فلسفه اسلامی و امیرالمومنین

دانلود پایان نامه
  • اقرار به اطاعت از امام و حجت خدا بر خلق
    در قسمت اخیر روایت فقط عدم شناخت حجت خدا را برای گمراه بودن کافی دانسته است و این بدان جهت است که اطاعت خدا و رسول وقتی تحقق می یابد که با اقرار به اطاعت امام همراه باشد. در حدیثی امام علی (ع) در تفسیر آیه 46سوره اعراف، شناخت امام را راه شناخت خدا معرفی می کند. اعراف ما هستیم که خداوند فقط با شناخت ما شناخته می شود.
    معرفت وشناخت نسبت به امام جز اصول شیعه است، یک امر واجب وضروری است وهرچه این شناخت بیشتر باشد، طی مشکلات ورسیدن به اهداف متعالی هموار تر وآسانتر خواهد بود.
    شیخ صدوق در خصوص معرفت امام از مفضل بن عمر روایت کرده است که وی می گوید: «از امام صادق پرسیدم معنای صراط چیست فرمود راهی به سوی شناخت خدای بزرگ وصراط دوگونه است: صراط دراین دنیا وصراط در جهان آخرت، صراط در دنیا امام می باشد که فرمانبرداری از او واجب است هرکسی که در دنیا او را شناخت و رهنمودهای او را به کار بست در آخرت از صراط که پلی است بر روی جهنم خواهد گذشت و هر کسی که دراین دنیا امام خود را نشناخت هنگام گذشتن از صراط آخرت گامش خواهد لرزید و در آتش دوزخ خواهد افتاد. »

  • از امام صادق روایت شده است که فرمودند: «خدا معرفت بندگان را قبول نمی کند مگر به معرفت امام»
    1-11-تشبیه امام به قلب
    از یونس ابن یعقوب روایت نموده اند که گفت: جماعتی از اصحاب ابی عبدالله در خدمت آن حضرت بودیم و در میان ایشان هشام ابن حکم نیز بود. پس حضرت فرمودند :ای هشام آیا ما را آگاه نمی نمایی که به عمرو بن عبید چه گفتی وازوی چگونه سوال کردی؟ گفت به عمرو بن عبید گفتم آیا تو را چشمی هست ؟گفت آری. گفتم با چشم چه می کنی؟ گفت با چشم رنگها و اشخاص را می بینیم .گفتم آیا تورا بینی هست؟گفت بلی گفتم با بینی چه می کنی ؟گفت به واسطه آن بوها را می بویم گفتم آیا برای تو دهان است؟ گفت بلی گفتم با آن چه می کنی؟ گفت طعم را با دهان می چشم. گفتم آیا گوش داری؟ گفت بلی؟ گفتم با گوش چه می کنی؟ گفت صداها رابا آن می شنوم. گفتم آیا قلب داری ؟ گفت آری گفتم با قلب چه می کنی؟ گفت هر چه با این اعضا و حواس وارد می شود تشخیص می دهم .گفتم آیا این اعضا تو را از قلب بی نیاز نمی کنند با این که اعضا صحیح و سلامتند.گفت پسرک من، این اعضاء هر گاه در چیزی که بوئیدند یا چشیدند یا دیدند، شک کردند به قلب ارجاع می دهند پس او یقین را ثابت وشک را باطل می کند. هشام گفت: پس گفتم خداوند قلب را برای رفع تردید وحیرت اعضا قرار داد پس ناگزیر باید قلب باشد والا این اعضا تعیین حس نمی کنند.گفت بله. آنگاه گفتم: ای ابامروان خدای تعالی اعضا تو را وا نگذاشته تا برای آنها امامی قرار داده است که درست را برایشان تصحیح کند و به آنچه شک داشتند به واسطه او یقین پیدا کنند و تمام این خلق را در سرگردانی و تردید و اختلافشان و انگذاشته وامامی قرارداده تا در تردید و سرگردانی به او مراجعه کنند. یونس بن یعقوب می گوید حضرت ابی عبدالله خندید و فرمود ای هشام این مطلب را که به تو آموخته است. عرض کردم چیزی است که از شما آموخته ام. حضرت فرمود: به خدا قسم این در صحف ابراهیم و موسی نوشته شده است .
