مقاله عبدالله بن زبیر و حکومت اسلامی

دانلود پایان نامه
  • درباره سقوط دولت اموی و علل آن مطالب مختلفی گفته شده است. دورۀ ضعف امویان بعد از هشام شروع شد . سقوط این حکومت در طول دوره ی زمانی نسبتا طولانی اتفاق افتاده است که در اینجا به مهمترین این عوامل اشاره میگردد:
    2-5-1سوء استفاده از بیت المال مسلمین
    بیت‏المال که به تمام مسلمین تعلق دارد، باید در راه منافع خود آن‏ها به کار برده شود و در راه‏هایی به مصرف برسد که رضایت خدا در آن است. ولید بن عبد الملک مسجد جامع دمشق را که به جامع اموى شهرت یافت، بنا کرد، و چهار صد صندوق طلا خرج آن نمود. آورده‌اند که در هر صندوق چهارده هزار دینار، و یا به گفته‌اى دیگر بیست و هشت هزار دینار، قرار داشت. مردم وى را از این اسراف نکوهش کردند، و او که از بیت المال مسلمانان مى‌بخشید، گفت: تمامى اینها از دارایى شخصى من است ( حیدر، 1369،جلد 1 ،ص 153 )

  • این مطلب نشان می دهد که ولید اموال مسلمین را ملک شخصی خود می‏دانست و آن‏گونه که می‏خواست، از آن بهره‏برداری می‏کرد.
    2-5-2انجام کارهای خلاف شرع و دین
    گرایش به تجمل گرایی و بنای کاخهای زیبا به سبک امپراتوری رم در این دوره رواج یافت. منصور دومین خلیفه ی عباسی یکی از دلایل سقوط امویان را مال دوستی عنوان نمود به ویژه جواهر، میگساری، زن بارگی و خریداری کنیزکان آوازه خوان متداول شد تا آنجا که گفتار روزانه برخی خلفای اموی فقط درباره زن و خوراک و شراب بود .
    آنان چنان به باده پیمایی و هوسرانی و عیاشی و خوشگذرانی مشغول بودند و در این لذات و شهوات غرق شده بودند که توجهی به امور مملکت نداشتند و تنها فکرشان این بود که از چه راهی وسایل عیش و نوش خود را فراهم سازند. این امر موجب شد تا به تدریج پایه های حکومت آنان متزلزل گردد .
    امویان عیاشى را از روم شرقى فرا گرفته بودند و این عادت آنها را از توجه به امور کشور بازداشت. یزید بن معاویه به عیاشى معروف بود، یزید بن عبد الملک نیز از او بهتر نبود (حسن ابراهیم ،1376،ج1، ،ص 430). به طور کلی برخی از خلفای اموی مانند یزید بن معاویه، عبدالملک بن مروان، یزید بن عبدالملک و ولید بن یزید علاقه‏ی زیادی به مسکرات داشتند. ولید بن یزید درباره‏ی شراب غزل‏های عالی سروده و به قدری در تعریف توصیف مسکرات افراط کرده است که پس از وی شاعران الفاظ و معانی شعرهای او را دزدیده در اشعار خود آوردند(علیدوست خراسانی، 1378 ، ص 113 ).
    2-5-3نهضت های سیاسی و دینی در دوران اموی
    یکى از گروههاى مخالف بنى امیه گروه پرهیزکاران مسلمان بودند که با شیعه و خوارج ارتباط نداشتند، فقیهان و قاریان قرآن و یاران پیغمبر و اعقاب آنها جزو این گروه بودند که حکومت اموى را دشمن داشتند و بسیارى از آنها بر ضد امویان شورش کردند. خوارج نیز دشمنان خطرناک بنى امیه بودند، امویان همت خود را براى فرو نشاندن شورش‌هاى خوارج مصروف داشتند و نیروى آنها در این راه بمصرف رسید و از انجام امور دولت باز ماندند و دولتشان منقرض شد. شیعیان نیز با تسلط و نفوذ امویان مخالف بودند، زیرا عقیده داشتند که خلافت حق على و اولاد اوست. عقیده مهدى منتظر که از طرف شیعیان میان مسلمانان شیوع یافت در انقراض دولت اموى تاثیر بسیار داشت. (حسن ابراهیم ،1376،ج1، ،ص 432)
    2-5-4سیاست تبعیض نژادی بنی امیه
    امویان از چند چیز حمایت و با چند چیز مبارزه می کردند. از جمله چیزهایی که حمایت می کردند دامن زدن به آتش تعصب های نژادی بود.
