مقاله درمورد منطق الطیر و مصیبت نامه

دانلود پایان نامه
  • (عطار ، مذهب اهل تسنن راداشته و از لحاظ ثروت ومکنت در وضعیت خوبی به سر می برده ا ست و همین امر باعث شده که مناعت نفس او محفوظ بماند و برای طلب روزی، مدح این وآن نکند و قریحه ی خود را در راه هدایت و ارشاد خلق ، نشر فضلیت و دعوت مردم به سوی کمالات معنوی به کار ببرد.
    رهرو نیک اندیش او ؛ مولانا ،درسنین خردسالی به همراه پدر به ملاقات شیخ ما آمد وکتاب ارزشمند اسرار نامه را از عطار هدیه گرفت وبا نوشیدن از این جام پرحلاوت مست مستان عالم شد و ازبزرگترین وبرترین پیروان عطار گردید. آثار مسلم عطار عبارتند از: الهی نامه، اسرارنامه ، جواهرنامه ، خسرونامه ،شرح القلب ، مصیبت نامه ، مقامات طیور یا منطق الطیر، دیوان قصاید ، غزلیات و مختارنامه ؛که مجموعه رباعیات اوست .
    برای آثار شیخ، ترتیب تاریخی دقیقی نمی توان تعیین کرد ؛ زیرا در هیچ یک از مثنویها و دیگر آثار خود ؛ تاریخ دقیق تألیف را به دست نمی دهد. تنها از روی حدس و اشاراتی که به وضع مزاجی و پیری و ناتوانی خود می کند. ممکن است بگوییم که عطار نخست منطق الطیر و مصیبت نامه سپس الهی نامه و اسرار نامه را به نظم درآورده است. زیرا در منطق الطیر به هیچ روی ؛ از پیری و ناتوانی خویش سخن به میان نمی آورد و در مصیبت نامه هر چند از مرگ و زوال عمر می گوید. اشارتی به پیری و ضعف خود نمی کند و معلوم است که مقصودش بی اعتباری حیات و ناپایداری آدمی است. لیکن در الهی نامه و اسرارنامه از عجز و افتادگی خود شکایت می آغازد. مطابق روایت ابن الفطوطی شهادت عطار به دست تتار نیشابور اتفاق افتاده ولی سال آن دقیقاً مشخص نیست.)(فروزانفر، 1374: 77).
    جهت شرح اوضاع نیشابور در سنین کودکی عطار ؛ می توان گفت؛ فتنه و حادثه ای رخ داد بسیار دهشتناک و درد انگیز که بر جان و روان همه ؛ از جمله محمد، تأثیر عمیقی داشت. هر چند درمنزل پدری در منطقه شاد یاخ ، در امان بود؛ ولی رجوع بی شمار مجروحان، غارت زادگان و عده ای که دچار جنون شده بودند، همچنان به خانه ی آنها ادامه داشت. چندین سال بعد که آتش جنگ در نیشابور فروکش کرده بود و محمد به مکتب می رفت و دوران تحصیل را می گذراند، همچنان خراسان در دست خویشان سنجر دست به دست می شد. علی رغم اینکه عشق به تصوف و خانقاه، وجود عطار را سرشار کرده بود، ولی او ترجیح می داد به جای خانقاه نشینی از راه مدرسه و بازار مسیر عرفان صوفیه را بپیماید.
    چون از طریق داروخانه با طبقات رنج کشیده ی مردم برخورد داشت و می توانست از طریق معالجه‌ی آنها، آلام انسانی و احوال نفسانی خلق را درک کند و از این طریق سلوک پسندیده ای داشته باشد. راه مدرسه به میزان عطاری اش ایمن نبود . چون ممکن بود دچار تفاخر و خود بزرگ بینی شود و قیل و قال مدرسه او را از راه حق ؛ دور سازد. هر چند مدرسه و بازار در سال های ویرانی ناشی از حمله ی غز ؛ دچار کسادی و رکود شده بود.ولی عطار ، علوم رایج عصر را آموخت و کتب مخصوص طب را نزد پدر مطالعه کرد و ایام فراغت را صرف خواندن کتب صوفیه و شعر می نمود. در آن ایام ، انوری در اوج شهرت و محبوبیت بود. اما در این هنگام خورشید سنایی در آسمان ادب طلوع کرد و طبع عطار که با اشعار او؛ سازگاری بیشتری داشت به او متمایل شد.
