مقاله ادبیات داستانی و شخصیت پردازی

دانلود پایان نامه
  • در این پژوهش بر تقسیمی که دکتر حسین جمعه از تناص ارائه داده است، تکیه نمودهایم چرا که در نظر ما تناص مستقیم و غیر مستقیم بیشتر از دیگر تقسیمات تناص در تحلیل عملیات بینامتنی دینی در یک اثر داستانی راهگشا است.

  • اگر چه با دقت در سایر تقسیمات میبینیم که شباهت و اشتراک زیادی میان آنها وجود دارد و این امر یک همپوشی گسترده میان آنها ایجاد کرده است، اما با توجه به اینکه معمولا بینامتنی دینی در یک رمان به دو صورت اتفاق میافتد؛ یکی درج متون، شخصیتها، حوادث دینی و…توسط نویسنده به صورت مستقیم و سطحی در رمان، که نویسنده آن متون را با همان شکل و زبان اولیه خود بدون تغییر یا با اندکی تغییر در داخل متن رمان و در راستای اهداف فکری و هنری خود بکار میبرد، و دیگری ایراد عقاید، اندیشهها و دیدگاههای دینی به صورت غیر مستقیم و عمیق، که نویسنده از طریق اشاره، نماد، نقاب و… به این امر میپردازد.
    بر این اساس میبینیم که بینامتنی غیر مستقیم دارای متون مرجعی میباشند که مؤلف از آن تاثیر پذیرفته است و رمان را در پرتو آن به صورت هدفمند تالیف کرده است؛ از این منظر مورد اول به بینامتنی مستقیم (سطحی) و نوع دوم به غیر مسقتیم(عیمق) نزدیکتر است، در نتیجه موارد بینامتنی و تحلیل آن تحت عنوان این دو تقسیم گنجانده شده است.
    روشن کردن ارتباط میان متن غایب با متن حاضر دارای قوانین خاص خود است که قوانین بینامتنی گفته می‌شود، و هر نویسنده یا شاعری برای اینکه بینامتنی زیبا و هنرمندانهای را بیافریند و آراء و اندیشههای خود را به صورتی گیرا در ضمن اثر ادبیش بیاورد باید از این قوانین تبعیت نماید، که عبارتند از
    روش(قانون) اول«اجترار یا نفی جزئی؛ یعنی تکرار متن غایب بدون تغییر یا دگرگونی، و این قانون در تبدیل متن غایب سهیم نیست، زیرا متن را تغییر نداده و فقط به ارجاع و بازگشت آن به همان صورتی که بوده اکتفا میکند یا تغییر جزئی و ناچیزی در آن ایجاد میکند به گونهای که به اصل متن زیانی وارد نشود که این امر به خاطر قداست بعضی از متون و منابع، بهخصوص دینی و اسطورهای از یکطرف و قدرت هنری و نوآوری فرد ابداع کننده در فراتر رفتن این متون از نظر شکل و مضمون از طرف دیگر برمیگردد زیرا متون جدید، اسیر متون گذشته است» (فاهم، 2004م 43). «در این نوع از قوانین بینامتنی، مؤلف جزئی از متن غایب را در متن خود میآورد، در واقع متن حاضر ادامهی متن غایب است و کمتر ابتکار یا نوآوری در آن وجود دارد و معمولاً از نظر معنای الفاظ و عبارات موافق با متن غایب است»(عزام، 2005م 118).
    روش(قانون) دوم امتصاص(جذب) یا نفی متوازی«این نوع از قوانین بینامتنی از نوع قبلی برتر است و در نفی متوازی، متن پنهان پذیرفته شده است و به گونهای در متن حاضر بهکار میرود که اصل و جوهرهی آن تغییر نمیکند»(موسی، 2000م 55).
    روش (قانون) سوم حوار(مکالمه) یا نفی کلی، «این نوع از روابط بینامتنی، بالاترین درجهی بینامتنی است و به خوانش آگاهانه و عمیق نیازمند است که متن پنهان را با زیرکی و مهارت دریابیم»(عزام، 2005م 118) بر این اساس، این نوع رابطهی بینامتنی به تلاش فکری نیاز دارد تا معنای متن کنونی کامل شود.
    2-2-6 نقاب
    هر چند اصطلاح نقاب(قناع) به عنوان یکی از انواع اصلی بینامتنی ذکر نشده است اما به علت اشتراکات فراوانی که با بینامتنی دارد میتوان آنرا به مثابهی ابزاری دانست که به وسیلهی آن نویسنده متونی را از کانال آن در متن اصلی میگنجاند یا با توصیفات و شخصیت پردازیهایی که انجام میدهد آن متون را وارد متن خود می‌کند، بنابراین نقاب را نیز میتوان در حیطهی عملیات بینامتنی مورد بررسی قرار داد.
    کلمه نقاب (قناع) در لغت به معانی مختلفی آمده است«گاهی قناع به معنی روسری یا مقنعه و روبنده است و گاهی نیز بر سلاح یا اسلحه، کلاهخود جنگجو یا طبقی از چوب بدون برگ خرما که بر آن میوه گذارند یا بر آن غذا خورند اطلاق می شود»(معلوف، 1384ش ماده قنع). پس نقاب«به معنی حجاب یا وسیلهای است به شکل حیوانات یا اشخاص که بر چهره نصب کنند و شکل حقیقی صورت خود را بدان وسیله مخفی سازند»(داد، 1380 290).
    نویسندگان و شاعران گاه به دلیل محدودیتهای سیاسی یا اجتماعی نمیتوانند آراء و اندیشهها و یا عواطف خود را بیان دارند برای همین است که به اسلوب نقاب متوسل میشوند«نقاب بر چهرهای دلالت میکند که فرد آن را برای خود انتخاب میکند و به خاطر این که با سنت و عرف همگام باشد یا با وضع اجتماعی یا وضعیت روحی خاصی هماهنگی کند، در واقع نقاب انسان همان چهرهی اوست که به وسیلهی آن با جامعه روبهرو میشود»(بسیسو، 1990م 24).
    « نقاب یک اصطلاح نمایشنامهای است که در آغاز قرن بیستم به جهان شعر وارد شد تا وظیفه جدیدی را ایفا کند که با کاربرد آن در زمینهی نمایشنامه یا آیینهای ابتدایی متفاوت باشد»(کندی، 2003 309).
    به این ترتیب نویسنده در پشت چهره و نقاب برخی شخصیتها که بعد نمادین دارند قرار گرفته و مسائلی را که خود از آن رنج میبرد و قادر به بیان مستقیم آن نیست، اینگونه به تصویر میکشد «گاهی شاعر با شخصیتی که به عنوان نقاب از آن استفاده میکند به حد امتزاج کامل رسیده به گونهای که شاعر از طریق شخصیت و با صیغهی ضمیر متکلم سخن میگوید. در این هنگام، شخصیت با نشانههای سنتی خود قادر است جوانب خاص تجربهی او را در برگیرد و شاعر و شخصیت با یکدیگر ترکیب میشوند به گونهای که تمایز و تشخیص بین آنها به سختی امکان پذیر است و هویت جدیدی به دست میآورند به همین خاطر با او متحد میشود و از زبان وی سخن میگوید یا شخصیت را رها نموده و به زبان خود سخن میگوید و از ویژگیهای خود به او میبخشد یا نشانههای آن شخصیت را برای خود به امانت میگیرد»(عشری زاید، 1997م 209).
    بکارگیری اسلوب نقاب برای بیان اندیشهها به گونههای مختلفی انجام می‌شود که در زیر آن را بیان نمودهایم
    نقاب ساده«در این نوع از نقاب، شاعر فقط بر یک شخصیت تکیه میکند و بعد از این که در دورهای از زمان با آن زندگی کرد و آن را جذب نمود و وجودش را در خود هضم کرد و شرایط و دوره و پوشش آن شخصیت را در ذهن خود مجسم نمود، تجربهی معاصرش را با همهی دردها و نگرانیهایش بر آن شخصیت میاندازد. جای شک نیست شاعر به گونهی هنری خاصی از آن شخصیت تأثیر میپذیرد و تعدادی از ویژگیهای او را به دست میآورد و شرایط آفریننده و حالات روحی و معیشتی خود را به آن شخصیت میبخشد، به این ترتیب برای هر کدام از آنها وجود جدیدی شکل میگیرد که استقلال خود را به صورت آشکار کسب میکنند و در تجربهی شعری فرو رفته و آن را بیان میکنند»(کندی، 2003 183)؛ هر چند که شخصیت راوی در این نوع خواه مخالف یا موافق با شخصیت نقاب مطابقت میکند(الصکر، 1999 226).
    نقاب مرکب در نقاب مرکب ممکن است شاعر دو یا چند شخصیت را با ویژگیهای مشابه انتخاب کند و اندیشههای خود را از زبان آنها بازگو نماید و خواننده در نسبت گفتار و اعمال به شخصیتها سر گردان و متردد میماند. «در این نوع نقاب شاعر به وجود صدای خود که دور از صدای نقابش است بسنده نمیکند، بلکه او صدای خود را با صدای شخصیت دیگری میپوشاند؛ و هماهنگی و سازگاری شخصیت مورد نظر با نقاب به لحاظ زمانی یا تاریخی در آن، شرط نیست»(الصکر، 1999 230).
    نقاب ساختگی در نقاب مخترع شاعر با ابتکار خویش شخصیتی اسطورهای را ابداع می‌کند و بار انتقال جنبههای گوناگون تجربههای شعری و آموختههای زندگیاش را بر عهدهی آن شخصیت میگذارد تا وی زبان ناطق شاعر باشد و از این طریق بتواند آنچه را میخواهد بیان کند، شاعر غالبا زمانی دست به ابداع نقاب میزند که نقابهای رایج قادر به بیان مفهوم مورد نظر او نباشند(همان).
    در رمانهای کیلانی مشاهده میکنیم که وی برای بیان دیدگاههای خود از نقاب شخصیتهای مختلفی سود جسته است، گاه شخصت قهرمان داستان، یک پزشک، دعوتگری اسلامی، جوانی مبارز، یا یک عالم دینی و…. بوده، حتی برخی اوقات او پشت شخصیتهای ضدقهرمان هم پنهان شده و بدین صورت به بیان دیدگاههای مخالف پرداخته است.
    2-2-7 بینامتنی دینی
    نویسندگان و شاعران با عنایت به این نکته که دین همیشه جزئی جدایی ناپذیر از جامعه بوده است، از دیرباز در آثار خود متون و مفاهیم دینی را بکار بردهاند؛ این امر در بالاترین سطح خود بگونهای بوده که اثر ادبی پیرامون یک موضوع دینی خلق شده است و گاه هم مفاهیم، اصطلاحات، الفاظ، نمادها، داستانها و شخصیتهای دینی و هرآنچه مربوط به دین است، جهت نمایش یک واقعیت موجود در زندگی، یا به عنوان رمز و نماد و یا با هدف توجیه فکری خواننده در اثر ادبی به کار گرفته شدهاند، و برخی اوقات نویسندگان برای بیان مضامین مورد نظرشان متناسب با عصر و شرایط خود از تداعی آن در قالبهای ادبی خاصی سود جستهاند تا بدین گونه آثار خود را غنیتر سازند.
    بینامتنی دینی که منظور از این، پژوهش است مقصود از آن«تداخل متنهای دینی منتخب از طریق اقتباس یا تضمین از قرآن کریم یا حدیث شریف یا خطبهها یا اخبار دینی با متن اصلی است به گونهای که این متون با ساختار شعری هماهنگ بوده و هدف فکری یا هنری یا هر دو را با هم ایفا میکند»(الزغبی، 2000 37).
    آنچه که ما در این پژوهش به دنبال آنیم، کشف موارد بینامتنی دینی در دو رمان کیلانی، و میزان موفقیت وی در بکارگیری آن در راستای رسیدن به اهداف هنری و فکری و رساندن پیام خود به مخاطب میباشد. ادبیات داستانی عرصهی مناسبی برای عرضهی آراء و اندیشهها و دیدگاههای دینی است و معمولا رمان به خاطر توانایی زیاد در نفوذ به لایههای جامعه به عنوان یکی از اساسیترین ابزارها در این زمینه قلمداد می‌شود، اما مسئلهی مهمی که در اینجا مطرح می‌شود و همواره مورد توجه ناقدان عرصهی ادبیات داستانی بوده است این است که توجیه فکری و بسط دیدگاههای دینی در یک داستان به چه صورتی باید انجام گیرد، و حد و مرز آن کدام است؟
    نزد اغلب ناقدان معاصر اصل بر این است که«داستان یکی از فنون ادبی به شمار میرود که افکار و اندیشهها را از طریق توجیه غیر مستقیم به خواننده منتقل می‌کند»(العرینی، 1989م 287) در این اسلوب از بکارگیری مستقیم مفاهیم و متون دینی در راستای توجیه فکری و تشویق و تحذیر و انتقال دیدگاهها خودداری می‌گردد، بلکه کلیت حوادث داستان، ترسیم شخصیتها، گفتگوها، فضای داستان، نماد و نقاب و امثال آن بگونهای است که خواننده را بدون اینکه احساس کند به سوی آن تفکر سوق داده و او را با نویسنده همنظر میسازد. این امر نیاز به مهارت زیادی در داستان نویسی دارد و دقت و اتقان فراوانی میطلبد. معمولا این گروه از ناقدان نویسندگانی را که از اسلوب توجیه مستقیم استفاده میکنند، به سطحی گرایی، موعظه گویی، خطابه دادن و گزارش نویسی متهم میکنند.(همان 288؛ بریغش، 1974م 11).
    در مقابل این دیدگاه گروهی دیگر از ناقدان قرار دارند که توجیه مستقیم را به شرط اینکه آن اثر ادبی بر اساس فنون و قواعد داستان نویسی تالیف شده باشد امری نه تنها جایز بلکه در ادبیات اسلامی اصلی و ضروری میدانند(همان 11). اهمیت توجیه مستقیم از اینجا ناشی می‌شود که قرآن کریم و احادیث نبوی که برترین نمونههای بلاغت به شمار میروند سرشار از توجیهات مستقیم هستند، چه در اثنای داستانها چه غیر آن، همچنین اصل در توجیه بر این است که مستقیم و صریح باشد مگر زمانی که به خاطر موانع سیاسی، اجتماعی، یا به خاطر مراعات حالات روحی مخاطب به صورت غیر مستقیم بیان گردد. واقعیت هم این است که اگر توجیه مسقتیم را به کلی حذف کنیم داستان بخش عمدهای از قابلیتهایش در انتقال اندیشهها را از دست میدهد.«از ویژگیهای اسلوب مستقیم، وضوح و سرعت تاثیر گذاری در گیرنده است، هنرمند معمولا زمانی از این اسلوب پیروی می‌کند که همفکرانش را مخاطب قرار دهد کسانی که در اصول و مبادی با وی مشترکند»(العرینی، 1989م 287).
    آنچه که پس از بررسی برای ما مشخص می‌شود این است که بکارگیری روش توجیه مستقیم در ذات خود سبب ضعف داستان نیست، آنچه که مرتبهی داستان را پایین میآورد؛ آوردن این توجیهات به صورتی غیر فنی در داستان و انباشته کردن متن از آیات و احادیث و مواعظ و یا دیدگاههای نویسنده بدون رعایت اصول داستان نویسی میباشد و گرنه توجیه مستقیم اگر در جای خود و هنرمندانه بکارگرفته شود بر گیرایی داستان می‌افزاید و نشانهای از قوی بودن آن خواهد بود.
    این نوشته در آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.