مقاله سعادت و کمال و ساختار وجودی

دانلود پایان نامه

1ـ1ـ8. موضوع و قلمرو عدالت:

  • بیگمان اصل مترقی عدالت، از حیاتیترین اصول و قواعد اسلامی، بلکه بشری است؛ که برتمامی معارف دینی؛ اعم از اصول اعتقادی و مقولات اخلاقی سایه افکنده است. بنابراین شناخت موضوع و گستردهی عدالت برای رسیدن به نتیجهی مطلوب امری ضروری است.
    شهید صدر در باب موضوع عدالت به چهار مؤلفهی عمده اشاره میکند و هر یک را توضیح میدهد:
    1ـ انسان به عنوان موضوع عدالت؛
    در نگرش غیرمادی و توحیدی، دنیا صراط انسان است، صراطی که یک سرش را فساد، آلودگی و ناهماهنگی در شخصیت و جهتگیریهای غلط تشکیل میدهد و سر دیگرش را سعادت و خوشی و عاقبت بخیری. براین اساس، انسان نیازمند حرکت در مسیر فعلیّت یافتن، نیاز به طریفه و روش مستقیم و معقول دارد. از نظر شهید صدر، عدالت با فطرت انسان عجین گشته است؛ یعنی عدالت راه راست مبتنی بر ساختار وجودی انسان است و از بعد فقهی، عدالت را راه مستقیم و معتدل میبیند که انسان آن را میپیماید تا برای او به ملکه تبدیل گردد.
    2ـ جهان هستی به عنوان موضوع عدالت؛
    از نظر شهید صدر، جهان هستی در خلقت، در تحقیق و کمال یافتن، در تبدیل شدن از حالت بالقوه به بالفعل و از استعداد به کنش در ابعاد فردی و اجتماعی موضوع عدالت است. هستها در خلقت از نوعی تعادل و توازن برخوردارند و وجود نظم در جهان هستی نشان این است که انسانی که خود موضوع عدالت است، پیرامون و اطرافش نیز موضوع عدالت اند و در رابطهی انسان با انسان و انسان با هستی، نوعی تعادل برقرار است.
    3ـ جامعه به عنوان موضوع عدالت؛
    مهمترین موضوعات عدالت، اجتماعات و نهادهای بشری است، چراکه انسانیّت انسانها در درون جمع و
    اجتماع تحقّق مییابد. عدالت در جامعه، زمینه ساز ساخته شدن انسانها و ایجاد عدالت در نفوس آنها میگردد، همانگونه که عدالت در نفس آدمیان نیز به تحقّق عدالت در جامعه کمک میکند. مهمترین رکن هر اجتماع و محور حرکت و تحول هر جامعهای عدالت است.از نظر شهید صدر، عدالت معطوف به گذشتن از منافع فردی و توجه به مصلحت عمومی است.
    4ـ دین و شریعت به عنوان موضوع عدالت؛
    از دیدگاه شهید صدر، قانون مورد نیاز بشر، عقلی یا شرعی باید بر اساس عدل و داد باشد، به طور کلی هرچه مسیر انسان را در زندگی در جهت سعادت و کمال تعیین میکند و به کار انسان در این مسیر میآید، اعم از مکتب، قانون و نظام سیاسی، اجتماعی و شرایع، باید بر اصل مهم و اولیهی عدالت بنا شوند. عدل الهی از نظر شهید صدر، به مثابهی الگوی تحول جامعه به سوی جامعهی عادلانه است، پس یکی از مهمترین موضوعات عدالت، قانون، فقه، تشریع و مهمتر از همه، مکتب، دین و نظام است.
    همچنین در باب گستره و قلمروی عدالت، شهید مطهری براین باور است که مقولهی عدالت، همانند خون است که در تمامی اجزا و پیکرهی اسلام جریان دارد. ایشان معتقد است که اصل عدالت بر هریک از آموزههای دینی، از جمله در تشریع احکام فقهی و شیوهی استنباط آنها اثر مستقیم دارد. استاد شهید دراینباره میفرماید:
    «عدل در قرآن، آنجا که به توحید یا معاد مربوط میشود، به نگرش انسان به هستی و آفرینش شکل خاص میدهد و به عبارت دیگر: نوعی جهان بینی است؛ آنجا که به نبوّت و تشریع و قانون مربوط میشود، یک مقیاس و معیار قانون شناسی است و به عبارت دیگر، جای پایی است برای عقل که در ردیف کتاب و سنّت قرار میگیرد و جزو منابع فقه و استنباط به شمار میآید. آنجا که به امانت و رهبری مربوط میشود یک شایستگی است. آنجا که پای اخلاق به میان میآید آرمانی انسانی است و آنجا که به اجتماع کشیده میشود یک مسئولیت است.»
    به نظر استاد مطهری نهتنها تمامی معارف و آموزههای دینی، متأثر از عدل است، بلکه معیار شناخت صحیح جهان، قوانین و حاکمان و راه صحیح اجرای مسئولیت نیز رعایت عدالت است. ایشان میفرماید:
    «اصل عدالت، مسألهای که در قرآن تا این پایه بهآن اهمیّت داده شده که هم جهان بینی است و هم معیار شناخت قانون و هم ملاک شایستگی زعامت و رهبری و هم آرمانی انسانی و هم مسئولیتی اجتماعی مسلمین.»
    مطلب مشابه :  دانلود پایان نامه درباره فعالیت های اجتماعی و موقعیت شخصی

  • ایشان در مقام تبیین جایگاه و قلمرو عدالت در رابطه با معارف اسلام، به ویژه اعتقادات، یکی از برتریهای کلام شیعی را توجه به این مقوله دانسته و ریشهی بیشتر امتیازات فکری شیعه را نیز همین امر دانسته است.
    1ـ1ـ9. اقسام عدالت
    عدالت همچون بسیاری از مفاهیم دیگر دارای تقسیماتی است. این تقسیمها برخواسته از نگاههای گوناگون به مفهوم عدالت و یا مصادیق آن است.
    به عنوان نمونه بنابر یک تفسیر مفهوم عدالت در چهار عرصه قابل تبیین است:
    1ـ عدالت در تکوین و نظام خلقت.
    2ـ عدالت در تشریع و نظام قانونگذاری
    3ـ عدالت در تدبیر و نظام اجرایی.
    4ـ عدالت در منش و روش زندگی فردی و معاشرتی.
    تقسیمهای مذکور به گونهای دیگر هم مطرح شده است؛ یعنی عدالت به اعتباری به عدالت الهی و غیرالهی تقسیم میشود و عدالت الهی نیز سه قسم است:
    1ـ عدالت تکوینی.
    این نوشته در آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.