    جرجی زیدان در این باره می گوید: “در نظر بنی امیه مردم سه دسته می شدند: اول فرمانروایان که خود عرب ها بودند، دوم موالی یعنی بندگان (مسلمانان آزاد شده) آنان، سوم ذمّی ها، چنانکه معاویه راجع به مردم مصر می گوید: “اهل آن کشور سه دسته ناس، شبیه ناس، نسناس و یا لاناس (جانور) می باشند.” طبقه اول عرب ها و دوم موالی و سوم ذمیان یعنی قبطیان هستند.” در جلد چهارم، جرجی زیدان فصلی دارد در سیاست دولت در عصر اموی. وی راجع به اینکه اموی ها به اهل ذمه سخت می گرفتند برای پول و اگر پول می داد او را خیلی گرامی می داشتند ارجاع می کند (زیدان، 1372 ، ج 1 ،ص 744 ) .
    2-5-5رژیم استبدادی موروثی
    نظام حکومت اسلامی از زمان معاویه به بعد، به رژیم استبدادی موروثی فردی مبدل گشت. موروثی کردن خلافت به این معناست که تعیین جانشین، توسط سلطان پیشین صورت می‌گیرد. و علاوه بر این یکی از فرزندان یا اعضای خاندان پادشاه به عنوان جانشین تعیین می‌شوند .
    نخستین کسى که این روش را پدید آورد مروان بن حکم بود که دو پسر خود عبد الملک و عبد العزیز را ولیعهد کرد که نخست عبد الملک خلیفه شود و پس از وى عبد العزیز، یعنى به قرار انجمن جابیه که می باید پس از وى خالد بن یزید و عمرو بن سعید ابن عاص یکى از پس دیگرى خلیفه شوند اعتنا نکرد، از اینرو وقتى عبد الملک بخلافت رسید عمرو بن سعید بر ضد او قیام کرد و عبد الملک او را از میان برداشت (حسن ابراهیم، 1376 ، ج1 ، ص 423 ) .
    امویان حکومت را تنها از آن خود میدانستند و بر این باور بودند که چون مال و ثروتی که از انسان باقی می ماند به ورثه و بستگان وی تعلق دارد، حکومت نیز باید به یکی از دودمان اموی به ارث برسد. آنها معتقد بودند تنها عاملی که میتواند حکومت را برایشان تثبیت کند انتساب داشتن به سلسله ی اموی است.
    2-5-6اهانت به حرمین شریفین
    با اینکه خانه‏ی کعبه این قدر احترام دارد و نباید حریم حرمت آن شکسته شود اما عبدالملک بن مروان خلیفه‏ی اموی آن قدر خودرأی و خودکامه بود که برای پیشرفت کار خود به هر نوع وسیله‏ای متوسل می‏گشت گرچه با احکام قرآن و سنت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم مغایر باشد. وی علاوه بر جنایات دیگری که انجام داد، حرمت خانه‏ی کعبه را در هم شکست و تمام آیات و روایاتی را که در این باره رسیده است نادیده گرفت و به حجاج بن یوسف دستور داد در میان مسجد کعبه سر عبدالله زبیر را ببرد، با اینکه کعبه و اطراف آن به موجب قوانین اسلام محل امن است و کشتار در آن حرام می‏باشد( علیدوست خراسانی، 1386 ، ص 104 ) .
    2-5-7اختلاف های داخلی و نژادی در میان امویان
    در اواخر سال های زمامداری امویان ، اختلافی شدید بین یمانیان (قحطانیان) و مضریان (عدنانیان) به وجود آمد . یمانیان از طرفداران و حامیان حکومت مروان بن حکم بودند و مضریان به رهبری ضحاک بن قیس از حکومت عبدالله بن زبیر ،حمایت می نمودند .
    هشام نسبت به قبایل رقیب روش ثابت نداشت زیرا از آن پس که بسوى یمانیان متمایل شد و نفوذ آنها از مضریان فزونى گرفت از آنها روى بگردانید و به مضریان پیوست و ولایت دارانى از آنها انتخاب کرد یوسف بن عمرو بن ثقفى را به فرمانروائى عراق و نصر بن سیار را به فرمانروائى خراسان گماشت. براى اندلس نیز فرمانروائى از مضریان فرستاد و خالد بن عبد الله قسرى پیشواى یمنیان را به آزار و شکنجه سپرد. قتل خالد بن عبد الله که در روزگار ولید بن یزید انجام گرفت سقوط دولت اموى را سریعتر کرد(حسن ابراهیم، 1376 ، ج1 ، ص 427 ).
    این نوشته در آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.