مقاله درمورد فرهنگ اسلامی و عقلای مجانین

دانلود پایان نامه
  • شیخ الرئیس در کتاب «الحدود» خود نیز در مورد نیز در مورد عقل مباحث گسترده ای آورده است، این مباحث با تعریفی که دیگر فیلسوفان از (عقل عملی) در نظر گرفته اند تقریباً مشابه است ، بوعلی در شرح عقل، این سه معنی را می نویسد:
    1- صحت فطرت نخستین را در انسان «عقل» می گویند و درحقیقت قوه ای است که با آن میان امور زشت و زیبا تمیز داده می شود.
    2- به آنچه انسان از راه تجربه های خود در مورد احکام کلی کسب می کند، عقل می گویند و حد آن این است که معانی است مجتمع در ذهن که خود مقدماتی است که مصالح و اغراض حیات از آنها استنباط می شود.
    3- به یک چیز دیگر هم عقل می گویند و حد آن این است که هیأتی است پسندیده در حرکات و سکنات و احکام و اختیار انسان (ابن سینا، 1963 : 2-11).
    عاقلان بر حسب ذات ابتدا می اندیشند و به اقتضای مصلحت وقت، منافع مادی و دنیوی خود و مطابق خرد سخن می گویند و رفتار می کنند اما دیوانگان به اقتضای غرایز، آزاد از سود و زیان و براساس خرد مقدس و مخصوص خودشان عمل می کنند که عقل حقیقت پوش متظاهر و مدعی را رسوا می کند. از شیوه ی سخن راندن دیوانه، عشق می بارد. با خدا بسیار راحت سخن می گوید، انتقاد می کند، خط و نشان می کشد، خردوزی هر چه بیشتر موجب فاصله انسان و خداوند می شود.
    معمولاً سائلان از شوریدگان سوال می پرسند علت آن است که عقل عاقلان نیت و خواست حقیقی را که انگیزه ی عمل است واپس می رانند و نیت و خواستی کاذب اما موافق با مقتضیات فرهنگ حاکم جانشین آن می کند.
    لفظ عقل و جنون از کلیدی ترین الفاظ فرهنگ و تمدن اسلامی هستند و این دو بخصوص لفظ «عقل» به کرات درآیات و احادیث استعمال شده است. در حدیثی از حضرت رسول (ص) آمده «ان العقل لا غایه له و لکن من احل حلال ا… و حرم حرام ا… و سمی عاقلاً» و ایشان علت بعثت خود را احیای عقل می دانند. در فرهنگ اسلامی عقل را شامل سه چیز معرفی می کنند «طاعت نیکو. صبر نیکو، معرفت نیکو به خداوند و در فرهنگ اسلامی مجنون را کسی می دانند که دوران جوانی خود را در معصیبت بگذارند» (ر ج ک تحلیلی از مفاهیم عقل و جنون پورجوادی،بی تاریخ، 2).
    4-2- اقسام دیوانه
    تاکنون عنوان دیوانه بر افراد گوناگونی نسبت داده شده است ، همان گونه که قبلاً ذکر شد طبق روایات اسلامی و احادیث نَبوی گناهکار مجنون است. ابوالقاسم حسن نیشابوری در اثر خود «عقلای مجانین» که اولین اثر و قدیمی ترین اثر در مورد دیوانگان داناست، اقسام دیوانه را این چنین معرفی می کند:
    1- جوانی شاخه ای از دیوانگی است . 2- عده ای که از خوف خداوند دیوانه شدند 3- کسانی که جهت ناشناس ماندن خود را به دیوانگی زده اند 4- کسانی که جهت رسیدن به ثروت و گدایی خود را به دیوانگی زده اند 5- کسانی که برای آسوده زیستن به دیوانگی وانمود می کردند 6- کسانی که جهت نجات از خطر و بلا تظاهر به دیوانگی می کردند (رک: نیشابوری؛ 1366 :234).
    4-3- تأثیرات وجود عقل
    عقل باعث هماهنگی رفتار و گفتار شخصی با مقتضای مصالح دنیوی خویش و پسند دیگران می شود. فرد در این خودگریزی و تظاهری که جهت هم زیستی با دیگران انجام می دهد کار خود را هم موجه می داند و هم طبیعی. دروغ و ریابی را که به آن دچار است را عادی می شمارد، زیرا پذیرفته که در میان خلق بودن و با آنان هم زیستی کردن مستلزم چنین اعمالی است. عقل رعایت ممنوعیت هایی است که عادت های ناشی از فرهنگ حاکم آن را تجویز می کند.
    جنون شکستن قید و بندهای این عادت ها و گذرا از ممنوعیت هاست و آزادی خواست و اراده را تجربه کردن و از تلخ و شیرین حوادث مقررات رستن. باید دانست که تمامی مقامات سلوک و نیل به مقام والای جنون با سقوط اوصاف حیوانی و از پس تهذیب و تزکیه نفس به دست می آید . درحقیقت دیوانگان دانا به مقام بقاء بعد از فنا رسیده اند. گویی تولد دیگری است که در آن بنده اسیر حکم حق و خرد الهی است.
