قانون مالیات های مستقیم و مالیات های مستقیم

دانلود پایان نامه

در ابتدای این فصل قبل از اینکه در مورد ضوابط رسیدگی در کمیسیون های مالیاتی بحث شود لازم است تشکیلات نظام مالیاتی کشور مورد بررسی قرار بگیرد زیرا شناخت ضوابط رسیدگی و عملکرد کمیسیون های مختلف مالیاتی بدون آشنایی با اجزای تشکیل دهنده سیستم اداره مالیات ممکن نیست.

  • تشکیلات نظام مالیاتی کشور اعم از تشخیص و وصول به روش کنونی دارای سابقه زیادی نمی باشد و این موضوع با در نظر گرفتن اینکه قوانین و مقرراتی که امروزه سرلوحه کار مأمورین و مؤدیان مالیاتی می باشد برگرفته از قوانین کشورهای اروپایی است آشکارتر می گردد.سیستم وصول مالیات با روش کنونی در کشور دارای سابقه ای کمتر از یک قرن می باشد و همانطور که گفته شد با ورود هیأت های امریکایی به رهبری مورگان شوستر آغاز گردید.کوچکترین واحد تشکیلات مالیاتی حوزه مالیاتی و بالاترین رده مالیاتی معاونت درآمدهای مالیاتی وزارت امور اقتصادی و دارایی و معاون وزیر می باشد که بعنوان بخشی از اجزای وزارت امور اقتصادی انجام وظیفه می نماید.
    وسیعترین تشکیلات مالیاتی اداره کل مالیاتها است که در رٲس آن مدیر کل قرار دارد و در هر استان یک اداره کل وجود دارد البته در تهران بعلت بزرگی و وسعت شهر و تراکم حجم فعالیتهای اقتصادی چهار اداره کل برحسب مناطق شرق، غرب، شمال و مرکز شهر امور مالیاتی مردم را رسیدگی و اداره می نمایند و بقیه استانها هر یک جداگانه دارای یک اداره کل می باشند.
    حوزه مالیاتی یک واحد سازمانی است که به موجب قانون مالیاتهای مستقیم باید اظهارنامه مالیاتی صاحبان درآمد به این واحد مالیاتی تسلیم و مورد رسیدگی قرار بگیرد؛ مسئول هرحوزه مالیاتی یک سرپرست به نام ممیز مالیاتی است که به اتفاق یک یا چند کمک ممیز مالیاتی وظایف حوزه مالیاتی را انجام می دهد ؛ تعداد کمک ممیزین حوزه ها با توجه به حیطه شمول هر حوزه و میزان پرونده ها بین یک تا سه نفر متغیر است.
    رسیدگی به اظهارنامه های مالیاتی و صدور برگ تشخیص مالیات با نظارت و تائید سر ممیز مالیاتی از وظایف ممیزین مالیاتی است که آنها این وظیفه را به کمک ممیز مالیاتی جهت رسیدگی محول می کنند.
    در این قسمت به دلیل اهمیت برگ تشخیص در تعیین درآمد مشمول مالیات لازم است ابتدائا به بررسی آن بپردازیم. ماده 237 قانون مالیاتهای مستقیم که شاه بیت قانون مالیاتی ایران از دید حقوق مؤدیان است یکی از مهمترین دستور در زمینه آئین رسیدگی مالیاتی است. موضوع ماده در ارتباط با برگ تشخیص است و سخن از شکل و محتوای آن در میان است؛ اگرچه قانونگذار در هیچ جای قانون به تعریف برگ تشخیص مالیات نپرداخته است اما با مداقه در سایر مواد این نتیجه حاصل می شود که برگ تشخیص که تجلی گاه نظر و ادعای مرجع مالیاتی است و در موارد عدم تراضی، مبنا و پایه ادعا و دادخواهی متقابل مؤدی به شمار می آید برگی است که میزان تعلق مالیات در آن درج گردیده و پس از ابلاغ آن به مؤدی، امکان اعتراض به آن از طرف وی وجود دارد برخلاف برگ قطعی مالیات که پس از طی مراحل قانونی اعتراض یا انقضای مهلت، امکان رسیدگی به آن از طریق مراحل عادی اعتراض نمی باشد. به همین سبب است که فصل دوم باب پنجم قانون تحت عنوان ترتیب رسیدگی از همین بحث آغاز می گردد. منظور از تشخیص مالیات محاسبه و تعیین مبلغ مالیات است که مؤدی مربوطه بایستی پرداخت کند. این امر مستلزم ارزیابی مأخذ مشمول مالیات و سپس اعمال نرخ قانونی بر آن است و از این طریق میزان مالیات معین می شود این مرحله بسیار مهم و پیچیده است زیرا غالبا مؤدیان سعی می کنند که مأخذ مالیاتی خود را از دید سازمان مالیاتی مخفی کنند و از طرف دیگر سازمان مذکور نیز برای کسب درآمد مالیاتی بیشتر به ارزیابی دقیق تر و هرچه بیشتر مأخذ مالیات تمایل دارد. ماده 237 در تبیین برگ تشخیص مالیات لحن آمرانه ای دارد و نگارش آن با استفاده از واژه های آمرانه تنظیم شده است؛ دو جمله آن بر لفظ «باید» و جمله سوم بر فعل «مکلفند» متکی است؛ چهار مطلب یا دستور اصلی در ماده مورد بحث گنجانده شده است که عبارتند از:
    1- دارا بودن ماخذ صحیح
    2- متکی بودن به دلایل و اطلاعات کافی
    3- بیان صریح کلیه فعالیت های مربوط و درآمدهای حاصل از آن
    4- روشن بودن کلیه محتویات برگ تشخیص برای مؤدی
    بنابراین کلیه فعالیت هایی که به مؤدی نسبت داده شده و درآمدهایی که در ارتباط با این فعالیت ها در نظرگرفته شده است باید صریح و قابل فهم در برگ تشخیص ذکر گردد و تمامی این موارد باید دارای ماخذ صحیح بوده و بر اطلاعات و دلایل لازم متکی باشد چنان که بتوان گفت این مقدار اطلاعات و دلایل برای اثبات انجام آن فعالیت ها و کسب آن مقدار از درآمدها کفایت می کند.
