مقاله پارکینسونی القائی و هیدروکسی دوپامین

دانلود پایان نامه
  •  
     
    1-1  مقدمه
    بیماری پارکینسون (PD[3])  برای اولین بار توسط جیمز پارکینسون در سال 1817 شرح داده شد.( 105) پارکینسون یک اختلال عصبی تخریب کننده ی مزمن وشایع است که حدودا”01/0در صد از افراد بالای 60 سال را گرفتار می کند (5). علائم اولیه پارکینسون عبارتند از: اختلال در عملکرد خودکار، اختلالات عصبی، خواب وخستگی وشکایت حسی می باشد  (25) . علائم دیگر در طول بیماری پارکینسون اختلالاتی نظیر سفتی عضلانی، کندی غیرطبیعی حرکات، لرزش و ناپایداری وضعیتی می باشد . (7). درمان با لوودوپا، موثرترین روش برای مدیریت علائم حرکتی وافزایش خطر ابتلابه نوسانات حرکتی ووقوع حرکات غیر ارادی می باشد(79)بیماری پارکینسون بر اثر از بین رفتن سلول های ترشح کننده ماده ای به نام دوپامین رخ می دهد(71)این بیماری زمانی آغاز می شود که حدود 80/0سلول عصبی دوپامینرژیک از بین برود (13).ویژگی های پاتولوژیک اولیه PD انحطاط نرونی و مرگ نرونهای دوپامینرژیک (DA[4]) منجر به کاهش سطح دوپامین درجسم مخطط شده(46) و علاوه بر از دست دادن نرون های دوپامینرژیک، حضور اجزای داخل سیتوپلاسمی به نام  جسم لوی ،مشخص شده است(90). بیولوژی پیچیده بیماری پارکینسون و مکانیسم ناشناخته مرگ نرونهای دوپامین ساز در طی این بیماری، بیانگر آنست که شاهراه های درون سلولی متعدد و عناصر اساسی بیشماری در زوال این نرونها نقش ایفا می کند.نرون ها به طور مداوم در معرض سموم داخلی و خارجی موجود در مغز هستند. گونه های اکسیژن فعال (ROS) و گونه های نیتروژن واکنشی (RNS) نشان دهنده عوامل واسطه رایج ناشی از یک گروه متنوع از نروتوکسین که شروع کننده انحطاط عصبی هستند می باشد.به طور بالقوه رادیکال آزاد مخرب است وبه طور مداوم به عنوان بخشی از سوخت وساز طبیعی درنرون DA تشکیل می شود . سیستم دفاعی آنتی اکسیدانی ارائه شده توسط آنتی اکسیدان آنزیمها ،سنتز آنتی اکسیدان ها در رژیم غذایی، می توانند این رادیکالها را فرو بنشانند(82).چنانچه رادیکال های آزاد بیش از حد تولید شود یا آنتی اکسیدان های آندروژنیک کاهش یابند، آسیب نرونی، ایجاد خواهد شد. بنابراین تعادل مناسب بین رادیکالهای آزاد و آنتی اکسیدان ها برای بقا نرون ها ضروری است(98). مغز دارای سیستمهای دفاعی آنتی اکسیدانی است که به عنوان سد دفاعی در برابر رادیکالهای آزاد عمل می کند ، اما با افزایش سن و بروز کهنسالی این سیستمهای دفاعی، تضعیف می گردند. از آنزیمهای موجود در این سیستمها می توان به آنزیمهای سوپراکسید دسموتاز(SOD) و کاتالازCAT) ) اشاره کرد (9).  فاکتورهای نرتروفیک گروهی مهم از پروتئین های ترشحی نهان وخارج سلولی است که بقا و مرگ سلولهای عصبی را در زمان تشکیل سیناپس با بافت هدف ویا با دیگر سلولهای عصبی تنظیم می کنند . فاکتورهای نروتروفیک باعث دوام سلولهای عصبی دوپامینژیکی می شوند که در جسم سیاه ماده مغز میانی قرار گرفته اند(68) در سال1993,GDNF (عوامل نروتروفیک مشتق از سلول های گلیال)  به عنوان یک فاکتور نروترفیک رشد وبقا، مشخص شده است. نشان داده شده به عنوان یک عامل تغذیه ای قوی برای نرونهای حرکتی ستون فقرات ونرونهای نورآدرژنیک مرکزی است .GDNF،از نرونهای سروتونرژیک ،دوپامینرژیک وسلولهای گلیال در برابر استرس اکسیداتیو محافظت می کند (113)وموجب رشد اکسون  DAنرون های مغز میانی می شود.همچنین از نرونهای DA محکوم به مرگ محافظت و به بازسازی مسیر SN_ST کمک می کند(44  ).واثر تغذیه ای در انواع مختلف از نرون ها، از جمله سلول های پورکنژ مخچه دارند و ازانحطاط نرون های نورآدرنرژیک مخچه به دنبال ضایعات اعصاب جلوگیری می کند. داده ها نشان می دهد که GDNF ممکن است به طور عمده در سلول های پورکنژ مخچه تولید و متمرکزشود (65).