    فصل دوم:
    بررسی مسئله امامت از دیدگاه
    شیعه اثنی عشری
    2-1-بررسی مفهوم واژه شیعه
    واژه شیعه در لغت به معنی طرفدار و پیرو و نیز گروهی از مردم است که بر کاری یا اندیشه ای گرد آمده اند، هر چند اصل معنای شیعه همان گروه یا فرقه است در فرهنگ های واژه شناسی زبان عربی عمدتاً ازاین دومعنا برای شیعه سخن به میان آمده است ،برای نمونه ابن منظور در شرح معنای واژه شیعه نخست این معنا را می آورد که: «شیعه به معنای گروهی هست که به چیزی گرد آمده باشند و هر طایفه ای که بر چیزی گرد آیند، شیعه هستند.» در ادامه این معنا را برای شیعه یاد آور می شود که: «شیعه هرکس به معنای پیروان و طرفدارن اوست.»
    اشعری در مقالات الاسلامین اظهار می دارد که «شیعه را از آن جهت شیعه گفتند که علی (ع)را همراهی کرده اند و او را به اصحاب پیامبر مقدم داشتند.»
    شیعه نام عمومی تمام فرقه هایی است که قائل به امامت و خلافت بلافصل حضرت علی (ع)پس از پیامبر بوده و اعتقاد دارند که امامت از اولاد وی خارج نمی شود، تمام فرقه های شیعه معتقد به وجوب تعیین و تنصیص امام از جانب خداوند وپیامبر (ص)بوده و انبیاء وامامان را از گناهان مبرا و معصوم می دانند.
    پس به طور کلی شیعیان کسانی هستند که از علی (ع) پیروی می کنند وچه از روی نص جلی و یا خفی قائل به امامت او پس از رسول خدا شدند وگویند امامت از خاندان او بیرون نمی رود واگر امامت گاهی از دست ایشان خارج شده باشد یا به سبب ظلم غاصبان یا تقیه امامان از دشمنان بوده است. شیخ مفید معتقد است که واژه شیعه نشانی است برای هرکسی که به وجوب و وجود امامت در هر زمان عقیده داشته باشد، نص جلی و عصمت و کمال را برای هر امامی لازم بداند و سپس امامت را به فرزندان حسین بن علی (ع) محدود کند واین زنجیره امامت را به شاخه ای برد که امام رضا در آن قرار می گیرد، لذا شیعه که در اصل لغت به معنای پیرو می باشد به کسانی گفته می شود که جانشینی پیغمبر اکرم (ص)را حق اختصاصی خانواده رسالت می دانند و در معارف اسلام پیرو مکتب اهل بیت (ع)می باشند.
    بنابراین تشیع متضمن معنایی است که پیروی کردن و یاری کردن جمعی را از فردی به ظهور عموم می رساند ولی کلمه شیعه به تنهایی معنایی عام ندارد بلکه ولایت خاص دارد به گروهی که علی (ع) را یاری کردند و او را دارای مقام ومرتبه ای می دانند که برهمه اصحاب جز پیامبر (ص) برتری داشته است. خلافت وامامت پس از حضرت رسول امری است که در اختیار عامه نیست، بلکه امری الهی است و به وسیله حضرت باری تعالی جل جلاله وتوسط حضرت ختمی مرتبت اعلام گردیده است پس شیعه و تعاریف آن شامل همه فرقه های شیعه بوده و همه آنها در آن مشترکند و اصل کلمه شیعه که قبول ولایت حضرت علی (ع) است شامل همه آنها است.
