مقاله گناهان کبیره و مفاهیم مرتبط

دانلود پایان نامه

دوم؛ عدالت عبارت است از صرف ترک گناهان یا به ویژه گناهان کبیره. این قول از سرائر و ابی الصلاح نقل شده و محقق مجلسی و سبزواری دربارهی آن گفتهاند که این مشهورترین معنای عدالت است.
سوم؛ عدالت عبارت است از اجتناب مبتنی بر ملکه، ازگناهان. این قول در المقنعه و النهایه و الوسیله آمده و توسط شیخ صدوق ذکر شده است.

  • چهارم؛ منظور از عدالت، اسلام آوردن و مسلمان بودن فرد و عدم ظهور فسق در وی است. این معنا توسط ابنجنید نقل شده و شیخ مفید در کتاب الأشراف بهآن اشاره کرده است.
    پنجم؛ گروهی هم گفتهاند که عدالت عبارت از (حسن ظاهر) است.
    شیخ مرتضی نیز در رسالهی مشهور خود- رساله فی العداله- نظر سوم را بر اول ترجیح داده و معتقد است قول اول باید به قول سوم ارجاع داده شود و تکمیل و تمام شود. وشاید قول ارجح نیز همین قول باشد.
    1ـ1ـ6. عدالت در دیدگاه فقها و اندیشهی فقهی اهل سنّت
    احمد حصری در جزء اوّل کتاب “علم القضا” با استناد به دیدگاههای فقهای اهل سنت همچون کاسانی دراینباره سخن رانده است. وی میگوید: کاسانی دربارهی ماهیّت عدالت معتقد است که عبارات بزرگان اهل سنت دراینباره مختلف بوده و به شرح زیر است؛
    عدالت، عبارت است از سلامت فرج و شکم از هرگونه رسوایی و بدنامی؛ بعضی از فقهای حنفی دراینباره گفتهاند که: عدالت همان استقامتی است که مکلّف در حفظ فرج و شکم خویش از عنان گسیختگی و رسوایی به خرج میدهد، بنابراین کسی که فرج و شکمش ازاین افسار گسیختگی و بدنامی محفوظ باشد، پس او عادل است؛ زیرا بیشتر انواع فساد و شرارتها ازاین دو عضو ناشی میشود.
    تعریف دیگر از عدالت، آن است که شخص به انجام گناه و جرم در دین خود معروف و شناخته نشده باشد. تعریف سوم برای عدالت، به گفتهی بعضی از فقهای مذهب حنفی آن است که کسی حسنات او بر سیئات و اعمال سوء او غلبه دارد، عادل است. بهاینترتیب عدالت، عبارت است از غلبهی حسنات بر سیئات و فردی که دارای این حالت است، عادل است.
    در تعریف چهارم از عدالت برخی دیگر از فقهای حنفی، عدالت را پرهیز از ارتکاب گناهان کبیره و انجام واجبات و افزونی حسنات بر سیئات شمردهاند. این تعریف را امام فخرالدین علی البزدودی اختیار کرده است.
    در فتواهای جزئیتر هم، عدالت بهاین صورت تعریف شده است:
    «انسان عادل کسی است که از انجام گناهان کبیره اجتناب میکند و حتی اگر مرتکب یکی از آنها شود و یا بر گناهان صغیره اصرار ورزد عدالتش ساقط میشود؛ زیرا غلبه گناهان صغیره بر فرد، آنرا به کبائر تبدیل میکند»
    عدل در گفتار ابیبکر العربی اینگونه معنا شده است:
    1ـ عدل بین بنده و پروردگارش که با امتثال اوامر و اجتناب از مناهی الهی محقق میشود.
    2ـ عدل بین بنده و نفس او که به افزایش طاعات الهی و خوداری از شبهات و شهوات صورت میگیرد.
    3ـ عدل بین بنده و سایر بندگان که همان انصاف دادن وی در تعامل با دیگران است.
    1ـ1ـ7. بررسی مفاهیم مرتبط با عدالت
    یکی از دشواریهای بحث عدالت، ابهام در تعاریف و معانی آن است. بدیهی است تبیین معانی عدالت و مترادفها و کلمات متضاد آن، به تنویر و ایضاح مباحث، دربارهی این مفهوم کمک شایانی خواهد کرد. زبان عربی بهخاطر غنای گسترده، برای برخی واژهها بیش از ده مترادف دارد. واژهی عدالت نیز واجد چنین مترادفهایی است. بنابراین برای هر جنبه از عدالت لغات متعددی وجود دارد که به مهمترین آنها و ارتباط هریک با واژهی عدالت اشاره خواهد شد.
    1ـ1ـ7ـ1. عدالت و حق
    با توجه به تعریفی که معمولاً از عدالت بیان میشود، “حق”در تعریف عدالت آمده است. گویی حق و عدالت در کنار هم معنا میشود و به یکدیگر مرتبط و وابستهاند. وقتی به تعریف حق مینگریم، در لغت یکی از معانی آنرا عدل میدانند. حق به معنای امر قطعی نیز هست. در لغت وقتی گفته میشود: “حقّ الأمر” به معنای امری ثابت و قطعی شده است. زهری میگوید: یعنی واجب و ثابت و لازم گردید.
    تعداد دیگری از معانی که برای حق شمردهاند، ازاین قبیل است: امتیاز و نفع، امتیاز و اختیار، سلطهی فعلی، نوعی ملکیت، متضمن منفعت، مصلحت، قدرتی متکی بر قانون.
    از دیگر سو، وقتی که به فراست مینگریم، وقتی حق معنا مییابد و به ساحت واقعی نزدیک میشود که نتایج عملی داشته باشد. حق بدون نتیجهی عملی، هیچ اثری نخواهد داشت. لذا حق مستلزم اجرا است نه امری انتزاعی. با این وصف، حق تنها هنگامی رعایت میشود که عدالت حاکم باشد. اصولاٌ وظیفهی اساسی عدالت، احقاق حق است.
    مطلب مشابه :  مقاله با موضوع امر به معروف و نهی از منکر و کشورهای اسلامی

  • در توصیف این نسبت، شهید مطهری به خطبهی امیر المؤمنین (علیه السلام) اشاره دارد:
    «حق، از همهی اشیا میدان وسیعتری برای توصیف دارد، یعنی هنگام گفتن، دفاع کردن و حرف زدن هیچچیزی به اندازهی حق میدان ندارد، اما آنجا که پای عمل و انصاف در کار میآید میدان حق از هر میدان دیگری تنگتر است…»
    1ـ1ـ7ـ2. عدالت و قسط
    برای شناخت معانی واژگان زبان عرب باید به فرهنگ همان زبان مراجعه کرد اما چنانچه واژهی مورد نظر در قرآن و روایات نیز کاربرد فراوانی پیدا کرده باشد، ضروری است تا موارد استعمالش دراین منابع نیز بررسی شود. واژهی عدل و قسط نیز، اینگونه باشد.
    این نوشته در آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.