مقاله درمورد ارزشهای اجتماعی و مشکلات اجتماعی

دانلود پایان نامه
  • ج ) تجربه وقایع منفی از نظر ارزشهای اجتماعی .
    اگنیو معتقد است که این فشارها تمایل به کجروی را در فرد بوجود می آورد . اما انجام دادن کجروی بستگی به موقعیت فرد و شرایطی دارد که می تواند با آن وقایع نامطلوب بسازد یا مرتکب کجرفتاری شود ( داوری ، سلیمی ، 1380 : 188 ) .
    نظریه ناکامی منزلتی « آلبرت کوهن »
    کوهن هم یکی از محققین مشهوری است که از نظریه مرتن در جامعه آمریکایی استفاده کرده است و در اثر خود تحت عنوان پسران بزهکار ( 1995 ) به بررسی مجدد این نظریه می پردازد و تغییراتی در آن ایجاد می کند . در واقع کوهن اصطلاح منزلت را جانشین موفقیت در نظریه مرتن می سازد . یعنی طبقات پایین در جامعه از نظر دستیابی به منزلت دچار ناکامی هستند . جامعه در عین حال که آنها را به کسب منزلت تشویق می کند امکان دستیابی به منزلت پیدا می کند . این امر از طریق اشتغال به امور خلاف تحقیق می یابد . بر مبنای نظر کوهن نوجوانان و جوانان طبقه پایین همانند همتایان خود در طبقه متوسط علاقمند به دستیابی به منزلت بالا هستند . یکی از مکانهای مهم برای کسب منزلت در زندگی مدرسه است . در ساخت جامعه آمریکایی مدرسه پدیده ای است که بر مبنای هنجارها و ارزشهای طبقه متوسط شکل گرفته است و این ارزشها را ترویج می کند . جوانان طبقه محروم که عمدتاً از اقلیتهای نژادی هستند نه تنها با این ارزشها خو نگرفته اند بلکه با آن کاملاً بیگانه هستند . در نتیجه مدرسه مبدل به مکانی می شود که شکست افراد را بی چون و چرا تضمین می کند . مدرسه اصولاً توسط معلمین که از طبقه متوسط می آیند اداره می شود و آنها مرتباً ارزشهای طبقه متوسط را ترویج می کنند . به این ترتیب مدرسه یک نظام منزلتی طبقه متوسط است . خصایصی که جوانان متوسط از آن برخوردارند و مربوط به ارزشهای طبقه آنها می شود مثل ادب ، درست صحبت کردن ، نظم ، بردباری ، به تعویق انداختن رضامندی ، احترام به مالکیت و اجتناب از درگیریهای خشونت آمیز در میان این گروه دیده می شود . بر مبنای ارزشهای مدرسه کسی موفق است که خصایص بالا داشته باشد . اکثر جوانان طبقه پایین فاقد چنین خصایص را مورد تأکید و تشویق قرار ندادن است . اما این جوانان که جامعه پذیری متفاوتی با جوانان طبقه متوسط دارند در مدرسه ناچار می شوند با جوانان طبقه متوسط رقابت کنند . نتیجه چنین وضعیتی بدون شک شکست جوانان طبقه پایین خواهد بود .
    چنین شکستی سرخوردگی و ناکامی را در نوجوانان ایجاد می کنند ، در نتیجه جوانان طبقه پایین که دچار ناکامی شده اند در منطقه هایی که زندگی می کنند خرده فرهنگهای بزهکاری به وجود می آورند . در این خرده فرهنگها رقابت شکل دیگری به خود می گیرد و ارزشها کاملاً متفاوت می شوند . ارزشها و هنجارهای این خرده فرهنگها درست برخلاف ارزشهای طبقه متوسط است . معیار موفقیت و منزلت هم در اینجا کاملاً متفاوت است . مثلاً دزدی که بر مبنای ارزشهای طبقه متوسط کاری غیر قانونی و غیر اخلاقی محسوب می شود در میان این گروه یکی از فعالیتهای پذیرفته شده و رایج است . کسی منزلت بالاتری دارد که دزد بهتری باشد کمتر دستگیر شده باشد و بهتر در مقابل پلیس مقاومت نشان بدهد .
    کوهن معتقد است که در بسیاری از موارد مسأله دزدی و ارتکاب جرایم گوناگون به خاطر یک هدف سودمند گرایانه انجام نمی گیرد ؛ در بسیاری از موارد خرده فرهنگ کجروی از نفس این امر لذت می برد به همین دلیل صدمه زدن به اموال دیگران نوعی تفریح به حساب می آید . ترساندن افراد عادی ، حمله به آنها رفتارهای خشونت آمیز نیز در میان این خرده فرهنگها نوع دیگری از سرگرمی است . کسانی که در این زمینه موفق تر باشند با شجاعت بیشتری نشان دهند منزلت بیشتری بدست می آورند ( کوهن ، 1971 : 49 و 73 ) . بنابراین در ضمن گسترش نظریه مرتن که مسئله هدف و شیوه های دست یابی به آن را مطرح می سازد ، کوهن مفهوم ناکامی منزلتی را به علت فشاری در نظر می گیرد که نظام اجتماعی به فرد وارد می سازد و او را به سوی بزهکاری سوق می دهد . در واقع کوهن همانند مرتن با یک دیدگاه کارکردگرا به فرهنگ نگاه می کند و معتقد است که فرهنگ شیوه سنتی و معمول برای حل مشکلات اجتماعی است که از طریق جامعه پذیری انتقال پیدا می کند . اما چرا در بعضی موارد احتمال پیدایش نوآوری در این شیوه ها پدید می آید . گاهی ممکن است ساخت اجتماعی و فرهنگ خواسته های متناقضی از فرد داشته باشند . این فشارها باعث شکل گیری خرده فرهنگهای کجروی می شود . خرده فرهنگهایی پدید می آیند تا مشکلات بوجود آمده را به نحوی حل کنند . این خرده فرهنگها بعضی از عناصر را از فرهنگ مسلط گرفته آن را تغییر شکل می دهند . شرایط لازم برای پیدایش این اشکال جدید فرهنگی کنش متقابل میان افرادی است که مشکلات مشابهی از نظر سازگاری با فرهنگ مسلط داشته باشند .
    کوهن شش خصلت برای خرده فرهنگهای کجروی در نظر می گیرد که به شرح زیر می باشند :
    1- میل به خشونت و ویرانگری .
    2- منفی گرایی ( بیشتر ارزشهای معمول و پذیرفته شده به شکل معکوس مورد قبول قرار گیرند ) .
    3- لذت جویی و خوشی پرستی . ( لحظه ای و برای مدت زمان کوتاه بدون آینده نگری واقع می شود ) .
    4- آزادی و تنوع در کجرفتاری ( که شامل دزدی ، وحشیگری ، خشونت ، ایجاد وحشت و انواع فعالیتهای دیگر می گردد ) .
    5- گرایش غیر سودمندگرایانه ( حتی در مورد دزدی ، اشیاء به راحتی به دیگران داده می شود و یا اصولاً نابود می گردد و کمتر مورد استفاده با فروش قرار می گیرند ) .
    6- استقلال و انسجام گروهی ( وفاداری به گروه از اهمیت خاصی برخوردار است در مقابل هر رفتار دیگر ارجحیت دارد ) ( ممتاز ، 1385 : 102 و 103 ) .
  • این نوشته در آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.