مدیریت منابع انسانی و مهارت های اجتماعی

دانلود پایان نامه

الف – مدیر باید اطمینان نماید که سازمان وظیفه تولید محصول و یا خدمات را بطور موثر انجام می دهد. او باید عملیات و نحوه تداوم آنرا طراحی کند و نیز باید سازمان را به طریقی نظام یافته در مقابله به محیط متغیر خود هماهنگ سازد.

  • ب – مدیر باید اطمینان یابد که سازمان مقصود و هدف آنهایی را که بر بقای آن کنترل دارند و یا اثر می گذارند، تامین نماید.
    به دلیل قدرت و اختیارات رسمی که مدیر دارد، وی باید هدف اصلی دیگری رانیز به انجام برساند. او باید رابط اصلی بین سازمان و محیط باشد و مسئولیت عملیات نظام سازمانی خود را به عهده گیرد. در اینجا جهت رسیدن به یک نتیجه گیری مطلوب از مباحث مطرح شده درباره وظایف مدیر ضروریت یک دسته بندی از این تئوری ها، ارائه می شود.
    9-1-2- مدیریت موفق و موثر
    مدیریت موفق و مؤثر عبارت است: از کسب اهداف سازمانی یا چیزی بیش از آن.”ویلیام جمیز”با تحقیقی که درباره انگیزش انجام داد، به این نتیجه رسید که کارکنان ساعتی ، تقریباً با میزان کاری در حدود20الی 30 درصد توانایی یشان می توانستند شغل خود را حفظ کنند و اخراج نشوند؛ این تحقیق همچنین نشان داد که اگر کارکنان، انگیزش بیشتری داشته باشند تفریباً با 80 الی 90 درصد توانایی خود، کارمی کنند . مدیری که بتواند حداقل کار مورد قبول را با استفاده از امکانات مدیری مانند : توبیخ ، کسر حقوق و …. فراهم سازد ؛ مدیر موفق نامیده می شود ولی مدیر مؤثر کسی است که بتواند 80الی 90درصد توانای های افراد را به کار گیرد.
    1-9-1-2- چگونه می توان مدیرموفق ومؤثری بود ؟
    برای موفق و مؤثر بودن ، توانای های ذاتی و اکتسابی معینی لازم است . مدیر مؤثر نیاز به توانایی های فنی ، انسانی ادراکی ، طراحی و حل مسائل دارد . یک مدیر موفق ، نگرش و انگیزه های معینی دارد. پاداش های سازمانی(اضافه حقوق ، ارتقاء و…)و جو سازمانی بر انگیزه و انگیزش وی اثر دارد . یکی دیگر از موفقیت ها، رویدادهای پیش بینی نشده و امدادهای غیبی است ؛ زیرا همیشه توانایی های افراد نیست که برای ایشان موفقیت می آورد . بررسی میزان موفقیت و مؤثر بودن هر مدیر بر اساس دیدگاه و معیارهای سازمانی صورت می گیرد.
    2-9-1-2- الگوی نقش های مدیران اثربخش و موفق:
    برخی از صاحبنظران، مدیریت اثربخش و عملکرد مطلوب را تابعی از شیوه رفتاری مدیران می دانند. به همین جهت پژوهش های چندی انجام شدند تا رابطه بهبود عملکرد را با الگوهای رفتاری مدیران تعیین نمایند. بزعم این گروه از پژوهشگران یک سازمان زمانی می تواند اثربخشی خود را افزایش دهد که مدیران آن سازمان دارای الگوهای رفتاری اثربخش باشند(Luthans,1988:127-132).
    در حقیقت شاید بهتر باشد به جای مطالعه شاخص های اثربخشی، به مطالعه نحوه انجام وظایف یا نقش های مدیران پرداخته شود. چرا که این نوع مطالعه به تشریح چرایی عملکرد تاکید دارد. به عبارت دیگر علل رکود و یا رونق شاخص های اثربخشی و کارایی را باید در ماهیت کاری مدیران جستجو نمود(Ibid, 132).
    3-9-1- 2- الگوی رفتاری مدیران موفق:
    برای پاسخ به اینکه مدیران کامیاب و موفق چه کارهایی را انجام میدهند تکنیک هایی مختلفی وجود دارد.بطور مثال مقایسه توصیفی و ضریب همبستگی از جمله این تکنیک ها است.در غالب مطالعات انجام شده ملاحظه می شود که فعالیت شبکه سازی از اساسی ترین دلایل موفقیت مدیران است. همچنین در تحلیل مقایسه ای ملاحظه می شود که مدیران بسیار موفق نسبت به مدیران کمتر موفق بیشتر به شبکه سازی می پردازند. این بدان معنا است که شبکه سازی و توسعه روابط با ذی نفعان محیطی عامل بسیار مهمی در پیشرفت و کامیابی سازمان است. مدیران موفق زمان وکوشش بسیاری را جهت توسعه روابط اجتماعی، تعاملات سیاسی و روابط با عوامل خارج از سازمان صرف می کنند. از طرفی این مدیران زمان کمی را صرف وظایف سنتی و یا مدیریت منابع انسانی می کنند(Luthans,1988:129). با نگاهی اجمالی به سبک و سیاق رفتاری مدیران موفق می توان موارد زیر را دریافت(فرهی، 1375: 150-149):
    مدیران موفق احساس تعهد را تا حد یک بصیرت مشترک و هدف استراتژیک در زیردستان القا می کنند.
    مدیران موفق کارها را به منظور استفاده کارا از منابع و کارکنان موجود در جهت کسب هدف سازماندهی می کنند.
    مدیران موفق شبکه ای از منابع اطلاعاتی و متحدان بالقوه ایجاد می کنند.
    مدیران موفق برای پی بردن به مشکلات و استفاده از فرصت ها، عملیات ومحیط خارجی را تحت نظارت و کنترل خود می گیرند.
    مدیران موفق در برخورد با مسائل و مشکلات، قاطعانه اقدام می کنند.
    مدیران موفق انتظارات هر نقش را برای زیردستان مشخص می کنند، بدون اینکه حوزه مدیریتی آنان را کوچک کنند.
    مدیران موفق کار تیمی را مورد تشویق قرار می دهند.
    مدیران موفق توسعه مهارت ها و اعتماد به نفس در زیردستان را از طریق ترکیبی واگذاری اختیار، مشاورت و رایزنی، آموزش و مربیگری، آگاه سازی و اطلاع رسانی، شناخت و تشخیص و حمایت و پشتیبانی انجام دهند.
    در سال های اخیر برخی از مدیران سازمان ها مهارت های سیاسی و مهارت های اجتماعی را از جمله عوامل رشد و موفقیت به شمار می آورند.
    4-9-1- 2- الگوی رفتاری مدیران اثربخش:
    مطلب مشابه :  دانلود پایان نامه سازمان کنفرانس اسلامی و تروریسم بین المللی

