مقاله درمورد نظریه های جامعه شناسی و نظریات جامعه شناختی

دانلود پایان نامه
  • 3- کجروی در هر حال برای جامعه مفید است و دلیلی ندارد که آنرا غیر طبیعی بنامیم .
    4- ریشه کن کردن این پدیده در جامعه ممکن است به قیمت از دست رفتن بسیاری از ارزشهای پسندیده تمام شود .

  • از نظر دورکیم کجروی دارای چند نوع است :
    1- کجروی زیستی روانی : غلبه خواستهای فردی بر اثر ویژگیهای نابهنجار فردی ، در صورتی که جامعه کامل و بی عیب و نقص می باشد .
    2- کجروی انقلابی : رفتارهایی که شکننده هنجارهای موجود می باشند اما به هدف متحول ساختن جامعه بیمار و توسط افراد برخوردار از تواناییها و برجستگیهای متعالی صورت می دهند .
    3- کجروی چوله : که به نظر دورکیم بر اثر توسعه خواهشهای خودخواهانه فرد شکل می گیرد اما در یک جامعه بیمار و در وضعیت زائل شدن حاکمیت اقتدار جمع بر رفتارهای اعضاء . در چنین شرایطی افراد کوشش خواهند کرد تا خواسته های خود را به شکلی که با نظم اجتماعی در تناقض است و با توانایی های آنها مطابقت ندارد و به دست آورند ( سلیمی و داوری ، 1386 : 152 ) .
    دورکیم معتقد است که برای تبیین و توصیف پدیده های اجتماعی به دو عنصر اساسی توجه نمود : علل پدیده های اجتماعی و کارکرد پدیده های اجتماعی .
    وی در مورد تبیین انحرافات اجتماعی نیز بر مفهوم آنومی تأکید کرد و این اصطلاح را برای اولین بار در کتاب تقسیم کار اجتماعی به کار برده است . در این کتاب دورکیم نشان می دهد که اجتماعات چگونه از شکل ساده و غیر مرکب به صورت پیچیده تغییر شکل می دهند . در این زمینه وی به نوع همبستگی توجه می کند . در جوامع ابتدایی که بر اساس انسجام مکانیکی شکل می گیرند ، نقشهایی که افراد ایفا می کنند غالباً مشابه است . همچنانکه جوامع بزرگتر می شوند و پیشرفتهای اقتصادی و تکنولوژیکی صورت می گیرد ، ساختار روابط اجتماعی تغییر مییابد و همبستگی ارگانیکی شکل می گیرد . در این موقعیت ، جامعه از طریق نظام وابستگی متقابل افراد یکدیگر به بقایش ادامه می دهد . دورکیم علت این نوع تغییر نوع همبستگی را گسترش تقسیم کار اجتماعی می داند . به اعتقاد وی گسترش تقسیم کار اجتماعی همواره به آسانی شکل نمی گیرد و گاهی اوقات به صورت غیر عادی توسعه می یابد و جامعه در چنین صورت در حالت غیر عادی قرار می گیرد . از دیدگاه دورکیم در شرایط بحرانهای اقتصادی و کشمکشهای صنعتی تقسیم کار به صورت غیر عادی انجام می شود و این موجب فروپاشی انسجام اجتماعی می گردد . به اعتقاد دورکیم شرایط غیر عادی تقسیم کار زمینه را برای آنومی فراهم می کند . ایده اصلی دورکیم در این خصوص آن بود که زندگی بدون وجود الزامهای اخلاقی یا ضرورتهای اجتماعی تحمل ناپذیر می شود و در نهایت به شکل گیری پدیده آنومی یعنی نوعی احساس بی هنجاری می انجامد که مقدمه ای برای ارتکاب کجروی است ( همان منبع ، 1386 : 153 ) .
