شیعه امامی و وجوب وجود

دانلود پایان نامه
  • 2-6-1-بررسی قاعده لطف به عنوان مهمترین دلیل عقلی نصب امام
    برگزیدن امام امری است که برخدا واجب است این وجوب از آن لحاظ است که وجود امام لطف است یعنی در پرتو وجود امام مردم از زشتیها و کردارهای ناپسندی که در شریعت از انجام آن ها منع شده اند، دور می گردند و به کردارهای نیک یعنی کردارهای واجب شرعی رهنمون می شوند. لطف بودن وجود امام از دیدگاه شیعه امامیه مؤید ومثِبت دو معناست:
    اول: اینکه وجوب وجود امام که وجود امام لطف است ولطف برخداوند واجب است.
    دوم: وجوب انتخاب امام از سوی خدا از آن جهت که شرط امامت عصمت است و عصمت امریست خدایی که جز خدا کسی از آن آگاه نیست، تنها خداست که از نهان ما آگاه است «امامیه انتخاب امام را عقلاً واجب می دانند و برآنند که این وجوب معلول دو علت است: نیاز مردم، نیاز دین که با انتخاب امام این دو نیاز برآورده می شود و دو هدف تحقق می یابد. امکان رفتن مردم به راه خطا جائز است وگناه از سوی آنان محتمل است پس وجود امام لطف است و از پرتو وجود وحضور امام و راهنمایی های او که هم معصوم است وهم عادل و هم عالم مکلفان جایزالخطا به طاعت نزدیک و از معصیت دور می شوند، با وجود امام دین خدا پایدار می ماند و شریعت در پناه او حفظ می گردد و این از آن جهت است که آیین پایدار تا روز رستاخیز به نگهبانانی معصوم، عادل وعالم نیازمنداست این نیاز در مقام تشبیه به نیاز حادث ممکن در بقاء به علت مبقیه می ماند. امام علت مبقیه دین خدا تا دامنه قیامت است.»
    شیعه امامیه نصب امام را برخداوند و عقلاً بنابر قاعده لطف واجب می دانند ودلایلی را مبتنی بر آن ارائه می کنند.
    معنی لطف و اقسام آن
    لطف چیزی است که مکلف را به طاعت نزدیک و از معصیت دور کند و بهره ای در ممکن ساختن فعل نداشته باشد و به حد اضطرار و اجبار نرسد. آوردن قید اجبار برای آن است که لطف با تکلیف منافاتی ندارد. لطف دو نوع است:1-لطف مُقَرَب2-لطف محصل
    لطف مقرب همان است که در تعریف لطف بیان شد، اما لطف محصل چیزی است که هنگام طاعت از مکلف به نحو اختیار ظاهر می شود. از دیدگاه شیعه امامیه لطف واجب است بر خلاف اشاعره که لطف را واجب نمی داند دلیل وجوب لطف این است که به واسطه لطف، غرض خداوند حاصل می شود زیرا هنگامی که خداوند می داند که مکلف جز با لطف اطاعت نمی کند، پس اگر بدون لطف، خداوند انسانها را مکلف کند این نقض غرض است.
    در یک تقسیم بندی دیگر لطف به سه قسم تقسیم می شود که عبارتند از:
    گاهی لطف از افعال خداوند است مثل ارسال رسل و جانشینان آنها و… پس این لطف بر خداوند واجب است.
    گاهی لطف از افعال مکلف است مثل تکالیفی که ما باید انجام دهیم و به واسطه آنها لطف خداوند شامل حال ما می شود مثل تحصیل علوم دینی ودر این نوع لطف بر خداوند واجب است که به او بفهماند و قبلاً گفته باشد ومکلف هم بداند که این کار او را مشمول لطف الهی می کند.
