فایل پایان نامه دلبستگی ناایمن

دانلود پایان نامه

است.شهوت ممکن است در رابطه بسیاری از زوج ها زود ظهور کند ولی در طولانی مدت ممکن است کاهش یابد.
ج-تعهد: تعهد و تصمیم که در کوتاه مدت به شکل تصمیم برای برقراری رابطه و در طولانی مدت به شکل تعهد و احساس مسوولیت برای حفظ و تداوم آن در رابطه تظاهر می یابد.تعهد در رابطه رشد می کند و شامل تصمیم به وفاداری به همسر است(نظری،1388).
این سه جزء در ترکیب با یکدیگر 8نوع متفاوت از عشق را بوجود می آورند که هر کدام ویژگی های و معایب و محاسن خود را داراند.
انواع عشق
1-فقدان عشق: وقتی است که هر سه جزء صمیمیت،شهوت و تعهد غایب هستند.بخش عمده روابط فرد و تعاملات اتفاقی با دیگران از این نوع رابطه می باشد.اگر رابطه با شریک زندگی از این باشد می توان گفت عشقی وجود ندارد.
2-دوست داشتن: فقط صمیمیت وجود دارد و عنصر شهوت و تعهد در این نوع رابطه وجود ندارد.این نوع رابطه را با دوستان صمیمی داریم.
3-شیدایی: تماما شور و شهوت است بدون تعهد و صمیمیت.این نوع عشق به سرعت به وجود می آید و همراه با درجات بالایی از برانگیختگی سایکوفیزیولوژیک می باشد.
4-عشق توخالی: عشقی که صرفا برخواسته از تعهد یا تصمیم به حفظ رابطه است و اجزاء صمیمیت و شهوت در آن جایی ندارند.
5-عشق رمانتیک: عشقی است که از ترکیب دو عنصر صمیمیت و شور وشهوت بوجود می آید.این نوع عشق معمولا در زوج هایی دیدیه میشود که رابطه آنها تا اندازه ای تازه است.
6-عشق اشتراکی(شراکتی): ترکیب عناصر صمیمیت و تعهد است.این نوع عشق مثل یک دوستی طولانی مدت است.در ازدواج هایی که به مرور زمان جذابیت های جسمانی و عنصر شور و شهوت افول می کند لین وضعیت دیده می شود.
7-عشق کور: ترکیب شور و شهوت با تعهد است و صمیمیت در آن نقشی ندارد.طرفین بعد از یک دیدار کوتاه مدت و حتی اتفاقی به سرعت عاشق شده و ازدواج می کنند.این نوع روابط معمولا متزلزل بوده و در معرض فروپاشی قرار دارند.
8-عشق کامل: رابطه ای که در آن هر سه عنصر صمیمت،شور شهوت و تعهد به تناسب وجود دارد.
2-11-2 نظریه هری استاک سالیوان
سالیوان بر این باور بود که اواسط و اواخر کودکی(12-6)زمانهای حساسی برای بنیانگذاری رشد بعد صمیمیت واقعی در زندگی است.سالیوان چهار تکلیف فرایندی مربوط به رشد را تشخیص داده است که کودکان باید در آن تسلط داشته باشند.این تکالیف فرایندی عبارتند از:
1-توانایی برای پرداختن به فعالیت رقابتی با گروه همسالان
2-توانایی برای مصالحه و توافق با گروه همسالان
3-توانایی برای همکاری با گروه همسالان
4- توانایی برای مشارکت کردن با گروه همسالان
اطلاعاتی که درخلال فرایند گرفتن تاریخچه درباره ماهیت و کیفیت روابط فرد با همسالان هم جنس فراهم شده است اطلاعات ارزشمندی درباره موفقیت هریک از زوجین در مسلط شدن براین تکالیف اساسی فراهم می کند و مهارتهای شناختی و اجتماعی و احساسی را که برای برقراری روابط صمیمانه چند جانبه رشد یافته در زندگی بزرگسالی لازم است
2-11-3 نظریه تقویت
براساس این دیدگاه که از سنت رفتارگرایی سرچشمه گرفته است افراد با کسانی عجین می شوند که برای آنها تقویت به همراه دارند. کاربرد اصول تقویت در مطالعه روابط صمیمانه به وسیله کلور و بایرن (1974)،گسترش یافت.این نظریه پردازان صمیمت را براساس اصول شرطی سازی کلاسیک و عامل تعیین کرده اند.بر اساس شرطی سازی کلاسیک زوجهایی که تجارب تقویت کننده دارند بیشتر احساس صمیمیت می کنند.کلور و بایرن تقویت را محرکی غیر شرطی می دانند که پاسخ شرطی یعنی احساسات مثبت را بر می انگیزد.پس هر فردی که با محرک غیر شرطی همراه است پاسخ غیر شرطی راهم ایجاد می کند و بدین ترتیب زوجها هرچه بیشتر همدیگر را تقویت کنند صمیمیت بین آنها افزایش می یابد.(نقل از زارع پور، 1389).
