مقاله اختلافات سیاسی و محمد نفس زکیه

دانلود پایان نامه

در سال 133ه‍ ق رومیان بر ارمنستان تاختند. این جنگ‌ها در سال 134 ه‍ . ق نیز ادامه داشت اما بیشتر جنگ‌ها محدود بوده است.

  • 2-8-3مشکلات و خط مشی امام صادق(ع) در برابر حاکمان زمان
    روش ائمه علیهم السّلام در مقابل حکومت‌هاى زمان، در اوضاع سیاسى و اجتماعى متفاوت تغییر مى‌کرد. در طول تاریخ اسلام، ائمه، گاه با قبول صلح با جابران، از تفرقه مسلمانان جلوگیرى مى‌کردند که روش امام حسن (ع) مصداق و گواه روشن این مطلب است. گاهى نیز در میدان مبارزه، نیاز بود حق را با غلبه خون بر شمشیر اثبات نمایند و امام حسین (ع) چنین کرد. گاهى هم به مقتضاى زمان و دیکتاتورى سیاسى و استبداد فکرى حاکم بر جامعه، ائمه تقیّه پیشه مى‌کردند و در خلوت عبادت و زمزمه نیایش، حقایق را به گوش معدود شنوندگان خاص مى‌رساندند که سیره امام سجاد (ع) چنین است. هرگاه نیز دشمن را در غفلت رقابت‌هاى سیاسى مشغول مى‌دیدند و یا به عللى فضاى سیاسى بازترى ایجاد مى‌شد، زمینه آموزش‌هاى فرهنگى و عقیدتى را فراهم مى‌ساختند و از فرصت به دست آمده براى آگاهى مردم و تبلیغ مذهب شیعه استفاده مى‌کردند. امام جعفر صادق (ع) و امام محمد باقر (ع) چنین کردند(ترکمنی آذر، 1383، ج1 ، ص 59 ) .
    امام صادق (ع)در دو دوره اموى و عباسى با مشکلات بسیار مواجه بود. در روزگار امویان امام در معرض خطرات طوایفى قرار داشت که همواره علیه آل محمد توطئه مى‌کردند و در انتظار فرصتى براى نابودى آنان بودند. در این دوره امام استوانۀ خاندان نبوت و بزرگ بنى هاشم و شخصیتى برجسته از خاندان محمد بود، و یکى از رجال امت به شمار مى‌آمد که چشم مردم به او دوخته شده بود و حکومت روى او حساب مى‌کرد (حیدر،1360 ، جلد1 ، ص 65 ) .
    آن حضرت در کانون آن فضای نا آرام و آشوبناک و پر از فساد و تباهی می زیست و بیش از همه و نزدیک تر از همه با رنج مردم آشنا بود . حکومت او را چنان محاصره کرده بود و با مراقبت شدید اورا محدود ساخته بود که هیچ کاری نمی توانست انجام دهد . اما به رغم همه ی این ها او شانه از رسالتی که بر دوش داشت ،خالی نکرد (حیدر ،جلد 2 ص 46) .
    امام صادق (ع) از آن جهت که پیشوای زمان خویش بود ، به نصیحت گروه های مختلف جامعه می پرداخت و همواره در راه اصلاح جامعه جهاد می کرد تا امت را از دست کسانی که آن را به فساد و تباهی می کشاندند ، رهایی بخشد . آن حضرت سال های مدید و همزمان با حاکمان بسیاری زندگی کرد ولی در برابر آنها تسلیم نشد و نتوانستند او را منحرف سازند (حیدر ، ج 1 ،صص 166-167 ) . امام صادق (ع) می گفت ” دوست ندارم برای ظالمان حاکم حتی گره ای بزنم یا در مَشکی را ببندم و یا کلمه ای بنویسم .چون ظلم و یاران ظلم روز قیامت درچادر بزرگی از آتش هستند تا خداوند بین بندگان قضاوت کند (کلینی، ج5 ،،ص 107 ) .
