مقاله مفهوم خود و قرآن کریم

دانلود پایان نامه
  • او زمانی که خود را برای رفتن به اعماق جنگلها و دشتها برای دعوت بومیان آن منطقه به دین اسلام آماده میکند این جملات به ذهنش خطور می‌کند که با آیاتی از قرآن که در مورد بهشت است بینامتنی دارد از آن جمله آیهای از سورهی آل عمران که میفرماید«‏وَ سَارِعُواْ إِلَى مَغْفِرَهٍ مِّن رَّبِّکُمْ وَ جَنَّهٍ عَرْضُهَا السَّمَاوَاتُ وَ الأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِینَ»(آل عمران/133).
    این جملات در پایان (فصل 5) قرار دارند، برای همین هم هست که در ابتدای فصل ششم او از خطرها و سختیهایی که فرد حامل رسالت را تهدید می‌کند یاد می‌کند و توانسته است تناسب زیبایی را ایجاد نماید«إِنَّ اِختِرِاقَ اَلغَابَاتِ الأُستُوَائِیَّهِ أَمرٌ مُثِیرٌ لِلغَایَهِ، وَ اَلضَّربُ فِی جَنَبَاتِهِا یَکمِنُ فِی طَیَّاتِهِ اَلمَوتِ، اَلنَّومُ فِیهَا مُلِیءَ بِالأَحلَامِ اَلمُزعِجَهِ، وَ اَلسَّیرُ نَهَارَاً یُورَثُ اَلقَلِقُ»(الکیلانی، 2005م 39)او همهی این سختیها را در راه دعوت مردم به ارزشهای اسلامی به جان می‌خرد. دعوتی که کیلانی آنرا در یک گفتگو میان«عثمان» و«عبدالرحیم» اینگونه تفسیر می‌کند«وَ تَنَهَّدَ، ثُمَّ قَالَ إِنَّ قِیمَهَ اَلحَیَاهِ فِی طَاعَهِ اَللهِ…
    أَجَل…
    مَا أَعظَمَ أَن یَأوِیَ اَلنَّاسُ جَمِیعَاً اِلَی طَاعَهِ اَللهِ…
    وَ لِهَذَا نَقتَحِمُ اَلغَابَاتِ وَ نُغَالِبُ اَلمُشَاق…
    أَشرَقَ وَجهُ عَبدِاَلرَّحِیمِ بِالفَرحَهِ اَلغَامِرَهِ وَ قَالَ أَنَا سَعِیدٌ جِدَّاً بِهَذِه اَلرِّحلَهِ اَلطَیِّبَهِ»(الکیلانی، 2005م 44).
    3-1- 3-1-2-4أَرضُ اَللهِ وَاسِعَهٌ
    اختلاف بین«عثمان» و پیرمرد مبشر بالا گرفته است و نهایتا او به عثمان میگوید که باید آن منطقه را ترک کند«و فَوَجِئنَا ذَاتَ مَسَاءٍ بِالأَبِ«تُوم» یَأتِی لِزِیَارَتِنَا، یَبدُو عَلَیهِ اَلضِّیقُ وَ اَلکَربُ….وَ جَلَسَ اِلَی جَوَارِی قَائِلَاً إِنَّ أَرضُ اَللهِ وَاسِعَهٌ…» (الکیلانی، 2005م 57).
    این جمله آخر با آیهای از سورهی عنکبوت بینامتنی دارد که میفرماید«یَا عِبَادِیَ الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّ أَرْضِی وَاسِعَهٌ فَإِیَّایَ فَاعْبُدُونِ‏»(العنکبوت/56)البته در این جا کشیش با حالت تمسخر به آنها میگوید که این منطقه را ترک کرده و برای تبلیغ به جاهای دیگر بروند. به کار بردن این جمله که بخشی از یک آیه قرآن است توسط یک کشیش به این نکته هم اشاره دارد که معمولا مبلغین مسیحی در کار خود تاحدودی اطلاعاتی از سایر ادیان و به ویژه اسلام و قرآن کسب میکنند تا بتوانند در مجادلات خود برای غلبه بر طرف مقابل از آن بهره جویند. در اینجا متن غایب در ضد مفهوم خود بکار رفته است.
