فایل پایان نامه رضایت از زندگی

دانلود پایان نامه

معنادار
فوردایس به فراگیران توصیه می کند که فهرستی از فعالیتهایی که دارای ویژگیهای فوق می باشد را فراهم کنند و سپس آنها را تشویق می کند که این فعالیتها را درزندگی روز مره خود انجام دهند.
علمای تعلیم و تربیت نیز بر نقش بازی وفعالیت جسمانی در سلامت جسمی و روانی کودکان و نوجوانان بسیار تاکید دارند. ارسطو می گوید:در فعالیتهایی جسمانی و در بازی نیرویی نهفته شده که روان آدمی را از خواسته های نا سودمند و احساسات و امیال چرکین پاک می سازد و عواطف آدمی بخشی را از خواص خطر ناک و ناخوشایند خود را هنگام بازی از دست می دهد و پاک می شود(عطاران 1375).
به نظر شعاری نژاد(1366) فعالیت جسمانی از عوامل رشد و تکامل کودکان است و دارای ارزش بدنی،ذهنی،اجتماعی،آموزشی،درمانی و اخلاقی می باشد.
اصل دوم: گذراندن اوقات بیشتر در اجتماعات و فعالیتهای جمعی
یکی ازمهمترین یافته های تحقیقات در مورد شادی و رضایت از زندگی اهمیت فعالیتهای اجتماعی است. افراد شاد به میزان بالایی در فعالیتهای اجتماعی شرکت دارند این گونه فعالیتها به دو گونه رسمی مانند عضویت در یک سازمان یا و انجمن یا غیررسمی مانند ارتباط با دوستان و بستگان تقسیم بندی می شود.
وجود تعاملات اجتماعی چه از نوع رسمی و غیررسمی احساس رضایت اززندگی حمایت از سوی دیگران و تعلق به گروه را افزایش می دهد که همه اینها در ایجاد شادی در افراد بسیارمهم هستند(مصطفی سعادتی 1376)
اصل سوم:مولد بودن و انجام کارهای سودمند
شادی و رضایت از زندگی با کار معنا دار و فعالیت سودمند بلند مدت ارتباط دارد و بررسی ها نشان می دهد که شادترین افراد کسانی هستند که از کارشان لذت می برند نکته مهم این است که امروزه افراد حدود80% از اوقات بیکاری خود را در محیط کار می گذرانند بنا براین اگر کارشان لذت بخش و شادی بخشی باشد در شادی کلی آنان بسیار موثر خواهد بود.
احساس مفید بودن در کار در افزایش شادی، احساسات ارزشمندی، عزت نفس و اعتبار اجتماعی افراد بسیار موثر است.
اصل چهارم:برنامه ریزی و سازماندهی بهتر
نتایج تحقیقات نشان از شادتر بودن افرادی دارد که در کارها برنامه ریزی و سازماندهی بهتری دارند. برنامه ریزی از آن جهت مهم است که باعث هدف دار بودن کارها و عدم طفره رفتن و به تعویق انداختن آن می شود. آموزش تکنیک های مدیریت زمان بر فراگیران در این اصل کمک زیادی به آنان می کند.
شریعتمداری (1378) اعتقاد دارد یکی از عوامل بهداشت روانی مشخص بودن هدف آنها در زندگی است. هدف جهت کارو فعالیت را مشخص می کند ووقتی افراد باتلاش خود به هدف نزدیکترمی شوند و از اینکه می بینند تلاش آنها بی نتیجه نیست احساس شادی می کنند. زندگی برای فرد که در آن هدف معینی ندارد بی معنی و فاقد ارزش است.
اصل پنجم :دور کردن نگرانی ها
یکی از مهمترین یافته در مورد افراد شاد این است که آنها بسیار کمتر از افراددیگر نگران می شوند. فوردایس نگرانی را دشمن شماره یک شادی می داند. دراین اصل به فراگیران آموزش داده می شود که افکار منفی را از خود دور سازند زیرا این افکار شادی آنها را کاهش می دهد. از فراگیران خواسته می شود که افکار منفی روزانه خود را فهرست کنند بعد از چند هفته تحلیل و بررسی موارد نگرانی برای فراگیران اثبات می شود که اغلب نگرانی های بی مورد و فراتر از توانایی و کنترل آنها بوده است بنابراین لازم نیست شخص شاد ی خود را به خاطر چنین افکاری کاهش دهد. داشتن نظم منطقی در انجام امور نیز از فراوانی و شدت افکار نگران کننده می کاهد.
