مقاله غیاث الدین و ظلم و ستم

دانلود پایان نامه
  • 2-3-1هشام بن عبد الملک (105-125 ق )
    آغاز امامت امام صادق (ع) مصادف با عصر خلافت «هشام بن عبدالملک‏» است که پس از یزید بن عبد الملک به جای او نشست. او برادر یزید بن عبدالملک، و مردى خسیس و خونخوار بود . هشام بن عبد الملک یکى از مقتدرترین و سخت‌گیرترین زمامداران اموى است.
    در دورۀ هشام بن عبدالملک بغض و کینۀ فرزندان امیه نسبت به اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) شدت یافت . وى براى آن که بتواند هرگونه قیام و شورشى علیه حکومت اموى را سرکوب کند، با مخالفان و به ویژه با شیعیان به شدیدترین روش برخورد مى‌کرد. او هم امام باقر (ع) و هم امام صادق (ع) را شدیداً زیر نظر داشت، و در حقیقت باید گفت از نفوذ معنوى این دو امام بزرگوار در میان مسلمانان، سخت بیمناک بود .
    هشام تنها خلیفۀ اموی بود که پس از سال 100ق، حکومتی دراز داشت و در مسند قدرت از ثبات نسبی برخوردار بود.
    هشام قدمى براى اصلاح اوضاع و اصلاح مفاسد برنداشت، بلکه خطاهاى بنى امیه را تقویت میکرد، و جنایتى به جنایات آنان می افزود. به فرمانداران خود نوشت: نسبت به شیعه سخت‌گیرى نموده و آنها را تحت فشار قرار دهید، آنانرا زندان نمائید. آثار آنانرا محو نموده خون آنانرا بریزید و از حقوق عمومى محرومشان کنید (مغنیه، 1343 ، ج1 ، ص139 ) .
    از جملۀ جنایات او قتل زید بن على بن الحسین مى‌باشد که به زهد و شجاعت و غیرت و دیندارى معروف بود. روش هشام درباره جسد زید همان روش یزید و ابن زیاد با ابا عبد اللّه (ع) بود.
    در زمان هشام بن عبد الملک، شاهد حمایت عده زیادى از علویان از جریان قیام زید بن على (ع) هستیم. «ابن طقطقى» مى‌نویسد: «در دیوان و دفتر وى نام پانزده هزار نفر از مردم کوفه ثبت شد و این سواى مردم مداین و بصره و واسط و موصل و خراسان و رى و جرجان و جزیره بود» ( ابن طقطقی، 1360 ج 1، ، ص 178) . حضور مردم شیعه مذهب از خراسان و رى و جرجان و شهرهاى دیگر ایران و عراق در کوفه، مرکز تشیع در آن زمان، مورد توجه است.
    هنگامی که شورش ها بر علیه بنی امیه به تدریج فراهم می شد و حکومت آنان در معرض خطرقرار گرفته بود، هشام به جای بر طرف کردن نابسامانی ها ی موجود و یا اصلاح آن که از طرف حکام مستبد بنی امیه به وجود آمده بود ،خطاهای بنی امیه را توجیه و اعمال زشت آنان را تقویت می کرد .او به فرمانداران خود دستور داده بود نسبت به مخالفان )بخصوص شیعیان( سختگیری بیشتر ی اعمال کنند و آنان را تحت فشار قرار دهند .
    اما هر چقدر ستمگری امویان بیشتر می شد ، نفوذ فرزندان پیامبر و علوییّن افزون می گردید ، به طوری که حتی برخی از حکمرانان و عاملان اموی در خراسان به اتهام حمایت از علویان مورد تعقیب قرار گرفتند.
    در آن زمان سال نهم خلافتش را در اوج رذالت و پستى و در نهایت ‏خشونت و سنگدلى سپرى مى‏کرد. اما در سال 125 ق با به هلاکت رسیدن هشام، دوران خلافت ننگین او که آکنده از ظلم و جور نسبت ‏به آل على علیهم‏السلام، و فساد و تباهى بود به پایان رسید و پس از او زمام امور مسلمین به دست ‏بى‏کفایت مردى دیگر از بنى‏مروان یعنى «ولید بن یزید بن عبد الملک‏» افتاد. وى نه ‌تنها بغض و کینه علویان و شیعیان را به دل داشت بلکه در ناسزاگویى به اهل بیت نیز جانب افراط را پیشه ساخته بود ( ابن شهر آشوب، ج  ٢ ، ص  ٢١٠ - ٢١٧ (  .
    2-3-2ولید بن یزید ( 125-126ق)
    دوران حکومت هفتمین خلیفه ی معاصر با حضرت امام صادق (ع) یعنی ولید بن یزید، فقط یک سال و چند ماه طول کشید. چرا که تاریخ نویسان او را شراب خوار و سگ باز و زنباره نامیدند که آوازه ی فسادش همه جا را پر کرده بود. ولید را بى‌پرواى بنى مروان نامیده‌اند. روزى آیه‌اى را که معنى آن چنین است بخواند: «و فیصل کار خواستند و هر گردنکش ستیزه جو نومید گشت، جهنم در انتظار اوست و آب و چرک و خون بدو بنوشانید» آنگاه قران را بگرفت و هدف تیر کرد و تیر بدان زد (مسعودی، 1374 ،ج 3، ص 345).