    لطف از طریق فعل فرد دیگری است غیر از مکلف، مکلف مثل انسانی که موعظه می کند و سبب می شود که انسان معصیتی را انجام ندهد. لطف این نیست که طاعت تحقق یابد بلکه لطف انسان را به ملطوف فیه (یعنی طاعت) نزدیک می کند بنابراین لطف شامل حال کفار وهمه انواع انسانها می شود ودر واقع لطف بیشتر در بحث حسن وقبح عقلی جایی دارد یعنی عقلاً این گونه است. البته لطف شرایط واحکامی دارد که عبارتند از:
    میان لطف و ملطوفٌ فیه تناسب است.
    به حد اجبار و الجاء نرسد یعنی لطف در فرا خواندن به ملطوفٌ فیه به حد اجبار نرسد.
    مکلف به نحو اجمالی یا تفضیلی علم به لطف داشته باشد .
    لطف مشتمل بر صفتی زائد بر حسنش باشد یعنی واجب را منتسب باشد مثل نوافل.
    مطلب مشابه :  پایان نامه ارشد با موضوع سرمایه گذاری مستقیم خارجی و سرمایه گذاری مستقیم

  • مکلف مخیر باشد در انتخاب هر کدام که خواست مثل کفاره روزه که چند حالت دارد و مکلف مختار است در اینکه کدام نوع را انتخاب کند
    هر کدام از دو بدل (لطف وبدلش)حسن و دارای مصلحت باشند .
    دیدگاه علامه حلی در باب لطف
    الامام لطف فیجب نصبه علی الله تعالی تحصیلاً للغرض.
    امامیه معتقدند که نصب امام واجب عقلی است و دلیلش این است که وجود امام لطف است ولطف بر خداوند واجب است. امام لطف است چون با وجود امام مردم به طاعت نزدیک و از معصیت دور می شوند واگر امام نباشد فتنه و فساد همه جا را می گیرد واگر امام باشد کار دین و دنیای مردم سروسامان می گیرد.
    مخالفان اعتراضاتی به لطف کرده اند: «والمفاسد معلومه الانتفاء و انحصار اللطف فیه معلوم للعقلاء و وجوده لطف و تصرفه لطف آخر وعدمه منّا.»
    اعتراض اول: لطف بر خداوند واجب است و اگر مفاسد وموانعی از آن نباشد قبول می کنیم که وجود امام لطف است اما شاید مفاسدی باشد که ما از آن بی اطلاعیم در این صورت به یقین نمی توان گفت وجود امام لطف است ونصبش واجب چون احتمال مفسده وجود دارد. در پاسخ باید گفت ما می دانیم امام مفسده ندارد مگر آنکه عادل و معصوم نباشد و قدرت و مال ولشکر را در راه ظلم به کار ببرد که ما شرط عصمت را برای امام واجب می دانیم
    اعتراض دوم: شاید امام لطف باشد اما فایده وجود او به وسیله چیز دیگری حاصل می شود. در جواب گفته می شود: طبق دین مردم، عادات و شرایط و اوضاع محیط آنها لطفی غیر امام عادل تصورنمی شود مثلاً اگر مردم فرشتگان را می دیدند که موقع انجام گناه آنها را نهی می کردند این کار هیچگاه بدل امامت نمی شود، اگر امام عادل نمی بود مردم سلاطین را حاکم خود می کردند در طول تاریخ مردم اکثرا ًاز سلاطین با وجود ظلم وستم آنها اطاعت می کردند، وقتی امام غیر معصوم در مردم تأثیر می گذارد تأثیر امام معصوم چگونه خواهد بود .
    علامه حلی در الفین امامت را لطف عام ونبوت را لطف خاص خوانده است. «ممکن است روزگار و صحنه گیتی او وجود پیغمبر زنده خالی باشد ولی امکان ندارد که از امام خالی باشد، انکار لطف عام بدتر از انکار لطف خاص است یعنی منکر امامت شدن بدتر ازانکار پیغمبراست» .
    این نوشته در آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.