مقاله تحلیل متون ادبی و عبدالله غذامی

دانلود پایان نامه
  • ناقدان براساس دیدگاه خود متن را تجزیه و تحلیل میکنند برخی چون کریستیوا و ژنت به خود متن، برخی دیگر چون رولان بارت به مؤلف و برخی دیگر چون باختین به مخاطب میپردازند و بدین گونه تحلیل متنی یک منهج و روش مستقل نیست بلکه راههای گوناگون برای تحلیل متن و ارتباط آنها و عناصر تشکیل دهندهشان وجود دارد و این راهها بر اساس دیدگاه ناقدان و روشهای نقدیشان متفاوت است و شیوهی نقدی«بینامتنی» تنها یکی از روشهای نقدی است که ناقدان به وسیلهی آن به تحلیل متون ادبی میپردازند.
    2-2-4جایگاه بینامتنی در نقد عربی
    با کمی تأمل در مفهوم تناص و اصطلاحات بلاغت عربی میتوانیم بگوییم وجه مشترک هر دو در سادهترین شکل عبارت است از انتقال معانی یا الفاظ و یا جزئی از آنها از یک متن به متن دیگر یا از یک اثرادبی به اثری دیگر. با این وصف اگر در در تاریخچه ی اصطلاح بینامتنی در نقد غربی دقت کنیم نشانی از تأثرش از نقد عربی نمی یابیم. هر چند در بلاغت عربی اصطلاحاتی وجود دارد که میتوان آنها را اشکالی از تناص خواند، به همین خاطر لازم است معادل موازی با آن را در نقد عربی(قدیم و جدید) بررسی نمایم.
    «شکی در این نیست که ناقدان قدمای ما با مفهوم تناص با نامهای مختلف دیگری از جمله سرقات، اقتباس، معارضه، تضمین و…. آشنایی داشتهاند ،اگر چه مهمترین این اصطلاحات سرقات بوده که اغلب بلاغیون از جمله ابن سلّام جمحی، جاحظ، آمدی و جرجانی و…. پیرامونش بحث کرده اند»(الأحمر، 2010م 153). «دکتر محمد بنیس این مطلب را بیشتر توضیح میدهد که شعر قدیم عربی از همان دوران جاهلی به ارتباط با دیگر متون علاقه داشته است به عنوان مثال مقدمههایی که شاعران بر ویرانهها میگفتند»(معاش، 2004م 16).
    در موازنه آمدی بین ابوتمّام و بحتری و«متنبّی و خصومه» توسط جرجانی میتوان نمونههای متعددی از تناص در شعر عربی یافت، همچنین مقارنه و تطبیقی که بین شاعران انجام میشود، میتواند به عنوان نمونهای از تناص نام برد و در تعریف آن آمده است«ادبیات تطبیقی یا مقارنه، سیر آداب و فرهنگها را در ارتباطشان با یکدیگر ترسیم و شرح میکند» (غنیمی هلال، بیتا 25).
    دکتر احمد زغبی معتقد است«اقتباس، تضمین، استشهاد، تشبیه و مجاز و امثال آن در نقد عربی قدیم مفاهیم یا اصطلاحاتی هستند که وارد مفهوم بینامتنی در شکل جدید آن می شوند و معنی جدید توسعه و عمق یافته به گونهای که این اصطلاحات را در بر گرفته و عناصر جدید و موضوعات بینامتنی دیگری هم به آن افزوده میشود»(الزغبی، 2000 19).
    ناقدان قدیم عرب چون ابن سلّام در کتاب«طبقات فحول الشعراء»، ابن رشیق قیروانی در کتاب«العمده»، ابن قتیبه در«الشعر و الشعراء»، مبرّد در کتاب«الکامل»، جرجانی در کتاب«دلائل الإعجاز» و برخی دیگر به این موضوع با شیوههای گوناگون اشاره کردهاند؛ به عنوان مثال، جرجانی میگوید«میتوان کلام را از نظر معنایی از صورتی به صورتی دیگر تغییر داد بدون این که چیزی از لفظش تغییر کند یا این که کلمهای را از جایی به جایی دیگر انتقال داد. همین مجال تفسیر و تبیین را گسترده میکند به گونهای که ممکن است یک کلام چند تفسیر را در بر گیرد یا یک بیت را به چند شکل شرح داد»(جرجانی،2004م 374-375).
    شکی نیست که تناص در شکل جدید آن کشف غرب است، ولی این اصطلاح، وحی نیست که از آسمان بر غربیها نازل شده باشد. تناص بر اساس آنچه گفتیم شبیه هوایی است که تنفس میکنیم، در نتیجه تناص پدیدهای قدیمی است و همه فرهنگها از جمله ادبیات عرب آن را با عناوین مختلفی میشناسند. در حقیقت ناقدان قدیمی عرب صراحتاً این لفظ را به صورتی که کریستیوا بیان کرده، نمیشناسند ولی این امر باعث نمیشود که ما تصور کنیم که در ریشههای ادب عربی در مورد آن بحث نشده، زیرا ادبیات عرب از جمله فرهنگهای جهانی است که مسائل مربوط به تناص را بدون بررسی نگذاشته و در مورد آن به تحقیق و پژوهش پرداخته است.
    هر چند تناص مفهومی است که در ادبیات گذشته موضوعیت داشته است اما هیچگاه این اصطلاح نمیتواند دقیقاً معادل عناوین بلاغت قدیم باشد، زیرا تناص یک پدیده است و در هم آمیختن متون را تناص گویند. البته میتوان این اصطلاحات بلاغی قدیمی را مرتبط با تناص یا بینامتنیت دانست، بر این اساس میتوان گفت نشانههای بینامتنی«در نقد عربی قدیم در دو زمینهی بلاغت و نقد ادبی یافت میشود و ناقدان عرب معتقدند که بینامتنی در حوزهی صرف و نحو وارد نمیشود، زیرا ویژگی خاصی در آن وجود ندارد که مرتبط با این قضیه باشد. اصطلاحاتی چون تلمیح، اقتباس و تضمین که در زمینه بلاغت ظهور یافتهاند به بینامتنی اشاره میکنند»(عزام، 2005 37).
    اگر به سراغ ناقدان معاصر عرب برویم میبینیم که آنها نیز به این اصطلاح پرداختهاند«ناقدان معاصر عرب از مفهوم بینامتنی به گرمی استقبال نمودهاند. در مورد آن نظرات مختلفی ارائه دادند همانگونه که ترجمههایشان برای این اصطلاح متفاوت است آنها کتابهایی برای توضیح آن و روشن کردن اشکال، ابزارها و انواع بینامتنی به رشتهی تالیف درآوردند و برخی از آنها کوشیدند ارتباط میان مفهوم معاصر تناص و آنچه که در میراث عربی با عناوین مختلف ذکر شده است را روشن کنند»(الأحمر،2010م 154).
    در میان این ناقدان شاید بتوان عبدالملک مرتاض را یکی از شاخصترین چهرههایی دانست که پیرامون این اصطلاح تحقیقاتی انجام داده و از تمام زوایا آن را بررسی کرده است، وی اصطلاح«تکاتب» را به جای تناصّ پیشنهاد می‌کند(الأحمر،2010م 154). علاوه بر مرتاض میتوان به محمد بنیس اشاره کرد که اصطلاح تناص را همان«متن غایب» میداند. از نظر او«شعر ساختاری زبانی است که از ارتباط با دیگر متنها جدا نیست و این همان متونی است که با اصطلاح«متن غایب» نامگذاری شدهاند»(بنیس، 1988م 85). عبدالله غذامی هم که یکی از پژوهشگران این عرصه است تناص را اینگونه تعریف می‌کند«تناص در اصطلاح یعنی این که چند متن در یک متن دیگر بدون در نظر گرفتن زمان و مکان داخل شوند»(الغذامی،1993م 45)؛ همچنین محمد مفتاح«تناص» را«التعالق النصیّ» یا«پیوند متنی» نام نهاده است و میگوید تناص یعنی «یکی شدن متنهای مختلف با متنی جدید با کیفیتهای گوناگون»(مفتاح،1986م 121).
    با عنایت به آنچه گذشت، تعاریفی که ناقدان غرب و عرب ارائه دادهاند را میتوان در یک جمله خلاصه کرد«تناصّ ترکیبی است از معاوضه و تبادل، گفتگو و مکالمه، به هم پیوستگی، یکی شدن و کنش و واکنش بین دو متن یا چندین متن» (أوکان، 1991م 29).
    شاید بتوان گفت مهمترین دستاورد اصطلاح«بینامتنی» که از نقد غربی وارد نقد عربی شده، این است که اصطلاحات متفرقهی بلاغت قدیم را با تمام ویژگیهای مخصوص به خودشان گردهم آورده است و در یک چارچوب کلی به نام«تناصّ» قرار داده است و باعث نوعی یکپارچگی و وحدت کلمه در تعاریف گستردهی پیشینیان شده است.
    2-2-5 انواع بینامتنی
    همانطور که گذشت تعریفهای گوناگونی برای تناصّ وجود دارد، اما جوهر همه ی آنها یکی است. از دیگر سو در تقسیم بینامتنی نیز نظرات مختلفی وجود دارد که بسیار به هم نزدیکند. در زیر به تقسیمات ارائه شده در این باب اشاره میکنیم.
    دکتر شجاع مسلم عانی تناص را به سه قسمت اصلی تقسیم می‌کند
    «تناص آشکار یا صریح زمانی تناص آشکار است که متونی در متن یا گفتمان نویسنده داخل شدهاند، بخشی از میراث فرهنگی-جمعی باشند که مربوط به یک گروه انسانی معین است، مانند متون دینی، اساطیر محلی، امثال و حِکَم. زمانی که مؤلف به صراحت، گفتارها و متونی که در گفتار خود گنجانده است، اشاره می‌کند تناصّ آشکار است، با این وجود هم تناص نسبی و غیر مطلق است»(العانی، 1999م 82).
    «تناص پنهان این نوع تناص بطور غالب از قبیل تناص تصویری است که در آن مولف سعی دارد گفتمانها و یا بخشهایی از گفتمانهای دیگران را بعد از اضافه کردن ویژگیهای غنی جدید در متن یا گفتار خود ذوب کند، در این نوع تناصّ فرقی ندارد که تناص غیر ارادی یا ارادی باشد، چرا که بر حافظه و معلومات خواننده استوار است» (همان83).
    «تناصّ نیمه پنهان بنای آن بر اشاره(تلمیح) در گفتار نویسنده است-فرقی ندارد این اشاره در عنوان متن باشد یا در خود آن- نویسنده برخی از علامتهایی که خواننده بخصوصی را به مرجعهای متن و منابعش رهنمود می‌کند، را در متن خود میآورد. این گونه از تناصّ بر حافظهی خواننده و نیز وجود یک پیوند مشترک از سنتهای ادبی و فرهنگی بین نویسنده و خوانندههایش استوار است»(همان84).
    از دیدگاه دکتر الیافی تناصّ بر دو قسم است«1) تناص پنهان متنی که ازمتنهای مختلف گرفته شده است و در آن تغییر و تحول ایجاد کردهاند، به گونهای که خواننده آن را درک نکند. 2) تناص آشکار متنی که از اقتباسها و مضمونهای ظاهری و مستقیم استفاده کند و مرجعی مستقل داشته باشد»(الیافی، 1997م 81).
    عبد القادر بقشی یکی از ناقدان برجسته، بینامتنی را به صورت دیگر تقسیم بندی می‌کند«1.تناصّ ظاهری مکالمه و گفتگو بین یک متن با متن دیگر در این نوع تناصّ صریح و آشکار است، تناص در این نوع نقش پررنگتری ایفا میکند مانند معارضات شعری 2. تناصّ ضمنی این نوع بینامتنی در متن مخفی و ضمنی است و جز ناقدی آگاه به کلام نمیتواند آن را درک کند، مانند تلمیح، ایماء، اشاره و رمز و…»(بقشی، 2007م 58).
    دکتر طه وادی نیز تناصّ را به دو نوع تقسیم کرده است و بیشتر جنبهی دینی متون را در نظر گرفته است «1. تناصّ جزئی در سطح عبارت بدین صورت که نویسنده متن جدید را با آیات قرآنی یا حدیث شریف نبوی و یا برخی از عبارات تورات و انجیل یا ابیاتی از شعر تضمین کند 2. تناصّ کلی در سطح ساختار متن بدین صورت که نویسنده شکلی از داستان ملی یا تاریخی یا یک نسخه خطی و یا چارجوب داستان دینی را وام گیرد و یا این که از سیرهی شخصیتی تاریخی یا دینی یا عربی قدیم الهام گیرد»(وادی، 2001م 182-183).
    همچنین حسین جمعه تناص به دو صورت تقسیم بندی کرده است
    مستقیم شامل سرقت، تضمین، اخذ، معارضه، و استشهاد است. در این نوع از بینامتنی خواه متن، تاریخی ، ادبی یا دینی باشد اقتباس متن با همان زبانی است که آیات و احادیث و اشعار و داستانها در آن وارد شده است
    غیر مستقیم شامل مجاز، تلمیح، اشاره، کنایه، نماد و…است و بر فهم خواننده تکیه میکند(جمعه، 2003م 160).
    این نوشته در آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.