    او مردى شجاع و سخى و در عین حال بى‌بند و بار و باده گسار و گرفتار ساز و آواز بود و خودش هم شعر مى‌سرود و در عشقبازى و توصیف شراب، منظومه‌هایى دارد. وی در ایام خلافت کار مملکت را رها کرده و مجالس بزم و عیش و طرب را پى‌درپى بر پا می ساخت. زندگی خود ولید آنچنان با شراب و میگساری آمیخته شده بود که خود را در میان حوض پر از شراب می افکند و به باده نوشی می پرداخت (اصفهانی، ج 1 ، ص52 ) . « غیاث الدین خواند میر در مورد او چنین می گوید : او به سخاوت و لطف طبع و مهارت در نظم اشعار اشتهار داشت اما به ارتکاب منهیات بتخصیص شرب شراب به غایت مشعوف بود و پیوسته بتمهید بساط نشاط و عشرت اشتغال مینمود و در آن باب ، به مرتبه‌اى مبالغه می کرد که طایفه ای از علماء امت او را به کفر و زندقه نسبت کرده‌اند» (خواند میر، 1380، ج 2 ، ص 186 ) .
    از کنیزکى مغنیه که محبوبۀ او بود منقول است که: نوبتى با ولید شراب خوردم و چون مست شدیم باز با من مجامعت کرد در این اثنا مؤذن بانک نماز گفت ولید با من گفت رخت مردانه پوشیده بمسجد رو و این جماعت را امامت کن گفتم اى امیر المؤمنین نیکو تأمل کن که چگونه جُنب و مست مسلمانان را امامت کنم ؟!گفت اگر نروى بقتل تو ملجأ گردم و من بالضروره دستار بر سر بسته و طیلسان بر روى کشیده و بیرون رفته به رسم عرب آن جماعت را امامت کردم (مجدی، 1362 ، جلد 1 ،ص 154 ) .
    او گستاخی رابه حدی رسانید که تصمیم گرفت برای میگساری بر بالای خانه کعبه اتاقکی بسازد و در آنجا به هوسرانی بپردازد و حتی مهندس نیز برای این کار تعیین کرد (یعقوبی 1371 ، ج 2 ، ص 308 ) شراب و زنا و خوشگذرانى و آواز و امثال این هوسرانی ها ولید را از ظلم و ستم علیه شیعیان به طوری که دستور داد بدن زید بن على (ع) را با دارش بسوزانند و خاکسترش را به باد دهند.
    بی بند و باری ، میگساری و رسوایی ولید، وجود او را برای مردم مسلمان غیر قابل تحمل کرد. از این رو ، مردم بر ضد او قیام کردند و به کاخش هجوم بردند و او را در حالی که به باده نوشی مشغول بود و جمعی از خوانندگان و نوازندگان گردش جمع بودند به هلاکت رساندند (ابو الفرج اصفهانی، ج 7 ، ص 71-81) . علت قتل وى آن بود که پیش از خلافت رفتارى بد داشت و از معاصى اجتناب نمیکرد، وقتى بخلافت رسید در شهوت پرستى و بی باکى از گناه افراط کرد و بزرگان خانواده خویش را خشمگین و با آنها بد رفتارى کرد (حسن ابراهیم ،1376، ج1، ص 412) .
    2-3-3یزید بن ولید (126 ق)
    یزید بن ولید بن عبدالملک بن مروان اموی، در سال یکصد و بیست وشش پس از رهبری شورشی که علیه ولید بن یزید، خلیفه ی وقت اموی داشت موفق شد که با همراهی شورشیان بر وی پیروز شود و به خلافت برسد. وی تابع مذهب معتزله و اصول پنجگانه آنان بود . یزید در زمان خلافت ولید در أمان (عمان) پایتخت فعلی اردن زندانی بود و پس از رهایی از زندان نسبت به رفتار و کردار ولید بن یزید، اظهار ناخرسندی می‌کرد و در نزد مردم وی را ناسزا می‌گفت و تکفیرش می‌نمود.
    او مردی اهل ورع بود و پس از استقرار در خلافت اسلامی جلوی بذل و بخشش‌های ناروا را گرفت و حقوق و مواجب بسیاری از وابستگان به دستگاه خلافت را کاهش داد. بدین جهت به “یزید ناقص” معروف گردید. وی پس از رسیدن به خلافت ، منصور بن جمهور بن جمهور را به عنوان والی عراق تعیین کرد . منصور مردی خشن و بدوی بود که از تدبیر سیاسی کافی برای اداره ی مدبرانه ی امور عراق ناتوان بود.
    یزید بن ولید خطبه‌اى در زشتکارى‌هاى خلیفۀ پیش از خود خواند که مطلوب واقع شد . او در خطبه ای که پس از قتل ولید بن یزید ایراد کرد، علت کشتن او را فاسق بودن وی اعلام کرد. یزید پس از شش ماه حکومت فوت کرد ( طبری، ج7، ص262) .
    2-3-4ابراهیم بن ولید (سال 127-126ه ق)
    مطلب مشابه :  پایان نامه امر به معروف و نهی از منکر و امر به معروف

  • ابراهیم بن ولید بن عبد الملک بن مروان که مادرش کنیزى بود بنام “سعار”در همان روزى که یزید بن ولیددرگذشت، بر سر کار آمد و چهار ماه حکومت کرد تا مروان بن محمد بن مروان ازارمنستان براى خلع وى رسید (یعقوبی، 1371ج2 ،ص312 ) .
    این نوشته در آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.