  • شاید بتوان این سوال که” مدیران اثربخش چه می کنند” را مهم تر از سوال”مدیران موفق چه می کنند” دانست. نتایج پژوهش های به عمل آمده در خصوص مطالعه الگوهای رفتاری اثربخش حاکی از آن است که مدیران اثربخش به روابط کاری و فعالیت های مدیریت منابع انسانی بیش از سایر موضوعات توجه دارند. به عبارتی دیگر باید بیشترین میزان اشتغال مدیران اثربخش را در موضوعاتی مانند فعالیت های انسان محور، ارتباطات سازمانی، انسان و مدیریت منابع انسانی جستجو کرد. مدیران اثربخش در فعالیت های روزانه خود به تعامل با ذی نفعان خارجی توجه کمتری دارند.(Luthans, 1988: 31).
    10-1-2- ضرورت مطالعه نقش های مدیران:
    در پژوهش های انجام شده پیرامون نقش های مدیران اهداف متعددی دنبال شده است. از جمله این اهداف می توان به شناسایی مهارت های شغلی مدیران، پی ریزی دوره های آموزشی، آزمون فرضیات واگرایی ، همگرایی و جهان شمولی در زمینه الگوی نقش های مدیران اشاره کرد. هر کدام از این هدف ها به قدر کفایت مطالعه نقش های مدیران را ضروری می نماید. اصولا هر گونه ارزیابی عملکرد مدیران، تحلیل رفتاری آنان و تشخیص بیماری های مدیریت مستلزم شناخت عمیق نقش هایی است که مدیران ایفا می کنند. هر چند که شناخت نقش های خود از درجه اهمیت والایی برخوردار است، ولی ضرورت بیشتر مطالعه نقش ها از آن روست که مبنای اقدامات و مطالعات و اصلاحات کارکردی سازمان ها قرار می گیرد. بطور مثال نقش های مدیران چنین حقایقی را از جامعه چین و اثرات آن بر الگوی نقش های مدیران چینی بازگو می کند. در صورت مقایسه الگوی نقش های مدیران در سایر جوامع، درک رابطه متقابل شرایط محیطی و دانش رفتاری مدیران میسر می گردد.
    1-10-1- 2- مفهوم نقش:
    این نوشته در آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.