    به عبارت دیگر دورکیم معتقد بوده است که در جوامع امروزی – در سطح جامعه و گروههای تشکیل دهنده آن معیارها و هنجارهای سنتی ، وضعیتی در حال تضعیف دارد ، بی آنکه هنجارهای جدید جایگزین آن گردد . بدین ترتیب به نظر وی بی هنجاری در شرایطی پدید می آید که در حوزه های معینی از زندگی اجتماعی ، معیارهای روشنی برای راهنمایی رفتار وجود نداشته باشد . پیامدهای آنومی به وجود آمدن نوعی نابسامانی روانی و فردی و تعارض شخصیت فردی و خود خواه انسان با شخصیت اجتماعی دیگر خواه وی می باشد . نتیجه این تعارض ، آن است که خواسته های وجدان جمعی کار آئیش را از دست می دهد و در نتیجه افراد به حال خود رها می شوند و آرزوها نامحدود می شود و فشارهایی را بر فرد وارد می کند تا به رفتار کجروانه سوق پیدا کند .
    دورکیم پس مفهوم آنومی را در کار تجربی اش به نام خودکشی به منظور تحلیل علل خودکشی در جوامع اروپایی مورد استفاده قرار داد . او در کتاب دیگر خود به نام « قواعد روش جامعه شناختی » نظریه کارکردی آنومی را تشریح نمود و جرم و کنترل اجتماعی را به روشنی تبیین نمود . در این کتاب ، آنومی با تغییرات اجتماعی در رابطه قرار گرفته است .
    آنومی مرکز بحث نقطه نظرات دورکیم در تحلیل بی نظمی های اجتماعی ، هرج و مرج ، رفتار ضد اجتماعی و رفتار انحرافی . آنومی و اقتصاد آسیب پذیر از خصوصیات ویژه جوامع صنعتی است . این اقتصاد شرایطی را آماده می کند که تحت آن مردم بیشتر فردگرا می شوند و در این فرآیند وفاق جمعی و ارزشها و هنجارهای مشترک تضعیف می شوند زیرا رفتار خودخواهانه و فردگرایانه رشد می یابد . بنابراین به نظر دورکیم ارتباط تنگاتنگی بین آنومی ، بحران اقتصادی ، کنترل اجتماعی و رفتار انحرافی وجود دارد . در واقع دورکیم ، در بحث راجع به کجرفتاری به ابعاد گوناگون توجه می کند ؛ از جمله بعد روانی و بعد اجتماعی ، از یک طرف از نظر نظم اجتماعی و از طرف دیگر از نظر ارزشهای اجتماعی مطرح می گردد . بدین ترتیب که علیرغم اینکه دورکیم به تحلیل های بیولوژیکی و روانی نمی پردازد اما اظهار می دارد که افراد جامعه از نظر توانایی پذیرش نظم متفاوت هستند ، در سطح اجتماعی از نظر توانایی تحمیل نظم متفاوت هستند ؛ از نظر ارزش ها ، ارزشهای اجتماعی از نظر توانایی دستیابی به یگانگی اجتماعی متفاوتند . بنابراین دو مسئله نظم یگانگی نیز از نکات مهم مورد توجه دورکیم بوده است (همان منبع، 1386 : 155 ) .
    علت اصلی تحقق آنومی از نظر دورکیم ، تحولات شتابزده اقتصادی است ، زیرا این تحولات باعث به وجود آمدن نوعی بحران در نظام ارزشی و هنجاری جامعه می شود . در این شرایط ، پیامدهای این تحولات شتابزده عناصری مانند ثروتهای ناگهانی را در مقابل آن قرار می دهد ، عناصری که وجود فقر را تحمل پذیر می کند . فقر قابل تحمل در کنار آرزوهای بلند پروازانه به تصویر یا قول در می آید که ساختار پایدار نیازهای افراد در هم می ریزد و شکل گیری این آرزوهای بی حد ، توان کنترل این ساختار را از نظم هنجارهای سنتی می گیرد . در این اوضاع و احوال نیازها هم ارضا نمی شوند . اینجاست که ابزارهای مشروع و نامشروع برای خلاصی از آن وضعیت به کار گرفته می شود .