    4-4- عقلاء مجانین
    گروهی از صوفیان بوده اند که به ظاهر حال مناسب فهم و ادراک و رسوم و آداب و احکام شرع رفتار نمی کردند و یا آن که اعمالشان بر وفق عقل صورت نمی گرفت و چنان می نمود که به کلی زنجیر عقل را گسسته اند و سر به بیابان جنون نهاده اند. این طایقه از مردم در گریز بودند و مانند دیوانگان می زیستند و به احکام شرع ظاهری اعتنایی ظاهر نداشتند و در سخن گستاخ بودند. بی پروا حقایق را بر زبان می آوردند و به نکته سنجی و بذله گویی انگشت نما بودند. و بر دستگاه و کارگاه آفرینش خرده ها می گرفتند و دردهای اجتماع را بی پروا در مقابل خلفا و حکام و قضات باز می گفتند و علت این بی پروایی را می توان همان تظاهر به جنون و حدیث معروف (لیس علی المجنون حرج) دانست.
    از جمله اسامی منسوب به آنها عبارتند از: مجذوب، مجنون، عقلاء مجانین، بهالیل و… در تاریخ آمده است علت ظهور این گروه در قرن ششم در نیشابور چنین است: واقعه ی غزه عده ای از غارت زدگان شهر را از شدت هول به صاعقه ی جنون دچار کرد، عده ای را به خاموشی ناشی از بهت یا تند زبانی ناشی از بی طاقتی دچار ساخت. بی نظمی بیشتر اعتراض بیشتر را در خاطره ها می انگیخت و اعتراض بیشتر جسارت بیشتر را طلب می کرد که جز دیوانگی یا دیوانه نمایی هیچ چیز آن را قابل تحمل نمی ساخت.
    عده ای در این میان وانمود به جنون کردند و جناح معترض جامعه را تشکیل دادند و بزرگان و صاحب مقامان را مسئول این نابسامانی و بی نظمی ها می خواندند (با این حال هم در امان بودند و هم مورد حرمت مردم. لطف گفتار و طنز تلخ دل ها را سبک می کرد و خاطرها را تسکین و تسلی می داد. زندگی خاص و منش ویژه ی آنها برای اهل عصر شوق انگیز بود و عجیب نیست که عطار جوان را به تقلید و تأمل واداشته است) (رک. زرین کوب، 1378: 29- 30).
    نویسندگان نام آوری چون ابوالقاسم حسن نیشابوری، محی الدین عربی، عبدالرحمن بن جوزی و… شرح حال چندین تن از این گروه را مندرج ساخته اند. محی الدین عربی در فتوحات مکیه فصلی به خصوص در مراتب و احوال این طایفه و علت ظهور این حال بر آنها آورده که بسیار مفید است و به عقیده ی او مجانین چند صنفند:
    1- آن که وارد غیبی بیشتر و فوق استعدادش باشد و بر او غالب آید ، تاجایی که شعور به اعمال خود نداشته باشد و صاحب این حال را «مجنون» خوانند.
    2- کسی که بر اثر ورود وارد، عنان عقل را از دست دهد ولی شعور حیوانیش بر جای ماند و به حکم غریزه عمل کند او را «عقلاء مجانین» خوانند.
    3- کسی که به محض ورود وارد ذهول از حس و توجه به غیب برای او حاصل گردد و پس از آن رفتارش طبیعی شود (ابن عربی؛ 1388: 54).
    دیوانگان زبان اعتراض عطار هستند، زبانی برای بیان دردهای اجتماعی و هر نوع خرده گیری بر نظام آفرینش که گاه حتی عقاید دینی را نقد می کنند. سعی می کند نکات نغز و نقدهای ظریفی از زبان آنها بیان کند و اعتراضات سخت و لطف آمیز را بدین صورت به گوش صاحب منصبان برساند، عطار بر آنها نام «مجنون» «دیوانه» «شوریده ایام» می گذارد و از مقام و سخنان آنها در مثنویهای خود بسیار استفاده می کند. و در مقالات بیست و دوم ویست و هفتم از مصیبت نامه حالات و مقاماتشان را شرح می دهد.
    مطلب مشابه :  دانلود تحقیق با موضوع & و innovation

  • شیخ ما از حکایات این گروه مجموعاً صد و پانزده حکایت را مثنویهای خود آورده است: الهی نامه 23 حکایت، منطق الطیر: 14 حکایت، اسرار نامه 14 حکایت، مصیبت نامه 63 حکایت برخلاف دیوانگان معمولی که اغلب مورد آزار، اذیت مردم بودند، عقلای مجانین معمولاً مورد احترام و تأیید مردم بودند. زیرا معمولاً سخنان آنها پندآموز و تأثیر گذار بود و سادگی و بی ریایی آنها به دل می نشست و جسارت و گستاخی آن ها نه از سر بی ادبی بلکه حاصل وارد غیبی و جذبه الهی بود.
    مردمان نیشابور که طی سالهای متمادی مصایب فراوانی از جمله: جنگ، حمله ی سایر اقوام، بلایای طبیعی، بیماری و قحطی شده بودند. کم کم دچار سستی ایمان نشده و اعتراض آنها به درگاه حق و سپس سلاطین ظالم که در آسودگی به سر می برند شکل گرفت.
    (جرأت و جسارت لازم برای ابراز این اعتراض تنها در سایه ی دیوانگی یا به عبارت دقیق تر دیوانه نمایی میسر می شود و این دیوانه نمایان عاقل بودند که در پناه، سپر جنون فارغ از نهی شریعت و جبر حکومت که مصلحت اندیشی های عقل تبعیت از هر دو را تجویز می کرد، بی هراس لب به اعتراض می گشودند. گستاخانه حضرت حق را مورد اعتراض قرار می دانند و شجاعانه به حاکمان می تاختند و آنها را آماج انتقاد و اعتراض و استهزاء قرار می دادند، رهایی از قید عقل این امکان را برایشان فراهم می ساخت) (حسین آبادی، 1385: 77).
    این نوشته در آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.