متشابه القرآن و مفاهیم قرآنی

دانلود پایان نامه
  • 3-9-2-4- نمونههایی از نظریات علامه شعرانی درباره عدم نسخ
    الف:وَ لا تُطِعِ الْکافِرینَ وَ الْمُنافِقینَ وَ دَعْ أَذاهُمْ وَ تَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ وَ کَفى‏ بِاللَّهِ وَکیلاً؛ «و کافران و منافقان را فرمان مبر و رنج و آزارشان را [که به تو رسید] رها کن- مکافات مکن- و بر خدا توکل کن، و خدا کارسازى بسنده است.» الاحزاب/48)
    مؤلف منهج الصادقین با استناد به نظر ابن عباس، این آیه را با آیه السیف منسوخ میداند.
    (کاشانی1346ش،7/340) شعرانی با رد نظر ابن عباس مینویسد: «هیچ موجبی نیست که این آیه را منسوخ بدانیم با آنکه در میان آیات جنگ واقع شده است و مدنی است و البته در زمانی نازل شده است که حکم جهاد آمده بود و آزار کردن غیر جهاد است .»(همان)
    ب:إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تَذْبَحُوا بَقَرَهًً…؛ «خداوند شما را مى‏فرماید که گاوى را سر ببرید.»(البقره/67)
    شعرانی نسخ را منوط به گذر زمانی میداند که در آن فاصله فعل انجام گیرد.و انجام نسخ را با اتمام وقت تعیین شده همراه می داند:«حکمی که مقید به وقت معینی است مثل نماز یومیه، چون وقت آن بگذرد، حکم قضا حکم دیگری است و این را نسخ حکم اول، نباید شمرد. تا نسخ قبل از فعل، لازم آید وگرنه نسخ قبل از فعل پیش از گذشتن زمانی که نتوان به جا آورد عبث و از شارع محال است.»13 (کاشانی،[ح،ش]،1347ش،1/230)
    3-9-3 – محکم و متشابه
    محکم و متشابه از موضوعات نشأت گرفته از قرآن هستند. محققان قرآنی در هر دوره با رجوع به قرآن یا روایات و یا استنباط رشد یافته در پرتو قرآن و سنت به پژوهش در این باره روی میآورند که نتیجه این پژوهشها، منبعی غنی از آرای آنان در زمینه محکم و متشابه می باشد.معانی لغوی و اصطلاحی محکم و متشابه با تقریب معانی به هم معرف این واژه هستند:راغب محکم را چیزی میداند که در آن نه از جهت لفظ و نه از جهت معنا شبهه وارد نمیشود.(راغب1412ق، ص251)و متشابه در قرآن را چیزی میداند که معنایش به خاطر شباهت به غیر خودش مشکل گردیده است چه از جهت لفظ و چه از جهت معنا .(همان ،ص443)

  • مؤلف «متشابه القرآن و مختلفه» در واژه شناسی محکم و متشابه آرای برخی از صاحب نظران علوم قرآنی را آورده است:«[بر طبق نظر‏] ابن عباس محکم (آیات) ناسخ است و متشابه (آیات منسوخ). مجاهد محکم را چیزی میداند معنایش مشتبه نگردیده است و متشابه آن چیزی است که معنایش مشتبه گردیده است. جبایی میگوید محکم جز یک وجه را تحمل نمیکند و متشابه دو وجه یا بیشتر را حمل میکند. جابر محکم را چیزی میداند که تعیین تأویلش دانسته شد و متشابه چیزی است که تعیین تأویلش معلوم نیست…»14 (ابن شهرآشوب مازندرانی1369ق،1/2)
    علامه طباطبایی مراد از استحکام این آیات اتقان آنها از جهت عدم وجود متشابه در آن و مراد از تشابه را هماهنگیِ آیاتِ مختلفِ قرآن و شباهت آن در برخی صفات و کیفیات میداند و اینکه خداوند[از این وجه‏] همه قرآن را متشابه معرفی کرده است.(طباطبایی1417ق،3/20)
    سه آیه(هود/1،الزمر/23،آل عمران/7) معمولاً اساس بحثهای محکم و متشابهاند15 «إحکام» مورد نظر در اولین آیه سوره هود از اتقان و استحکام تمام آیات سخن میگوید. «متشابه» سوره زمر از شباهت همه آیات در نظم و اتقان خبر میدهد. محکم در سوره آل عمران استحکام آیات محکم و متشابه در حقیقت با ارجاع به محکم و رفع ابهام باز در زمره محکمات قرار میگیرد. پس متشابه امری است نسبی نه قطعی و حقیقی.با توجه به محدود بودن ظرفیت واژگان کاربردی بشر، فهم مفاهیم عالی و بیان آنها در زبان قاصر و فهم اندک انسان تشابه را به وجود میآورد با رفع ابهام از مفاهیم قرآنی نسبی بودن آیات متشابه منتفی میگردد .
    علامه شعرانی متشابه را امری نسبی میداند. و متشابه مطلق را رد میکند. از نظر ایشان در بحث متشابه باید جنبه نسبی بودن را در نظر گرفت. ایشان متعقدند متشابه بطور مطلق که معنایش برای همه غیر قابل فهم باشد در قرآن وجود ندارد. وی قبول متشابه مطلق را خلاف حکمت می داند. ایشان درباره نسبیت متشابه آیههُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُرا مثال می آورد که برای ملاصدرا متشابه نیست وبرای زمخشری متشابه است. (کاشانی1347ش،مقدمه1/43)
    تقسیم بندی متشابه نسبی از نظر مرحوم شعرانی به صورت زیر است:
    الف. متشابه اللفظ؛مانند حروف مقطعه
    ب. متشابه المعنی؛مانند قیامت و وقت (کاشانی، [ح،ش]،1346ش،2/175)
    مرحوم شعرانی به نسبیت متشابه تأکید بسیاری دارند: حاصل آنکه متشابه نسبی است و آن معنی را خداوند متعال مجمل گذاشته که صلاح در دانستن آن نبود مانند وقت قیامت.»(همان جا)
    مؤلف منهج الصادقین به نقل از سجاوندی[محمدبن (طیفور)احمد سجاوندی متوفای 560ق] آورده است: «چون قاری به اینجا ]عبارت إلا الله در آیه 7 آل عمران[ میرسد، باید توقف کند تا راسخان فی العلم که بعد از این مذکور میشود، در دانستن تأویل داخل نگردند چه به حقیقت به جز حق سبحانه به تأویل آن عالم نیست و بنابراین مراد به متشابه هر چیزی است که حق سبحانه دانستن آن را به خود اختصاص داده…»(کاشانی،1346ش،2/175)
    علامه شعرانی در حاشیه می نویسد: «وقف تابع معنی است و بنابر قول سجاوندی متشابه قرآن آن چیزی است که هیچکس نداند جز خدای تعالی. مانند: وقت قیامت و به قول غیر او متشابه نسبی است که بعضی نمیدانند و بعضی میدانند.»(همان جا،[ح،ش])
    در این حاشیه، ایشان بدون اینکه نظر خود را صریحاً اعلام کند علم به متشابه را بر اساس قول سجاوندی به خداوند نسبت میدهد و قول دیگران را نیز درباره نسبی بودن متشابه بیان میکند. اما با توجه به نظر ایشان در مقدمه (قول به نسبی بودن متشابه) میفهمیم که مبنای وی بر خلاف نظر سجاوندی است .
    اما این برداشت علامه شعرانی، با نظر دیگری از ایشان تفاوت دارد: «… این آیه کریمه ]آل عمران/7[ دستور جامعی است برای همه شبهاتی که عارض انسان میشود در مسائل دینی مانند معاد و معراج و عذاب و ثواب و ملائکه و جن و مکان بهشت و دوزخ که غیر از راسخان در علم به شبهه میافتد و راسخان یا حقیقت آن را درمییابند یا به ظاهر آن ایمان میآورند و حقیقت را به خدا واگذار میکنند.»(کاشانی، [ح،ش]،1346ش،2/179)
    نظریات شعرانی درباره متشابه به شرح زیر است:
    1.فهم مسائل دینی مختص راسخان در علم است.
    2.غیر از راسخان در علم،دیگران درمسائل دینی دچار شبهه می شوند.
    3. راسخان در علم نیز در برخورد با متشابه دو گونه رویکرد دارند:
    الف.حقیقت را در می یابند. ب.حقیقت را به خدا واگذار می کنند.
    دقت در نظر شعرانی مبنی بررویکرد راسخان در علم با متشابهات، با نظریه نسبی بودن متشابه از یک سو و فهم قرآن فقط به وسیله راسخان در علم، از سوی دیگر قابل تأمل است. علامه شعرانی از یک سو علم به متشابهات را مختص راسخان در علم می داند. و از این رو متشابهی مانند وقت قیامت را باید راسخاندر علم بدانند. اما شعرانیبه طور ضمنی با نظر سجاوندی مخالف است. و به نسبی بودن علم به متشابه اشاره می کند. با این بیان ایشان از یک سو راسخان در علم را آگاه به متشابه می داند و از سوی دیگر به نقص گفتار خود پرداخته و به نسبی بودن این آگاهی براساس افراد اشاره می کند.
    این نوشته در آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.