مقاله درمورد رفتارهای ضد اجتماعی و بی سازمانی اجتماعی

دانلود پایان نامه
  • 2-4-2- هیجان و هیجان خواهی
    هیجان و هیجان خواهی در جوانان و نوجوانان در حال حاضر با وجود تحقیقات و بررسی های جدید و کامل توجه پژوهشگران به نوعی ویژگی شخصیتی جدید با عنوان هیجان خواهی جلب شده و آنان امیدوارند تا با بررسی دقیق گستره این ویژگی بتوانند به تبیین بروز این بزهکاری جوانان و نوجوانان بپردازند .
    شاید شما هم در جراید و سایر رسانه های جمعی ، اخبار خوانده یا شنیده باشید که مثلاً جوانی با رانندگی خطرناک خود سبب مرگ عده ای شد ، چند جوان به مغازه ای دستبرد زدند و … روانشناسان عقیده دارند که فعالیتهای مهم مانند تخریب ، اعمال منافی عفت ، رفتارهای پرخاشگرانه در بعضی از موارد در نتیجۀ نیاز جوان به هیجان خواهی صورت می گیرد . در تحقیقاتی که بر روی گروهی از مجرمان جوان صورت گرفت ، مشخص گردید که مجرمان از نظر هیجان خواهی در سطح بالایی قرار دارند . همچنین بررسی ها نشان داده است که بزهکاران به مراتب بیشتر از غیر بزهکاران به ماجرا جویی می پردازند و آنان در تحریک و استقبال خطر سخت شایق و حریص هستند . در مجموع ، می توان هیجان خواهی را به عنوان نیاز برای تنوع و تازگی احساسات ، رضایت خاطر برای تجربه خطرهای فیزیکی و اجتماعی و ماجرا جویی تعریف کرد .
    3-4-2- خشونت در خانواده
    ارتکاب انواع اعمال جنایتکارانه برخی والدین سنگدل نسبت به فرزندانشان که به محض انتشار اخبار مربوطه موجی از اندوه افکار عمومی را به دنبال می آورد ، ریشه های عمیقی دارد که در صورت بی توجهی به این نکات ، یقیناً در آینده نزدیک بروز موارد مشابه و افزایش آمارهای مربوط دور از انتظار نخواهد بود . به اعتقاد روانپزشکان ، اختلالات روانی ، بروز بیماریهای طولانی مدت جسمی از علت اصلی بروز رفتارهای غیر طبیعی و حتی پرخاشگرانه در کودکان است . حال آنکه فقر مالی ، اعتیاد ،گذراندن دوره های کودکی پر فراز و نشیب توأم با آرزوهای مختلف ، ازدواج در سنین پایین ، داشتن فرزندان متعدد ، مهاجرتهای غیر اصولی و انواع محرومیتهای اجتماعی از جمله عواملی است که برخی والدین را به ارتکاب رفتارهای خشونت آمیز نسبت به فرزندانشان وا می دارد ، معمولاً کودکان به شدت پرخاشگرند ، والدینی پرخاشگر دارند . بنابراین در چنین خانواده هایی رفتارهای متقابل شرایط بروز رفتارهای پرخاشگرانه نتیجه ناتوانی کودک در کنترل رفتار خود است ، که به طور طبیعی با تشخیص بموقع چنین مشکلاتی می توان از بروز انواع آسیب های اجتماعی و اعمال خشونت علیه کودکان به شکل چشمگیری کاست . انتقال خشونت بین نسلها یکی از نکات برجسته در خانواده های کودکان آزار دیده انتقال خشونت از نسلی به نسل دیگر است . به این ترتیب کودکی که تحت آزار و اذیت والدین قرار می گیرد ، به وسیله ساز و کارهای روانی بویژه همانند سازی و یا مشابهت با والدین به تدریج خود نیز رفتار خشونت آمیز بروز می دهد و به همین شکل این رویه را به فرزندان و نسلهای بعدی منتقل میکند . بنابراین کارشناسان معتقدند برای کاهش شمار کودک آزاری ها پرخطر و خشن ، دستگاههای نظارتی و حمایتی باید با بهره مندی از نظرات کارشناسان و خبرگان ، در یک نقطه این چرخه معیوب را قطع کنند . کمک به انجام ازدواجهای موفق در سنین مناسب ، برخورداری زوجین از شرایط اولیه زندگی مطلوب ، داشتن شغل مناسب ، عدم اعتیاد ، حمایت از سوی خانواده ، خواهان تولد کودک ، بدون برخورداری از امکانات تفریحی و ورزشی مناسب ، برای کودک و خانواده می تواند در کاهش پرخاشگری و تحریک عصبی والدین نقش اصلی داشته باشد . پژوهش ها نشان می دهد که خشونت در خانواده پیچیده تر از خشونت علیه افراد بیگانه است . شدت و جدی بودن خشونت در خانواده امری واضح است ، اما تعیین گستردگی آن مشکل است زیرا نه تنها دربارۀ تعریف آن توافق وجود ندارد بلکه بیشتر قربانیان این خشونت ها مایل یا قادر به گزارش کردن آنها نیستند. ( روزنامه ایران ، 5/11/1383 ) .
