مقاله احساس مسئولیت و ذخایر نفتی

دانلود پایان نامه
  • از دیگر مظاهر توجیه مستقیم انتخاب موضوعی برای داستان است که مرتبط با دیدگاه نویسنده باشد، یا اینکه عنوان داستان را طوری انتخاب کند که خواننده را بر رویکرد فکری خود آگاه سازد، همچنین«نویسنده برای تفسیر یکی از حوادث داستان، یا توصیف یک شخصیت و یا یک موضعگیری خاص در پهنهی داستان وارد شده و دیدگاه خود را به صورت مستقیم بیان میدارد بدون اینکه به اسلوبهای پیچیدهای پناه ببرد تا آن را سپری برای دیدگاه خود قرارد دهد»(همان 292).
    در این پژوهش موارد توجیه مستقیم را در زیر مجموعه بینامتنی سطحی قرار دادهایم و توجیه غیر مستقم را نیز در زیر مجموعهی بینامتنی عمیق آوردهایم. البته تذکر این نکته لازم است که بینامتنی مستقیم به معنای توجیه مستقیم نیست، چرا که گاه نویسنده از متن غایب در راستای توجیه فکری استفاده نمی‌کند و ممکن است در این بینامتنی هدف دیگری دنبال کند، مثلا زمانی که متن دینی از زبان شخصیتی باشد که آن را در جهت مخالف مفهوم اصلیش بکار میبرد.

    فصل سوم
    تجزیه و تحلیل
    در این فصل به تحلیل بینامتنی دینی در این دو رمان میپردازیم، برای این منظور هر یک از رمانها را به صورت مستقل در یک بخش جداگانه آوردهایم و بینامتنی را نیز در دوسطح بینامتنی مستقیم(سطحی) و بینامتنی غیر مستقیم (عمیق) مورد بررسی قرارد دادهایم.
    3-1تحلیل بینامتنی دینی در رمان«عمالقه الشمال»
    قبل از پرداختن به موارد بینامتنی دینی در این رمان لازم است خلاصهای از حوادث رمان را بیاوریم و نیز نگاهی داشته باشیم به سبک هنری و رویکرد اسلامی کیلانی در این رمان.
    3-1-1 خلاصهای از حوادث رمان
    رمان«عمالقه الشمال» در نیجریه اتفاق میافتد. این کشور، بزرگترین کشور اسلامی در آفریقا میباشد. جمعیت نیجریه بالغ بر صد و سی و چهار ملیون نفر می‌شود که 250 تیره و قبیله با دین، فرهنگ، زبان و عادات و رسوم مختلف را شامل می‌شود. پس از«هوسا» که بزرگترین قبیله در این کشور است قبایل«ایبو»، «یوربا» و«فولانی» قرار دارند(بختیاری1386ش 95). ورود اسلام به این کشور از شمال آن کشور و به واسطهی تجار مسلمان و در قرن هفتم صورت پذیرفته است، اما مسیحیت در طی فعالیتهای تبشیری و نیز حضور تاریخی استعمار در آن کشور رخنه نموده است.
    نیجریه کشوری با بافت فرهنگی، قبیلهای و دینی متنوع است که به طور عمده ساکنان این کشور را سه طیف متفاوت از هم تشکیل میدهد؛ طیف مسلمانان که پراکندگی آنان در شمال آن کشور و بیشتر در قبایل حوصه یا«هوسا» میباشد و اکثریت جمعیت این کشور را تشکیل میدهند، بعد از مسلمانان مسیحیان که حدود 45% از جمعیت را به خود اختصاص دادهاند و بیشتر از قبایل ایبو میباشند و بعد از آنان بومیان این سرزمین هستند که بر دین بت پرستی باقی ماندهاند(www.nigerianembassyiniran.com).
    رمان«عمالقه الشمال» در میان سالهای(1965-1970م) اتفاق میافتد؛ سالهایی که نیجریه شاهد تحولات سیاسی وسیعی در سطح کشور بود. در سال(1967م) پس از یک سلسله تحولات و اعلام جدایی منطقهی بیافرا از نیجریه توسط ژنرال«اوجوکو» جنگ داخلی نیجریه آغاز گشت که در جریان آن و حتی پس از خاتمه آن بین 1 تا 3 میلیون نیجریهای اغلب به دلیل گرسنگی جان خود را از دست دادند. علت اصلی این جنگ وجود ذخایر نفتی در منطقهی بیافرا بود که جدایی طلبان سعی در به اختیار گرفتن آن داشتند، اما این جدایی طلبی با مخالفت دولت مرکزی روبه رو شده و جنگ شدیدی بین آنها در گرفت و سرانجام جدایی طلبان بیافرا به زانو درآمده و تسلیم می‌شدند(افتخاری، 1390ش).
