مقاله درمورد ویژگی های شخصیت و عقلای مجانین

دانلود پایان نامه
  • یکی از این عقلای مجانین که از شخصیت های برجسته مثنویهای عطار است بهلول عاقل است که می توان در مورد زندگی نامه او به طور مختصر چنین گفت:

  • وهب بن عمرو معرف به بهلول در شهر بغداد دیده به جهان گشود، شیعه بود و در زمان او امام صادق (ع) در شهر مدینه حضور داشت. وی از زمره ی متقیان و از شاگردان برگزیده‌ی امام صادق (ع) بود. وی در فنون حکمت، معارف و آداب اسلامی فردی کامل بود و از جمله متقیان شهر به حساب می آمد.
    بهلول: درقاموس های کهن عربی به معنی انسان با حیا؛ بخشنده و خندان وجامع همه ی نیکی هاست. دردیگر فرهنگ ها به معنی پیشوای قوم که سردار باشد و مهتر نیکو روی یا خوش خوی آمده است .درفرهنگ تاجیک بهلول به فتح درمفهوم گول و مسخره باز به کار رفته است. واژه ی بهلول به طور عام درآفریقا به معنی (ساده و احمق) می باشد. (مازولف، 1388، 10).
    پرداختن به ترویج و نشر معارف اهل بیت علیهم السلام و فراگیری و بازگویی روایات معصومین از جمله کارهای او بود، علت تظاهر او به دیوانگی آن بودکه:
    (روزی هارون به مفتیان شهر دستور داد، حکم مهدور الدم بودن امام موسی کاظم (ع) را صادر کنند و برای توجیه این کار امام را به خروج علیه حکومت متهم کنند، پس بهلول به راهنمایی خود امام، خویش را به دیوانگی زد تا از رأی دادن معاف شود، پس هم جانش محفوظ ماند، هم فتوای حرام نداد) (نحوی؛ 1378: 66).
    در روایت دیگر آمده ، اصرار هارون جهت پذیرفتن شغل قضاوت در بغداد توسط بهلول عامل تظاهر او به دیوانگی است. باید افزود که تنها ظاهر بهلول شبیه دیوانگان بوده و گرنه کوچک ترین نشانه‌ای از ضعف یا اختلال روانی در او وجود نداشته ، بلکه گفتارها و نظریات وی سرشار از حکمت بوده است.
    به طور کلی برای بهلول و سایر عقلای مجانین سه خصوصیات عمده می توان نام برد:
    1- بریدن از مقام و جاه 2- اجتناب از عوام 3- تظاهر جنون عشق
    استفاده از زبان رمزی جهت بیان آراء و عقاید در عرفان بسیار رایج است. معمولاً آنها پیام خود را ضمن داستانها، افسانه ها و از زبان حیوانات و یا برخی افراد بیان می کردند، ارتباط زبان و شخصیت را از دو نظر می توان بررسی کرد:
    از طریق راوی و زبانی که او برای توصیف شخصیت به کار می برد که هم ویژگی های شخصیت را بیا نمی کند و هم خصوصیت راوی را می توان دریافت و دیگر توجه به زبان خود شخصیت است. یعنی از سیاق کلام گویش، واژه هایی که به کار می برد . تکیه کلام و مکث های یک شخصیت می توان به ویژگی های او پی برد. زبان شخصیت های داستانی از نظر نام شناسی ،‌اسم یک شخصیت می توانند بیان کننده ویژگی های او باشد. معناگرایان معتقدند که از تجزیه و تحلیل نام شخصیت می توان به هیچ اسمی همگی سبب می شود که خواننده مجموعه ای از مشخصه هایی معنایی را برای شخصیت در ذهنش مجسم کند.
    (شخصیت های داستانی دارای ویژگی های نوعی (تیپ) انسانهای دیگرند.یعنی هر شخصیت به جز ویژگی های منحصر به فرد خود همانندهایی با افراد هم گروه خود دارد. تیپ نشان دهنده ویژگی ها و مشخصات گروه، طبقه یا صنف اجتماعی است مانند تیپ عاقل مجنون)‌.(محفوظ ، 1385 : 74).
