مقاله سازمان ملل متحد و نظریه پردازی

دانلود پایان نامه
  • داستانهای اسلامی معاصر از نظر کیلانی موضوعات مهمی همچون مشکلات ملل اسلامی در مواجه با ظلم و استبداد، هجوم وحشیانهی کمونیسم و صهیونیسم و استعمار بر جریان اسلام خواهی، اوضاع زن در این جوامع فساد زده، مفاخر تاریخی مرتبط با پیشرفت تمدن اسلام، مبارزه با نا امیدی، کاستیهای فرهنگ و اندیشهی بیگانه و… را در بر می گیرد (المجتمع، 1986م).
    البته رویکرد اسلامی تنها در رمانهای اوخلاصه نمی‌شود بلکه تمام آثارش را شامل میشود. برای نمونه در کتابهای(تحت رایه الإسلام) و(حول الدین و الدوله) پیرامون مسائل کنونی جهان اسلام بحث می‌کند. همچنین او با نوشتن کتاب(الإسلامیه و المذاهب الأدبیه) سعی در تئوریزه کردن ادبیات اسلامی دارد و«نوشتن این کتاب در این زمینه تلاشی پیشتازانه به شمار میآید. او از اولین منادیان ادبیات اسلامی بود و بر این باور بود که لازم است مسلمانان ادبیات خاص خود را داشته باشند که این ادبیات از دیدگاه های فکری و اعتقادی اسلام سرچشمه بگیرد و با سیر در جهت ارزشهای الهی به سمت برپایی جامعهای اسلامی و والا حرکت نماید، جامعهای که زمامدار سازندگی جهان و مبارزه با ظلم و فساد باشد» (العرینی، 1989م 16).
    کیلانی زمانی که متوجه این نکته شد که مارکسیستها و وابستگان به غرب و یهودیان و مبشران مسیحی ادبیات را در راستای ترویج افکار منحرف خود به عنوان ابزاری بسیار موثر به کار میگیرند به این نتیجه رسید که باید از ادبیات و به ویژه داستان در راستای خدمت به دعوت اسلامی استفاده نماید. او میگوید زمانی که در دانشکده پزشکی درس میخواند میدید که دانشجویانی که افکار مارکسیستی دارند کتابهایی را میان خود رد و بدل مینمایند و او گاه موفق میشد برخی از آنها را مطالعه کند که از مهترین آن کتابها رمان«مادر» نوشتهی ماکسیم گورکی و«کلبهی عمو تام» بودند. او بعد از خواندن این رمانها متوجه شد که چگونه یک نویسنده با توانایی ادبی خود و با بهره گیری از فن داستان نویسی، دیگران را به مذهب و مکتب خود فرا می خواند و تا چه اندازه این هنر مؤثر است. او در همان زمان است که از خودی میپرسید چرا ما مسلمانان در عرصه ی دعوت و تبلیغ خود را از این ابزار مؤثر محروم سازیم و چرا متصدیان امور تربیت و توجیه جهت برآمدن یک ادبیات جدید که نمایانگر اسلام و قضایای مسلمانان باشد، برنامه ریزی نکنند؟(الکیلانی، 1985م 33).
    او ادبیات اسلامی را اینگونه تعریف می‌کند«ادبیات اسلامی در نظر من، نگاه به جهان، انسان و زندگی – با تمام قضایا و مسائلی که در آن هست- از منظر جهان بینی اسلامی میباشد»(فریج،1971م).
    در نظر کیلانی ادبیات اسلامی زادهی امروز نیست بلکه از بامداد اسلام وجود داشته است و به بهترین شیوه منعکس کنندهی اوضاع مسلمانان، آرزوها، دردو رنجها، آرمانها و خواستههایشان بوده و در حل مشکلات مسلمانان نیز نقش عمدهای داشته است. یکی دیگر از کارکردهای ادبیات اسلامی تعالی بخشیدن به اخلاق و روان مسلمانان بوده است. بی گمان این ادبیات در حرکت تاریخی مسلمین از ضعف و تفرقه به سوی رهبری جهان بیتاثیر نبوده است(السید، 1416هـ).