اصل هفتم:تفکر مثبت و خوش بینانه
از مهمترین ویژگیهای افراد شاد تفکر مثبت و خوش بینی است.بر مبنای همین اصل فوردایس در آموزشهای خود به ایت امر می پردازد که شادکامی فرد به تعداد افکار مثبت و تجارب خوشایدی که در طول روز تجربه می کند بستگی دارد این به طرق مختلف در فرایند ایجاد شادی تاثیر گذار می باشد.
خوشبینی تفسیرو برداشت مثبت از وقایع است.از نظر فوردایس شادی از داشتن چیزی حاصل نمی شود بلکه به طرز نگاه فرد بستگی دارد.برای آموزش این امر فوردایس سناریوهایی از زندگی واقعی افراد متعدد مطرح میکرد واز فراگیران می خواست که مثبت ترین و منفی ترین برداشت ها را در مورد آنها ابراز نمایند.بر اساس این اصل فراوانی برداشت های مثبت فرد را خوش بین و فراوانی برداشت های منفی فرد را بدبین می کند.فوردایس برای تقویت خوش بینی افراد از آنها می خواست که از وقایع ناگوار تفسیرهای مثبتی ارائه کنند.وی همچنین به فراگیران آموزش می داد که در زمان قبل از شروع و حین انجام هر کاری تصور کنند که آن کار را با موفقیت به پایان خواهند برد.ارائه تکنیکهای جایگزینی فکر،نظارت ذهنی،خیال پردازی ذهنی و تهیه فهرستی از رویدادهای مثبت و تفسیر مثبت از وقایع روزمره سفارش می شود.
اصل هشتم:زندگی در زمان حال
تحقیقات نشان از توجه ویژه افراد شاد به زمان حال دارد واینکه آنها سعی می کنند با توجه به امکاناتشان حداکثر لذت را از فعالیتهای روزانه خود ببرند. به اعتقاد فوردایس شادی همواره در «اینجا و اکنون» واقع است و نه «در جایی دیگر و زمانی دیگر».افراد آگاه می دانند که زندگی در صورتی با خوشی و موفقیت توأم خواهد شد که آنها امروز را دریابند.به عبارتی امروز بنیان و پی و فردا به منزله سقف منزل است و استحکام سقف وقتی ممکن خواهد بود که بنیان آن محکم باشد.افراد شاد به جای مشغول کردن ذهن خود با رویدادهای تلخ گذشته و رویاپردازی های آینده سعی می کنند از زندگی حال خود لذت ببرند.
اصل نهم:پرورش شخصیت سالم
بر خلاف برخی انتقادها که امروزی که افراد شاد را مجنون می دانند تحقیقات متعدد حاکی از آن است که افراد شاد سلامت روانی بالایی دارند و به طورمعناداری نسبت به سایر افراد کمتر از مشکلات و ناراحتی های روانی رنج می برند.فوردایس در اصل نهم برنامه خود اصول سلامت روانی را مطرح می کند که عباتند از:
دوست داشتن خود:این موضوع به داشتن خودپنداره مثبت که یکی از عناصر شخصیتی فردی می باشد اشاره دارد.فراگیران یاد می گیرند که احساس و نگرش خود را بررسی و اگر برداشت نادرست و منفی نسبت به خود دارند آن را حذف کنند.آنها یاد می گیرند که لازم نیست کاملترین فرد باشند.
پذیرش خود:اشاره به محدودیتها و کمبودهای شخصی دارد.افراد یاد می گیرند که چگونه این محمدودیتها را برطرف سازند و اگر برطرف شدنی نیست چگونه با آنها کنار بیایند.