    امضا کنندگان برگ تشخیص باید نام کامل و سمت خود را در برگ تشخیص به طور خوانا قید نمایند و متعاقبا مسئول مندرجات برگ تشخیص و نظر خود از هر جهت خواهند بود. اگر مؤدی بپرسد که مالیات برگ تشخیص چگونه تشخیص داده شده است باید هرگونه توضیح لازم در این زمینه به وی داده شود و بخصوص جزئیات گزارشی که مبنای برگ تشخیص قرار گرفته است به مؤدی اعلام گردد. این وظیفه بعهده کسانی است که برگ تشخیص را امضاء کرده اند. چنان که دیده می شود قانون مالیاتی ایران از این لحاظ سنگ تمام گذاشته است دقت بیشتر در رعایت مفاد ماده مزبور نه تنها حرمت دستگاه مالیاتی را در نظر مؤدیان و عامه مردم فزونتر ساخته و موجبات تمکین به قانون را تقویت خواهد نمود بلکه انگیزه غیرمستقیمی برای تحرک بیشتر کادر تشخیص در جهت تحصیل اطلاعات بیشتر و دقیق تر به عنوان مبنای تشخیص مالیاتی خواهد بود و به همین نحو محرک نیرومندی برای کسب مهارت ها و دانش و اطلاعات بیشتر است تا بتوان مجهزتر در این عرصه گام برداشت.
    در بررسی سازمان مالیاتی به عنوان شغلی سرممیز مالیاتی برمی خوریم ؛ سرممیز مالیاتی بر چند حوزه مالیاتی سرپرستی و نظارت دارد و خود زیر نظر یک ممیزکل مالیاتی انجام وظیفه می کند از سوی دیگر اداره امور چند ممیز کل برعهده اداره کل مالیاتی می باشد البته قابل ذکر است که در تهران برای امور مالیاتی ارث و اراضی بایر و نیز شرکتها و حقوق اختصاصا اداره کل جداگانه ای دایر گردیده است.تشکیلات اداره امور مالیاتی در شهر به میزان جمعیت و درآمد و وسعت آن شهر بستگی دارد و می تواند از یک حوزه مالیاتی یا سرممیز مالیاتی و یا ممیز کل باشد. در رٲس هر اداره یک رئیس قرار دارد که می تواند یک ممیز یا سرممیز یا ممیز کل مالیاتی باشد.
    مستخدمین ادارات کل امور اقتصادی و دارایی از جهت نوع وظیفه و عملکرد به دو بخش مالیاتی و غیرمالیاتی تقسیم می شوند؛ بخش مالیاتی شامل مأمورین تشخیص و ابلاغ و وصول مالیات و همچنین نمایندگان هیأت های حل اختلاف مالیاتی وزارت دارایی و کارشناسان و حسابرسان می باشند و کارکنان بخش غیرمالیاتی نیز امور اداری و خدمات ذی حسابی و حسابداری را برعهده دارند. به استناد ماده 220 قانون مالیات های مستقیم مأموران تشخیص مالیاتی عبارتند از کمک ممیز مالیاتی ، ممیز مالیاتی، سرممیز مالیاتی، ممیز کل مالیاتی؛ از سوی دیگر اداره مالیات خود بصورت مستقل دارای واحد ابلاغ و وصول مالیات می باشد که در راستای تکالیف خود انجام وظیفه می کند.