2-11-4 نظریه دلبستگی جانسون و ویفن
جانسون وویفن(2003)معتقدند مسئله اساسی در زوج های آشفته دلبستگی ناایمن است وچنین اظهار می دارند که دلبستگی ناایمن وقتی رشد می کند که یک مظهر دلبستگی (مثل مادر یا همسر)از نظر هیجانی غیرقابل دسترس باشد واین عدم غیرقابل دسترس بودن می تواند به دلایل مختلف بروز کند.اول اینکه خودمظهر دلبستگی ،خودش دلبستگی ناایمن دارد و از نزدیکی در رابطه اجتناب می کند.چنین افرادی برای صمیمی شدن با دیگران احساس صلاحیت نمی کنند و مایل به طرد دیگران هستندو البته این احساس را ایجاد می کنند که نیازمند بودن شرم آور است.دوم اینکه غیر قابل دسترس بودن زمانی رخ می دهد که مظهر دلبستگی در هیجانات منفی مثل خشم وافسردگی غوطه ور است.این هیجانات منفی بر توانایی فرد برای در دسترس بودن عاطفی و هیجانی تاثیر ی گذارد زیرا درگیری عاطفی باعث می شود که فرد در تشخیص و درک نیازهای فرد دیگر مشکل داشته باشد.
در روابط زناشوئی غیرقابل دسترس بودن هیجانی همسر دلبستگی ناایمن ایجاد می کند و دلبستگی ناایمن منحر به خشم وافسردگی می شود.به طور کلی شواهد دال برآن دارند که غیرقابل دسترس بودن همسر باعث فقدان حمایت،فقدان عشق و صمیمیت یا طرد،آشفتگی و رشد مشکلات ارتباطی می شود(جانسون و ویفن،2003).
2-11-5 نظریه درک برابری والستر
نظریه ادارک برابری یک نظریه روانشناختی اجتماعی است که مربوط به میزان صداقت،انصاف و وفاداری در روابط بین فردی است.این مفهوم توسط والستر و همکاران(1978)مطرح شد.در این نظریه 4اصل اساسی وجود دارد.
2-یک گروه می توتند پاداش جمعی را با ایجاد یک سیستم مورد قببول برای برابری به حداکثر برساند و تلاش خواهد کرد که اعضا را ترغیب نماید که ضمن قبول این سیستم به آن وفادار باشند.گروه معمولا به اعضایی که برابری را رعایت می کنند پاداش می دهد و اعضایی را که نابرابر رفتار می کنند تنبیه می نماید.
3-هرزمان افراد در می یابند که در یک رابطه نا برابر به سر می برند دچار آشفتگی می شوند هرچه احساس نابرابری بیشتر باشد فرد استرس بیشتری احساس خواهد کرد.
4-هر زمان افرا د کشف کنند که در یک رابطه نابرابر هستند سعی در حذف استرس از طریق بازگرداندن برابری می کنند.
در روابط صمیمیانه زناشویی،نظریه برابری چنین استدلال می کند که زوج ها سود حاصل از روابط را در برابر هزینه های پرداختی افزایش می دهند.بر این اساس زوج ها زمانی از رابطه زناشویی احساس رضایت و صمیمیت می کنند که احساس برابری داشته باشد و با بازده و سودی که از رابطه حاصل می شود با بازده و سودی که همسرشان بدست می آورند قابل مقایسه باشد(هات فیلد و تراپ مان،1981).