شناخت خود:انسان زمانی می تواند تصمیم درست بگیرد که خود را بشناسد و تعیین کند که آیا توانایی لازم برای اجرای موفقیت آمیز آن تصمیم را دارد یا نه.فوردایس اعتقاد دارد که بین تصمیم درست و اجرای آن و شادی ارتباط وجود دارد.
کمک به خود:حب ذات یکی از بهترین و اساسی ترین پایه های ثابت تربیت انسان می باشد.بنابراین تشویق و ترغیب به انجام رفتاری که این میل را ارضاء کند می تواند یکی از راه های آموزش باشد.به فراکیران آموزش داده می شود که به خود با تمام محدودیتها احترام گذاشته از طریق گوناگون از جمله توانمندی و شایستگی،تسلط،کنترل سرنوشت وجهت گیری درونی سعی کنند که به خود کمک کرده و به طور مستقل در زندگی موفق شوند.
اصل دهم:پرورش شخصیت اجتماعی و برون گرا
یکی از ویژگیهای افراد شاد،برون گرایی و اجتماعی بودن است که پس از خوش بینی مهمترین ویژگی افراد شاد می باشد.بنابراین فوردایس در برنامه خود برآموزش این موضوع به افراد هم از بعد شناختی و هم از بعد رفتاری تاکید دارد.در بعد شناختی به فراگیران آموزش داده می شود که برون گرایی مهمترسن راه رسیدن به شادی است و در بعد رفتاری تکنیکهای ساده ای چون خندیدن بیشتر،قدردانی وسپاسگزاری از دیگران،آغاز بحث وگفتگو،مطرح کردن عقاید و نظرات به طرق گوناگون ،دعوت کردن از دیگران،سخن محبت آمیزگفتن،داشتن ظاهر آراسته و…به فراگیران توصیه می شود.
اصل یازدهم:خود واقعی بودن
این موضوع نشان از این دارد که افراد شاد تمایل دارند که واقعا خودشان باشند.خود واقعی بودن به صفاتی مانند:طبیعی بودن،راحت،قابل اعتماد وبی ریا بودن،امین،بی آلایش صمیمی و واقع گرا بودن اشاره دارد.که این موضوع باعث راحتی و آسایش فرد در زندگی روزانه می شود ودیگر اینکه ترسی از قضاوت دیگران درباره خود نداشته که این موضوع باعث راحتی بیشتر می شود.
به فراگیران آموزش داده می شود که همیشه برای امور شاد و پرنشاط وارد معرکه شوند،از قضاوت دیگران نترسند وبه تواناییهای خود اطمینان داشته باشند.اگر وارد کار نشوند همیشه در نقطه صفر خواهند ماند.از اشتباه کردن نترسند چون همه اشتباه میکنند واینکه با افراددیگر صادق باشند وبه خود جرات شکست در جمع را بدهند.
اصل دوازدهم:کنار گذاشتن مشکلات و احساسات منفی
این اصل به این موضوع اشاره دارد که افراد شرکت کننده در کارگاه ممکن است از مشکلات متعددی ازجمله اعتیاد،اضطراب و…رنج ببرند.بنابراین باید این افراد به صورت انفرادی مشاوره نموده و سعی در حل مشکل خود باشند.
اصل سیزدهم:ارتباط صمیمانه مهمترین منبع شادی است
نتایج مطالعات نشان از نقش پیوند های خانوادگی و ازدواج صرف نظراز میزان درآمد یا موقعیت اجتماعی در میزان شادی افراد دارد.در این اصل به فراگیران آموزش داده می شود که ارتباط نزدیک با دوستان ،خانواده واقوام و پیوندهای ازگروه بودن به آنها امنیت خاطر می دهد وآنها می توانند در این رابطه خود را نشان داده،عقاید و نظرات و…خود را ظاهر سازند.
اصل چهاردهم: اولویت دادن به شادی
آخرین اصل برنامه فوردایس به این نکته تاکید دارد که شادی باید اولین اولویت فراگیران باشد.فراگیران می آموزند که افراد شاد بیش از دیگران برای شادی ارزش قایل می شوند.و بسیاری از آنها شادی را مهمترین موضوع در زندگی خویش می دانند.آنها شادی را برای خود به خوبی تعریف کرده اند و بینش عمیقی نسبت به منابع آن پیدا کرده اند.بنابراین به فراگیران تاکید می شود که رسیدن به شادی به این بستگی دارد که آنه به چه میزان میخواهند شاد باشند وشاد بودن چقدر برای آنها اهمیت دارد.