    «در سیاستهای مالیاتی یعنی انتخاب مالیاتها با توجه به آثار و نتایج آنها چنانچه به اداره مالیات توجه کافی مبذول نشود نتیجه مطلوب عاید نخواهد شد بعبارت دیگر در صورتیکه فقط نوع مالیاتهایی که باید وصول شود تعیین گردد اما درباره نحوه وصول آنها و مشکلات اداری مربوطه بررسی های لازم صورت نگیرد تامین اهداف سیاست مالیاتی به مخاطره خواهد افتاد. قسمت عمده سیاست مالیاتی متوجه افزایش درآمدها است تا دولتها را در تامین مالی برنامه های اقتصادی خود یاری دهد ؛ تلاشهای زیادی برای یافتن مالیاتهای اضافی و منابع جدید درآمد بکار می رود با این حال این حقیقت را نباید از نظر دور داشت که اداره موفقیت آمیز برخی از مالیاتهای موجود قسمت قابل ملاحظه ای از درآمدهای اضافی مورد نیاز را تامین خواهد کرد. مسائل و اهداف سیاستهای مالیاتی ممکن است از کشوری به کشور دیگر متفاوت باشد اما مسائل مربوط به سیستم اداره مالیات تقریبا در تمام دنیا مشابه است.»
    هنگامی که اجزای تشکیل دهنده سیستم مالیاتی به ترتیب صحیحی تنظیم گردید مرحله اجرا و وظیفه نظارت در اجرا و اداره آن شروع می شود؛ در حالیکه مسائل و مشکلات یک مالیات ممکن است نسبت به مالیات دیگر تفاوت داشته باشد معذالک برخی از جنبه های اساسی مربوط به اداره مالیات در مورد کلیه مالیاتها یکسان می باشد که اهم این نکات به شرح ذیل است:
    1- تعیین محل مؤدی : وظیفه دستگاه اداری مالیات با تهیه لیست مؤدیان مالیاتی شروع می شود. مادام که مسئولان اداره مالیات افراد و مؤسسات مشمول مالیات را دقیقا نشناخته اند وظیفه دستگاه مالیاتی در این زمینه انجام نخواهد شد؛ بنابراین نخستین وظیفه اداره مالیات تهیه فهرست اسامی مؤدیان هر یک از مالیاتها است؛ در این مورد وظیفه مهم انتخاب منابعی است که امکان دستیابی بر اساس مشمولین مالیات مورد نظر در آنها بیشتر است تا وقت دستگاه اداری صرف استخراج اسامی افراد و مؤسساتی که غالبا مشمول مالیات نیستند نشود.
    2- جلب همکاری و رضایت مؤدی : پس از تعیین مؤدی مالیاتی گام بعدی تعیین رضایت مؤدی و وادار کردن او به اطاعت از قانون است. دستگاه اداری مالیات باید موجباتی فراهم نماید که هر قدر ممکن است مؤدیان شخصا به تشخیص میزان بدهی خود و پرداخت آن مبادرت کنند و اعمال قدرت مالیاتی حتی المقدور ضرورت پیدا نکند و می بایست اظهارنامه های لازم را در اختیار مؤدیان قرار دهد و
    به گونه ای اظهارنامه تنظیم گردد که مؤدی براحتی بتواند آن را پر نماید.
    3- اظهارنامه های مالیاتی : اظهارنامه های مالیاتی فرمهایی خاص است که طبق مقررات و مشاغل و یا منابع مختلف مالیاتی از طرف وزارت امور اقتصادی تهیه و در اختیار مؤدیان مالیاتی قرار می گیرد و صاحبان درآمد و ثروت مکلفند مشخصات خود، نشانی محل کسب و سکونت و منبع تحصیل درآمد و ثروت و نیز اطلاعاتی را که درباره فعالیت درآمد و نیز حسب مورد حساب دارایی و سود و زیان که در فرم اظهارنامه مالیاتی پیش بینی گردیده است در آن منعکس و به حوزه مالیاتی مربوطه تسلیم نمایند؛ امروزه اداره مالیات بعلت سهولت در کار و سرعت در عمل اقدام به ارائه اظهارنامه های الکترونیکی نموده است و برای تشویق مؤدیان جهت استفاده از این تکنولوژی تخفیفات مالیاتی را نیز لحاظ نموده است؛ البته برای استفاده از این شیوه هر مؤدی باید مراتب آمادگی خود را به مرجع مالیاتی اعلام داشته تا برای او یک شماره الکترونیکی صادر شود و سپس می تواند از مزایای اظهارنامه های الکترونیکی استفاده کند.
    «انواع اظهارنامه مالیاتی و سررسید آن به شرح ذیل می باشد:
    مطلب مشابه :  پایان نامه گولپینارلی و نیکل

  • 1- اظهارنامه مالیات مشاغل و سررسید آن پایان اردیبهشت ماه هر سال و مشمولین ماده 96 قانون مالیاتهای مستقیم در پایان تیرماه ماه هر سال.
    2- اظهارنامه مالیات بر مستغلات و سررسید آن پایان تیرماه هر سال.
    3- اظهارنامه مالیات حق واگذاری محلی(سرقفلی) و سررسید آن سی روز پس از انجام آن معامله.
    4- اظهارنامه مالیات بر اماکن مسکونی خالی و سررسید آن پایان اردیبهشت ماه هر سال.
    5- اظهارنامه مالیات بر اراضی بایر و سررسید آن پایان اردیبهشت ماه هر سال.
    6- اظهارنامه مالیات بر ارث حداکثر شش ماه پس از تاریخ فوت.
    این نوشته در آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.