    1-2.بیان مسئله
    فاکتورهای نوروتروفیک (NTFs) پروتئین های ترشحی ای هستند که به گیرنده های هدفشان متصل می شوند و از کاهش سلول های عصبی جلوگیری می کنند. فاکتورهای نروتروفیک باعث دوام سلولهای عصبی دوپامینژیکی می شوند که در جسم سیاه ماده مغز میانی قرار گرفته اند(68؛93). GDNF در سال 1991 کشف شد،  و اولین عضو از خانواده GDNF لیگاندهای (GFL) است. GDNFدر سال 1993به عنوان یک فاکتور نروترفیک رشد وبقا، مشخص شده است. نشان داده شده به عنوان یک عامل تغذیه ای قوی برای نرونهای حرکتی ستون فقرات ونرونهای نورآدرژنیک مرکزی است .GDNF، نرونهای سروتونرژیک،دوپامینژیک وسلولهای گلیال را در برابر استرس اکسیداتیو محافظت می کند(113). GDNF فاکتور نروتروفیک مشتق از سلول گلیال، موجب رشد اکسون  DAنرون های مغز میانی می شود.همچنین از نرونهای DAمحکوم به مرگ محافظت و به بازسازی مسیر SN_ST کمک می کند. شواهد مستقیم نشان می دهد GDNF در نرونهای واسطه DA روییده شده وجود دارد(44) . GDNF،از چندین جمعیت نرون ،در سیستم عصبی مرکزی، از جمله نرونهای حرکتی دوپامین مغز میانی،حمایت می کند . موجب دوام نرون های؛ حرکتی ، حسی و عصب سمپاتیک وپاراسمپاتیک می شود . همچنین عملکرد مهمی درخارج از سیستم عصبی دارد . برای تکثیر سلولهای عصبی روده ای وتحریک رشد کلیه ،برای سلولهای اولیه جنسی مرد  تمایز وتجدید تشکیل اسپرماتوزوئید مهم می باشد(93). ذخیره مداوم GDNFبرای بقای سلولهای عصبی فعال شده یا کاتکولامین های بالغ ضروری می باشد. گیرنده نروتروفیک GDNF توسط CK2 در فعالیت حیاتی ،عبور سیگنال ،سنتز پروتئین ،چسبندگی سلول به سلول ورونویسی ژن که همه موجب  بقائ بافت عصبی می شود به عنوان  واسطه نقش دارد. GDNFبه همراه (گیرنده آلفا/گیرنده کیناز)GFRα1/Retدر حفاظت از سیستم عصبی ونروتوژنیک نقش دارد ومسیر Mapk/Erk (چرخه گلوتامات- گلوتامین که موجب جذب گلوتامات می شود)را تحریک می کند که مانع از مرگ سلولی ناشی از NMDAمی شودGDNF.  در تعامل با گیرنده هایGFRα1/Ret   در سطح سلول، موجب بقای میکروگلیال شده وفعالیت فاگوسیتوز را بهبود می بخشد .فعال سازی میکروگلیال موجب تولید GDNFمی شود .که این امر موجب بقای DAمی شودوفعالیت GPX-1را افزایش می دهد وآن را فعال می کند که این امر خواص حفاظتی GDNFرا با مهار استرس اکسیداتیو تقویت می کند وفاکتور رشد برای کمک به یادگیری وتقویت حافظه گزارش شده است (27).   