2-9 مفهوم شناسی ونظریات کیفیت زندگی
کیفیت زندگی مسئله ای است که توجه بسیاری از افراد اهل علم از فلاسفه قدیم گرفته تا جامعه شناسان کنونی را به خود جلب کرده است(پوور، 2004).تعریف کیفیت زندگی بسیار مشکل و پیچیده است.تعاریف متعددی ارائه شده است که همپوشی زیادی دارندولی برخی تعاریف دارای معیارهای مناسبی برای ارزیابی کیفیت زندگی هستند.بسیاری از تعاریف رضایت فرد را ملاکی برای برآورد وتعریف کیفیت زندگی می دانند(فرفیکس2،2002).
استوارت3 (1999)کیفیت زندگی را ارزیابی ذهنی فرد از سلامت خود و روان خویش ونیز موقعیت اجتماعی خود که به واسطه و تجارب او ونیز ارزش معنایی که این تجارب برای او دارند تعریف می کند.
مارینلی و پلامر4 (1999)مدلی شش بعدی برای کیفیت زندگی مطرح کرده اند که این ابعاد،ابعادی پویا بوده ودر حال تعامل با یکدیگر می باشندکه عبارتند از:
1-بعد جسمانی:شامل فاکتورهایی چون سلامت فیزیکی،انعطاف پذیری،سازگاری جسمانی،استقامت جسمانی و قدرت عضلانی وتوانایی انجام کارهای روزمره می باشد.
2-بعدهیجانی:شامل فاکتورهایی چون احساسات و عواطف و میزان رضایت از روابط خانوادگی،روابط با دوستان،رضایت از زندگی،میزان توانایی فرد در کنار آمدن با استرس هاوانعطاف پذیری در مقابل آنها ونیز توانایی حل تعارض ها می باشد.
3-بعد اجتماعی :همراهی و یاری کردن،ارتباط،تعهد متقابل و داشتن احساس تعلق
4-بعد ذهنی:توانایی پردازش اطلاعات،مشخص کردن ارزشها و اعتقادات برای خود و داشتن قدرت تصمیم گیری
5-بعد روحانی:کیفیت زندگی مربوط به مسائل دیگردخیل در زندگی و داشتن درک عمیق تری از زندگی
6-بعد محیطی:امنیت،دسترسی به خدمات پزشکی و بهداشتی و همچنین تامین بودن از نظر مالی
محققین دریافته اند که هر چه عملکرد فرد ،حمایت اجتماعی و وضعیت اقتصادی،اجتماعی او ضعیف تر باشد کیفیت زندگی او نیز پایین تر می باشد.(استوارت،1999).
به رغم آنکه توافق کلی در تعریف کیفیت زندگی وجود ندارد ،پژوهشگران به سه ویژگی مهم آن شامل چند بعدی بودن ،ذهنی بودن و پویا بودن اتفاق نظر دارند. کیفیت زندگی موضوعی چند بعدی است و دارای ابعاد جسمی ،روانی ،اجتماعی و روحی است. این ویژگی با تعریفی که امروزه از سلامتی داریم منطبق است آنجا که سلامتی را رفاه کامل جسمی و روانی ،اجتماعی و معنوی می دانیم.(سلامت، 1388).
سازمان بهداشت جهانی WHO کیفیت زندگی را اینگونه تعریف کرده است:ادراک فرد از موقعیت خویش در زندگی در زمینه های فرهنگی و سیستم ارزشی که در آن زندگی می کنند و با توجه به اهداف،توقعات و استعدادهای آنان.
کیفیت زندگی مفهومی گسترده داردکه از طرق پیچیده ای تحت تاثیر سلامت جسمانی فرد،وضعیت روانشناختی،میزان عدم وابستگی ،ارتباط اجتماعی و ارتباط آنها با عوامل برجسته محیط آنان قرار می گیرد(پوور،2003).