    موضوع اصلی داستان، مقاومت مردم نیجریه و در رأس آنها مسلمانان آن کشور در مقابل تفرقه افکنیهای استعمار است که با استفاده از ابزار تبشیر سعی در تجزیهی آن کشور به سه قسمت شمالی (مسلمانان هوسا)، جنوبی (مسیحیهای قبایل ایبو) و غربی (قبایل بومی یوربا) داشتند (الکیلانی، 2005 م 64).
    شخصیت اول رمان و قهرمان آن فردی است به نام «عثمان أمینو» که رمان هم از زبان وی روایت می‌شود. او جوانی متعهد و پاکدامن و یک دعوتگر اسلامی است. شغلش هم تجارت حیوانات اهلی بوده و به صورت مجرد زندگی می‌کند. او دوستی به نام«نور» دارد. «نور» جوانی است که از پیروی از خواستههای نفسانی و شهوات ابایی نداشته و شخصیت او در طول رمان بین درستکاری و انحراف در نوسان است و این نوسان ادامه پیدا می‌کند و در نهایت هم به سقوط کلی وی منجر می‌شود. «نور»، «عثمان» را به رفتن به محلات تازه ساخت شهر و سینما دعوت می‌کند و«عثمان» بعد از مدتی کلنجار رفتن با خودش در نهایت قانع می‌شود که او را همراهی کند. در آنجا«عثمان» ناخواسته با دختری به نام«جاماکا» آشنا می‌شود. «جاماکا» از قبایل یوربا بوده و زمانی که به عنوان پرستار در بیمارستان کار میکرده تحت تاثیر تبلیغ مبشران به مسیحیت گرویده است. «عثمان» در این دیدار مهر وی را به دل گرفته اما به دلیل اینکه او مسیحی است و«عثمان» هم بالطبع چون یک مبلغ مسلمان است این اختلاف عقیده را مانعی بر سر راه خود میبیند.
    دلبستگی«عثمان» به«جاماکا» یک نزاع و کشمکش درونی را برای وی درست می‌کند که تا آخر رمان هم ادامه دارد.«جاماکا» او را به ازدواج دعوت کرده اما«عثمان» این درخواست را رد می‌کند. سرانجام«عثمان» برای مشورت به«شیخ عبدالله» مراجعه می‌کند؛ او که از شخصیتهای اصلی رمان است و تقریبا تا آخر هم در پهنهی رمان حضور پررنگی دارد«عثمان» را به رفتن به جنوب و دعوت به اسلام رهنمود می‌کند.
    حوادث اصلی رمان از این سفر«عثمان»شروع می‌شود، زمانی که«عثمان» همراه با «عبدالرحیم» به شهر لاگوس و از آنجا به میان قبایل بومی میروند و خطراتی در این راه متحمل میشوند.«عبدالرحیم» هم یک دعوتگر اسلامی است که«عثمان» را همراهی می‌کند. هنگامی که به میان یکی از قبایل میرسند در آنجا به صورت غیر منتظره با یک کشیش برخورد میکنند که برای تبلیغ به آن مناطق آمده و تعدادی از ساکنان آن مناطق را به دین مسیحیت درآورده است.«پدر تام» که شخصیت دیگر رمان است یک مبشر سالخوردهی غربی است که در نقطه مقابل«عثمان» میایستد.
    تقریبا هم زمان با این سفر درگیریها هم در نیجریه شعلهور می‌شود و طرفداران«ایرونسی» که یک فرماندهی مسیحی است کشتارهای وسیعی از مسلمان را مرتکب میشوند و در جهت براندازی دولت«احمدوبیللو» که از مسلمانان آن کشور است شورش میکنند و این جاست که«عثمان» به شمال برمیگردد و همراه با مسلمانان در مقابل این توطئهها به مقابله میپردازد و یکی از فعالین در عرصهی وحدت کشور می‌شود. با کشته شدن«احمدو بیللو» و پیروزی«ایرونسی»، «عثمان» هم به زندان میافتد. در زندان شخصیتهای علمی، سیاسی و دینی زیادی وجود دارند، علاوه بر«عبدالرحیم» و«شیخ عبدالله»، «نور» هم به جمع زندانیان اضافه می‌شود اما بعد از مدتی «نور» با قول همکاری راه خیانت را در پیش گرفته و آزاد می‌شود.