GDNF دارای خواص احیا کننده برای سلول های مغز است و به عنوان پتانسیل درمان برای بیماری پارکینسون نشان داده شده است. (44) . پیری با کاهش در عملکرد پاسخ های گیرنده بتا آدرنرژیک در مخچه در ارتباط است. گزارش شده سلول فاکتور نروتروفیک مشتق از گلیال (GDNF)،ازانحطاط نرون های نروآدرنرژیک به دنبال ضایعات اعصاب جلوگیری می کند . فعالیت بدنی  موجب کاهش مقدار قابل توجهی اکسیژن در کل بدن  و به خصوص در ماهیچه های اسکلتی می شود.بخش کوچکی از اکسیژن(2-5٪)به اکسیداتیو متوسط تبدیل شده و موجب تغییرات بیوشیمیایی و آسیب بافت می شود.کاهش فعالیت سیستم آنتی اکسیدان می تواند باعث افزایش اکسیداتیو در طی ورزش شود .تمرین بدنی  باعث افزایش فعالیت آنزیم آنتی اکسیدان ماهیچه ای و کبدی و تسهیل مقدار حذف ،گونه های اکسیژن غیر فعال و کاهش سطح استرس اکسایشی می شود (65). در میان الگوهای ورزشی مختلف، فعالیت اختیاری روی چرخ­دوار، دوی اجباری تردمیل و حرکات مقاومتی عضلانی ، رایج ترین مدل­های ورزشی اتخاذ شده هستند.این ورزش­ها، جدا از مزایای بدنی خود، عملکرد شناختی را بهبود بخشیده و بازتوانی عصبی را بعد از آسیب مغزی، آسان­تر می­کنند(90).امروزه استفاده از مکمل های گیاهی افزایش چشمگیری یافته است.یکی از این گیاهان ازگیل ژاپنی است.گیاه ازگیل ژاپنی با ترکیبات فنولیک ، متابولیت های ثانویه ای هستند که به نوعی از طریق کاهش استرس اکسایشی کاهش دهنده ریسک چندین  بیماری می باشند(80).  اگر چه تحقیقات زیادی در رابطه با اثر  تمرین بر پارکینسون انجام گرفته است اما هنوز طرحی که اثر همزمان تمرین اختیاری و عصاره هیدروالکلی گل گیاه ازگیل ژاپنی را به صورت پیش درمانی و پیشگیری از کاهش سطح GDNF در موش های مدل تجربی بیماری پارکینسون که بر اثر تزریق 6-هیدروکسی دوپامین به داخل بطن سمت راست مغز ایجاد شده باشد صورت نگرفته است. همچنین طول مدت تمرینات در تحقیقاتی که از نوع اختیاری آن استفاده کردند، کوتاه بوده است. لذا محقق در نظر دارد به این پرسش پاسخ دهد که :
    1-آیا تمرین اختیاری روی چرخ دوار(wheel running) برسطح GDNF مخچه موش های پارکینسونی القائی توسط 6 هیدروکسی دوپامین (6-OHDA)”.اثر حفاظتی دارد ؟.
    2-آیا مصرف عصاره گل گیاه ازگیل ژاپنی برسطح GDNF مخچه موش های پارکینسونی القائی، توسط 6 هیدروکسی دوپامین (6-OHDA)”.اثر حفاظتی دارد ؟.
