مقاله حسن و قبح عقلی و قانون گذاری

دانلود پایان نامه
  • 1ـ قال علی علیه السلام: اِنَّ العَدلَ میزانُ اللّه‏ِ سُبحانَهُ الَّذى وَضَعَهُ فِى الخَلقِ وَنَصَبَهُ لاِِقامَهِ الحَقِّ فَلا تُخالِفهُ فى میزانِهِ وَلا تُعارِضهُ فى سُلطانِهِ.
    عدل میزان خداست، که آن را برای آفریدگان وضع کرده، و برای بر پا داشتن حق مقرر داشته است پس در میزان خدا با وی مخالفت مکن و در قلمرو سلطنت خدا با او به معارضه مپرداز.(با حکومتش مستیز.)
    2ـ قال علی (علیه السلام): هُوَ النّاطِقُ بِسُنَهِ العَدلِ.
    قرآن، سخنگوی عدالت است.
    3ـ عن أبی عبدالله (علیه السلام): إتّقُوا اللهَ وَ إعدِلوا فَإِنَّکُم تَعیبُونَ عَلَی قَومٍ لایَعدِلونَ.
    امام صادق (علیه السلام) فرمود: از خدا پروا کنید و عدالت ورزید، زیرا خود شما از مردمی که عدالت نمیورزند عیب میگیرید.

  • 4ـ عن العبد الصالح (علیه السلام): لَوْ عُدِلَ فِی‏ النّاسَ لاستَغنَوا، ثُّم قال: إِنَّ العَدلَ أحلی مِن العسل و لا یَعدِلُ إلّا مَن یُحسن العَدل.
    امام کاظم(علیه السلام) فرمود: اگر در میان مردم عدالت حکمفرما باشد، همه بی نیاز شوند و همچنین فرمود: عدالت از عسل شیرین تر است و عدالت نکند جز کسی که عدالت را خوب بداند.
    5ـ قال علی (علیه السلام): مَن اَشفَقَ عَلی نَفسِه لَم یَظلِم غَیرَه.
    هرکس دلسوز خود باشد به دیگران ظلم نمیکند.
    6ـ قال علی (علیه السلام): مَن ظَلََمَ ظُلِمَ.
    هرکس ستم کند، ستم میبیند.
    7ـ اِستَعیذُوا بِاللهِ مِنَ الفَقرِ وَ العیلهِ وَ مَن أن تَظلِموا أو تُظلَموا.
    پناه ببرید به خدا از فقر و عیالمندی و این که ظلم کنید یا زیر بار ظلم بروید.
    دهها و شاید بتوان گفت صدها روایت در زمینه های امربه عدل و احسان و نهی از ظلم و عدوان وجود دارد که در حد اعلای تواتر است. بنابراین بحث از دلالت یا سند این احادیث، بحثی زائد به نظر می‌رسد. با دقت در آن چه گذشت، از نظر سنت الهی، نه تنها عدالت رکن دین و اصل و پایهی حیات و هستی است که میزان و معیار و مبنای احکام الهی است و کمترین چیزی که در این مورد می‌توان نتیجه گرفت همانا قاعده بودن عدالت است.
    2ـ2ـ1ـ3. بررسی عدالت از نگاه عقل
    بر مبنای حسن و قبح عقلی که قاطبهی شیعه به آن معتقد است و حتی اخباریون آن را در مقام ثبوت می‌پذیرند، از عدالت میتوان در تشریع و اجرای احکام الهی استفاده نمود. اصلی ترین و شاید تنها قضیهی مسلم حسن و قبح عقلی، حسن عدالت و قبح ظلم است که هر وجدانی بدان اذعان دارد. اصولیان شیعی و معتزلی به حسن وقبح عقلی ملتزماند و بارزترین آن را عدل و ظلم می‌دانند. آنان ادراک یا حکم عقل را در این زمینه امری استقلالی دانسته‌اند؛ یعنی عقل بدون استمداد از شرع به این امر دلالت دارد وحکم می‌کند. اما باید گفت: دلیل بودن حکم عقل برای قاعدهی فقهی عدالت، کاملاً وابستگی به این بحث پیشین دارد که “قانون ملازمهی عقلی” یعنی “کلّما حکم به العقل حکم به الشرع” پذیرفته شود. به عبارت دیگر اگر قانون ملازمه بدون اشکال باشد، می‌توان با درک قطعی عقل از عدالت به حکم شرعی رسید و از عدالت در زمینهی استنباط احکام به دلیل حکم عقل بهره جست.
    گرچه باید گفت قانون ملازمهی عقلی مورد اتفاق تمام اصولیان نیست وگروهی معتقدند که به راحتی نمیتوان به وسیلهی حکم عقل به حکم قطعی شرع رسید، اما در مقابل برخی از پژوهشگران نیز از قانون ملازمهی عقلی دفاع کرده و تلاش کردهاند به تمام اشکالات آن پاسخ دهند. چنان چه گروهی از اندیشمندان اهل سنت نیز، عقل را در ردیف کتاب و سنت در اثبات این قاعده مؤثر دانسته و در این زمینه میگویند:
    «أما مصدر العداله فی الشریعه الإسلامیّه بعد الکتاب و السنه و الإجماع فهو العقل و حکمه التشریع فی الإسلام.»
    مصدر و دلیل عدالت در شریعت اسلامی پس از قرآن، سنت و اجماع، عقل و حکمت قانون گذاری در اسلام است.
    2ـ2ـ1ـ4. بررسی عدالت در سیره ی عقلا
    نه تنها سیرهی مستمرهی مسلمین که قطعاً از تعلیمات قرآن کریم و آموزه های معصومین (علیه السلام) سر چشمه گرفته، و همواره بر محور و مدار عدالت بوده است، بلکه روش خردمندان و بنای عقلا هم در تمام اعصار و امصار بر مدار عدالت استقرار یافته است. عقلا و خردمندان جهان، نه تنها فقط در رفتار و هنجار که در گفتار و ارتکازات هم مؤید عدالت و مصادیق آن بوده‌اند.
    چنان چه برخی از فقه پژوهان معتقدند که:
    «در عصر جاهلی نیز فطرت عدالت خواهانه وجود داشت، گرچه آن ها جاهل بودند اما فطرت عدالت خواهانه داشتند و این فطرت نه از آبشخور فلسفه ایران و یونان که بر اساس توافقهایی بود تا نظم را ایجاد و منافع را در میان خود توزیع کنند.»
    ایشان معتقد است وجود ظلم در میان آن ها ناشی از دو چیز است: جهل و نارسایی ساختار.
    بنابراین تردیدی نیست که ارتکاز عقلا مبنی بر درک امری به عنوان عدالت و لزوم اجرای آن و پرهیز از ظلم وجود دارد، اما آن چه مهم تر به نظر میرسد نحوهی دخالت شارع در چنین سیرهای و چگونگی امضای شارع است.
    این نوشته در آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.