    در زندان به طور ناگهانی«جاماکا» به ملاقات«عثمان» آمده و او را از مسلمان شدن خود خبردار می‌کند و اینکه اسمش را به«سعیده» تغییر داده است. «سعیده» با این کارش تحت فشار و آزار مبشران قرار گرفته و از بیمارستان اخراج می‌شود. در این بین حکومت«ایرونسی» سقوط کرده و«عثمان» هم پس از رهایی از زندان همراه«عبدالرحیم» برای یافتن«سعیده» و نیز تبلیغ اسلام راهی زادگاه«سعیده»می‌شود، اما متوجه می‌شود که قبیله «سعیده» هم به مسیحیت گرویدهاند.
    بعد از مدتی شورش«اوجوکو» حاکم نظامی اقلیم شرقی هم شروع شده و«عثمان»نیز از روی احساس مسئولیت به جمع مبارزان میپیوندد. در این میان است که قبیلهی«سعیده» هم اسلام میآورند، بعد از پیروزی مقابل«اوجوکو» تا اندازهای آرامش به کشور برمیگردد و«عثمان» نیز با«سعیده» ازدواج میکند. کیلانی پایان داستان را خاموش شدن شورشها و بازگشت امنیت به نیجریه و همزمانی آن ازدواج«عثمان» و«جاماکا»قرار داده است. این پایان نمادی از از این موفقیت است، چرا که«عثمان» و«جاماکا» هردو نمادی از مردمان این سرزمین هستند، همچنانکه در بخش نماد به این قضیه اشاره خواهد شد.
    3-1-2 نگاهی به سبک هنری رویکرد اسلامی در این رمان

    مطلب مشابه :  مقاله رایگان با موضوع ایران و ترکمنستان و سازمان ملل متحد

  • رمان«عمالقه الشمال» از مشهورترین رمانهای نجیب کیلانی و در زمرهی رمانهای تاریخی وی قرار دارد که آن را در مورد مسلمانان غیر عرب زبان نوشته است. این اثر یکی از مهمترین و پختهترین کارهای کیلانی به شمار میآید(خلیل، 1981م 214).
    رمان از دید اول شخص مفرد روایت می‌شود و کیلانی برای این کار شخصیت«عثمان» را که قهرمان داستان است انتخاب می‌کند این زاویه دید«یک فضای شعری هیجان انگیزی را در بسیاری از آثار او به وجود آورده و خواننده را با خود در دل حوادث و روند جریانات همراه می‌کند»(همان 220).
    از نقاط قوت در سبک هنری این رمان این است که نویسنده تا حد زیادی توانسته از گزارش مستقیم رویدادها و تحلیل مواضع شخصیتها اجتناب ورزد و بجای آن به بکارگیری گفتگوهای کوتاه و پرمغز روی نماید.(یاسین، 1416هـ)
    در مورد شکل فنی این داستانها کیلانی اینچنین میگوید«شکل فنی در این داستانها تقریبا کلاسیک است، اما خود داستان حاوی گفتگوها و حوادث و شخصیتهای خاص خود است که ما را به یاد ادبیات جهانگردان اروپایی می‌اندازد که کارهای هنری زیبایی در مورد هند، سرزمینهای آفریقایی، چین، شرق آسیا، و عربستان و مصر تالیف میکردند، با این تفاوت که آنها از دیدگاه هنری محض و در جستجوی عجایب و غرایب به نوشتن روی می‌آورند»(الکیلانی، 1991 50).
    عماد الدین خلیل در رابطه با سبک هنری داستان میگوید«آنچه عمالقه الشمال را پربار ساخته وجود عناصر دراماتیک در آن است؛ کشمکشی که از بارزترین و اساسیترین اجزای داستان به شمار میآید»(خلیل، 1981م 220) کشمکش«عثمان» با خودش، با دوستش«نور»، کشمکش میان قبیله هوسا و ایبو، کشمکش بین مسلمانان و مسیحیان و بتپرستان و در نهایت کشمکشی سیاسی بین نیجریه و گرگهای استعمار و صهیونیستها که سعی در تجزیه کشور دارند(همان 221).
    این نوشته در آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.