مقاله عدالت اقتصادی و عدالت اجتماعی

دانلود پایان نامه

2ـ عدالت تشریعی.

  • 3ـ عدالت جزایی.
    اما عدالت تکوینی؛ آن است که خداوند متعال هر کسی را به اندازهی آنچه استحقاق دارد، وجود و استعداد و کمالات وجودی عطا کند. و عدالت تشریعی؛ آن است که خداوند متعال در هر زمانی به وسیلهی انبیا و اوصیا آنچه را موجب رشد و کمال انسانهاست به آنها گوشزد میکند و زیر عنوان شریعت، وسایل اعتدال دنیا و آخرت آنها را فراهم میکند. نه آنها را به آنچه مقدورشان نیست مکلف میکند و نه آنچه را مایهی سعادتشان است از آنها دریغ میکند.

  • معنای عدالت جزایی در مورد خداوند متعال نیز، این است که در مقام پاداش بین نیکوکاران و ستمکاران فرق میگذارد، یعنی هرکس را در برابر عملش پاداش میدهد. لازمهی این عدالت، آن است که درجات ثواب وعقاب به اندازهی درجات کار نیک و بد باشد.
    عدالت غیر الهی یا به تعبیر بهتر عدالت در غیر خدا نیز دارای تقسیم های عدالت فردی و عدالت اجتماعی است: عدالت فردی جامع عدالت اخلاقی و فقهی است و عدالت اجتماعی، عبارت است از احترام به حقوق دیگران و رعایت مصالح عمومی و یا عبارت است از شناخت حقوق طبیعی و قراردادی که جامعه برای تمام افراد قائل است. به عقیدهی برخی این عدالت به سه شکل است:
    1ـ عدالت اداری.
    2ـ عدالت اقتصادی.
    3ـ عدالت قضایی.
    مقصود از عدالت اداری آن است که اداره کنندهی جامعه باید کمالات و صفات و ویژگیهای افراد آن جامعه را مورد توجه قرار دهد و با هر کس به گونهای که درخور اوست برخورد کند و هرگز میان کسانی که کرامات و کمالات انسانی شبیه به هم دارند تبعیض قائل نشود. عدالت اقتصادی، رعایت عدالت در بهرهمندی افراد جامعه از امکانات اقتصادی و فرصتهای برابر در برخورداری از بیت المال و یا منابع طبیعی است.در تعریف عدالت قضایی هم آمده است: عدالت قضایی، رعایت عدالت در قضاوت است. تساوی نگاه قاضی نسبت به طرفین دعوا، رعایت ضوابط طرح دعوا و دفاع، بذل تمام جهد در کشف حقیقت از سوی قاضی، صدور حکم بر اساس موازین و معیارهای عدالت قضایی است.
    تقسیمات دیگری نیز در باب عدالت وجود دارد که به اختصار به آنها اشاره میکنیم:
    ـ عدالت عقلی؛ عدالتی را گویند که عقل انسانی به آن حکم میکند.
    ـ عدالت عقلایی؛ عدالتی است که بر اساس حکم عقلای جامعه باشد که به آن عدالت عرفی نیز میگویند.
    توضیح: اگر حکم به عدالت از سوی عقل و یا عقلا، معلّق به نظر و تأیید شارع گردید، عدالت تعلیقی و گرنه عدالت تنجیزی است.
    ـ عدالت شرعی؛ عدالتی است که بر اساس حکم شارع باشد، یعنی شارع صرف نظر از عرف عقلا خود رأساً مبادرت به حکم بر عادلانه بودن موردی بکند، ولو آنکه از نظر عقل و عقلا آن مورد ظلم باشد.
    ـ عدالت توافقی؛ اگر معیار کار عادلانه، توافق یک جمع، مثل مردم یک جامعه و یا نخبگان باشد، آن عدالت را عدالت توافقی مینامند.
    ـ عدالت طبیعی یا فلسفی؛ اگر معیار عادلانه بودن کاری مطابقت آن با طبیعت انسانها و یا مطابقت با نفس الأمری است که در ورای حکم به عدالت باشد، به آن عدالت فلسفی، طبیعی و نفس الأمری میگویند.
    ـ عدالت تضمینی؛ به این معنا که شارع خود در ضمن احکام و دستوراتش عدالت را تضمین کرده است و به عهدهی مردم واگذار نکرده است.
    ـ عدالت اکتشافی؛ اگر تمامی مصادیق عدالت در ضمن احکام شرعی تضمین شده باشد، وظیفهی انسان کشف آن خواهد بود. بنابراین رأی انسان در مصادیق عدالت هیچگونه اعتباری در تکوین و شکلگیری آن ندارد.
    عدالتی که انسان در ضمن احکام شرعی به دست میآورد، آن را عدالت اکتشافی مینامند.
    ـ عدالت زمانه؛ یعنی عدالتی که منطبق با برداشت عمومی مردم یک عصر است. این اصطلاح بر اساس مبنایی است که مصادیق عدالت را در زمانهای مختلف، متفاوت میبیند.
    ـ عدالت واقعی؛ به عدالت نفس الأمری گفته میشود؛ یعنی واقعاً عدالت است چه بشر آن را بشناسد چه نشناسد، واقعیت تغییر نمیکند.
    گفتار دوم:اصول ومبانی عدالت

    مطلب مشابه :  دانشگاه شهید بهشتی و نظام های حقوقی

    ـ ملاک و مرجع تشخیص عدالت در فقه
    ـ نظریهی عدالت عرفی مطلق
    ـ نظریهی عدالت شرعی مقید

    این نوشته در آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.