    دیوانگان نیز از جمله این افرادند و داستان های مربوط به آنها از جمله داستانهای رمزی است. می توان از کارهایی که عمدتاً توسط آنها انجام می شد، نیز رمزگشایی کرد از جمله:
    1- زندگی در گورستان که نماد جدایی روح از تن و مرحله شکستن غرور و منیت انسان است.
    2- زندگی در زیر پل، پل رمز این دنیای فانی است و هرگز بر آن ایمن نتوان بود .
    3- سوار شدن بر چوب که سمبل تاخت و تاز در این دنیای فانی است و رمز «من» و «دما» کرد نهای این دنیاست که سرانجام شرمسار با جامع و روی خونین از این میزان به در خواهند آمد (سعادتی، 1381، 148- 147).
    از دیگر صفات مبرز دیوانگان نیل به مقام عشق است. بارها شنیده ایم که عشق بازی کار هر عاقل نیست بلکه کار دیوانگان است. دیوانگانی را که به جنون الهی مبتلا شده اند (عقلاء مجانین) می نامند. اگر سخن از روی گستاخی می گویند، گاه به درگاه حق تعرض می کنند و هیچ ابا ندارند همه به خاطر عشق ویژه ای است که به حضرت حق دارند (طریق دیوانگی در مسیر عشق الهی همچنان راه به کمال می برد و آن مرحله ایست ورای وجد و جذبه و سماع که بدان مرحله سکون و آرامش نام نهاده اند؛ که مجنون عاشق در این جا وارد مرحله فنا می شود) (صاحب اختیاری، 1380 :180- 72) .
    4-5- موضوعات مورد اعتراض عقلای مجانین
    اگر به حکایاتی که به عقلای مجانین در آثار گوناگون منسوب است نظر بیندازیم متوجه خواهیم شد که موضوعات مد نظر آنها را می توان در چند مورد زیر خلاصه کرد:
    الف) نقد و اعتراض علیه جباران و حاکمان ستمگر
    ب) نقد خرافات اجتماعی و ظواهر عوام فریب مذهبی
    ج) انتقاد و اعتراض از نظام آفرینش و آفریدگار آن
    علاوه بر آن دیوانگان عاقلی که به حق زبان اعتراض مردمان زمان خویش بودند و به خاطر آنکه خود از رنج و آزار حاکمان در امان بودند به انتقادهای بی بروا و اغلب حقیر کننده می پرداختند و گاه پندشان سودمند می آمد، دسته ای دیگر بودند که از شیعه پول در می آوردند، آنها با دریافت پول، عقاید و دعاوی شیعیان را نشر و تبلیغ می کردند. حتی برخی از آنها خود شیعه بودند و به خاطر حمایت از عقیده دینی خود، تظاهر به دیوانگی می کردند. از جمله می توان به بهلول عاقل و علیان اشاره کرد. در مثنویهای عطار از شخصیت های بر جسته تاریخی که مورد انتقاد دیوانگان قرار گرفته اند. یادشده است، از جمله: انوشیروان، سلطان سنجر سلجوقی ، محمود غزنوی ، هارون الرشید، نظام الملک و… و اغلب اوقات با نام کلی از آنها یاد می شود. هر چند در ادبیات فارسی شخصیت های گوناگونی چون زاهد، عابد، شیخ، پیر خمیده قامت به موعظه ی قدرتمندان پرداخته اند ، اما سخن دیوانگان بسیار کارگرند و دلنشین تر است.
    الف) نقد واعتراض علیه جباران و حاکمان ستمگر: در قسمت بررسی حکایات در فصل آینده به تفصیل درمورد آن سخن خواهیم گفت.
    ب) نقد خرافات اجتماعی و ظواهر مذهبی
    در هر جامعه پاره ای اعتقادات سست و نادرست وجود دارد که مانع وصول به حقیقت است، عطار با زبانی شیرین و موثر به انتقاد از مردمانی می پردازد که به این خرافات باور دارند.
    این نوشته در آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.