مقاله ارتباط معنایی و مراکز فرهنگی

دانلود پایان نامه
  • ب) داستان کوتاه
    « عند الرحیل»، «العالم الضیق»، «موعدنا غدا»، «الرجل الذی آمن»، «الکابوس»، «دموع الأمیر » و..
    ج) دیوان شعر
    «نحو العلاء»، «کیف ألقاک»، «عصر الشهداء»، «أغانی الغرباء»، «مدینه الکبائر»، «لؤلؤه الخلیج»، «مهاجر» و«أغنیات اللیل الطویل»
    د) نمایشنامه
    «علی أسوار دمشق»، «الجنرال علی»، «محاکمه الأسود العنسی»، «الوجه المظلم للقمر»و «حبیبتی سراییفو»
    ذ) کتاب ها و پژوهشها
    «حول الدین و الدوله»، «الطریق الی الاتحاد الإسلامی»، «نحن و الإسلام»، «تحت رایه الإسلام»، «أعداء الإسلامیه»، «المجتمع المریض»، «إقبال الشاعر الثائر»، «الإسلامیه و المذاهب الأدبیه»، «شوقی فی رکب الخالدین»،«لمحات من حیاتی»، «تجربتی الذاتیه فی القصه الإسلامیه» و «رحلتی مع الأدب الإسلامی»
    س) کتابهای پزشکی
    «فی رحاب الطب النبوی»، «الصوم و الصحه»، «مستقبل العالم فی صحه الطفل»، «سلسله المکتبه الصحیه».
    2-1-4 جایگاه نجیب کیلانی در ادبیات معاصر عربی
    بی شک میتوان کیلانی را از جملهی ادبای برجسته و تاثیر گذار ادبیات معاصر ادبیات عرب به حساب آورد. به خصوص در زمینهی ادبیات اسلامی، او یکی از پیشتازان بلا منازع این عرصه به شمار میرود به گونهای که به قول عبد الله طنطاوی میتوان او را پیشوای به حق در ادبیات اسلامی نام نهاد(طنطاوی، 1995م 42). او با آثار متعددش صفحات تازهای در ادبیات معاصر عرب گشود و هم اکنون میبینیم که بیشتر این آثار به زبانهای مختلف دنیا از جمله انگلیسی، فرانسوی، روسی، ترکی، چینی، فارسی، اردو، ایتالیایی و اندونزیایی ترجمه شدهاند. از جمله آثار ترجمه شدهی او به زبان فارسی میتوان رمانهای«مردی که ایمان آورد»، «در جستجوی آزادی»، «شبهای ترکستان»، «قهرمانان شمال» و «قدس در فراق فاروق» را نام برد.
    شخصیت زاهدانه و ساده زیستی کیلانی و نیز دور بودنش از مراکز فرهنگی مهمی مانند قاهره و سکونتش در امارات سبب شده که آنچنان که باید و شاید در میان مردم شهرت پیدا نکند اما واقعیت این است که او نزد ادبا و اندیشمندان اسلامی به عنوان شخصیتی شناخته می‌شود که با آثار هدفمند و متعهد خود از طریق فنون ادبی مختلف مانند داستان، رمان، شعر و پژوهشهای ادبی، موهبتهای خود را در خدمت به اسلام و دعوت اسلامی به کار برده است(قتایه،1983م شماره صفحه؟).
    او از جمله نویسندگانی بود که رمان را از سرزمین خود فراتر برده و با آن در سرزمینهای بسیار گشته و با محیطهای مختلف به تعامل پرداخته است. او با رمان«الظل الأسود» به اتیوپی، با«دم لفطیر صهیون» و«علی أسوار دمشق» به دمشق، با«عمالقه الشمال» به نیجریه، با«عمر یظهر فی القدس» به فلسطین، با«عذراء جاکرتا» به اندونزی و با«لیالی ترکستان» به ترکستان رفته است. کیلانی با این رمانها به بیان مشکلات و بحرانهای این سرزمینها پرداخته و به صورت موفقیت آمیزی توانسته تاریخ، فرهنگ و اوضاع سیاسی و اجتماعی و اقتصادی آنها را به تصویر بکشد.
    «به نظر میرسد از بارزترین ویژگیهای ادبیات کیلانی این است که در آثار خود توجه زیادی بر تمرکز بر مواضع انقلابی و فکری پرمحتوا در تاریخ اسلامی دارد. او با این کار سعی دارد تصویری روشن از تاریخ اسلام ارائه دهد. تصویری که در آثار دیگر داستان نویسان از جمله جرجی زیدان آن را در قالبی تاریخی ساخته و پرداختهی دست کنیزان و جاریه ها و سرشار غدر و خیانت نشان داده شده است»(همان شماره صفحه).
    زمانی که عرصهی نقد ادبی- به جز مواردی معدود- از کتابهایی در زمینهی ادبیات و نقد اسلامی خالی بود کیلانی اقدام به نوشتن کتابهایی در این زمینه نمود و کتابهای«آفاق الأدب الإسلامی»، «الإسلامیه و المذاهب الأدبیه»، «الأدب الإسلامی بین النظریه و التطبیق»، «مدخل إلی الأدب الإسلامی» و«تجربتی الذاتیه فی القصه الإسلامیه» و … را به رشتهی تالیف درآورد. برای همین است که نجیب محفوظ در سال (1989م) از او به عنوان «نظریه پرداز ادبیات اسلامی در عصر حاضر» یادکرد(www.islamonlin.net ). و«انجمن ادبیات اسلامی» نیز در مراسمی از او تقدیر نمود و در میان جمعی از جوانان مسلمان، جایزهی«پیشوای داستان نویسی اسلامی» را به او اهدا نمود(القاعود 1996 3) کیلانی در واقع توانسته است با نوشتن تعداد زیادی داستان و رمان، نمونهای اسلامی در زمینهی رمان و داستان عرضه نماید(همان 13).
    مطلب مشابه :  روابط خانوادگی و اداره مال غیر

  • 2-2 بینامتنی
    یک هنرمند خواسته یا ناخواسته از عوامل متعددی تاثیر میپذیرد و این تاثیر پذیری در آثارش نمایان میشود. متونی که یک نویسنده در سیر مطالعاتی خود میخواند بخش اعظم سرمایهی معرفتی وی را شکل میدهند، بنابراین اثری که نویسنده از خود بجای میگذارد در واقع حاوی متون دیگری است که نویسنده از آنها تاثیر گرفته است.
    «بینامتنی» یا همان«تناصّ» که یکی از گرایشهای نقد جدید به حساب میآید، از تعامل دو یا چند متن با یکدیگر بحث می‌کند. اسلوب بینامتنی ممکن است بر این امر استوار باشد که متن جدید در بردارندهی متون، افکار و شخصیتهای پیش از خود باشد و شاعر، آنها را به گونهای به کار گیرد که در خود ذوبشان کند و از این راه آفاق اسطورهای، دینی و تاریخی در مقابلش باز شود و متن جدید را سرشار از دلالتها و معانی نو سازد. آنچه در تناص مهم است، ساختار ادبی جدیدی است که متن را به گونهای نو ارائه دهد( رستم پور ملکی،1384 17).
    برای توضیح بیشتر مفهوم بینامتنیت، آن را از منظر لغوی، اصطلاحی و نیز از دیدگاه نقد عربی و غربی بررسی کرده و به توضیح انواع آن خواهیم پرداخت.
    2-2-1مفهوم بینامتنی از نظر لغوی
    تناص در لغت از ریشهی«نصص» میآید، این لفظ در معجمهای عربی اینگونه معنا شده است نصّ الشئ رَفَعَه ، نصّ الحدیث إلی فلان رفعه إلیه، نصُّ کلّ شئ منتهاه، نصَّص الشئ حرَّکه(الرازی،2006م 271) و نیز نصّ المتاع جعل بعضه فوق بعض، نصّ الشئ أظهره(الفیروزآبادی،2005م 568) و نیز نصّ الشئ آن را بلندش کرد و برداشت، نصّ الحدیث سند آن سخن را ذکر کرد تا به گویندهاش رساند، نصّ المتاع کالا را روی هم چید، نصّ الشئ آن چیز را تکان داد(معلوف 1384ش 1939) تناصّ مصدر فعل باب تفاعل است، هم معنای مشارکت را میرساند و هم برای متعدی کردن افعال به کار میرود .
    با بررسی فرهنگ لغتهای عربی به ویژه فرهنگهای قدیمی مشخص می‌شود که کلمهی تناص در معنای معاصر آن در آنها یافت نمی‌شود و تنها چیزی که توجه محقق را به خود جلب می‌کند معانی ارائه شده از فعل«نصّ» است که تا حدودی به معنای اصطلاحی تناصّ نزدیک است؛ برای نمونه ابن منظور می گوید نصصت الشئ إذا جعلت بعضه علی بعضٍ(ابن منظور، 1992م ماده نصّ) و نیز فیروز آبادی«انتَصّ» را اینگونه معنا کرده است انقبض و انتَصب و ارتَفع(الفیروزآبادی، 2005م 568) که به معنای ازدحام کردن و جمع شدن بوده و به معنای اصطلاحی تناص نزدیکند، چرا که تداخل متون که مفهوم پایهای بینامتنی است به معنی جمع شدن متون دیگر در متن جدید است. از سویی دیگر کلمهی تناصّ با«النصّ» هم ریشه میباشد که این هم جبنهی دیگری از ارتباط معنایی بین آنهاست، از این نظر که متن اساس عملیات بینامتنی میباشد.
    این اصطلاح در زبان عربی پس از ترجمه کتابهای اروپایی در زمینه نقد متون به کار گرفته شد و همانطور که در ادامه هم میآید در بلاغت قدیم عربی مباحثی نزدیک به این مفهوم وجود داشته است. دکتر حسین جمعه میگوید«تناص مانند دسته چک جدید به جای ارز قدیم است هرچند ظاهرشان با هم متفاوت باشد» (جمعه، 2003م 167) بنابراین «تناصّ» اصطلاحی جدید برای یک ظاهر قدیمی است.
    معادل لفظ «نصّ» یا همان «متن» در زبان لاتینی«text» میباشد که به معنای«بافت یا طرح» است «واژهی متن(text) نزد غربیها دارای دلالت یونانی است و به معنی بافت پارچه میباشد؛ و عربها نیز مانند غربیها کلمهی متن را بافت رنگین از قبیل پوشش و پارچه گلدار ابریشمی و پارچهی یمنی و… معنی کردهاند همانطور که نزد جاحظ، ابن طباطبا، عبد القاهر و… این امر را مشاهده میکنیم»(همان 136).
    این نوشته در آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.