    4-4-2- خشونت علیه خود ( خود زنی )
    رفتار عمومی بدون قصد خود کشی در آسیب رساندن به خود ، خود زنی نام دارد ، که به صورت بریدن یا سوزاندن بدن روی می دهد . بر اساس این تعریف ، در خود زنی فرد مایل نیست به زندگی خود پایان دهد . خود زنی به خودی خود یک هدف است و رفتاری است که وحشت ایجاد می کند و به نظر می رسد کاملاً غیر منطق می باشد . متأسفانه رفتار خود زنی کم نیست . طبق برآورد افرادی که خود زنی یا به طور مکرر به خود آسیب می رسانند به میلیونها نفر می رسند . این رفتار هر سال در هر صد هزار نفر به هزار نفر می رسد .
    خود زنی در بیماران روانپزشکی بسیار بیشتر است و از هر 20 هزار نفر یک نفر اقدام به خود زنی می کند . یعنی در حدود 4 درصد از تمام بیماران بیمارستانهای روانپزشکی ، نسبت زنان به مردان در حدود 3 بر 1 می باشد . خود زنی در 30 درصد تمام مصرف کنندگان موارد مخدر و در 10 درصد تزریق کنندگان موارد مخدر که در بخش درمان معتادین پذیرفته می شوند ، دیده می شود . و بیماران ممکن است مجرد یا متأهل باشند و در حدود 20 سالگی باشند . بیشتر خود زنی ها با ظرافت انجام می شود ، خود زنی ها معمولاً در خلوت و با تیغ ، چاقو ، تکه شیشه یا آینه انجام می شود . بیشتر محلهای خود زنی عبارت است از : مچ ، بازو ، ران و ساق پا ، صورت ، سینه و شکم کمتر مورد خود زنی قرار می گیرد . اکثر افراد دارای اختلال شخصیت ، افرادی درون گرا و مبتلا به مسائل روانی هستند و سوء مصرف الکل و دیگر مواد مخدر در آنها شایع می باشد . بیشتر افرادی که دست به خود زنی می زنند اقدام به خود کشی هم دارند ، برخی رفتار خود زنی را یک رفتار شبیه خود کشی می دانند . ( نشریه حمایت ؛ 2/3/1385 ) .
    5-4-2- خشونت گروهی جوانان ( باندهای تبهکاری )
    با اینکه بیشترین میزان رفتار گروهی برای بزه در قالب انواع سرقت صورت گرفته ، اما نیم نگاهی به اخبار حوادث نشان می دهد که جرایمی نظیر توزیع مشروبات الکلی ، توزیع و فروش مواد مخدر و قاچاق انسان نیز در قالب فعالیتهای گروهی صورت می گیرد . در این کنش جمعی و اشکال متنوع آن کجروان جوان افزون بر اینکه یکدیگر را از حمایتهای مالی برخوردار می سازند . نیازهای عاطفی و ارزشی همدیگر را نیز برآورده می کنند . کارشناسان مسائل اجتماعی با دقیق شدن در رفتارهای صورت گرفته در قالب کجروی گروهی جوانان نشان می دهند که برآورده شدن این نیازها پشتوانه روانی مهمی برای تقویت و استمرار بخشیدن به رفتارهای یاد شده بشمار می آید . در یک تحقیق دانشگاهی حضور جوانان و نوجوانان در این گونه فضاهای خرده فرهنگی و همراهی و مشارکت آنان در این نوع مناسبات به معنای ابراز پایبندی به الگوهای رفتاری خرده فرهنگهای کجروی معرفی شده است .
    مطلب مشابه :  دانلود پایان نامه ویژگیها و اطمینان

  • مطالعات جامعه شناسان نشان می دهد اینگونه رفتارها گاه با تدارک مقدماتی خاص از قبیل تشکیل دار و دسته ، طرح و نقشه و تهیه لوازم و ابزار صورت می پذیرد . از جمله نمونه های مطرح در این شکل از رفتار می توان به تشکیل دار و دسته های بزهکاری در سطح محل یا باندهای خاص منطقه ای ، کشوری و حتی بین المللی اشاره کرد.
