در نظر او علت ناکامی های او باشد حمله کرده و رفتار خشن نثار او می کند و اگر نتواند آسیب جسمی به او بزند او را آماج آسیبهای روحی می کند .۱۳۵
بند سوم: نظریه کنترل اجتماعی
زمانی که کنترلهای اجتماعی اعم از رسمی و قانونی یا غیر رسمی کاهش یابد میزان وقوع تخلفات رفتاری مانند خشونت افزایش می یابد، بطور نمونه زمانی که حمایت ونظارت اجتماعی اعضای خانواده زن کاهش می یابد در واقع کنترل اجتماعی غیر رسمی کاهش یافته و فرد آزادی بیشتری جهت انجام رفتار خشونت آمیز خواهد داشت ویا در حالتی که جامعه کنترل چندانی بر رفتار اعضای جامعه (بطور مثال بر رفتار خشونت آمیز مردان) اعمال نمی کنند،احتمال وقوع این نوع رفتار ها افزایش می یابد.۱۳۶
نظریه نظارت اجتماعی بر وجود جرم و رفتار خشونت آمیز در انسان، چه دارای انگیزه درونی باشد و چه از طریق عوامل محیطی بوجود آید تاکید می ورزد. آنچه در این نظریه مد نظر است این اصل است که افراد برای رسیدن به هدفی یا دست یابی به اقتدار در برابر دیگران، به استفاده از زور و قدرت تمایل دارند. اصل دوم این است که نظارت اجتماعی به مثابه مانعی در سر راه اقتدار و خشونت قرار می گیرد زیرا از آنجا که انسان بدون وجود محدودیتهای اجتماعی به جرم و جنایت و رفتار نابهنجار تمایل دارد جامعه باید ساز و کار (مکانیسم) نظارت بر آنها را بوجود آورد.۱۳۷
بندچهارم: نظریه انتقال بین نسلها
نظریه انتقال بین نسلها یکی دیگراز نظریات مربوط به همسرآزاری است که بر پایه نظریه یادگیری اجتماعی استوار است. بر اساس نظریه یادگیری اجتماعی مردان سوء استفاده گراز تجارب کودکی خود در خانواده یاد می گیرند که خشم خود رااز راه های خشونت آمیز بیان کنند.
بر اساس نظریه انتقال بین نسل هاافرادی که در کودکی در خانه خشونت را تجربه می کنند یا شاهدآن هستند در بزرگسالی به احتمال زیاد در خانه خود از خشونت استفاده خواهند کرد. به عبارت دیگر مردانی که بوسیله پدرانشان مورد سوء استفاده قرار گرفته اند یا شاهد مورد سوء استفاده قرار گرفتن مادرانشان بوسیله پدرانشان بوده اند به احتمال زیاد همسر یا فرزند خود را مورد سوء

مطلب مشابه :  دانلود پایان نامه درموردخشونت علیه زنان، قانون مجازات، خشونت خانگی، قانون اساسی

دیدگاهتان را بنویسید