    2-2-ظهور شیعه
    نویسنده کتاب تاریخ فلسفه در جهان اسلام پیدایش شیعه را بعد از وفات پیامبر (ص)می داند و معتقد است: «به محض وفات پیامبر(ص)، مسلمانان در مسئله خلافت اختلاف پیداکردند وگروهی گفتند که خلافت باید در خاندان پیامبر (ص) باشد وعلی بن ابیطالب پسر عم و داماد او از هر کسی برای خلافت شایسته تراست، انصار علی (ع) به نام شیعه معروف شدند.»
    علامه طباطبایی در کتاب ظهور شیعه چنین بیان کرده است که :«به شهادت تاریخ طریقه شیعه از روز رحلت پیامبربوده وجماعتی به این روش تعیین وتمیز پیدا کردند،یعنی درهمان موقعی که هنوز جسد مقدس پیامبر اسلام(ص) دفن نشده بود واهل بیت (ع) و عده ای از صحابه سرگرم سوگواری وتجهیز جنازه شریفش بودند،عده ای دیگر با کمال دستپاچگی در سقیفه بنی ساعده تجمع کردند و برای عامه مسلمین با نقاب مصلحت جویی و خیرخواهی خلیفه و جانشین پیامبر را تعیین کردند و در خلال این جریان کمترین اطلاعی به اهل بیت و خانواده پیامبر (ص) به ویژه امیر المومنین که در فضائل انسانی و انواع فداکاری ها در تمام دوره بعثت پیشتازهمه مسلمین بوده وبه نص ولایت اختصاص یافته بود،ندادند. امیرالمومنین وجمعی از یاران او مانند سلمان، ابوذر ،مقداد وغیره پس ازاطلاع از جریان انتخاب خلیفه در مقام اعتراض وانتقاد برآمده و با استناد به نص ولایت به طریقه انتخاب خلیفه اعتراض کردند و به احتجاج پرداختند البته جوابی که شنیدند همین بود که مصلحت در این است و مسلمین چنین صلاح دیدند. این معترضین اولین افراد شیعه و پایه گذار این طبقه بودند که جمعی از صحابه و مسلمین دور اول از یاران امیرالمومنین بودند.»
    کاشف الغطاء براین تاکید دارد که ظهور تشیع در دوران پیامبر (ص) بوده و پیامبر خود نخستین بذرهای تشیع را افشانده است. دیدگاه او چنین است که «نخستین کسی که بذر تشیع را در مزرعه اسلام افشاند خود صاحب شریعت بود. یعنی آن که بذر تشیع همراه و همانند بذراسلام نهاده شد و باغبان آیین اسلام پیوسته بدان اهتمام ورزید وآن را آبیاری کرد و پروراند تا هنگامی که این نهال در دوران حیات آن بزرگوار رشد کرده و شکوفا شد و پس از وفات آن حضرت نیز ثمر داد.»
    طبق نظر هانری کربن اسلام شناس معروف فرانسوی کلمه تشیع از کلمه عربی شیعه به معنای پیروان، بر مجموع کسانی اطلاق می شود که پیرامون فکر امامت گرد آمدند و شخص علی وجانشینان او را امام دانستند. معتقدبودند که آن امامان عهد و ولایت را که جانشین عهد نبوت گردیده، گشوده اند وکلمه امام از نظر شیعیان فقط به افراد خاندان نبوت اهل بیت که معصوم می باشند اطلاق می شود. هانری کربن در تاریخ فلسفه اسلامی، شیعه را دو شعبه معرفی می کند:
    شیعه دوازده امامی یا اثنی عشری که به اختصار امامیه خوانده می شود.
    شیعه هفت امامی یا اسماعیلیه.
    به نظر هانری کربن در هر دو شعبه عدد دوازده و هفت عالماً و عمداً انتخاب شده و هر یک حاکی از رمزی است. امامت اثنی عشری به وسیله صورت فلکی با دوازده منطقه البروج ممثل می شود (مانند دوازده چشمه ای که در اثر ضربه عصای موسی از صخره جوشیدن گرفت) هفت امام در مذهب اسماعیلی رمز هفت فلک دوار و سیارگان است، پس آهنگی پایدار را بیان می کنند .
    2-3- شیعه اثنی عشری
    این نوشته در آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.