    اشعار پندآمیز خاقانی نیز؛ سرمشق خوبی برای سرودن شعر وعظ بود. علاقه ی عطار به شعر وعظ و تحقیق ، بسیار بود و همین امر باعث شد تا به دربار و شعر درباری روی خوش نشان ندهد. در تصوف هم شیوه ی قلندری و ملامتی را بیشتر می پسندید. بنا به همین پسند، سال ها در لباس طبابت و عطاران، روی در خلق و دل در گرو خالق داشت و عوالم عرفانی را سپری می کرد. در سی سالگی، شعرش در زمینه زهد و تحقیق عبرت آگند و تفکر انگیز بود. اندیشه اغتنام فرصت و مرگ اندیشی از همان جوانی بر شعرش سیطره داشت.
    حتی پس از چهل سالگی هم ؛ اشتغالش بیشتر ،در نظم کردن قصاید زهد آمیز و غزل های صوفیانه به شیوه ی سنایی غزنوی بود و آثار ارزنده ای در این زمینه خلق کرد. از حدود چهل سالگی تا پایان عمر بیشتر مشغول سرایش مثنویهایش بود و بیشتر اوقاتش صرف مطالعه احوال اولیا و حالات و مقامات روحانی شد. عطار معمولاً خود را از حوادث و رویدادهای عصر کنار می کشید و به اطراف خود اعتنایی نداشت. فقط گهگاه دیدارهایی با علما و بزرگان و زهاد عصر داشت و از جمله ی این بزرگان، مجدالدین بغدادی بود که عطار با او ملاقات های داشت .ولی هیچ گاه رابطه ی آنها مریدی و مرادی نشد. در سن هفتاد سالگی دیگر شیخ با دنیای بیرون و حتی عالمان و زاهدان نو ظهور عصر ؛ کاری نداشت تا اینکه در هفتاد و هشت سالگی، سایه ی مخوف مغول بر جان ارزشمند و شیرین شیخ افتاد و به سوی حق شنافت (زرین کوب، 1378، تلخیص کلی).
    2-2- معرفی آثار (منطق الطیر)= (مقامات الطیور)
    مثنوی است به بحر رمل مسدس مقصور، مشتمل بر چهار هزار و چهار صد و پنجاه و هشت بیت. نام این کتاب در آثار عطار «مقامات الطیور» و نیز «منطق الطیر» ذکر شده است. شیخ عطار در تسمیه ی «منطق الطیر»، بی گمان منظورش زبان استعداد و ظهور مرتبه و مقام هر یک از مردان و روندگان حقیقت است. چنان که در آخر این منظومه، پرده از روی این راز بر گرفته و آشکارا بیان کرده است.
    اما طرح اصلی عبارتست از اجتماع مرغان و مجتمع ساختن آن ها برای برگزیدن و پیدا کردن پادشاهی که بر آنها فرمان روایی کند، زیرا معتقد بوده اند که بدون پادشاه زندگانی کردن و آسوده زیستن ، کاری دشوار و صعبناک است و در آن مجمع؛ هدهد به پا می خیزد و سیمرغ را شایسته ی سلطنت مرغان معرفی می کند.
    هدف اصلی عطار در این مثنوی؛ چگونگی رسیدن طالبان حق، به درجه ی ارادات است که به صورت تمثیل و کنایی باز نموده است، بهانه و دلواپسی های مرغان اشاره به وساوس و خطراتی که در راه سلوک پیش می آید ؛ دارد. پاسخ های هدهد، که برخی کامل و قانع کننده و برخی ناپذیرفتنی و ناقص است . نشانی از طرز تفکر مریدان و مشایخ خانقاهی قرون ششم و هفتم دارد. تفاوت میان منطق الطیر و مصیبت نامه آن است که در مصیبت نامه از سیر فی الخلق و سیرالی ا… بحث شده ولی در منطق الطیر به ذکر منازل و مدارجی که سالک باید از آنها بگذرد پرداخته شده است ؛ بدون آنکه به طور مبسوط ، شرح آفات وموانع راه را بر عهده گرفته باشد.
    «غایت سیر و سلوک در مصیبت نامه آن است که سالک همه چیز را نهایتاً در خود می بیند و این اشارتی است از بقا، حال آن که منتهای سلوک مَرغان منطق الطیر، فنای در سیمرغ است و شیخ سر بقا بعدالفنا را به وقت دیگر باز می گذارد. واضح است که در مصیبت نامه، سالک پس از سیر آفاقی و انفسی به مقام عبودیت منتهی می شود» (مجرد، 1391: 24)
    شماره ی وادی هایی که شیخ آن ها را در مصیبت نامه عبارت دانسته از پنج وادی :حس و خیال، عقل، دل و جان؛ در منطق الطیر به هفت وادی، طلب، عشق، معرفت ، استغفار، توحید، حیرت، فقرو فنا رسیده است. باید دانست که «وادی» در اصطلاح صوفیان به معنی راه صعب و منزل خطرناک است.
    به طور کلی عطار پس از شروع مطلب اصلی (اجتماع و مشورت مرغان) در ضمن سوال مرغان و جواب های هدهد و شرح هفت وادی، سخن را با یک یا چند حکایت که به عنوان توضیح می آورد؛ تأیید و تأکید نموده است . این حکایات غالباً کوتاه و ظریف است و شیخ آن ها را به الفاظ ساده ، فصیح و تعبیرات دلکش و موثر آرایش داده است، مگر وقتی که نوبت به وصف جمال می رسد که در آن مورد تا حدی صنایع و فنون ادبی را به کار بسته است.
    «کوتاهترین قصه ی منطق الطیر دو بیت و مربوط به رابعه و دراز ترین قصه، داستان شیخ صنعان است که آن را می توان منظومه ای جداگانه شمرد که مشتمل است بر چهارصد و هفده بیت و در مجموعه ی آثار عطار، کمتر قصه ای بدین طول و تفصیل دیده می شود».(رضا حسینی؛1390 : 14).
    ترتیب مطالب کتاب چنین است:
    پس از حمد و ستایش خداوند، تعدادی قصص انبیا را به اجمال و اشارت در وصف قدرت خدا می آورد، سپس خطاب به انسان مقالتی را آغاز می کند که آن هم در توحید و به صورت مناجات است. بعد از آن به نَعت حضرت رسول (ص) و منقبت چهار خلیفه می پردازد. سپس به اندرز متعصبان مشغول می شود و سخن را چنان ترتیب می دهد که گویی روی کلام با شیعه است. البته در جایی که به منقبت حضرت علی (ع) می رسد، به متعصبان سنی خرده می گیرد، روی هم رفته از گفته ی عطار استنباط می شود که او از تعصبات جاهلانه و بحث های دور و دراز شیعه و اهل سنت دلتنگ بوده و می خواسته است آنها را به ترک تعصب و هوا پرستی دلالت کند. سپس خطاب با تک تک مرغان سخن می گوید و آنها را با صفت مخصوصشان توصیف می کند.
    صحنه ی بعد ،اجتماع مرغان و ابراز نیاز برای داشتن پادشاه است. تا اینکه هدهد از میان جمع سخن می گوید و سیمرغ را به آنها معرفی می کند و می گوید که راه وصول به سیمرغ را می شناسد. اوسیمرغ را آن طور وصف می کند که اهل معرفت، خدا را وصف می کنند و می گویند که خدا را به خرد نتوان یافت و وصف او کارجان نیست و خلق بدو راه ندارند. مرغان بی قرار می شوند، ولی هر کدام عذری می آورند و از تعلق خود سخن می گویند، ولی هدهد بطلان عقاید آنها را تک تک اثبات می کند و به آنها یادآور می شود.