    نقد و ارزیابی نظریه دورکیم
    دورکیم جامعه شناس فرانسوی است که در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم آثار خود را به چاپ رساند و بخصوص در سه اثر او – تقسیم کار اجتماعی ، خودکشی و قواعد روش تحقیق در جامعه شناسی – مسئله انحراف مطرح شد . در این مرحله توجه دورکیم به تغییرات ساخت جامعه اروپایی است که از اشکال کشاورزی سنتی ( انسجام مکانیکی ) در تبدیل به جامعه مدرن صنعتی ( انسجام ارگانیکی ) است . در جریان این تغییر ، روح جمعی دستخوش تحولاتی می شود که با مسئله انحرافات اجتماعی رابطه ای نزدیک دارد . در واقع تأکید اصلی دورکیم بر تغییر شکل تقسیم کار است که روابط جدیدی را مطرح می سازد که علت اصلی کجرفتاری است . اثر دورکیم در مورد کجرفتاری ابتدا با تحقیق در مورد خودکشی آغاز می شود . در میان انواع کجرفتاری ، بیش از همه خودکشی مورد توجه دورکیم قرار گرفته است . تحقیق دورکیم در مورد خودکشی اولین اثری است که به کار تجربی می پردازد و با ارائه ارقام و آمار موجود رابطه ای میان نظم اجتماعی ، بی نظمی اجتماعی و همبستگی اجتماعی با کجرفتاری را مورد تحقیق قرار می دهد و با وجودی که نظریه دورکیم مورد انتقادات بسیاری قرار گرفته است اما همچنان به عنوان یک نظریه پیشرو در تبیین انحرافات اجتماعی باقی مانده است و بسیاری از جامعه شناسان معاصر این نظریه را به دلیل تعاریفش از جرم و جنایت ، مباحث نظری و روشهای تحقیق آن و پیش فرضهای آن ستوده اند . از جمله این جامعه شناسان معاصر می توان به ” دونیس ” و ” راک ” 1982 اشاره کرد که نظریه دورکیم به دلایل زیر بسیار مورد توجه وی قرار گرفته است :
    1- مدل دورکیم و چارچوب نظریش از کنترل اجتماعی و انحرافات اجتماعی تبیین رفتار انحرافی در جوامع سرمایه داری بسیار مناسب است . زیرا او بحرانهای اقتصادی و فرآیند صنعتی شدن به عنوان علل انحرافات اجتماعی تأکید دارد .
    2- مفهوم کارکردی او از جرم و بزهکاری و نظریه آنومی دورکیم نقطه آغازین برای توسعه نظریات جامعه شناختی انحرافات اجتماعی می باشد .
    از سوی دیگر بسیاری از تضاد گرایان و جرم شناسان جدید همچون « تیلور » ، « والتون » ، « یانگ » و « واتر » پیش فرضهای دورکیم را درباره جرم و جنایت مورد انتقاد قرار داده اند . آنها معتقدند که دورکیم در تبیین انحرافات اجتماعی به عوامل فرهنگ نظیر قومیت توجهی نکرده است . در حالی که تحقیقات نشان می دهد که عوامل فرهنگی می تواند نفوذ و تأثیر قابل توجهی بر روی انحراف داشته باشد ( ممتاز، 1385 : 61 ) .
    علاوه بر این « تیلور » ، « والتون » و « یانگ » معتقدند که دورکیم یک تبعیض گذار زیستی است ؛ زیرا معتقد است که استعدادهای افراد یکسان نیست و بدین دلیل باید هر کس بر مبنای استعدادهایش نقش مناسبی در تقسیم کار داشته باشد . اما تقسیم کار اجباری چنین فرصتی را فراهم نمی آورد . بنابراین دورکیم معتقد است که امتیازات با ید آزاد و عادلانه بر اساس تواناییهای افراد توزیع شود . اما این فکر را تا حد مارکس گسترش نمی دهد . جامعه شناسان معاصر بر مسأله جامعه پذیری بیش از دورکیم تأکید می کنند و نابرابریهای طبیعی را کمتر مورد تأکید قرار می دهند . با وجود این ، اثر دورکیم در عصر خود بی نظیر است . زیرا وی اولین جامعه شناسی است که بر مسأله تسلط واقعیت اجتماعی بر فرد توجه کرده است . دورکیم زمانی انحراف را امری اجتماعی در نظر گرفته است که هنوز در نظر بسیاری از محققین کجرفتاری پدیده ای ذاتی و فطری محسوب می شده است . بنابراین با وجود انتقاداتی که بر نظریه دورکیم وارد شده است می توان ادعا کرد که این نظریه حتی در زمان معاصر نیز پیشرو است و نکات مهمی از رابطه فرد و جامعه مطرح می سازد . از نظر دورکیم ، کجرفتاری نمایشگر شرایط ناموزون میان فرد و جامعه است ، جامعه ای که دچار بیماری است . انسان اسیر جامعه است و جامعه مسئول انحرافات اجتماعی است . بسیاری از جامعه شناسان معتقدند که دورکیم نیز همانند مرتن توانسته است یک راه حل اصلاحی مناسب و عملی برای جامعه ارائه دهد .