    2-8-4کناره گیری از مناقشات سیاسی
    امام ششم شیعیان پس از آن که از شرایط سیاسى و اجتماعى محیط آگاه شد و واقعیت‏ سیاسى را که امت در آن مى‏زیست و قدرت و امکانات او را که مى‏توانست ‏با آن روبرو شود و مبارزه سیاسى را آغاز کند شناخت ؛ قیام به شمشیر و پیروزى مسلحانه و فورى را براى بر پاداشتن حکومت اسلامى کافى ندید، چه برپاى داشتن حکومت و نفوذ آن در امت ‏به مجرد آماده ‏کردن قوا براى حمله نظامى وابسته نبود، بلکه پیش از آن بایستى سپاهى عقیدتى تهیه مى‏شد که به امام و عصمت او ایمان مطلق داشته باشد وهدفهاى بزرگ او را ادراک کند و در زمینه حکومت از برنامه او پشتیبانى کرده و دست‏آوردهایى را که‏ براى ‏امت ‏حاصل‏ مى‏گردید پاسبانى نماید.
    امام صادق (ع) سعی می کرد خود از مسائل و اختلافات سیاسی میان امویان و عباسیان و دیگر گروهها کناره گیری کند . تلاش انقلابیون در دوران مبارزه بر علیه بنی عباس این بود که از وجود مبارک آن حضرت به نفع خود استفاده کنند و آن حضرت را در جلسات خود شرکت دهند، ولی ایشان در حد امکان شرکت نمی کرد و چنانچه مصلحت را در شرکت کردن می دید، موضعی برمی گزید که دیگران نتوانند از آن سوءاستفاده کنند.
    ازاین‌رو، آن حضرت تصمیم گرفت صرفا به علم روى آورد و همانند آنچه عموزادگانش، محمد نفس زکیه و برادرش ابراهیم بن عبد اللّه کردند، خود را سرگرم دعوت به خلافت نکند و رهبرى پیروانش را براى پایان دادن به قدرت امویان و عباسیان به دست نگیرد (لیثی، 1384 ،ج1، ص240) .
    عده‌اى از شیعیان افراطى و گروه زیادى از مسلمانان ناراضى از سیاست مسالمت‌آمیز امام صادق (ع) و اشتغال مستمرّ ایشان به امور دینى ناراضى بودند و آنان چنین مى‌پنداشتند که امام باید برضد حکومتهاى جور، قیام مسلحانه نماید و آنان جهاد و قیام مسلحانه را براى شیعه و امام شیعیان یک استراتژى ثابت و دائمى مى‌دانستند  (الهامی، داود، ، ،ج1 ، ص 375 ) .امتناع امام از دخالت و بهره‌بردارى از موقعیت، عکس‌العمل‌هاى گوناگونى را در میان مردم به وجود آورد. عده‌اى از هواداران وى بى‌مجامله مى‌گفتند که در آن وضعیت ، سکوت و عدم قیام براى او حرام است (کلینى، ج ٢، ص ٢٢٢) . دیگران فقط اظهار یأس و ناامیدى مى‌کردند که وجود چنین موقعیت مناسب روزگار رهایى و دوران طلایى موعود شیعیان همچنان دور به نظر مى‌رسد ( همان ،ج1 ،ص 368 ) .
    شهید مطهرى درباره ‏دو رویکرد متفاوت امام صادق و امام حسین علیهماالسلام ‏مى‏فرماید: امام حسین (ع) بدون پروا، با آن که قراین و نشانه‏ها حتى گفته‏هاى خود آن حضرت حکایت مى‏کرد که شهید خواهد شد، قیام‏ کرد ولى امام صادق (ع) با آن که به سراغش رفتند، اعتنا ننمود و قیام نکرد، ترجیح داد که در خانه بنشیند و به کار تعلیم و ارشاد بپردازد.
    شاید سوال بسیار مهمی که ذهن هر خواننده‌ای را به خود مشغول می‌کند این باشد که‌ چرا امام صادق (ع) مانند سایر ائمه پیش از خود و از جمله امام حسین (ع)به حرکت سیاسی و یا حتی شدت عمل نظامی اقدام نکرد و راه جدید و بسیار موفق علمی را انتخاب نمود؟
    شهید مطهری اینگونه به این سوال پاسخ می دهد : » زمان امام صادق (ع) از نظر اسلامى یک زمان منحصر به فرد است، که انقلابها و نهضت هاى فکرى بیش از نهضت هاى سیاسى مشاهده مى‏شود؛ در حالى که زمان امام حسین (ع) اختناق کاملى حکم فرما بود؛ به شکلى که اگر امام حسین (ع) قیام نمى‏کرد باید انزوا اختیار مى‏کردند؛ ولى در زنده ماندن امام صادق (ع)، رهبرى فکرى و عقیدتى دنیاى اسلام و جهت دادن به سرنوشت اسلام مطرح بود. در زمان امام حسین (علیه السلام) فقط یک مسأله براى دنیاى اسلام مطرح بود و آن خلافت بود، خلافت به معنى همه چیز بود و بر جمیع شؤون، نظارت کامل داشت و براى همین مى‏بینیم که از زندگى امام حسین (علیه السلام) تا قیام حضرتش نمى‏توان هیچ سراغى و خبرى از امام حسین (علیه السلام) گرفت و اگر حضرت همان طور تا پنجاه سال هم زندگى مى‏کرد وضع همینگونه بود. اما در اواخر دوره بنى امیه و در زمان بنى عباس اوضاع، شکل دیگرى به خود گرفته بود؛ اولا آزادى فکرى در مردم پیدا شد و ثانیا: شور و نشاط علمى کم سابقه‏اى پدید آمد، که این نشاط علمى عوامل مختلفى داشت از جمله: محیط صد در صد اسلامى و تشویق‏هاى اسلام به طلب علم، ورود نژادهاى غیر عرب که در اثر فتوحات گسترده، تازه مسلمان شده بودند و مى‏خواستند ماهیت اسلام را بیشتر و بهتر بشناسند و بیشتر هم تعمق مى‏کردند، اعتقاد به جهان – وطنى اسلامى؛ یعنى همه مناطق مسلمان نشین را وطن خود مى‏دانستند و نیز وجود تسامح دینى و همزیستى با اهل کتاب که اغلب اهل علم بودند و مسلمانان از آنها به خوبى استفاده مى‏کردند « (شهید مطهرى، صص67 و 68 ) .
    2-8-5امام صادق(ع) و قیام ها
    امام صادق (ع) خود علناً، در قیامهایی که به مخالفت با امویان و عباسیان و عمال آنان برپا می شد، شرکت نمی کرد، اما برخی از آنها را، به روش خود، تأیید می نمود. از قیامهایی که مورد تأیید امام صادق(ع) قرار گرفت، قیام خونین زید بن علی ، پسر امام زین العابدین «ع» و نوه امام حسین «ع» بود، که دنباله «نهضت حسینی» به شمار می رفت.
    قیامهای دیگر شورشیان و سادات نیز، که به منظور «امر به معروف» و «نهی ازمنکر»، از بین بردن حکومت ظلم و ستم بر پا می شد، مورد تأیید امام صادق(ع) بود . از این رو، شعله درگیری و مبارزه عملی و جهش های سیاسی، هیچگاه خاموش نشد .
    مطلب مشابه :  مقاله درمورد استانداردهای حسابداری و اصول حاکمیت شرکتی

  • 2-8-6امام (ع) و قیام نفس زکیه
    محمد بن عبد الله مشهور به « نفس زکیه » در بین علویان بیشترین فعالیت را برای کسب خلافت داشت . در بین مردم شایع شده بود که وی مهدی است . نفس زکیه از بیعت با بنی عباس خودداری کرد . در سال 145 هـ . ق. تعدادی از بنی هاشم و علویان را گرد آورد و قیام خود را از مدینه بر ضد منصور عباسی شروع کرد که به شدت سرکوب و رهبر قیام نیز کشته شد .
    امام (ع) با قیام نفس زکیه به عنوان قیامى ضد ستمگرى (نه به عنوان قیام مهدى آل محمد (صلّی الله علیه وآله) موافق بوده است آن حضرت ضمن پیش بینی نتیجه قیام دعوت آنان را نپذیرفت و در شب قیام از شهر مدینه خارج شد و فرمود : ” از این حادثه « قیام محمد بن عبدالله» کسی نجات می یابد که از مدینه سه شب راه پیموده باشد و امام (ع) تا پایان قیام در « طیبه » ماندند .
    فصل سوّم
    پایگاه سیاسی و اجتماعی شیعه در عصر امام صادق (ع)
    این نوشته در آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.