2-12 ابعاد صمیمیت
صمیمیت واقعی فرایندی تعاملی است و شامل مولفه هایی می شود که با یکدیگر ارتباط دارند.مرکز این فرایند آگاهی،فهم وقبول همسر و همدلی برای درک احساسات و فهم دیدگاه های او از جهان است.باگاروزی(2001)بعد از 30سال کار کردن با زوج ها 9بعد جداگانه مرتبط به هم با صمیمیت را شناسایی کرده است که عبارتند از:
1-صمیمیت عاطفی: نیاز به در میان گذاشتن و سهیم شدن در کلیه احساسات مثبت(شادی،وجد،هیجان زدگی) و احساسات منفی(ترس،غم،افسردگی) با همسر یا شریک زندگی است.
2-صمیمیت روانشناختی: نیاز به درمیان نهادن و پیوند با همسرازطریق افشای مسائل شخصی مهم و پرمعنا در مورد خود واقعی و درونی وحتی خودآرمانی می باشد.همچنین نیاز به در میان نهادن امیدها،آرزوها،طرح ها،ترس ها،علایق،مشکلات و تعارضات درونی با همسر است.در دسترس بودن همسر،دفاعی نبون واطمینان در رابطه شرط ضروری این نوع صمیمیت می باشد.
3-صمیمیت عقلانی: نیاز به انتقال و در میان نهادن عقاید،افکار و باورهای مهم با همسر است.برای ایجاد صمیمیت عقلانی احترام به دیدگاه همسر به ویژه عقاید مخالف یا متفاوت شرط لازم و ضروری است.توانایی نقش پذیری (دیدن دنیا از دریچه دید همسر،درک او،درک چگونه دیده شدن بوسیله فرد دیگر) وهمدلی(توانایی گذاشتن خود به جای دیگر و درک احساس او) برای رشد صمیمیت عقلانی ضروری است.
4-صمیمیت جنسی: نیاز به میان نهادن وبیان افکار،احساسات،آرزوها وخیال پردازی های جنسی با همسر است.این نوع صمیمیت با هدف ارضای نیاز جنسی و حس انجام می شود وشامل مشغول شدن در فعالیتهایی مثل نزدیکی جسمانی ،تماس بدنی،لمس ودر؛آغوش گرفتن است که بویژه برای تحریک جنسی،لذت ورضایت جنسی همسران طرح ریزی می شود.
5-صمیمیت بدنی: نیاز به نزدیکی فیزیکی وتماس بدنی با همسر است.این نزدیکی جسمانی با صمیمیت جنسی که برای تحریک جنسی انجام می شود متفاوت است.صمیمیت فیزیکی شامل تجاربی مانند گرفتن دستها،درآغوش گرفتن یکدیگر،لمس غیرجنسی،خوابیدن در کنار همسر،قدم زدن با یکدیگر و.. می شود.
6-صمیمیت معنوی: نیاز به در میان نهادن افکار،احساسات،عقاید و تجارب ارزشها،باورها اخلاقی ،معنای وجود،مذهب،ارتباط با خدا و… با همسر است.
7-صمیمیت زیبا شناختی: نیاز و تمایل به در میان نهادن احساسات،افکار و عقاید با همسر است که از نظر شخصی محرک،فرح بخش و الهام بخش در نظر گرفته می شود.شگفتی های جهان وطبیعت اساس این نوع صمیمیت است.موسیقی،شعر،هنر و..می تواند به عنوان بک وسیله مشارکت زیباشناختی در نظر گرفته شود.
8-صمیمیت اجتماعی-تفریحی: نیاز به مشارکت در فعالیتها و تجارب تفریحی،لذت بخش و شوخی آمیز با همسر می باشد وشامل شوخی،گفتن فکاهی،بحث های روزانه،ورزش،تعطیلات و.. است.
9-صمیمیت زمانی:: دربردارنده آن است که زوجین تمایل دارند به آنکه تا چه میزان از وقت خود در روز را شریک خود صرف فعالیتهای صمیمیانه نمایند.البته این زمان جهت صمیمیت در افراد مختلف متفاوت است.
مک آدامز وادن 12 مولفه برای صمیمیت بیان کرده اند که عبارتند از:استمرا وپایایی،وجد،مسوولیت پذیری،مذاکره پذیری،همدلی،موافقت،هماهنگی،خودافشایی،آسانگیری،محدودیت و تعالی(نقل ازآسوده،1389).
مونسور2(1992)در تحقیقات خود خودافشایی را برجسته ترین ویژگی صمیمیت و حمایت بی قید و شرط ،داشتن فعالیتهای مشترک،تماس فیزیکی و جنسی را به عنوان مولفه های دیگر دخیل در صمیمیت معرفی می کند.
2-13 عوامل موثر برصمیمیت
تحقیقات نشان دادند که فاکتورهای موقعیتی (شرایط اقتصادی) و دموگرافیک(سطح تحصیلات،تعداد فرزندان) در صمیمیت زناشویی نقش دارند.
کینیون و پالکین3(1998) معتقدند که سطوحی از صمیمیت که در رابطه با همسران تجربه می شود با سطحی از صمیمیت که با والدین تجربه می شود همبستگی دارد.
پارک(1996) نیز بیان می کند که در روابط دختران با مردان بویژه زمانی که به سمت سطحی از تمایزیافتگی وشکل دادن یک رابطه صمیمانه پیش می روند بیشتر تحت تاثیر رابطه اولیه خودشان با والدین بویژه پدر قرار دارد(به نقل از زارع پور،1389).
در تحقیقات مختلف تفاوت مذهبی (وور2،2000)وضعیت اقتصادی و اجتماعی (وانوی و کوبینز3،2001)سطح تحصیلات (راوسون4،1995) و طول مدت ازدواج(لبیت5،1999) از فاکتورهای پیش بینی کننده صمیمیت زناشویی شمرده شده اند(به نقل از اولیاء وهمکاران،1385).
در زمینه تفاوتهای جنسیتی پژوهشهای مختلفی انجام شده است و نتایج متفاوتی بدست آمده است(میل،آکت و رایش6،1988 به نقل از خمسه و حسینیان،1387)نشان دادند که زنان و مردان به گونه ای مشابه برای روابط صمیمیانه اهمیت قائل هستند اما در ارزیابی صمیمیت زنان خودافشایی را صمیمیت می دانند و مردان مشارکت در فعالیتها را صمیمیت تلقی می کنند.
دراین فصل سعی شد که با ارائه تاریخچه روان شناسی مثبت و ارائه دیدگاه ها و نطریه های مختلف درباره شادی و همچنین ارائه تعاریف متعدد درباره آن به واکاوی بیشتر آن پرداخته شود.در ادامه سعی گردید مولفه های تشکیل دهنده شادی و علل وهمبسته های آن و همچنین روش های افزایش آن ارائه گردد. در نهایت مفهوم شناسی کیفیت وصمیمیت و پژوهش های مرتبط با آنها ارائه گردید.
2-14پژوهش های انجام شده
سابقه پژوهش های انجام شده در باره شادکامی و تاثیرات آن به علت ظهور اخیر مباحث مرتبط با شادکامی بسیار کوتاه است. بسیاری از تحققاتی که تا کنون در زمینه شادکامی انجام شده است به کیفیت زندگی بشر و روانشناسی سلامت مربوط می شود(وینهوون،1997).
تحقیقات در زمینه شادی در زمینه شادی و رضایت از زندگی بر اهمیت روابط اجتماعی در شادکامی فرد اشاره دارد علاوه بر این اکثر پژوهشها دریافتند که زندگی اجتماعی فعال مهمتریت عامل در شاکامی است(فوردایس،1997).
پونتام وهمکاران(1998)در تحقیقی که با همکاری دانشگاه هاوارد انجام دادند دریافتند که افرادی از نظر روابط اجتماعی مهارت بیشتری دارند نسبت به افرادی که از نظر مالی غنی تر ،ولی روابط اجتماعی مطلوبی ندارند شادکامتر هستند(به نقل از فلاحی،1390).
کوپر و همکاران(1992)در پژوهشی تحت عنوان شادکامی و روابط اجتماعی به این نتیجه رسیدند که که فعالیت های اجتماعی با میزان نشاط افراد رابطه مستقیم دارد و هرچه تعداد فعالیتها بیشتر باشد بر شادی افراد افزوده می شود(به نقل از پهلوان صادق وهمکاران، 1388).
آرگایل (1382) در پژوهشی به این نتیجه رسید که مردم شاد احساس اعتماد و مورد علاقه بودن می کنند،بیشتر علاقه مند ند با دیگران باشند و کمتر احساس تنهایی می کنند.
عابدی (1380)در یک بررسی به این نتیجه رسید که 89درصد افرادی که در برنامه شادکامی فوردایس شرکت کردند در پایان برنامه اذعان داشتند که این برنامه در پایان دادن به ناراحتی،کنار آمدن با آن و از بین بردن روحیه ناراحت به آنان کمک کرده است.81درصد گزارش کردند که احساس شادی بیشتری می کنند.
مظاهری (1382)در تحقیقی تحت عنوان آموزش گروهی به شیوه شناختی رفتاری و رفتاری بر میزان سازگاری اجتماعی به این نتیجه رسید که آموزش شناختی رفتاری موثرتر از آموزش رفتاری است.
مرادی وهمکاران(1386)در پژوهش خود به این نتیجه رسیدند که آموزش برنامه شادکامی فوردایس بر افزایش شادکامی معلمان آموزش و پرورش شهر اصفهان موثر است.
رئیسی (1383)در پژوهشی که انجام داد به این نتیجه رسد که آموزش برنامه شادکامی فوردایس بر کاهش فشار خون افراد مبتلا و افزایش شلدکامی آنها موثر بوده است.
برخی تحقیقات از جمله علی پور،نوربالا،اژه ای ومطیعیان(1379)بیانگر این نکته هستند که شادی دستگاه ایمنی را تقویت می کند وتقویت دستگاه ایمنی سلامت فرد را بهبود می بخشد(به نقل از فلاحی،1390).
پژوهش عیسی نژاد،احمدی و اعتمادی (1387)با هدف بررسی رابطه بهزیستی ذهنی و کیفیت روابط زناشویی صورت گرفت.نتایج نشان می دهد که شادکامی ذهنی و عواطف مثبت بر کیفیت روابط زناشویی تاثیر مثبت دارد.همچنین عواطف منفی تاثیر منفی بر کیفیت زندگی دارد.
چوبفروش زاده و همکاران(1388)در پژوهشی اثربخشی مداخله استرس به شیوه شناختی رفتاری بر رضایت زناشویی،سلامت ذهن وکیفیت زندگی زنان نابارور نشان دادند که میانگین نمرات بهزیستی ذهنی و کیفیت زندگی افزایش معناداری هم در مرحله پس آزمون و هم در مرحله پیگیری داشته است.
خواجه (1389)در بررسی اثربخشی آموزش شادکامی بر بهزیستی ذهنی و کیفیت زندگی زنان ومردان مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر اصفهان دریافت،این روش باعث بهبودی در کیفیت زندگی و بهزیستی زنان و مردان شده است اما تفاوتهای جنسیتی مشاهده نشد.َ
نانسی (2007)آموزش ارتباط را موثرترین شیوه صمیمیت بخشیدن به روابط زناشویی می داند چرا که عمق صمیمیتی که دو نفر در خود ایجاد می کنند به توانایی آنان برای انتقال روشن و صریح و موثر افکار،احساسات،نیازها وخواسته هایشان بستگی دارد.
کردوا2(2005)در پژوهشی با تاکید بر شناسایی و ارتباط با احساسات،روابط زناشویی را به عنوان عاملی معرفی می کند که نقش مهمی را در حفظ و سلامتی سازگاری زناشویی بازی می کند.(به نقل از فولادی،1390)
حفاظی طرقبه(1385)در پژوهشی که بروی 123 فرد متاهل شهر شیراز انجام داد به این نتیجه رسید که سه جزء صمیمیت،شور و اشتیاق و تعهد با رضایت زناشویی همبستگی دارد.(به نقل از مومنی،1390).
نتیجه گیری
در مجموع با توجه به آنچه مطرح شد تحقیقات انجام شده نشان دهنده اثربخش بودن آموزش شادکامی فوردایس

این نوشته در آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید