مقاله کشورهای آفریقایی و ادبیات داستانی

دانلود پایان نامه
  • از لحاظ زبان هم کیلانی«به زبان فصیح و ساده تمایل دارد و از طریق همین زبان به ترسیم شخصیتها و رویدادها میپردازد، بی آنکه عبارات پیچیده، الفاظ گنگ و ترکیبهای نامأنوس را بکار گیرد. بلکه او با بکارگیری متون اسلامی و ادبی در آثارش توانست گام بزرگی در جهت غنا بخشیدن به زبان و تواناییهای بیانی و تصویرپردازی خود بردارد»(القاعود،1996 105).
    کیلانی گرایش فراوانی به بکارگیری الفاظ اسلامی دارد و آن را به مثابهی ظرفی میداند که میتواند افکار و اندیشههای خود را به راحتی در قالب آنها بیان کند. همچنین در آثار او اصطلاحات اسلامی مانند تکبیر، تسبیح، حمد، استغفار، دعا، بهشت و جهنم، استعاذه، نماز، روزه، حج، هدایت، و… بسیار دیده میشوند(همان 115).
    کیلانی همانطور که خودش هم میگوید این داستان را در راستای اهداف دعوت اسلامی و خدمت به اسلام نوشته است«مشاهده کردم که ادبیات داستانی معاصر عربی قضایای مسلمانان غیر عرب زبان را در برنگرفته است و بی شک این شکاف میان ادبیات ما و مشکلات امت اسلامی نمایانگر کاستی بزرگی در روابط است»(الکیلانی، 1991م 47) به همین سبب بود که رمانهایی را در مورد نیجریه، ترکستان شرقی، اندونزی و اتیوپی تالیف نمود.
    نویسنده در رمان«عمالقه الشمال» با دقت فراوانی به بیان حقایق تاریخی بحران نیجریه و ریشهیابی آن پرداخته است؛ یکی از این حقایق این است که تقسیم نیجریه توسط استعمار انگلیس به مناطق مختلف نژادی و مذهبی موجب بروز جنگهای خونین میان فرقههای مختلف این کشور شد. حقیقت دیگر که نویسنده آن را ابراز داشته، نفوذ قوی اسرائیل در نیجریه است که زیر پردهی تاسیس شرکتها به ویژه شرکتهای کشاورزی، و نیز فرستادن عواملی برای امور آموزشی و… نقش بارزی در برانگیختن بحران در این کشور داشته و از بزرگترین پشتیبانان جدایی طلبان بیافرا در سالهای(1965-1970م) بوده است. همچنین از دیگر حقایقی که کیلانی آن را در خلال رمان بیان کرده، ارتباط مشکوک مبشران مسیحی با استعمارگران خارجی است که میتوان گفت دیدگاهش در این زمینه بدون اغراق بوده، چرا که تمرکز تلاشهای مبشران بر مناطق شرقی بود که بعدا هم از آن کشور جدا شد(یاسین، 1416هـ).
    با مطالعهی این رمان به این نکته پی می بریم که نجیب کیلانی توانسته مفاهیم دینی و افکار و دیدگاههای اسلامیش را به خوبی در میان داستان آورده و با تکیه بر اصول هنری داستان نویسی، اثری مهم در زمنیهی رمان اسلامی به جای بگذارد. «التزام کیلانی در این رمان در دو سطح دیده میشود در سطح یک اثر هنری مستقل و کامل به عنوان یک رمان اسلامی معاصر که از دریچهی هنر به یک موضوع اسلامی میپردازد، و در سطح ایراد عقاید و مفاهیم اسلامی فراوان در داخل متن داستان که هدف از آن تاکید بر عقاید اسلامی و عمق بخشیدن باورهای ایمانی است. به همین خاطر میتوان با اطمینان گفت موفقیتی که کیلانی در این رمان در هر دو سطح نصیب خود کرده خیلی بیشتر از سایرآثارش است»(خلیل، 1981م 225).
    3-1-3 بینامتنی مستقیم (سطحی)
    همانطور که در تقسیم بینامتنی اشاره شد، موارد بینامتنی در این رمان را تحت عنوان«بینامتنی مستقیم» و«بینامتنی غیر مستقیم» مورد بررسی قرار میدهیم، «بینامتنی مستقیم» شامل مقاطعی از رمان است که در آن نویسنده آیات قرآن کریم، داستانهای قرآنی، احادیث نبوی، شخصیتهای دینی، حوادث تاریخ اسلام و احکام دینی را به صورت مستقیم ذکر کرده است.