WHO برای هریک از این مولفه ها چند زیر شاخه در نظر گرفته است:
بعد جسمانی
درد و ناراحتی،خواب،استراحت،داشتن انرژی وخستگی،تحرک،فعالیتهای روزمره،وابستگی به داروها و خدمات پزشکی،توانایی برای کار کردن
بعد روانشناختی
احساسات مثبت،تفکر،یادگیری،حافظه و تمرکز،عزت نفس،تصویر ظاهر و بدن،احساسات منفی،معنویت،مذهب،عقاید مذهبی
روابط اجتماعی
روابط شخصی،حمایت اجتماعی،فعالیت جنسی
ادراک فرد از محیط
محیط خانه،منابع مالی،دسترسی به خدمات بهداشتی درمانی،دسترسی به اطلاعات و مهارتهای جدید،فعالیتهای تفریحی،محیط فیزیکی(ترافیک-صدا-آب-هوا)،وسایل حمل و نقل
هم اکنون واژه کیفیت زندگی بطور گسترده در زمینه شاخص های سلامتی و پی آمدهای آن مورد استفاده قرار می گیرد.(پوور،2003).
2-10 تعریف صمیمیت
تعریف صمیمیت به دلیل اینکه عامل اساسی در ارتباطات است توجه زیادی را به خود جلب کرده است. وارینگ(1980)صمیمیت در روابط زوج ها را ترکیبی از هشت عنصر می داند
1-عاطفه:زوج ها تا چه میزان احساسات و عواطف خود را به صورتی راحت برای یکدیگر ابراز می کنند
2-بیانگری:زوج ها تا چه حد افکار،عقاید و باورهای خود را برای یکدیگر ابراز می کنند
3-سازگاری:میزان همکاری صمیمبیانه زوج ها با یکدیگر
4-همبستگی:میزان تعهد زوج ها نسبت به یکدیگر
5-رابطه جنسی:میزان رضایت از رابطه جنسی با همسر
6-حل تعارض:میزان حل اختلاف نظرها
7-خودمختاری:میزان احساس استقلال برای ارتباط با اعضای خانواده،دوستان و آشنایان
8-هویت:میزان اعتماد به نفس و عزت نفس زن و شوهری یا برداشت زوج از خود به عنوان یک خانواده کوچک(نظری،1388).
صمیمیت، نزدیکی رابطه عاطفی ،معنوی ،عقلانی و جنسی می باشد. صمیمیت یک هدف نیست بلکه فرایندی است که در طول زمان بوجود می آید (شفر و اولسون ،1981)
اشمن و کلارک(1987) به نقل از استنلی و همکاران(1995) بیان کرده اند که صمیمیت به هرگونه رابطه یا دوستی که در بردارنده گرمی ،باز بودن و سهیم شدن غیر رسمی اشاره دارد.
2-11 نظریه های مربوط به صمیمیت
2-11-1 نظریه اشترنبرگ
یکی از معروفترین و مورد توجه ترین نظریه ها که به تبیین عشق می پردازد نظریه مثلث عشق اشترنبرگ است.این نظریه بیان می کند میزان عشقی که یک فرد تجربه می کند به قدرت سه عنصر شور وشهوت،صمیمیت و تعهد بستگی دارد.علاوه برآن نوع عشقی که فرد تجربه می کند به تعامل این سه عنصر بستگی دارد.دراین نظریه تاکید می شود روابط پایدار و ثابت عشقی شامل همه عناصر شهوت،صمیمیت و تعهد می باشد(نظری،1388).
اشترنبرگ مفهوم عشق را در سه جزء کلی که می تواند اضلاع یک مثلث باشند را این گونه شرح داده است:
الف-صمیمیت: شامل احساس نزدیکی،برقراری ارتباط متقابل و دلبستگی در رابطه است.رابطه صمیمیانه رابطه ای است که در آن احساس آرامش وجود دارد.
ب-شور وشهوت: شور و اشتیاق مبتنی بر انگیزش های جنسی و جذابیت های جسمانی .شهوت شامل علاقه شهوانی زن و مرد به یکدیگر

این نوشته در آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید