ضمانت اجرایی و امور مالیاتی

دانلود پایان نامه
  • ب- عضو یا اعضای هیأت حل اختلاف مالیاتی قیم یا مخدوم مؤدی باشند و یا مؤدی مباشر یا متکفل امور عضو هیأت یا همسر او باشد.
    ج- عضو هیأت یا همسر یا فرزند او وارث مؤدی باشد.
    د- عضو هیأت پیشتر در موضوع اعتراض مؤدی بعنوان عضو یا کارشناس یا گواه یا مامور مالیاتی اظهارنظر کرده باشد.
    ر- بین عضو هیأت حل اختلاف مالیاتی و مؤدی و همسر یا فرزند آنها دعوای حقوقی یا کیفری مطرح باشد و یا پیشتر مطرح بوده و از تاریخ صدور حکم دو سال نگذشته باشد.
    ز- وجود رابطه شراکت بین عضو هیأت حل اختلاف مالیاتی با مؤدی و چنانچه مؤدی شخص حقوقی باشد سهامدار، نماینده، عضو هیأت مدیره یا مدیرعامل یا بازرس قانونی بودن اعضای هیأت حل اختلاف مالیاتی مانع از رسیدگی آنها خواهد بود.
    ژ- عضو هیأت یا همسر یا فرزند او دارای نفع شخصی در موضوع مطروحه یا مورد رسیدگی باشند.

  • در موارد یادشده عضو هیأت با صدور قرار خودداری از رسیدگی با ذکر جهت قانونی آن از امور هیأتهای حل اختلاف مالیاتی ذیربط درخواست می نماید تا عضو دیگری را که از موارد خوداری رسیدگی به دور باشد برای رسیدگی معرفی نماید؛ چنانچه به هر دلیل قانونی امکان تعیین اعضای هیأت حل اختلاف مالیاتی میسر نباشد پرونده برای رسیدگی به نزدیکترین هیأت حل اختلاف مالیاتی شهر یا محلی که با محل مزبور در محدوده یک استان باشد ارجاع می شود. صدور اوراق مالیاتی به نام افراد متعدد در یک برگ صحیح
    نمی باشد در این گونه موارد باید برای هر مؤدی برگ جداگانه صادر و به نشانی اعلام شده از طرف مؤدی ابلاغ گردد. اداره امور مربوط به هیاتهای حل اختلاف مالیاتی در ادارات امور مالیاتی که هیات حل اختلاف مستقل ندارند از نظر تعیین وقت و سایر موارد ارجاعی به هیات بر عهده رئیس امور مالیاتی ذیربط می باشد و چنانچه دو پرونده مرتبط به هم مربوط به یک مؤدی در دو هیات ذی صلاح مطرح باشد بنا به تقاضای مؤدی و عدم وجود منع قانونی رسیدگی لازم در یک هیات صورت می گیرد. بند 33 دستورالعمل دادرسی مالیاتی مصوب مهر 1387 دبیرخانه هیات حل اختلاف را مکلف نموده است تا رٲی صادره را حداکثر ظرف 48 ساعت از تاریخ صدور به مؤدی ابلاغ و نسخه ای از رٲی ابلاغ شده را به اداره امور مالیاتی ذیربط ارسال نماید؛ آرای صادره در چهار برگ و با امضای کلیه اعضاء مناط اعتبار می باشد. اداره امور مالیاتی و دبیرخانه هیأت نمی توانند پیش از امضاء رٲی یا قرار توسط اعضای هیأت آن را به مؤدی و یا سایر اشخاص تسلیم یا ابلاغ کنند در غیر اینصورت مرتکب متخلف محسوب و برای تعقیب انتظامی به دادستانی انتظامی مالیاتی معرفی خواهد شد.