    3-آیا ترکیب تمرین اختیاری روی چرخ دوار و مصرف عصاره گل گیاه ازگیل ژاپنی، برسطح GDNF مخچه موش های پارکینسونی القائی، توسط 6 -هیدروکسی دوپامین (6-OHDA)”اثرحفاظتی دارد؟
    4-آیا بین مقادیر GDNF مخچه ، گروه­های تحقیق تفاوت وجود دارد؟
    1-3.اهمیت و ضرورت انجام تحقیق:
    یکی از مهمترین مشکلات زندگی بشر امروزی، وجود فشارهای روانی و عصبی بر روی افراد می­باشد.این فشار­های روانی باعث بروز بیماری­های عصبی می­شوند. که بین بیماری­ها و بی­تحرکی ، ارتباط مستقیم وجود دارد. یکی از این بیماری­ها فلج رعشه ای یا پارکینسون می­باشد که بعد از آلزایمر به عنوان شایعترین بیماری مخرب عصبی مطرح است(79).  و تقریباً 1 درصد از افراد بالای 50 سال را در حال حاضر مبتلا کرده است(5).علائم بالینی این بیماری تقریباً به دنبال از بین رفتن حدود 80% از نرون­های دوپامینرژیک ماده سیاه بروز می­کند(13).  استرس اکسیداتیو نقش کلیدی در آغاز فرایند مرگ سلولی نرونهای DAدارد (119). شواهد به دست آمده از مطالعات اپیدمیولوژیک و آزمایشگاهی نشان داده اند که برخی از گیاهان خوراکی ،یا مواد تشکیل دهنده شناسایی شده آنها با خواص آنتی اکسیدانی اثرات محافظتی قابل توجهی در انسان دارند
    مطلب مشابه :  دانلود پایان نامه توجه به شرایط زمان و مکان و قانون مجازات اسلامی

  • (12).بنابراین، تلاش برای یافتن عوامل طبیعی برای مقابله با این بیماری از ارزش بالینی بسیاری برخوردار است. فعالیت بدنی  موجب کاهش مقدار قابل توجهی اکسیژن در کل بدن  و به خصوص در ماهیچه های اسکلتی می شود.بخش کوچکی از اکسیژن(2-5٪)به اکسیداتیو متوسط تبدیل شده و موجب تغییرات بیوشیمیایی و آسیب بافت می شود.کاهش فعالیت سیستم آنتی اکسیدان می تواند باعث افزایش اکسیداتیو در طی ورزش شود .تمرین بدنی  باعث افزایش فعالیت آنزیم آنتی اکسیدان ماهیچه ای و کبدی و تسهیل مقدار حذف ،گونه های اکسیژن غیر فعال و کاهش سطح استرس اکسایشی می شود (65).  در میان الگوهای ورزشی مختلف، فعالیت داوطلبانه روی چرخ­دوار، دوی اجباری تردمیل و حرکات عضلانی مقاومتی، رایج ترین مدل­های ورزشی اتخاذ شده هستند. این ورزش­ها، جدا از مزایای بدنی خود، به طور جداگانه نشان داده شده که عملکرد شناختی را بهبود بخشیده و بازتوانی عصبی را بعد از آسیب مغز، آسان­تر می­کنند(90 ). تمرین چرخ دوار آثار قابل توجهی روی مغز و رفتار جوندگان برجای می گذارد. فعالیت چرخ دوار شکلی از ورزش اختیاری است که در تحقیقات روی جوندگان آزمایشگاهی به کار گرفته شده و ابزار مفیدی برای مطالعه و بررسی شکل گیری عصبی رفتاری در جوندگان می باشد. تمرینات اختیاری برخلاف تمرینات اجباری دویدن روی نوارگردان آثار زیانباری روی توانایی های بدن اعمال نمی کند که ناشی از استرس مزمن همراه با ورزش اجباری می باشد. از آنجایکه تمرین اختیاری روی ویل رانینگ نسبت به تمرین اجباری تاثیر مفیدتری در سیستم عصبی دارد و با توجه به اینکه بین بیماری پارکینسون و استرس اکسایشی رابطه تنگاتنگی وجود دارد (افزایش رادیکال آزاد در مغز تخریب نرون های دوپامینرژیک صورت می گیرد وباعث کاهش سطح دوپامین تولیدی در جسم سیاه می شود) می توان بیان کرد که تمرین روی ویل رانینگ به علت عدم ایجاد استرس ناشی از ورزش برای سیستم عصبی بهتر وسودمند­تر است(2). تحقیقی که اثر همزمان تمرین اختیاری طولانی مدت و مصرف عصاره هیدروالکی گل گیاه ازگیل ژاپنی را به صورت پیش درمان بیماری پارکینسون بررسی کرده باشد انجام نگرفته است.
