مقاله مفاهیم بنیادی و شخصیت پردازی

دانلود پایان نامه
  • مجموعهی بحثهایی که در این گفتگو آمده است نمونهی خوبی از نزاع موجود بین اسلام و مسیحیت در میان بومیان نیجریه است؛ مسائلی چون توحید خداوند و اینکه عیسی فرزند او نیست، حقانیت دعوت پیامبر صلی الله علیه و سلم، زیبا و بجا بودن احکام اسلام و…. از مفاهیم بنیادینی است که در مقابله با مسألهی تبشیر باید مورد توجه دعوتگر مسلمان باشد؛ این است که در رمان«عمالقه الشمال» میبینیم که چگونه نویسنده توانسته اطلاعات فراوانی پیرامون مسألهی تبشیر در آفریقا ارائه دهد. نکتهی قابل توجه این است که وی توانسته این مضامین فکری را طوری در ساختار رمان بگنجاند که خواننده، خود را با اشخاص و حوادث رمان هماهنگ کند(العرینی، 1989م 273).
    گفتگویی بین رئیس قبیله و«عثمان» پیرامون اسلام انجام می‌شود در این گفتگو بسیاری از مفاهیم دینی به صورت مستقیم و غیر مستقیم آمده است
    «-اَلسُّهُولَهُ لَیسَت عَیبَاً وَ اَللهُ یُخَاطِبُ اَلبَشَرَ جَمِیعَاً بِصَرفِ اَلنَّظَرِ عَن تَفَاوتٍ قدرَاتِهِمِ اَلعَقلِیَّهِ، اَلبَسَاطَهُ مِیزَهٌ وَ لَیسَت عَیبَاً… لِذَا آمَنَ اَلعَبِیدُ وَ اَلسَادَهُ بِمُحَمَّدٍ صَلَّی اَللهَ عَلَیهِ وَ سَلَّمَ وَ تَبِعَهُ کِبارُ اَلشُّعَرَاء وَ اَلحُکَمَاءُ وَ اَلقَادَهُ وَ اَلجُنُودُ… لِأَنَّ کَلِمَاتِه اَلصَّادِقَهَ اِستَطَاعَت أَن تَدخُلَ کُلَّ قَلبٍ…مَا مَعنَی کَلِمَهُ اَللهِ؟؟
    خَالِقُ اَلکَونِ بِمَن فِیهِ وَ مَا فِیهِ
    أَلَیسَ لَهُ وَلَدٌ؟؟
    اَلکُلُّ سَوَاسِیَّهٌ… اَلبَشَرُ جَمِیعَاً سَوَاءٌ… أَمَامَ اَللهِ… وَ هُوَ اَلوَاحِدُ الأَحَدُ، لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ…
    تَمَلمَلَ اَلزَّعِیمُ فِی جَلسَتِهِ وَ قَالَ لِمَاذَا یَکرِه اَلنَّصَارَی نَبِیَّکُم؟؟
    أَمَّا نَحنُ فَنُؤمِنَ بِنَبِیِّهِم….
    وَ قَالَ وَ قَد اِزدَادَت دِهشَتُهُ أَمرُکَ عَجِیبٌ…
    یَقُولُ اَلقُرآنُ«آمَنَ الرَّسُولُ بِمَا أُنزِلَ إِلَیْهِ مِن رَّبِّهِ وَالْمُؤْمِنُونَ کُلٌّ آمَنَ بِاللّهِ وَمَلآئِکَتِهِ وَکُتُبِهِ وَرُسُلِهِ لاَ نُفَرِّقُ بَیْنَ أَحَدٍ مِّن رُّسُلِهِ» (الکیلانی، 2005م 53).
    3-1-3-1-1-7 وَ مَنْ عَفَا وَأَصْلَحَ فَأَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ

  • زمانی که«عثمان» همراه با«عبدالرحیم» در داخل جنگل پرسه میزدند ناگهان همان فرد بومی که از آنها خواسته بود آن منطقه را ترک کنند تیری را از پشت به سمت«عثمان» شلیک کرده و او را زخمی می‌کند، بعد از ظهر همان روز فردی که تیر را شلیک کرده بود دستگیر و محاکمه می‌شود، علی رغم اینکه رئیس قبیله میخواهد او را بکشد اما«عثمان» میگوید«قُلتُ فِی ضَرَاعَهٍ أَنَا صَاحِبُ اَلحَقِّ، وَ قَد عَفَوتُ عَنهُ… یَقُولُ اَللهُ فِی کِتَابِهِ اَلعَزِیزِ«وَ مَنْ عَفَا وَأَصْلَحَ فَأَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ»(الکیلانی، 2005م 60)
    آیهای که از زبان«عثمان» بیان می‌شود بینامتنی مسقیم با آیهی سوره شوری دارد که میفرماید«‏وَجَزَاءُ سَیِّئَهٍ سَیِّئَهٌ مِثْلُهَا فَمَنْ عَفَا وَأَصْلَحَ فَأَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ إِنَّهُ لَا یُحِبُّ الظَّالِمِینَ‏»الشوری/40)در این رمان«عثمان» نمادی از یک مسلمان متعهد و فهمیده است او« با خود پیمان بسته تا آخر دعوتش را ادامه دهد با وجود مشکلاتی که با آن مواجه می‌شود، حتی قصد ترور، او را از ادامهی راه باز نداشته و در مبارزه با جدایی طلبان بیافرا تا پیروزی برآنها شرکت میجوید. او یک شخصیت مثبت است که توانایی زیادی در غنیمت شمردن فرصتها برای تاثیرگذاری بر دیگران جهت تغییر اوضاع به سمت بهتر شدن دارد»(یاسین، 1416هـ).
    آنچه که حائز اهمیت است اسلوب گیرای کیلانی در تشویق مخاطب به مکارم اخلاق است، چرا که«عرضه نمودن یک شخصیت در رمان و توضیح کارهای بزرگی که انجام میدهد واینکه بعد بگذاریم خواننده خودش عظمت تبعاتی که این کار بزرگ بر دوش آن شخصیت تحمیل مینماید را درک کند، منجر به این می‌شود که خواننده با تاثیر از اسلوب رماننویس در شخصیت پردازی به این شخصیت اقتدا نماید»(العرینی، 1989م 307).
    3-1-3-1-2 بینامتنی ضمنی
    نجیب کیلانی همچنین شماری از آیات قرآن را به صورت ضمنی در اثنای رمان آورده است، بطوری که با تغییری اندک در متن آیه، همان مضمون را از زبان یکی از شخصیتهای رمان بیان کرده است، در زیر مواردی که پیرامون تحریم ازدواج با کافران، رزاق بودن خداوند، بهشت، هجرت، ترجیح خدا و رسول جهاد بر غیر آن و قضا و قدر که با آیات قرآن بینامتنی مستقیم دارند را بررسی نموده ایم.
    3-1- 3-1-2-1 وَلَا تَنْکِحُوا الْمُشْرِکَاتِ
    زمانی که«عثمان» از«شیخ عبدالله» حکم ازدواج با«جاماکا» که از بت پرستی به مسیحیت گرویده است را می‌پرسد، او هم در جوابش میگوید«اَلشَّرعُ یَبِیحُ زَوَاجَکَ مِنهَا… لَکِن لَاتَنسَ أَنَّ مُسلِمَهَ خَیرٌ مِنهَا وَ لَو أَعجَبَتکَ…» (الکیلانی، 2005م 21)که این قسمت از رمان با این آیهای از سوره بقره بینامتنی ضمنی دارد که می‌فرماید«وَلَا تَنْکِحُوا الْمُشْرِکَاتِ حَتَّى یُؤْمِنَّ وَلَأَمَهٌ مُؤْمِنَهٌ خَیْرٌ مِنْ مُشْرِکَهٍ وَلَوْ أَعْجَبَتْکُمْ»(البقره/221).
    کیلانی در این قسمت متن غایب را وارد متن اصلی نموده است و مقداری آنرا تغییر داده است که در حیطهی بینامتنی ضمنی میگنجد.
    3-1- 3-1-2-2 وَفِی السَّمَاءِ رِزْقُکُمْ
    با توجه به اینکه«از بارزترین امکانات و تواناییهای رمان قابلیت انتقال مضامین فکری است؛ بگونهای که این فرصت را برای نویسنده فراهم می‌کند که نظراتش را بیان داشته و آزاد از هرگونه قید و بندی به سوی اندیشهای خاص دعوت کند»(العرینی، 1989م 271) میبینیم کیلانی نیز از این ویژگی به خوبی سود جسته است. او از زبان«عثمان» میگوید«خَرَجتُ اِلَی اَلشَّارِعِ، اَلمَدِینَهُ شَدِیدَهُ اَلرُّطُوبَهِ، وَ اَلکَآبَهُ تَجثِمُ عَلَی قَلبِی، وَ هُمُومُ اَلقَطعَانِ اَلَّتِی لَابُدَّ مِن بَیعِهِا تَبعَثُ اَلضَیقَ فِی نَفسِی، وَ تَذَکَّرتُ شِیخِی «عَبدَاَللهِ»… کَثِیراً مَا کَانَ یَحَدُّثُنَا عَنِ اَلصَبرِ وَ اَلإِعتِمَادِ عَلَی اَللهِ وَ أَنَّ أَرزَاقَنَا فِی اَلسَمَاءِ وَ هِیَ مَحسُوبَهٌ بِدِقَّهٍ»(الکیلانی، 2005م 35).
    در این بخش که«عثمان» برای فروختن گوسفندهایش با فرد یهودی معامله می‌کند ولی میبیند که قیمت بسیار ناچیزی را به وی پیشنهاد میدهد و ناراحت و عصبانی از این بی انصافی از مهمانخانه خارج می‌شود، در این حال گفتههای«شیخ عبدالله» در مورد صبر و توکل بر خدا و اینکه رزق در آسمانها بوده و مقدار آن و زمان بدست آوردنش هم نزد خداوند مشخص است، به یادش می‌آید. این قسمت با آیهای از سورهی ذاریات بینامتنی ضمنی دارد که میفرماید«وَ فِی السَّمَاءِ رِزْقُکُمْ وَ مَا تُوعَدُونَ‏»(الذاریات/22).
    این توجیهات ربانی در لحظات بحرانی، برگرفته از آیات قرآنند. کیلانی آیه را با کمی تغییر در متن خود گنجانده است و با آوردن نمونهی عملی آن را برای مخاطب ملموس ساخته است؛ کمی بعد از آن است که میگوید«قَد یَکُونُ اَلغَرِیبُ إِنَّنِی اِستَطَعتُ فِی اَلیَومِ اَلتَّالِی بَیعَ کُلَّ مَا عِندِی مِنَ اَلأَغنَامِ فِی خِلَالِ بِضعَ سَاعَاتٍ، فَقَد اِستَطَاعَ أَحَدُ اَلتُّجَّارِ اَلعَرَبِ أَن یَرشُدُنِی اِلَی مُتَعَهِّدِ لِلتَّغذِیَهِ فِی اَلجَیشِ وَ کَانَ اَلثَّمَنُ ضِعفَ مَا عَرَضَهُ اَلیَهَودِیُّ…»(الکیلانی، 2005م 36).
    3-1- 3-1-2-3 جَنَّهٍ عَرْضُهَا السَّمَاوَاتُ وَالأَرْضُ
    فداکاری برای دعوت به سمت اسلام و نیز خود را به خطر انداختن در این راه و تحمل سختیها نیاز به مشوقی بزرگ دارد، یاد کردن از بهشت و استراحت دائمی و نعمتهای بیشمارش در هنگام فشار و سختی کالبدهای کوفته و خسته را تسلی میبخشد. «عثمان» در این رابطه میگوید«وَ شَرَّدتُ بِبَصَرِی إِلَی بَعِیدٍ وَ أَنَا أَردُدُ«أَنَا عَلَی مَوعِدِ مَعَ اَلجَنَّهِ …. حَدَّثَنِی شَیخِی عَن جَنَّهٍ عَرْضُهَا السَّمَاوَاتُ وَ الأَرْضُ ، تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ، وَ عَنِ الصَّالِحِینَ اَلَّذِینَ یَنعِمُونَ بِأَروَعِ ثَوَابٍ، بِرُؤیَهِ اللهِ، وَ أَنَا أَرَی اَلطَّرِیقَ جَیِّدَاً»(الکیلانی، 2005م 38).
    این نوشته در آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.