    جرم شناسان در موارد دیگر اعلام می کنند ، خشونت گروهی جوانان و نوجوانان ممکن است تحت تأثیر محرک قوی و هیجانی شدید در وضعیتی خاص و به شکل غیر مترقبه اتفاق بیافتد ، غیر قابل پیش بینی بودن این امر منجر به شکل گیری گروههای بزهکاری در درون گروههای جوانان و نوجوانان جامعه می شود . کجروی های گروهی در میان این عده به شکل جنبش احساسی ، تحرک پذیر ، آشوب طلب ، پر تحرک و به همان نسبت خطرناک ، عاطفی و اصلاح پذیر توصیف شده که توجه محققان و کارشناسان علوم اجتماعی را به خود معطوف کرده است ( ترکاشوند ، نشریه حمایت ، 1385 ) .
    5-2- عوامل مؤثر بر خشونت
    عوامل متعددی می تواند رفتار افراد را تحت تأثیر قرار داده و در آن نقش داشته باشد . تنها یک عامل خطر زا نیست که موجب رفتار پرخاشگرانه یا ضد اجتماعی می شود ، بلکه عوامل متعدد و چندگانه ای برای تأثیر گذاشتن و شکل دادن رفتار افراد در تمام دوران رشد فرد بویژه در نوجوانی با هم ترکیب می شوند که موجب تقویت یا پیشگیری از رفتارهای فرد می شوند . بر این اساس رفتار افراد تحت تأثیر عوامل شخصی ، خانوادگی ، اجتماعی و محیطی است .
    1- عوامل شخصی
    بوم شناسان معتقدند که ویژگیهای شخصی با خشونت رابطه دارند . تحلیل یافته های بیانگر آن است که رفتارهای پرخاشگرانه در دوران بچگی به صورت منظم خشونت در سنین بالاتر در میان پسران را پیش بینی کرده است . ولی این امر برای دختران ثبات کمتری داشته است . همچنین درگیر شدن در دیگر رفتارهای ضد اجتماعی از قبیل مصرف مواد مخدر ، سرقت ، تخریب اموال دیگران و شکست در کارها با خشونت رابطه مستقیم دارند و باعث بروز رفتارهای پرخاشگرانه می شوند .
    2- عوامل خانوادگی
    خانواده پایه بنیادین جامعه و نهادی است که به اعضای خود احساس امنیت و آرامش می دهد و طی هزاران سال پایدارترین و مؤثرترین وسیله حفظ ویژگیهای فرهنگی و عامل انتقال آنها به نسلهای بعدی بوده و قرار است که باشد ؛ اما آمارها نشان می دهند که افراد از منزل ، ضرب و شتم و اضطراب در خانواده باعث بوجود آمدن اختلالات روانی و شخصیتی در افراد می شود و در نهایت منجر به خشونت می گردد . تحقیقات نشان داده اند که درگیر والدین یا سرپرستان با هم گرایش فرد نسبت به درگیر شدن در رفتارهای خشونت آمیز را افزایش داده است . فقدان تعامل مطلوب و مناسب والدین – فرزند ، نظارت والدین بر فرزندان ، اعمال تربیتی و انضباطی و خشک و خشن والدین می تواند به بزهکاری جوانان منجر می شود . بد رفتاری با بچه ها و بی توجهی به آنها به عنوان عوامل خطر زای دیگر در سطح خانواده در نظر گرفته شده است که احتمال خشونت آنها را افزایش می دهد . شواهد نشان داده است بچه هایی که مورد بد رفتاری فیزیکی یا بی توجهی واقع شده اند نسبت به افرادی که تحت چنین شرایطی نبوده اند ، احتمال بیشتری داشته است که در زمانهای بعدی مرتکب جرایم خشونت آمیز شوند. از طرف دیگر اعضای خانواده و به ویژه والدین یا سرپرستان می توانند با تأکید بر آموزش و حمایت و محبت نقش مهمی در محافظت جوانان از خشونت ایفا کنند. گفتگو و ارتباط عمیق بین والدین و فرزندان ، داشتن مرزهای آشکار در خانواده و اعمال تربیتی مستدل و قانع کننده می توانند از خشونت جوانان پیشگیری کنند ( ستوده ، سیف الهی ، 1386 : 104 و 105 ) .