    3-1- 3-1-2-5 قُلْ إِنْ کَانَ آبَاؤُکُمْ وَأَبْنَاؤُکُمْ
    کیلانی در فرصتهای مناسب از زبان«شیخ عبدالله» مفاهیم مورد نظر خود را بیان می کند، شخصیت«شیخ عبدالله» بگونهای است که این ظرفیت را دارد که مفاهیم با صراحت و وضوح بیشتری بیان شوند. زمانی که«عثمان» و«عبدالرحیم» به زندان میافتند، بعد از مدتی«شیخ عبدالله» هم دستگیر می‌شود. او در زندان جهت روحیه دادن به زندانیان و نیز آموزش این مفاهیم به آنان فرصتها را غنیمت میشمارد برای همین زمانی که یک تاجر که او هم مبارز بوده و به خاطر خیانت شریکش ورشکسته و دستگیر شده نزد او آمده و از بلایی که بر سر داراییهایش آمده می‌گوید. «شیخ عبدالله» اینگونه او را توجیه می‌کند
    «- وَ تَرَبَّعَ شَیخُنَا وَ أَخَذَ یُرَتِّلُ بِضعَ آیَاتٍ مِنَ القُرآنِ الکَرِیمِ یَشرَحُ لِلمُؤمِنِینَ کَیفَ أَنَّ اَلآبَاءَ وَ اَلأَبنَاءَ وَ اَلأَموَالَ وَ اَلتِّجَارَهَ اَلَّتِی نَخشَی کَسَادَهَا إِذَا کَانَ هَذَا کُلُّهُ أَحَبَّ إِلَینَا مِن اَللهِ وَ رَسُولِهِ وَ جِهَادِ فِی سَبِیلِهِ فَقُل عَلَی اَلدُّنیَا اَلعَفَاءَ، ثُمَّ قَالَ اَلشَّیخُ اَلتِّجَارَهُ اَلحَقَّهُ هِیَ اَلجَهَادُ فِی سَبِیلِ اَللهِ….
    ثُمَّ اِتَّجَهَ شِیخُنُا مَرَّهً أُخرَی إِلَی اَلسَّمَاءِ وَ رَفَعَ کَفَّیهُ وَ هَتَفَ دَاعِیَاً اَلَّلهُمَّ لَا أَسأَلُکَ اَلرِّزقَ فَقَد فَرغَتُ مِنهُ، وَ لَکِنِّی أَسأَلُکَ اَلبَرَکَهَ فِیهِ…»(الکیلانی، 2005م 106).
    این گفتهها با آیهای از سورهی توبه بینامتنی دارد که میفرماید «قُلْ إِنْ کَانَ آبَاؤُکُمْ وَأَبْنَاؤُکُمْ وَإِخْوَانُکُمْ وَأَزْوَاجُکُمْ وَعَشِیرَتُکُمْ وَأَمْوَالٌ اقْتَرَفْتُمُوهَا وَتِجَارَهٌ تَخْشَوْنَ کَسَادَهَا وَمَسَاکِنُ تَرْضَوْنَهَا أَحَبَّ إِلَیْکُمْ مِنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ وَجِهَادٍ فِی سَبِیلِهِ فَتَرَبَّصُوا حَتَّى یَأْتِیَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ وَاللَّهُ لَا یَهْدِی الْقَوْمَ الْفَاسِقِینَ‏»(التوبه/26).
    کیلانی در این میان مخاطب را به فداکاری در راه اسلام تشویق می کند، در تفسیر این آیه آمده است«این آیهی شریفه بزرگترین دلیل بر وجوب مقدم داشتن محبت خدا و پیامبرش بر محبت هرچیز دیگری است و دلیلی است بر اینکه این وعید شدید متوجه کسی خواهد بود که یکی از امور مذکور نزد او محبوب تر از خدا و پیامبر و جهاد کردن باشد»(السعدی،ج1 776).
    3-1- 3-1-2-6 لَا تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَکُمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاکُمْ
    ابتدای (فصل 20) که تقریبا اواخر رمان با این جمله«عثمان» آغاز می‌شود«لَم تَکُن رِحلَتُنَا تِلکَ خَالِیَهً مِنَ المُنغَصَّاتِ، وَ هَکَذَا اَلدُّنیَا فِی یَومٍ تَبتَسِمُ لَکَ وَ فِی یَومٍ آخَر تُکَشِّرُ لَکَ عَن أَنیَابِهَا وَ اَلمُؤمِنُ مُطَالِبٌ أَلَا یَفرَحُ بِمَا آتَاهُ وَ لَا یَیأَسُ عَلَی مَا فَاتَهُ، وَ أَن یَهِیءُ نَفسَهَ لِلنِّجَاحِ وَ اَلفَشَلِ، وَ اَلرَّضَا وَ اَلسَّخطِ وَ اَلشَّقَاءِ وَ اَلنَّعِیمِ»(الکیلانی، 2005م 138).
    مطلب مشابه :  دانلود مقاله نیازهای اجتماعی و مسائل اخلاقی

  • «عثمان» با این جملات به فراز و نشیبهایی که برسرش گذشته است اشاره دارد، روزهای خوش زندگی در شهرشان، تجارت، اسارت و تبلیغ و عشق و خطرات، رهایی از زندان و…، از این فصل تا آخر رمان شرح نبردهای مبارزان نیجریه با جدایی طلبان است که«عثمان» هم در آن شرکت دارد.
    جملات«عثمان» با آیاتی سوره حدید بینامتنی ضمنی دارد که میفرماید«مَا أَصَابَ مِنْ مُصِیبَهٍ فِی الْأَرْضِ وَلَا فِی أَنْفُسِکُمْ إِلَّا فِی کِتَابٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَهَا إِنَّ ذَلِکَ عَلَى اللَّهِ یَسِیرٌ‏*‏لِکَیْلَا تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَکُمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاکُمْ وَاللَّهُ لَا یُحِبُّ کُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ‏»(الحدید/23-22)، اینگونه است که کیلانی در قالب رمان این مفاهیم والا را به خواننده اش القاء می‌کند، نکتهی مهمی که گاه از آن غفلت می‌شود این است که«رمان رسالت بزرگی در زمنیهی اندیشه و دعوت به سوی خدا دارد، و تجربهای سرشار از احساس و الهام و توجیه غیر مستقیم و یا تشویق است»(فریج،1971).