    3-1- 3-1 بینامتنی با قرآن کریم
    قرآن کتاب هدایت و منبع سعادت بشر، حرف به حرفش حق و خیر و حکمت و نور است، و اولین و اصلیترین کتابی است که بر تمام مصلحان مسلمان تاثیر گذاشته است. آنان دیدگاهها و اندیشههای خود را در پرتو این کتاب شکل داده و آن را معیار اهداف و اعمال و رفتار خویش قرار دادهاند، و به جرأت میتوان گفت در طول تاریخ هیچ کتابی همانند قرآن کریم بر خوانندگانش تاثیری اینچنین عمیق نگذاشته است. در این بین قرآن کریم مائدهی آسمانی ادیبان مسلمان نیز بوده است. آنان چه از لحاظ سبک و چه محتوا آثار ادبی خود را به آیات پر نورش مزین کردهاند. کیلانی هم به عنوان یک ادیب مسلمان کمال انسان را در پیروی از این کتاب میداند، برای همین است که تاثیر آیات قرآن را به وضوح در آثارش میبینیم.
    در این بخش مواردی که رمان «عمالقه الشمال» با قرآن کریم بینامتنی دارد را مورد بررسی قرار می دهیم. نجیب کیلانی گاه آیه را به صورت صریح و از زبان یکی از شخصیتها بیان کرده است و گاه هم مضمون آیهی قرآنی را در لابهلای متن رمان به صورت ضمنی آورده است، بر همین اساس بینامتنی قرآنی را به دو قسمت«بینامتنی صریح» و«بینامتنی ضمنی» تقسیم نمودهایم.
    شایان ذکر است که کیلانی در اغلب موارد بسیار دقیق و هنرمندانه آیاتی را انتخاب کرده که هر یک به نوبهی خود یک اصل بزرگ در خیزش ملتهای مسلمان به حساب میآیند، و عظمت و بزرگی رسالت اسلام را به مخاطب القا می‌کنند، برای همین است که عنوان هر یک از موارد را از خود آن آیهی شریفه انتخاب نمودهایم.
    3-1-3-1-1بینامتنی صریح
    نجیب کیلانی در رمان«عمالقه الشمال» آیاتی از قرآن پیرامون حتمی بودن یاری خداوند برای مؤمنان، پیروزی نهایی حق بر باطل، ارادهی مطلقهی خداوند، وجوب جهاد، تکریم انسان، یکی بودن رسالت همهی انبیاء و عفو خطاکار را به صورت بینامتنی مستقیم صریح در لابهلای گفتگوها آورده است.
    3-1- 3-1-1-1 کَتَبَ اللَّهُ لَأَغْلِبَنَّ أَنَا وَرُسُلِی
    کیلانی در راستای اهداف هنری و فکری خود اهمیت زیادی برای عنصر شخصیت پردازی قائل است به همین دلیل است که میبینیم«شخصیتهای رمان با دقت تمام به تصویر کشیده شدهاند، هر کدام ویژگیهای روانی خاص خود را از لحاظ طرز تفکر، رفتار و تجربهی روحی دارا هستند»(خلیل، 1981م 227).
    در اینجا کیلانی شخصیت أحمدو بیللو را در اثنای گفتگو به تصویر میکشد، و علاوه بر شخصیت اسلامی وی یک ویژگی بارز دیگر او را نشان میدهد و آن هم یقین و باور قلبی او به پیروزی قطعی حق است که آیهای هم در همین رابطه بر زبانش جاری می‌شود. این ویژگی از صفات بایستهی یک رهبر مسلمان است؛ باور عمیق به پیروزی و جدیت در اجرای احکام. بر این اساس او در ادامه میگوید هرکسی جرمی مرتکب شود بر پایهی حکم خداوند وی را مجازات می‌کنیم. کیلانی با این تصویر پردازی به طور ضمنی به علت ترور شدن«احمدو بیللو» نیز اشاره کرده است.
    ما در اینجا قسمتی از رمان«احمدو بیللو» رهبر نیجریه در یک مجلس با طرفدرانش جمع شده و از اوضاع کشور حرف میزنند، را ذکر میکنیم که در اثنای بحث در مورد«جانسون ایرونسی» که یک فرمانده مسیحی و متعصب و یکی از عوامل فتنه در نیجریه است، یکی از حاضران در مجلس به احمدو بیللو میگوید «لِلشَرِّ جَوَلاتٌ یَنتَصِرُ فِیهَا… أَغمَضَ أَحمَدو بِیللو عَینَیه وَ تَمتَمَ بِآیَهٍ مِنَ القُرآنِ (کَتَبَ اللَّهُ لَأَغْلِبَنَّ أَنَا وَرُسُلِی) …. تَنَهَّدَ اَلمُتَحَدِّثُ فِی ضَیقٍ وَ قَالَ إنَّهُم یَعِیثونَ الفَسَادَ فِی الشَّمَالِ… إذَا ثَبَتَ عَلَی أَحَدِهِم جُرمٌ فَسَنُأخِذَهُ بِحُکمِ اَللهِ… »(الکیلانی، 2005م 25).
    آیهای که احمدو بیللو میخواند از سورهی مجادله است که میفرماید«‏إِنَّ الَّذِینَ یُحَادُّونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ أُوْلَئِکَ فِی الأَذَلِّینَ *‏ کَتَبَ اللَّهُ لَأَغْلِبَنَّ أَنَا وَ رُسُلِی إِنَّ اللَّهَ قَوِیٌّ عَزِیزٌ»(المجادله/ 21-20) که بینامتنی مسقیمی را با این آیه ایجاد نموده است.
    3-1-3-1-1-2 یُرِیدُونَ لِیُطْفِؤُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ
    مشاهده میکنیم که کیلانی به صورت زیبایی یک اصل مهم قرآنی مبنی بر شکست قطعی تلاشهای باطل در جهت غلبه بر حق را در طی این گفتگو گنجانده است. آیهای که«شیخ عبدالله» برزبان میآورد، از سورهی(الصف) میباشد که میفرماید«یُرِیدُونَ لِیُطْفِؤُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ کَرِهَ الْکَافِرُونَ‏»(الصف/8). یکی از موضوعات اصلی این سوره بیان جهاد علیه کفار و نبرد حق و باطل و پیروزی مجاهدان است، که کافران همیشه با تلاشهای خود که در مقابل قدرت خداوند چیزی نیست سعی در خاموش کردن دعوت حق دارند اما راه بجایی نخواهند برد.
    «شیخ عبدالله» یکی از شخصیتهای اصلی رمان است؛ او به عنوان یک عالم دینی و یک مرشد در رمان حضور پررنگی دارد و در اغلب مواقع وارد شدن او به صحنه برای ارائه توجیهات و رهنمودهایی از قرآن یا احادیث و یا حکمت هایی دینی میباشد. او از مشایخ صوفیان است و اینکه کیلانی شیخی صوفی را به عنوان دانشمند دینی رمان خود برگزیده به واقعگرایی کیلانی برمیگردد، چرا که برای اهالی این کشور و بسیاری از کشورهای آفریقایی تصوف از جایگاه ویژهای برخوردار است.(العرینی، 1989م 75)
    البته این شخصیتپردازی با یک ویژگی مهم نویسنده همراه است و آن ویژگی اینست که با خرافاتی که به عرصهی تصوف وارد شده موافق نیست؛ او از زبان«عثمان» در مورد«جاماکا» مینویسد«وَ رَوَت لَهَا اَلأَرمَلَهُ اَلحَاجَهَ اَلکَثِیرَ عَن اَلأَرَاضِی اَلمُقَدَّسَهِ وَ قَصَصِ اَلأَنبِیَاءِ وَ سِیرَهِ اَلمُصطَفَی عَلَیهِ اَلصَلَاهُ وَ اَلسَّلَامُ وَ کِرَامَاتِ اَلأَولِیاءِ غَیرَ أَنَّ اَلکَثِیرِینَ مِن أَهلِ نِیجِیرِیَا یَعشِقُونَ اَلتَّصَوفَ وَ اَلمُتَصَوِّفِینَ وَ لَدَیهُم کَثِیرُ مِنَ الأَقَاصِیصِ عِن رِجَالِ اللهِ قَد تَبلُغُ فِی کَثِیرِ مِنَ اَلأَحیَانِ مَبلَغَ اَلخُرَافَاتِ اَلَّتِی لَا یُصَدِّقُهَا عَقلٌ…»(الکیلانی، 2005م 100).
    جنبهی دیگر شخصیت پردازی ماهرانهی«شیخ عبدالله» که در این گفتگو دیده می‌شود، اشارهای است که او به شهادت احمد وبیللو دارد. این اشارهها که در فرهنگ اسلامی از آن به عنوان«فراست» نام برده می‌شود، همواره به عنوان یکی از ویژگیهای افراد متقی و پارسا ذکر شده است که، علت فراست، نوری است که خداوند در قبل بندهاش میتاباند، و این فراست بر حسب قوت ایمان متفاوت است، هر کس ایمان قویتری داشته باشد، فراست دقیقتری خواهد داشت.(ابن أبی العز، 1391هـ 494).
    در همان مجلس«شیخ عبدالله» هم حضور دارد که در مورد تفرقه افکنیهای«ایرونسی» و متعصبان مسیحی بحث می‌شود
    «وَ عَادَ أَحمَدو بیللو یَقُولُ فِی دِهشَهٍ«لَستُ أَدرِی مَاذَا یُرِیدُونَ؟»
    این نوشته در آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.