صراط مستقیم و حقیقت امامت

دانلود پایان نامه
  • آگاهی اجمالی از مسئله امامت.
    دیدگاه اشاعره در باب نصب امام.
    ضرورت وجود امام از دیدگاه متکلمان شیعه اثنی عشری.
    دلایل عقلی و نقلی نصب امام.
    عصمت امام از منظر متفکران بزرگ اسماعیلی.
    بررسی مسئله تأویل از نگاه اسماعیلیه.
    بیان نظرات سه فرقه مورد بحث در مورد برجسته ترین صفت امام.
    1-5- معانی امامت در لغت
    امامت در لغت به معنای رهبری وپیشوایی است. چنانکه در خصوص معنای لغوی آن خلیل بن احمد فراهیدی در کتاب العین آورده است «کل من اقتدی به وقدم فی الامورفهو امام، والنبی علیه السلام امام الامه والخلیفه امام الرعیه….والقرآن امام المسلمین» ترجمه: امام امت است یعنی هر کس که به او اقتدا شود و پیشرو ومقدم در امور باشد او امام است و پیامبر (ص) امام امت است وخلیفه امام مردم است…و قرآن امام مسلمانان است.
    ابن منظوردر لسان العرب آورده است «والامام،کل من ائتم به قوم کانوا علی الصراط مستقیم اوکانواضالین»

  • ترجمه: امام یعنی کسی که مردم از او پیروی می کنند، چه در راه مستقیم و راست و چه در راه گمراهان.
    راغب اصفهانی در مفردات می نویسد :«الامام الموتم به، انسانا کان یقتدی بقوله او فعله او کتاباً اوغیر ذلک محقاًکان او مبطلاً.»
    ترجمه: امام از او پیروی شده است چه انسانی باشد که به سخن ،عمل یانوشته اواقتدا شود یا غیر آن، چه حق باشد چه باطل.بنابراین امام در لغت به معنای پیشوا می باشد یعنی کسی که عده ای از او پیروی کنند وبه او اقتدا کنند و او را پیشوای خود قرار دهند،البته امام یا پیشوا مفهوم مقدسی ندارد .پیشوا یعنی کسی که پیشرو است و عده ای تابع و پیرو او هستند اعم از اینکه آن پیشرو عادل و راه یافته باشد یا باطل وگمراه باشد.
    1-6- امامت دراصطلاح
    عبدالرزاق لاهیجی امامت را چنین تعریف می کند «مراد از امامت نیست مگر ریاست عامه مسلمین در امور دنیا و دین بر سبیل خلیفگی و نیابت از پیغمبر، و از عجایب امور آن است که تعریف مذکور برای امامت متفق علیه است میان ما و مخالفین ما، حال آنکه هیچ یک از خلفاء ایشان متصف نیستند به جمیع امور معتبر در مفهوم امامت به تعریف مذکور.»
    سید مرتضی در رسائل الشریف در تعریف امامت آورده است: «الامامه ریاسه عامه فی الدین بالاصاله لا بالنیابه عمن هو فی دار التکلیف»
    امامت ریاست عمومی دینی است که شخص از طرف خداوند، نه به نیابت از طرف مکلفان آن را بر عهده می گیرد.
    علامه حلّی نیز امامت را ریاست عمومی در امور مربوط به دین و زندگی دنیوی برای شخصی از اشخاص به عنوان نیابت از پیغمبر خدا واجب دانسته است.»
    علامه در الفین نیز چنین بیان می کند: «امام آن انسانی است که ریاست عمومی تام داشته باشد در کلیه امور دین و دنیا.»
    حکیم ملا محسن فیض کاشانی امام را چنین تعریف می کند:«امام کسی است که فرشته درباره عمل و تبلیغ با او سخن می گوید.» و نیز ولی را چنین تعریف می کند که «ولی کسی است که فرشته با او درباره عملی سخن می گوید و یا آن عمل به او الهام می شود.» و نتیجه می گیرد که: «هر امامی ولی و محدث هم هست ونه بالعکس و هر امامی ولایتش مقدم بر امامت او می باشد.»
    پس طبق نظر ملا محسن فیض کاشانی هر امامی نخست به مقام ولایت دست می یابد و سپس به مقام امامت می رسد. فیض کاشانی در ادامه اضافه می کند که ولایت، باطن نبوت است و امامت ونبوت باطن رسالت می باشند و باطن هر چیزی از ظاهر آن شریف تر وبزرگتر است زیرا ظاهر نیازمند باطن است و باطن از ظاهر بی نیاز است و نیز باطن به حضرت حق نزدیکتر است، بنابراین هر یک از این مراتب بزرگتر و شریفتر از مقام بعدی خود است از این رو مقام ولایت بالاتر از مقام نبوت و مقام نبوت بالاتر از مقام رسالت خواهد بود.
    در غرر الحکم از زبان مولا علی (ع) امامت چنین معنی شده است،«الامامه نظام الامه ، یعنی امامت و رهبری نظام امت است. زیرا هر کاری نیازمند به تشکیلات خواهد بود بالاخص اجتماع بشری که اگر دارای نظام صحیحی نباشدوامامی که از جانب حق تعالی است در رأس کار منصوب نگردد و قوانینی برمردم حکومت نکند، اجتماع بشری از هم پاشیده و هرج ومرج خواهد بود.
    نظر علامه طباطبایی در باب تعریف امامت چنین است: «تقدم ومطاع بودن نمی تواند معنای امامت باشد چون مطاع بودن شخص به این معناست که اوامر او را اطاعت کنند واین از لوازم نبوت ورسالت است، خلافت ووصایت نیز نظیر معنای نیابت را دارد وریاست در امور دین و دنیا هم به معنای مطاع بودن است. پس هیچ یک از این معانی با معنای امامت تطبیق نمی کند حقیقت امامت چیز دیگری است که باتوجه به آیات قرآن کریم این حقیقت کشف می گردد. قرآن هرجا که سخن از امامت می گوید به دنبالش معترض مساله هدایت می شود مثل آیات 72 و 73 سوره انبیا که فرموده «ووهبنا له اسحاق و یعقوب نافله وکلاً جعلنا صالحین وجعلنا هم ائمه یهدون بامرنا…» ترجمه: واسحاق و یعقوب را به عنوان عطیه به او بخشیدیم وهمه را از شایستگان قرار دادیم، و آنها را پیشوایانی کردیم که [مردم را] به فرمان ما هدایت می کردند و یا در آیه 24 سوره سجده که فرمود :«وجعلنا منهم ائمه یهدون بامرنا لما صبروا وکانوا بایاتنا یوقنون»، و نظر به اینکه شکیبایی کردند و به آیات ما یقین داشتند از آنها پیشوایانی گماردیم که به فرمان ما [مردم را] هدایت می کردند.
    وصف هدایت در رابطه با امامت وصف تعریف است وخدا می خواهد آن را به مقام هدایت معرفی کند. در همه جا هدایت مقید به امر شده وبا این قید فهمیده می شود که امامت به معنای مطلق هدایت نیست بلکه هدایتی است که با امر خدا صورت می گیرد.»
    طبق نظر علامه طباطبایی امام هدایت گر مردم به اذن خداوند می باشد و امامت ائمه در حقیقت دونوع است یکی امامت و رهبری بر ظاهر اعمال و راهنمایی مردم به سمت افضل اعمال و دیگری رهبری دلها و باطن اعمال که حقیقت امام در همین قسم دوم تجلی می یابد.
    این نوشته در آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.