    با توجه موارد گفته شده اهمیت یافتن پاسخ به این سوال که اثر همزمان تمرین اختیاری طولانی مدت 12 هفته­ای و مصرف عصاره هیدروالکی گل گیاه ازگیل ژاپنی بر سطح GDNF مخچه، موش­های پارکینسونی شده توسط 6 هیدرو کسی دوپامین و متعاقباً میزان پیشگیری از ابتلا به بیماری پارکینسون ضروری به نظر می رسد.پیشگیری ازافزایش روز افزون تعداد بیماران پارکینسونی در جامعه از ضروریات و اهمیت انجام این تحقیق می باشد. همچنین محدودیت و یا فقدان تحقیقات انجام شده در حوزه مطالعه تأثیر مصرف عصاره هیدروالکلی گل گیاه ازگیل ژاپنی بر سطح GDNF مخچه  و همچنین تأثیر ورزش (ورزش اختیاری چرخ دوار) با هدف بهبود و یا پیشگیری از بیماری پارکینسون، محقق را بر آن داشت تا به دنبال اجرای این تحقیق باشد. لذا اجرای این طرح تحقیقی و اطلاع رسانی در مورد یافته­های این مطالعه کمک مؤثری به ارتقاء سطح سلامت عمومی جامعه به ویژه بیماران پارکینسونی خواهد نمود.
    1-4. اهداف پژوهش
    1-4-1. هدف کلی
    هدف از این پژوهش تعیین تأثیر تمرینات دویدن روی چرخ دوار و انتی اکسیدان هیدرو الکلی گل گیاه ازگیل ژاپنی بر سطح GDNF در مخچه موش­های پارکینسونی شده توسط 6 هیدرو کسی دوپامین.
    1-4-2. اهداف ویژه
    1-تعیین اثر حفاظتی تمرین اختیاری روی چرخ دوار(wheel running) برسطح GDNF مخچه موش های پارکینسونی القائی توسط 6 هیدروکسی دوپامین (6-OHDA)”.
    2-تعیین اثر حفاظتی مصرف عصاره گل گیاه ازگیل ژاپنی برسطح GDNF مخچه موش های پارکینسونی القائی توسط 6 هیدروکسی دوپامین (6-OHDA)”.
    3-تعیین اثر ترکیبی حفاظتی تمرین اختیاری روی چرخ دوارو مصرف عصاره گل گیاه ازگیل ژاپنی برسطح GDNF مخچه موش های پارکینسونی القائی توسط 6 هیدروکسی دوپامین (6-OHDA)”
    4-بررسی تفاوت سطح GDNF مخچه بین گروهها.
    1-5. فرضیات پژوهش
    1-تمرین اختیاری روی چرخ دوار(wheel running) برسطحGDNF مخچه موش های پارکینسونی القائی ،توسط 6 هیدروکسی دوپامین (6-OHDA)”.اثر حفاظتی ندارد.
    2-مصرف عصاره گل گیاه ازگیل ژاپنی برسطحGDNF مخچه موش های پارکینسونی القائی توسط 6هیدروکسی دوپامین (6-OHDA)”.اثر حفاظتی ندارد.
    این نوشته در آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.