مقاله در فقه اسلامی و مذاهب اسلامی

دانلود پایان نامه
  • ـ پیشینه وسابقهی تحقیق
    ـ فرضیهی تحقیق
    ـ روش تحقیق
    ـ اهداف تحقیق
    ـ ساختار و سازمان دهی تحقیق
    کلیات تحقیق
    1. طرح مسأله ( بیان موضوع)

  • از آن جایی که فقها گاه از دیدگاه فردی به فقه نگریستهاند وگاه نقش دوگانهای را برای آن ترسیم کردهاند که علاوه برفردیت، منبع و مرجعی در تعیین قواعد و برنامه زندگی آدمی در قلمرو اجتماع نیز میباشد، بدیهی است کارکرد اجتهاد و شیوهی استنباط احکام بر اساس این دو نوع تفکر دچار تغییرات اساسی خواهد شد. از مباحث لازم وتاثیرگذار در این زمینه که معرکهی آرا در مذاهب اسلامی نیز میباشد، مسألهی عدالت است.
    بحث عدالت از زوایای مختلفی در علوم اسلامی قابل بررسی است، عدالت درآفرینش، تشریع وجزا در علم کلام بحث میشود، عدالت در صفات نفس در علم اخلاق جستجو میشود. اصول فقه عدل وظلم را به مثابهی مصداقی از یکی ازمبانی خود مطرح کرده است، در فقه، عدالت فرد ـ که در مقابل آن فسق قرار دارد نه ظلم ـ در امام جماعت، قاضی، مفتی، وصی شرط شده است. در درایه نیز عدالت راوی بنابر برخی مبانی از شروط صحت حدیث شمرده میشود.
    اما آیا عدالت وظلم در فرآیند اجتهاد نیز به کار گرفته میشود؟ به گونه ای که فقیه با شناخت مصادیق عدل وظلم حکم شرعی را کشف کند. این سؤال عدالت را در معرض طرح آن در قالب یک قاعدهی فقهی قرار میدهد. البته در بررسی این قاعده باید گفت تنها، تلقی رایج از واژهی قاعده ـ همچون سایر قواعد ـ ملاک ومنظور نیست بلکه تلقی از قاعدهی عدالت امری فراتر از سایر قواعد است. به عبارتی رساتر، عدالت، میزان ومعیاری برای استنباط احکام است؛ یعنی هم به واسطهی آن میتوان استنباط حکم کرد وهم میتوان این قاعده را به منزلهی میزانی برای مجتهد دانست که برمدار ومحور آن استنباط و استخراج حکم را محک بزند.
    همچنین باید گفت: این سخن به این معناست که عدالت در متن قرآن و سنت است و در معنایِ ملاک وضابطهی ارزیابی احکام اسلامی، جزیی از مسیر و فرآیند افتاء است، که فقیه با استناد به آن در متن آیات وروایات، آن را منبع استنباط خود قرار داده و یا درستی استنباط خود را محک میزند و این گونه معنای قاعده بودن عدالت را تحکیم می بخشد.
    2. ضرورت و اهمیت تحقیق
    در سخن از اهمیت جایگاه عدالت در مذاهب اسلامی همین بس که جمعی بر این باور هستند که عدالت را میتوان به عنوان یک اصل یا قاعدهای شاخص ومعیاری در همهی حوزه های دین و به ویژه در حوزهی فقاهت و استنباط احکام شریعت مطرح نمود. قواعد فقهیی که بیانگر شاخص برای احکام شرعی است.
    چنان چه شهید مطهری(رحمهالله) نیز در تبیین قاعده بودن عدالت گفته است:
    “اصل عدالت از مقیاس های اسلام است که باید دید چه چیزی برآن منطبق میشود، عدالت در سلسلهی علل احکام است نه در سلسله معلولات؛ نه این است که آن چه دین گفت عدل است، بلکه آن چه عدل است دین میگوید.” از دیدگاه شهید مطهری عدالت، قاعدهای است که مورد غفلت واقع شده است.
    اگرچه منابع استنباط در فقه اسلامی محدود به کتاب وسنت واجماع وعقل است؛ اما قواعد و اصول استنباط و فقاهت میتواند بسیار باشد. منابع؛ جایگاه جوشش فقه است و قواعد، اصول مسلم استخراج شده از آن منابع میباشد که در هماهنگ سازی محتوای منابع، پاسخگویی به فروع، پرکردن منطقه الفراغ ومانند آن مؤثر است. به عبارت دیگر قواعد، به سان ترازویی است که فقیه در مقام استنباط باید تلاش فکری خویش را با آن هماهنگ کند.
    در این تحقیق سعی برآن است تا با بیان وتطبیق مصادیق فقهی که بر مبنای عدالت و نفی ظلم در مذاهب اسلامی آمده است، نشان دهیم که قاعدهی عدالت میتواند در جایی که با سکوت یا اجمال یا نقض وتعارض ادله مواجه هستیم و از قواعد دیگری چون “لاضرر”و یا” لاحرج” کاری ساخته نیست، وسیلهی استنباط و استخراج احکام گردد، زیرا بنیان دین وشریعت بر عدالت استوار است.
    به تعبیر دقیقتر در تدوین این اثر در پی آن هستیم که با توجه به سیر احکام در مذاهب اسلامی و بیان مصادیق عدل در احکام اسلامی، نشان دهیم عدالت، یک موضوع مستقل فقهی نیست بلکه به مثابهی قاعدهای است که بر موضوعات مختلف سایه افکنده است. اهمیت بررسی این مسأله در زمان حاضر، که مکاتب بشری احکامی مانند حقوق زنان، اقلیت های مذهبی وحقوق بشر را به چالش کشیدهاند دو چندان شده است.
    گرچه استقراء در میان فتاوای فقهای نامدار وبررسی کتابهای فقه استدلالی نشان میدهد که فقیهان بسیاری از علمای شیعه و اهل سنت در عرصه های مختلفی به قاعدهی عدالت، ذیل عناوینی چون انصاف، عدل، قبح ظلم، عدل وانصاف، عقل، مقاصد الشریعه ، دفع ضرر وامثال ونظائر این ها استناد کردهاند وهرچند استقرا، ناقص انجام گرفته است، اما همین مقدار از فحص وجستجو نشان میدهد به مرور زمان و در میدان های نیاز وضرورت ، توجه دانشمندان خصوصاً فقهای امامیه به سوی عدل و قاعدهی عدالت جلب شده است.
    3. پرسش های تحقیق
    پرسش اصلی: آیا عدالت را میتوان یک قاعدهی فقهی برای شناخت حکم شرعی در مذاهب اسلامی به شمار آورد؟
    پرسش های فرعی: معنا ومفاد، اصول ومبانی عدالت به عنوان قاعدهی فقهی چیست؟
    ادلهی دال بر اعتبار این قاعده کدام است؟
    رابطهی قاعدهی عدالت با احکام اولیه و دیگر قواعد فقهی چگونه است؟
    در فقه مذاهب اسلامی در چه مواردی به عدالت استناد شده است؟ آیا این قاعده در تمام ابواب فقهی جریان دارد؟
    4. پیشینه و سابقهی تحقیق
    این نوشته در آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.