    مبحث دوم- مرور زمان در قوانین مالیاتی و اقسام آن
    قانون مالیاتهای مستقیم در چند ماده مساله مرورزمان را مقرر داشته است. هدف از پیش بینی این نهاد تعیین تکلیف امور در مهلت های معقول و جلوگیری از امکان طرح دعاوی و اختلافات پس از سپری شدن زمان طولانی از منشا آن می باشد از سوی دیگر پیش بینی این نهاد در قانون موجب می شود تا مأموران مالیاتی به تکالیف خود در فاصله زمانی معین ملزم شوند و از طرفی مؤدیان مالیاتی نیز برای طرح دعاوی و شکایات، خود را مقید به زمان مشخصی دانسته و تکلیف خویش را سریعتر روشن نموده و برای مدت طولانی دستخوش مشکلات مربوط به تعقیب دعاوی و غیره نباشند.حقوق ایران در رابطه با مسائل مالیاتی موضوع مرور زمان را مورد پذیرش قرار داده است و احکام آن را ضمن مواد 156 و157و 242 و243 قانون مالیاتهای مستقیم معین نموده است. به حکم طبیعت خاص مالیات، مرور زمان در اینجا از مفهوم ویژه ای برخوردار است و با آنچه در گذشته ضمن آئین دادرسی مدنی آمده است متفاوت می باشد؛ درآغاز مرورزمان عبارت بود از گذشتن مدت معینی که به موجب قانون پس از انقضای آن دعوا شنیده نمی شود؛ بعبارت دیگر وقتی که پای دعوا و مراجعه به محاکم برای احقاق حق پیش می آمد مساله مرور زمان مطرح می گردید و صحبتی از اسقاط حق ماهوی مدعی به سبب گذشت زمان در میان نبود هر چند که با قبول مرور زمان ضمانت اجرایی حق یعنی استفاده از دادگاه و امکانات آن منتفی می گشت.
    این نحوه برخورد با طبع دعاوی مدنی تناسب دارد زیرا در این دعاوی مدعی حق به مرجعی که دارای اقتدار قضایی و بیطرف است رجوع می کند و با شخص مقابل در شرایط مساوی در محضر این مرجع قرارمی گیرد «اما در مسائل مالیاتی طرفین وضع دیگری دارند یک سوی قضیه مرجع دولتی است که همواره در مقام مطالبه است و از اقتدارات خاصی نیز برخوردار است و سوی دیگر مردم اعم از اشخاص حقیقی و حقوقی هستند که تحت حکومت دولت قرار می گیرند.رسیدگی به موضوع هم لااقل در مرحله نخست تحت همین شرایط جریان می یابد. در دعاوی مالیاتی اگر طرفین بگویند در صورتیکه دعوا در هیات حل اختلاف مالیاتی یا شورای عالی مالیاتی طرح شد و مدعی به مرورزمان استناد نمود در آن صورت هیات یا شورا باید از رسیدگی خودداری کند مناسب طبیعت این دعاوی نخواهد بود.از سوی دیگر در مورد مؤدیان دو حالت مختلف ممکن است پیش آید:
    اول اینکه مؤدیان اظهارنامه خود را به موقع تسلیم داشته و ارقامی را بعنوان سود یا زیان تعیین کرده باشند در این حالت اساسا قضیه به استماع یا عدم استماع دعوا ارتباطی پیدا نمی کند بلکه بحث بر سر قبول یا عدم قبول اظهارنامه خواهد بود که اگر مرورزمان حاصل شده باشد رقمی که مؤدیان خود بعنوان درآمد مشمول مالیات تعیین کرده اند ملاک اعتبار خواهد بود و مرجع مالیاتی حق تشخیص رقمی زائد بر آن را ندارد.
    حالت دوم به زمانی مربوط می شود که بطور کلی اظهارنامه ای تسلیم نشده است و این اعم از آن است که مؤدی موظف به تسلیم اظهارنامه بوده و با این حال از انجام این تکلیف خودداری کرده باشد و یا اینکه مؤدی طبق قانون مکلف به تسلیم اظهارنامه در سررسید پرداخت مالیات نباشد در این شرایط اساسا حق مطالبه مالیات بر ارث بر اثر مرورزمان منتفی می گردد مگراینکه قبل از حصول مرور زمان برگ تشخیص مالیات از سوی مرجع مالیاتی صادر و به مؤدی ابلاغ شده باشد. بنابراین ملاحظه می شود که مساله مرورزمان در قوانین مالیاتی در همان مرحله تشخیص باید مورد توجه قرار بگیرد نه اینکه موضوع در مراجع رسیدگی به اختلاف قابل طرح باشد.»
    آنچه که در بالا گفته شد در مورد مرور زمان مالیاتی بوده است اما نوع دیگری از مرور زمان در این قانون آمده است که مرور زمان استردادی نام دارد که درمواد 242 و243 قانون مزبور به آن اشاره شده است و مربوط به موردی است که به هرعلت اعم از دریافت اضافی و یا در هر مورد دیگر مالیات اخذ شده طبق مقررات باید به مؤدی مسترد شود. درادامه به تفصیل به بررسی هریک از اقسام این دو نوع می پردازیم.
    این نوشته در آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.