    3- عوامل اجتماعی
    پیچیده شدن جامعه ، تغییر در روابط پیدایش شهرهای بزرگ که در آن فرد تا اندازه ای هویت خود را از دست می دهد و موجب افزایش انحرافات در جامعه شده است . عوامل اجتماعی به عنوان مؤثرترین عناصر در بروز و پیدایش انحرافات در سطح اجتماع نقش اساسی دارند . بعضی از عوامل سطح اجتماعی که بر خطر جوانان برای ارتکاب خشونت مؤثر هستند شامل دسترسی به دارو و اسلحه ، بی سازمانی اجتماعی ، عدم دسترسی به فرصتهای باز آفرینی و آموزش برابر است . ترکیبی از سیاستهای دولت و قانون گذاری و پویایی های اجتماع دسترسی افراد محله به مواد مخدر و اسلحه را تحت تأثیر قرار می دهد . همچنین وجود باندهای جنایتکار ، خرید و فروش و توزیع اسلحه و مواد مخدر در محله افزایش می دهد . البته این عوامل خود با شرایط فعالیتهای اقتصادی – اجتماعی محله رابطه دارد . برای مثال فرصتهای محدود اقتصادی در یک اجتماع یا محله ممکن است به خرید و فروش مواد مخدر در سطح محله مشروعیت بخشد . بی سازمانی اجتماعی پیش بینی کننده دیگری برای فعالیتهای خشونت آمیز است ، این عامل شامل میزان بالای جرم ، فعالیتهای باندهای جنایتکار ، مساکن فقیر ، و پسرفت عمومی در اجتماع یا محله است . این نوع محلات معمولاً فاقد نهادهای مناسب و خدمات مطلوب برای جوانان است ، اجتماعات و محله ها می توانند فرصتهایی برای جوانان ایجاد کنند تا در فعالیتهایی شرکت کنند که قدرت مسئولیت پذیری آنها را افزایش دهد .چنین تجربیاتی به جوانان کمک می کند تا مهارتهای جدیدی را بدست آورده و اعتماد به نفس آنها را افزایش دهد . این شرایط خود احتمال خشونت را کاهش می دهد ( شیخی ، 1382 : 90 و 93 ) .
    4- عوامل محیطی
    بر اساس مطالعات بدست آمده توسط کلیفورد ، بعضی از محیطها برای رشد و پرورش بهنجار اطفال مساعد نیست . مناطق فقیر نشین و غیر استاندارد چون زاغه ها نظیر آن موجب بروز بسیاری از انحرافات می گردند . در نقاط یاد شده به دنبال پایین بودن سطح زندگی و وجود زمینه های مختلف فقر ، امکان به انحراف کشاندن نوجوانان و جوانان به چشم می خورد در چنین جوامعی یا در چنین محیطهایی نشانه هایی از بی ثباتی مشاهده می شود . ضعف قوانین و نبودن ممنوعیتهای اجتماعی ، باعث بسیاری از مفاسد در جامعه می گردند ، که نه تنها در آن نقاط آثار نامطلوب بر جای می گذارند . بلکه نتایج و اثرات آن در سایر نقاط جامعه نیز منعکس می شود . عوامل محیطی نقش اساسی در گسترش فرهنگ خشونت در میانه گروه ویژه ای از مردم دارد . بعضی از عوامل که در این سطح با خشونت مرتبط هستند عبارتند از : فقر ، در معرض خشونت رسانه ها قرار گرفتن ، آزادی عمومی جوانان و … . محققان اثبات کرده اند جوانانی که در فقر زندگی می کنند و پایگاه اقتصادی – اجتماعی پایینی دارند احتمال بیشتری دارد که درگیر رفتارهای خشونت آمیز شوند . تحقیقات دیگر نشان داده است که در معرض خشونت رسانه ها قرار گرفتن به ویژه در دوران بچگی موجب رفتارهای پرخاشگرانه در فرد می شود . رسانه ها با نمایش فیلم و صحنه های پرخاشگرانه و خشونت آمیز ممکن است درک افراد از خشونت به عنوان یک رفتار هنجاری و معمولی و تقویت این ایده که خشونت یک استراتژی خوب و قابل قبول برای حل مشکلات است را تحت تأثیر قرار دهند . به علاوه وقتی که بزرگسالان نسبت به جوانان بی توجه و بی اعتنا شوند ، موجب می گردد که جوانان نیز در ایجاد یک رابطه اساسی و مهم با بزرگسالان در جامعه با مشکل مواجه شوند و این فقدان رابطه به نوبه خود موجب از خود بیگانگی فرد گردیده و در نهایت احتمال رفتارهای بزهکارانه و خشونت آمیز او را افزایش می دهد ( همان منبع ، 1382 : 102 و 103 ) .
    5-2-1- عوامل فردی و خانوادگی مؤثر بر خشونت و بد رفتاری
    رفتارهای خشونت آمیز افراد با عوامل اجتماعی و روانشناختی از درون به هم پیوسته در رابطه است . عوامل خطرزای فردی می توانند به عنوان پاسخی به تغییرات محلی در نظر گرفته شوند . از عوامل فردی که موجب افزایش خشونت در دوره نوجوانی و جوانی می گردد می توان به موارد زیر اشاره کرد:
    این نوشته در آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.