    از دیدگاه او میدان تعهد برای هنرمند مسلمان بسیار گسترده است و میتوان تمام موضوعات مربوط به انسان را در آن گنجاند و با رویکردی اسلامی به آن موضوعات پرداخت. به اعتقاد کیلانی زمانی که هنرمند مسلمان در یک اثر به مشکل فقر میپردازد، یا پیرامون یک بحران روانی، حادثهای عاطفی و یا یک نابسامانی فکری می‌نویسد، با این کارش از دایرهی التزام به اعتقادات خود خارج نشده است، چرا که در حقیقت او از دیدگاه اسلامی خود به آن موضوع پرداخته است. در نظر او هدف هنر به عنوان یکی از زمینههای فعالیت انسان، به سعادت رساندن انسان، همدردی با او و بهبود اوضاع جامعهی انسانی است، بنابراین هیچ تضادی میان دین و هنر وجود ندارد(فریج،1971م).
    نجیب کیلانی به ادبیات اسلامی به مثابهی یکی از مهمترین پایه های تشکیل جامعهای اسلامی مینگرد که درآن انسان میتواند به بالاترین حد آرامش و سعادت برسد، از دیدگاه او«وظیفه ی ادیب مسلمان این است که در ساختن جامعهی اسلامی نقش داشته و راه را برای آن هموار سازد. ادبیات تنها بازتاب جامعه نیست بلکه دعوتی است به سوی جامعهای بهتر و والاتر. ادیب متعهد هیچگاه منتظر نمیماند جامعهای اسلامی شکل گرفته و بعد در موردش بنویسد بلکه او باید یکی از بانیان آن جامعه بوده و دیدگاههای صحیح را در آن شکل دهد»(همان).
    همچنین کیلانی به عنوان یک پزشک و ادیب ملتزم اقدام به تالیف کتابهایی در زمینهی طب اسلامی نموده است. دو کتاب(فی رحاب الطب النبوی) و (الصوم و الصحه) دو اثر با ارزش در این عرصه هستند که در آنها با اسلوب علمی به بیان این مطلب پرداخته که ارشاداتی که پیامبر- صلی الله علیه و سلم- در زمنیهی سلامتی جسمی و روانی انسان ارائه فرموده، حقایقی علمی هستند و اگر در پارهای موارد هم علم پزشکی روز آن را اثبات نکرده است، صحت آن در آینده به اثبات خواهد رسید(العرینی، 1989م 16).
    نجیب کیلانی در اشعار خود نیز از عظمت اسلام سخن میراند و ندای تمسک به آن را سر میدهد و راه نجات از فساد و تباهی را دربازگشت به اسلام میداند. در دیوانهای شعری او به ویژه دیوان(أغانی الغرباء) شاعری با روحیهای اسلامی و اراده و جدیت یک مسلمان را ملاحظه میکنیم(العرینی، 1989م 17) شعر او صدای گویای اسلام و آینهی مشکلات مسلمانان است.نجیب الکیلانی در شعری در مورد فلسطین چنین می‌گوید
    قف دامعَ العین و انعِ هیئهَ الأمــمِ فی أُفق باریسَ مهد الرقص و النغمِ
    واندُب حظوظ دویلات قد اغتُصِبت و أصبــحت مرتعـا للـذلّ و الألـم
    و أرغمـوها بأن تبقـی مکـبّلـه رّبی لأَنت القـویُ الحـقُ فانتـقـم
    وکان برهانهم فی القـول مـدفعهم و نِعم برهانهم یا قوم من حکــم!
    مطلب مشابه :  مقاله استقلال مالی و نابرابری اقتصادی

  • مالت مکائـــده بالشرق أجمعُه لنَومه، و لقهـر السیف و القلم(الکیلانی، 1985م18)
    ترجمه«در افق پاریس –مهد بی بندوباری- با چشمی گریان به سوگ سازمان ملل متحد بنشین.