    3-1-3-2 بینامتنی داستانهای قرآن
    کیلانی بسیار از داستانهای قرآن تاثیر گرفته است، او در این رابطه میگوید«وجود داستان در قرآن کریم با اشکال و مضامین زیادش مدرسهای حقیقی برای داستان نویس مسلمان به شمار میآید، داستانهای قرآن برخی کوتاه و برخی بلند بوده و در آنها گفتگو و به تصویر کشیدن حرکات شخصیت وجود دارد، همانطوری که از وضوح و قاطعیت برخوردارند»(المجتمع، 1986). او در رمانهایش نیز به صورت بینامتنی به داستانهای پیامبران اشاراتی داشته است و بیشتر برای تفسیر یک حادثه آن را بکار برده و خواننده را به موقعیت مشابه در زندگی پیامبران و عملکرد آنان رهنمون ساخته است. او به ترتیب داستانهای حضرت موسی، نوح، یوسف، یونس علیهم السلام را در رمان«عمالقه الشمال» ذکر کرده و هریک را برای هدف خاص خود آورده است که در زیر بدان اشاره می‌شود.
    3-1-3-2-1 داستان حضرت موسی (ع)
    زمانی که پس از کشتن احمدو بیللو«ایرونسی» توانست کنترل مناطق شمالی را بدست بگیرد، غم و اندوه سراسر این منطقه را در برگرفت. کیلانی با تصویرگری هنرمندانه در ابتدای(فصل10) این امر را بیان نموده است؛ زمانی که همهی مبارزان در ناراحتی هستند و امنیت از مسلمانان سلب شده و نا امیدی سایهاش را بر این شهر گسترانده است، در این وضع«عثمان» نزد«شیخ عبدالله» میرود و او هم مانند همیشه توجیهاتی برگرفته از قرآن را برای او بیان می‌کند«هَل تَذَکَرُونَ؟؟ إِنَّ عَصَا وَاحِدَهٌ قَهَرَت جَیشَاً یُعَدُّ بِالآلَافِ …تِلکَ عَصَا مُوسَی وَ جَیشُ فِرعُون اَلجَرَّارُ… وَ اَلشُّهَدَاءُ هُم اَلنُّخبَهُ اَلمُمتَازَهُ اَلَّتِی یَختَارُهَا اَللهُ…سَأَرَاکُم غَدَاً تَسِیرُونَ فِی اَلطُّرُقَاتِ وَ تَعلِنُونَ کَلِمَهَ اَلحَقِّ… جَمَاعَاتٌ وَ فُرَادَی وَ لَا تَرهَبُوا اَلحَدِیدَ وَ اَلنَّارَ…. عَزِیمَهُ اَلمُؤمِنِ أَقوَی مِن اَلحَدِیدِ وَ أَقوَی مِن اَلنَّارِ… اِنطَلِقُوا یَغفِرُ اَللهَ لَکُم»(الکیلانی، 2005م 71).
    در این قسمت«شیخ عبدالله» سعی دارد در این اوضاع نابسامان و در اوج ناراحتی و نگرانی و بیم، اطرافیان خودش را آرام کرده و حتمی بودن یاری خدا را به آنان یادآوری کند برای همین داستان موسی را یادآور می‌شود. در این داستان میبینیم که چگونه با وجود اینکه بنی اسرائیل در نهایت ضعف بودند و در مقابل هم طغیان فرعون به اوج رسیده و همهی امکانات و افراد خود را برای نابودی موسی و پیروانش بسیج کرده بود، اما باز یاری خداوند شامل حال آنها شد و سرانجام فرعون و دار و دستهاش نابود شدند.
    در این بخش به قسمتی از داستان حضرت موسی – علیه السلام- در قرآن اشاره دارد که سپاه فرعون به تعقیب بنی اسرائیل میپردازد، خداوند متعال میفرماید«فَأَتْبَعُوهُمْ مُشْرِقِینَ*فَلَمَّا تَرَاءَى الْجَمْعَانِ قَالَ أَصْحَابُ مُوسَى إِنَّا لَمُدْرَکُونَ*قَالَ کَلا إِنَّ مَعِیَ رَبِّی سَیَهْدِینِ*فَأَوْحَیْنَا إِلَى مُوسَى أَنِ اضْرِبْ بِعَصَاکَ الْبَحْرَ فَانْفَلَقَ فَکَانَ کُلُّ فِرْقٍ کَالطَّوْدِ الْعَظِیمِ*وَأَزْلَفْنَا ثَمَّ الآخَرِینَ*وَأَنْجَیْنَا مُوسَى وَمَنْ مَعَهُ أَجْمَعِینَ*ثُمَّ أَغْرَقْنَا الآخَرِینَ»(الشعراء/64-60).
    این نوشته در آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.