    حتی وقتی عده ای نگران ضعف و ناتوانی خود بودند؛ هدهد می گوید، نگران نباشند چون مرگشان بهتر از حیات دنیوی آنها خواهد بود. سپس داستان شیخ صنعان را می گوید و بار دیگر شوق را در دل مرغان ایجاد می کند. سرانجام آنها ؛ عزم رفتن به سوی سیمرغ را می کنند. عده ی زیادی در وادی ها جان می سپارند و تنها سی مرغ نحیف؛ به دیدار سیمرغ می رسند و در وجود او فانی شده و به مقام فنا نایل می شوند.
    عبدالحسین زرین کوب در کتاب «صدای بال سیمرغ» ؛ در مورد منطق الطیر چنین می گوید: «ظاهراً منطق الطیر ، آخرین مثنوی عطار است و شامل گزارش جستجوی سیمرغ بی نشان است و اینکه مرغان ، هدهد را در این جستجو رهبر خویش می سازند، حاکی از آن است که سیر از خلق به حق یک سیر صوفیانه است که بدون ارشاد شیخ نمی توان به آن رسید و انگیزه آن هم چیزی جز جاذبه ی عشق که همه ی ذرات عالم را طالب نیل به کمال می سازد، نیست. این اثر صورت قصه در قصه دارد. در داخل چهارچوب اصلی آن بالغ بر نود قصه ی فرعی وجود دارد که باعث شده سفر پرملال مرغان از حالت یکنواخت خارج شود».(زرین کوب ، 1378: 66).
    2-3- مصیبت نامه
    اثری منحصر به فرد در قالب مثنوی و در وزن رمل مسدس است. وزنی موقر و شورمند؛ که مثنوی سرایان پیش از او چون سنایی و نظامی آن را بر نگزیده بودند. حدود هفت هزار بیت دارد و یکی از شاهکارهای عطار است. این اثر شرح درد و اندوه بی سرانجام سالک فکرت است که به دنبال حقیقت می گردد و در هرگام مانعی دارد و در پایان راه از این حیرت بیرون نمی آید تا اینکه کلید گشایش این سرگشتگی را در خود می جوید.
    مطلب مشابه :  مطالعات میدانی و رضایت گردشگران

  • «سالک فکرت که درد طلب را بر تمام کاینات عرضه می کند و از همه ی کاینات برای نیل به مقصود راهنمایی می طلبد از هیچ جا پاسخ امید بخشی نمی یابد. لوح ، عرش زمین، آسمان و… همه او را دست خالی روانه می کنند و سیر مرشد باز او را به جستجو تشویق می کند. ساختار داستان به شیوه ی قصه در قصه است و این شیوه ای است که عطار آن را در الهی نامه به کار گرفته است، در داخل چهارچوب اصلی داستان، نزدیک به صدها قصه ی فرعی آمده است غالباً کوتاه و گاه تاحدی بلند» (زرین کوب ، 1378: 86).
    سفرسالک فکرت در مصیبت نامه از ماورای عالم (جبرئیل) مقرب ترین فرشته آغاز می شود و باتوجه به هم هویتی جبرئیل با سیمرغ می توان گفت مقصد سفر مرغان منطق الطیر؛ مبداء سالک فکرت در مصیبت نامه است. در اینجا سالک فکرت یا جان بصیرت یافته ی مرغان؛ در ضمن تجربه ی دیدار با سیمرغ و رب شخصی؛ در جستجوی حقیقتی بر می آید که سیمرغ خود مظهری از مظاهر تجلی او و صورتی از صور بی نهایت اوست.
    (مبدأ سفر او جبرئیل است، اما مقصد او به جان می انجامد، جانی که نفخه ی الهی و حقیقت انسان است. روح یا جان از متعالی ترین تا فروترین مراتب هستی را ایجاد کرده است. هر یک از چهل مرتبه وچهل مخلوقی که سالک بدان رجوع میکند یکی از مراتب نزولی او از حق تا انسان است). (سهرابی، 1390 : 11) سالک فکرت با گذر از منازل جان به جان می رسد و خود را در می یابد و می فهمند همه ی آن مراتب نیز مظهر تجلی خود او بوده اند و رسیدن به این مرتبه ناشی از هدایت حضرت رسول بوده است و به دلالت او بقیه ی سیر را که سیر النفس است آغاز می کند. در اینجا شاهد پیوند طریقت و شریعت هستیم.
    این نوشته در آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.