    و نیز در عزای دولتهای کوچکی که استعمار شده و به اجبار جام رنج و پستی را سرکشیدهاند.
    استعمارگران، این دولتها را به بند کشیدهاند، خداوندا تو توانا و حق هستی پس از آنان انتقام بگیر.
    تنها دلیل آنان در این کار توپخانههایشان بوده است؛ هان! ای مردم چه دلیل بجایی!
    شرق به خواب فرورفته و شمشیر و قلم به بند کشیده شده است، به همین خاطر است که توطئههای استعمارگران سراسر شرق را در برگرفته است».
    البته باید به این نکتهی مهم نیز اشاره کرد که رویکرد اسلامی کیلانی به این معنی نیست که آثارش کاملا با اسلام و ضوابط شریعت منطبق است، همین قضیه نقدهای فراوانی را متوجه او ساخته است(همان50). از بارزترین این موارد میتوان به توصیفاتی اشاره کرد که کیلانی از روابط میان شخصیتهای زن و مرد در برخی رمانها ارائه میدهد(بریغش، 2000م 148) همچنین آوردن برخی شعارها، اصطلاحات و الفاظ در رمانها که خارج از دایرهی التزام شرعی محسوب میگردند و موارد دیگری از این دست را میتوان برشمرد. کیلانی خود در کتاب«رحلتی مع الأدب الإسلامی» از این انتقادات سخن رانده و مواردی از آن را نیز توجیه کرده است(الکیلانی، 1985م18) اما واقعیت این است که رویکرد اسلامی که یکی از ویژگیهای بارز آثار اوست، در تمامی آثار داستانیش دریک سطح نبوده بلکه از یک رمان به رمان دیگر فرق می‌کند. برای نمونه این رویکرد در مجموعهی«رمانهای اسلامی معاصر» قوی و در تعدادی دیگر از داستانهایش مانند«الربیع العاصف» ضعیفتر و در رمان«لیل الخطایا» به صفر میرسد(العرینی، 1989م 97).
    به هر حال کیلانی تا آخرین لحظات زندگی چه در رمانها و چه در مقالات و سایر کتابهایش،پیوسته در راستای خدمت به اسلام حرکت نمود و تاثیر زیادی بر ادبیات اسلامی در عصر حاضر برجای گذاشت. نگاهی به آثارش این حقیقت را بیشتر متجلی میسازد.
    2-1-3 آثار نجیب کیلانی
    با نگاه به زندگی نجیب کیلانی می بینیم که وی در واقع یک نویسندهی پرکار، ادیبی ملتزم، نظریه پردازی در عرصهی ادبیات اسلامی و نقد ادبی است. او بیش از 95 کتاب از خود برجای گذاشته است و مقالات متنوعی به ویژه در زمینهی ادبیات اسلامی در روزنامهها به چاپ رسانده است. در این پایان نامه به مهمترین آثار وی اشاره خواهیم کرد
    الف)- رمانها که تعدادشان به 38 رمان با موضوعات مختلف تاریخی، اجتماعی، سیاسی و….. میرسد. از آن جمله میتوان به رمانهای زیر اشاره کرد
    «عذراء جاکرتا »، «الطریق الطویل»،«فی الظلام »، «قاتل حمزه »، «رجال و ذئاب »، «حکایه جاد الله »، «مواکب الأحرار»، «عمر یظهر فی القدس »، «لیالی ترکستان »، «عمالقه الشمال»، «الظل الأسود »، «دم لفطیر صهیون »، «أرض الأنبیاء »، «النداء الخالد »، «أرض الأشواق »، «ملحمه الحب و السلام »، «الربیع العاصف »، «حمامه سلام »، «نور الله»، «اعترافات عبد المتجلی»، «الرجل الذی آمن»، « الکأس الفارغه» و…
    این نوشته در آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.