مقاله امام حسین (ع) و امام على (ع)

دانلود پایان نامه
  • این گروه بر محور دیدگاه‌هاى شخصى به نام سلیمان بن جریر (یا سلیمان بن خزیمه) شکل گرفتند و تاحدود زیادى به اندیشۀ صالحیّه نزدیک بودند و در مقابل جارودیّه قرار داشتند. این دسته از زیدیه که به دلیل انتساب به سلیمان بن جریر، جریریّه نیز خوانده شده‌اند، همچون دیگر شیعیان، امامت را پس از پیامبر حقّ امام على (ع) خوانده، ولى راه تعیین امام را شوراى مسلمانان مى‌دانستند و معتقد بودند مردم و متقدمان بر امام على (ع) در انتخاب نکردن ایشان خطا کرده‌اند، ولى چون این خطا از روى اجتهاد بوده، موجب کفر و فسق آنان نمى‌شود. ( آقا نوری،1385 ،ص 157 )
    سلیمان که در آغاز بر اندیشه امامیه و جزو آن جماعت بوده در دوران منصور دوانیقى قیام کرده است. ظاهرا مخالفت سلیمان بن جریر با امام صادق (ع) و شیعه امامى به ردّ نظریۀ بداء از سوى او و بدان هنگام بازمى‌گردد که از سوى امام صادق (ع)، اسماعیل به عنوان جانشین ایشان معرفى شد و چون اسماعیل در دوران حیات آن حضرت درگذشت این جانشینى به فرزند دیگر امام یعنى موسى (ع) تغییر یافت و آنگاه از رهگذر اندیشۀ بداء این جایگزینى تفسیر یافت و با علم امام نسبت به آینده-چونانکه از طوایفى از شیعه نقل مى‌شود-سازگارى پیدا کرد. ( صابری، 1392 ، ج2 ، 1388، ص 101 )
    3-4-1-2-3صالحیه ( یا بتریه)
    یکی دیگر از فرقه‌هاى زیدیّه صالحیه است که به آن «بتریّه» نیز گفته مى‌شود. آنان پیروان حسن بن حى، کثیر النّواء و هارون بن سعید عجلى هستند . حسن بن صالح پیشواى فکرى فرقه صالحیه، مردى فقیه و زاهد و متکلّم و محدث بوده است. صالحیه معتقدند که علىّ بن ابى طالب (ع) پس از رسول خدا (ص) برترین مردم و شایسته‌ترین فرد براى امامت است. لازم به ذکر است که از این فرقه در شمار فرقه های معتزله نیز یاد می شود .
    مطلب مشابه :  پایان نامه رایگان درباره ویژگیهای خاص و معماری ایران

  • ایشان مى‌گفتند که مخالفان علی (ع) اهل دوزخ و آتشند، ولى بیعت با ابو بکر و عمر را درست دانسته و دربارۀ عثمان خاموش بودند.
    آنها بدین گونه استدلال مى‌کردند که گرچه على (ع) سزاوارتر و شایسته‌تر از ایشان بود، امّا چون بر آن دو به خلافت سلام گفت بیعت با ایشان جایز بوده است و آن درست به معنى این است که کسى را در کارى حقى بوده باشد و آن را به دیگران واگذارد. (مشکور، 1372، ج1 ، ص 9)
    3-4-2 کیسانیه
    کیسانیٌه، نام یکی از فرقه های شیعه است که چندسال بعد از شهادت امام حسین (ع) به وجود آمد واین گروه اولین فرقه ای بود که از درون تشیٌع انشعاب پیدا کرد وآنان براین باورند که امامت بعداز آن حضرت به برادرش محمد حنفیه رسیده است ومحمد حنفیه همان مهدی موعود است واینکه او نمرده ودر کوه رضوی در اطراف مکه غائب شده است و به زودى باز مى گردد و فرمانرواى زمین مى شود. (نوبختى‏، ،1404 ق‏‏،ص26-27 )
    امام صادق (ع) در برابر این جریان منحرف موضع گرفت و با بیانات و سخنان روشنگرانه خود، ضمن باطل شمردن طرز فکر آنان، این افراد گمراه را که زمینه اصلاح و بازگشت به حق در آنان وجود داشت، هدایت کرد که سیّد حمیرى از جمله ایشان بود.
    کیسانیه طرفداران مختار بن ابی‌عبید ثقفی بودند . مختار برای پیشرفت کار خود،ابتدا شیعیان را دعوت به علی بن حسین(ع)و سپس به‌ محمد حنیفه کرد. اگرچه این فرقه منسوب به مختار است، امّا مورّخان در صحت این ادعا اختلاف دارند.
    از آنجا که کیسانیه معتقدند تاویل مسائل شریعت از امتیازات امام است طبعا عقیده دارند که اطاعت وى واجب است زیرا اطاعت امام اطاعت از قانون الهى است و همین قضیه آنها را از شیعیان معتدل ممتاز میکند.
    گر چه مدارک و اسناد تاریخى روشنى در این مورد وجود ندارد اما برخى شواهد و قراین حاکى از آن است که فرقه کیسانیه, در نیمه دوم قرن اول هجرى در گرایش برخى از ایرانیان خصوصا مردم خراسان به تشیع و در نتیجه اسلام نقش اصلى و مهمی را بر عهده داشته است .
    3-4-3 امامیه
    این نوشته در آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.