    نظریه بی سازمانی اجتماعی« مرتن »
    « رابرت . کی . مرتن » یکی از آغاز گران جامعه شناسی مشکلات اجتماعی است . او در زمینه طرح مفاهیم ، روش ، نظریه و مباحث این حوزه تلاش بسیاری نموده است . در کتاب « جامعه شناسی مسائل اجتماعی معاصر » یک فصل حدوداً 50 صفحه ای را به نظریه های جامعه شناسی مسائل اجتماعی اختصاص داده است . او سعی نموده است تا در قالب چارچوب بی سازمانی اجتماعی ( کارکردهای آشکار و پنهان ) به بررسی مشکلات اجتماعی می پردازد . مرتن در مقاله معروفش تحت عنوان « ساخت اجتماعی آنومی » مفهوم آنومی « دورکیم » را تعدیل نمود و آن را در معنای خردتری از نظریه دورکیم در نظر گرفت . به عبارت دیگر دیدگاه مرتن بیش از آنکه جامعه شناسی کلان باشد ، جامعه شناسی خرد است ، حال آنکه دیدگاه دورکیم ، جامعه شناسی کلان می باشد . در عین حال مرتن خود تأکید دارد که مفهوم آنومی را از مفهوم « نظم اخلاقی » در دیدگاه دورکیم وام گرفته و آنرا در خصوص وضعیتهایی به کار برده است که در آن ، ساختار اجتماعی ، آرزوهای متعارفی را بر می انگیزاند و در همان حال شیوه های دستیابی بدان را محدود می سازد .
    یکی از امتیازات مرتن این است که او مفهوم آنومی را نه فقط در تبیین خودکشی بلکه در مورد انواع دیگر رفتار انحرافی به کار برده است . از سوی دیگر مرتن به جای اینکه مانند دورکیم بر وضعیت روانی کجروان تأکید کند بر موقعیتها و منزلتهای اجتماعی ای می نهد که فرد در آنها استقرار دارد . این تأکید ، تبیین وی را در زمره تبیینهای کاملاً جامعه شناختی قرار می دهد و نشان می دهد که چگونه ممکن است کجروی به شکل سازمان یافته توسط خود جامعه ایجاد شود .
    در هر حال از نظریه مرتن با نامهای متعددی مانند « نظریه فشار ساختاری » ، « نظریه انگیزشی » ، « نظریه بی هنجاری » و « نظریه بی سازمانی اجتماعی » یاد می شود . از نظر مرتن آنومی فشاری است که در اثر ستیز بین اهداف و هنجارهای پذیرفته شده در جامعه با واقعیتهای اجتماعی موجود ، بر افراد وارد می آید . به عبارت دیگر « آنومی حالتی است که هنجارهای از بین رفته یا ضعیف است یا اینکه هنجارهای موجود در جامعه با هم تضاد دارند . وضعیتی که ارزشها و اهداف مشترک را از اعضای جامعه می گیرد و سبب می شود که آنان رهنمودهای رفتاری روشنی را برای خویش نیابند » ( رفیع پور ، 1387 : 21 ) .
    در واقع مرتن در این تبیین ، کجرفتاری را محصول نارسایی های موجود در فرهنگ و ساخت اجتماعی جامعه می داند . مرتن کوشید تا کوشش کند چگونه بعضی از ساختهای اجتماعی بر افراد خاصی از جامعه تأثیر گذاشته و موجب می شود که آنها مرتکب رفتار ناهمنوا با هنجارهای اجتماعی شوند . به نظر او ساختهای اجتماعی ، فعال بوده و تولید الگوهای رفتاری می باشند . بنابراین مرتن بر نظم اجتماعی تمرکز نموده و تأثیر ساختهای هنجاری را بر افراد مورد تفحص و تبیین قرار می دهد . به نظر مرتن دو عنصر مهم در ساختار اجتماعی عبارتند از :
    1- اهداف مقبول اجتماعی .
    این نوشته در آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.